جنگ تحمیلی آمریکا و میدانداری رسانهای ایرانیان
فائقه بزاز
رسانه، مادر شکلدهی به افکار عمومی است. رسانه با زایش یک تفکر و بازپروری آن میتواند معادلات حاکم بر جوامع را دگرگون کند. برای همین از رسانه بهعنوان رکن چهارم دموکراسی یاد کردهاند.
رسانهای که در عصر نوین، بالوپر گرفته از شکل مکتوب و مطبوعاتی خود درآمده، بهصورت صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن و گرافیک در کسری از ثانیه در دسترس مخاطبان جهان قرار میگیرد و توسط آنان ضریب خورده، دستبهدست میشود.
تسخیر میدان روایت اول به دلمان مانده بود که لگوییها در شبکههای اجتماعی طلوع کردند. بهخصوص که سفارت خانههای ایران در سراسر دنیا با بهرهگیری از چاشنی توئیتر و تولید «میم»های متناسب با ادبیات بینالمللی بر آتش انتشار آن دمیدند. توزیع این سبک محتوا با استفاده از ادبیات خاص برای اثرگذاری بر افکار عمومی، توجه دنیا را به خود جلب کرد تا آشکارا میدان را به دست ایران بدهد.
اهمیت این رویداد سبب شد تا در این شماره به چگونگی شکلگرفتن موجهای رسانهای بینالمللی به سبک ایرانی در جنگ بپردازیم. نخست تعریفی از نقش رسانه و اهمیت قدرت روایتهای دستاول را در کنار انتشار شایعات و اثرات متقابل آن بر سلامت روانی جامعه در جنگها برایتان بازگو میکنیم.
روایت اول به ذهن مخاطب چهارچوب میدهد
سرعت انتشار خبر در جنگ بسیار مهم است؛ رسانهای که نخستین روایت یک رویداد را منتشر کند، تعیینکننده چارچوب ذهنی مخاطب است. این پیام بهعنوان مرجع در ذهن مخاطب باقیمانده، اطلاعات بعدی بر اساس آن تفسیر میشود. به همین دلیل است که رسانهها، بهویژه در ساعات اولیه بحرانها تلاش میکنند سریعترین روایت را ارائه دهند. مانند نمایش رهگیریهای پدافندی در تنشهای ایران و اسرائیل که برداشت اولیه مخاطبان را شکل داد تا دست ایران را برای برتری رسانهای بلند کند.
با پشتیبانی این برتری، انتشار گسترده یک جمله یا خبر کوتاه میتواند آرایش نظامی و راهبردهای دفاعی را تحتتأثیر قرار بدهد. آنچه در دو جنگ ۱۲روزه و چهلروزه از ایران به جهان مخابره شد پیام قدرت و بازدارندگی بود؛ آن هم در شرایطی که سکوهای تبلیغاتی دشمن تلاش کرد میدان دو جنگ اخیر را وارونه تفسیر کنند.
وقتی نبرد نرم، جنگ سخت را مدیریت میکند
در جنگها، نبرد نرم در جبهههای خبری، تصویری و روایتی نقش پشتیبان جبهه نظامی را دارد و تعیین میکند کدام طرف از بحران، مشروعتر و پیروزتر در ادراک عمومی جهانی جلوه کند. این مدیریت رسانهای نه صرفاً مجموعهای از تاکتیکها، بلکه نوعی راهبرد ملی است که وظیفه دارد میان بیان واقعیت جبهه و حفظ انسجام روانی جامعه تعادل برقرار کند. لازم میداند کدام اخبار منتشر شود و کدام محتوا ضریب بگیرد و کدام خبر تا اطلاع ثانوی در ابهام باقی بماند.
گاهی هم استراتژی زمانبندی تأخیری ضرورت پیدا میکند؛ یعنی شکستها با تأخیر و پیروزیها بهصورت آنی و لحظهای منتشر میشود تا سلامت روانی افکار عمومی و جامعه در امنیت باقی بماند.
نمونه این سبک از مدیریت اخبار در تمام جنگهای مدرن قابلمشاهده و مستند است. مثلاً در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) پنتاگون مجوز کنترل شدید اطلاعات را صادر کرد و خبرنگاران تنها با نظارت ارتش اجازه حضور در میدان داشتند. حتی تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از بمبارانها بهدقت انتخاب میشدند تا جنگ را صددرصد تکنولوژیک جلوه دهند که گویا تلفات انسانی ندارد.
در جنگ ویتنام، روایتها ابتدا به سود دولت آمریکا تنظیم شده بود؛ اما انتشار تصاویر غیرقابلانکار از کشتار غیرنظامیان و ترس سربازان آمریکایی در میدان نبرد، روایت حاکم را تغییر داد.
در سوی مقابل، ویتنام شمالی با تکیه بر رسانههای چریکی و ارتباط با خبرنگاران بینالمللی، موفق شد تصویر «ملتی مقاوم در برابر امپریالیسم» را بسازد. این چرخش روایتی، نشان داد چگونه مدیریت بازتاب اخبار میتواند به شکست روانی یک ابرقدرت منتهی شود. در نبرد استالینگراد (۱۹۴۲-۱۹۴۳) نیز دولت شوروی در اوج محاصره و بحران، اجازه انتشار خبرهای واقعی را نمیداد؛ اما درست پس از پیروزی، رسانهها به طور هماهنگ شروع به موج گستردهای از تبلیغات کردند تا این نقطه عطف را به نماد مقاومت ملی تبدیل کنند.
همچنین از آغاز جنگ اوکراین- روسیه (۲۰۲۲)، هر دو طرف از سرعت و زمانبندی انتشار ویدئوها و تصاویری از پهپادها یا تلفات دشمن بهعنوان ابزار روانی استفاده کردند. رسانهها در این نبرد، عملاً به واحدهای فعال عملیات روانی تبدیل شدند.
مدیریت شکلدهی اخبار
شایعات و سلامت روان جامعه
فرقی نمیکند جنگ باشد یا بروز بحران و تلاطم اجتماعی، اینجاست که بنیه ضعیف جامعه میتواند هر خبری را باور کند. دشمن نیز با سوءاستفاده از این ظرفیت منفی با موجسواری روی شایعات سبب تضعیف ارکان و ستونهای بدنه آن جامعه میشود.
اما چرا در چنین شرایطی، شایعات با سرعتی بیشتر از اطلاعات رسمی منتشر میشوند؟
به نقل از ایرنا، جنگ یکی از قویترین محرکهای اضطراب جمعی است. وقتی افراد احساس خطر یا ناامنی میکنند، مغز آنها به طور طبیعی به دنبال اطلاعاتی میگردد که بتواند وضعیت را توضیح دهد. در چنین شرایطی حتی اطلاعات ناقص یا غیرمطمئن هم میتواند بهسرعت پذیرفته شود؛ زیرا ذهن ترجیح میدهد توضیحی ناقص داشته باشد تا اینکه در وضعیت ابهام باقی بماند.
نازنین آهنگری، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه در این رابطه میگوید: «یکی از مهمترین عوامل شکلگیری شایعه، نبود اطلاعات شفاف و فوری است. در زمان جنگ، جریان رسمی اطلاعرسانی ممکن است محدود، با تأخیر یا کنترلشده باشد. این خلأ اطلاعاتی باعث میشود افراد برای فهمیدن آنچه در حال رخدادن است، به منابع غیررسمی روی بیاورند. در چنین فضائی، هر روایت غیررسمی میتواند بهسرعت تبدیل به خبر شود.
انتقال شایعه فقط به معنی باورکردن آن نیست؛ گاهی افراد با بازنشر یک خبر تأییدنشده تلاش میکنند احساس کنترل بیشتری بر شرایط داشته باشند. وقتی کسی خبری را با دیگران به اشتراک میگذارد، در واقع تلاش میکند خود و اطرافیانش را برای یک خطر احتمالی آماده کند. این رفتار نوعی مکانیسم روانی برای کاهش اضطراب است.»
نقش شبکههای اجتماعی
در سرعت انتشار
اگر درگذشته شایعات از طریق گفتوگوهای روزمره منتقل میشد، امروز شبکههای اجتماعی این روند را چندین برابر سریعتر کردهاند. یک پیام کوتاه، تصویر یا ویدئو میتواند در عرض چند دقیقه به هزاران نفر برسد. سرعت بالا و نبود امکان راستیآزمایی فوری باعث میشود مرز میان خبر واقعی و شایعه بسیار کمرنگ شود.
آهنگری در پاسخ به این سؤال که چرا شایعات معمولاً ترسناکتر هستند، میگوید: «مطالعات روانشناسی نشان میدهد ذهن انسان به اطلاعات منفی و تهدیدآمیز حساستر است. به همین دلیل، شایعاتی که حاوی خطر، کمبود، حمله یا تهدید هستند بیشتر دیده و منتقل میشوند. این موضوع به سوگیری منفی در ذهن انسان مربوط است؛ سازوکاری تکاملی که باعث میشود انسان برای بقا به نشانههای خطر توجه بیشتری نشان دهد.
متخصصان سلامت روان توصیه میکنند در شرایط بحران، افراد منابع خبری خود را محدود و معتبر انتخاب کنند؛ همچنین پیش از بازنشر هر خبر، چند دقیقه برای بررسی منبع و صحت آن زمان بگذارند.»
توجه به جزئیات خبر مهم است
بسیاری از اخبار جعلی دارای اغراق، اعداد غیرواقعی یا لحن غلو شده و هیجانی هستند. توجه به این جزئیات و تأمل قبل از انتقال هیجانی آن به دیگران از عوامل مؤثر بر مدیریت شایعه و عدم انتشار آن است. متخصصان سلامت روان توصیه میکنند در شرایط بحران، افراد منابع خبری خود را محدود و معتبر انتخاب کنند
همچنین پیش از بازنشر هر خبر، چند دقیقه برای بررسی منبع و صحت آن زمان بگذارند. کنترل میزان مواجهه با اخبار و حفظ فاصله از جریان مداوم اطلاعات نیز میتواند به کاهش اضطراب و جلوگیری از گسترش شایعات کمک کند.
در دوران جنگ و بحران، تشخیص خبر درست از خبر جعلی دشوارتر میشود؛ اما با رعایت چند نکته میتوان احتمال فریبخوردن را کاهش داد. نخست اینکه منبع خبر باید بررسی شود. اگر خبری فقط در پیامرسانها یا شبکههای اجتماعی دیده میشود و منبع مشخصی ندارد، احتمال جعلی بودن آن زیاد است. رسانههای معتبر و خبرگزاریها معمولاً نام رسانه، تاریخ انتشار و جزئیات دقیقتری ارائه میدهند.
آهنگری، دکترای روانشناسی بالینی در این زمینه نیز اظهار میکند: «علاوه بر اینکه منبع خبر اهمیت دارد، نکته دیگر، توجه به جزئیات خبر است. بسیاری از اخبار جعلی دارای اغراق، اعداد غیرواقعی یا لحن بسیار هیجانی هستند. این نوع خبرها اغلب باهدف تحریک احساسات مخاطب نوشته میشوند تا سریعتر بازنشر شوند.»
وی میافزاید: «همچنین بررسی عکسها و ویدئوها اهمیت زیادی دارد. گاهی تصاویر مربوط به یک حادثه قدیمی یا مربوط به کشور دیگری است؛ اما در فضای مجازی بهعنوان رویدادی تازه منتشر میشود. جستوجوی ساده تصویر در اینترنت میتواند نشان دهد که آن عکس پیشتر در چه زمانی و کجا منتشر شده است. در نهایت بهتر است قبل از باورکردن یا بازنشر یک خبر، آن را در چند منبع معتبر دیگر نیز بررسی کرد. اگر خبری واقعی باشد، معمولاً توسط چند رسانه قابلاعتماد منتشر میشود.»
رسانه و افکار عمومی
دو رکن اصلی پدافند غیرعامل
باتوجهبه نقش رسانه در جهتدهی افکار عمومی، تأثیر بر سلامت روان جامعه، نباید نقش دشمن را در به دستگرفتن مدیریت رسانه و وارونهسازی و جعل واقعیتها نادیده گرفت.
یکی از راهبردهای رسانهای دشمن، هدف قراردادن اقتدار ملی کشورها در شرایط تحریم و تهدید است تا با انتشار حجم عظیمی از اخبار و اطلاعات جعلی اقتدار ملی کشور را هدف قرار دهند و سبب فروپاشی شوند.
القای گزارههایی چون بیتفاوت نشاندادن مسئولان نسبت به مشکلات معیشتی مردم، سیاهنمایی عملکرد مدیران و زیرسؤالبردن دستاوردها، بزرگنمایی مشکلات و کمرنگ نشاندادن اقدامات، بیاعتماد کردن مردم نسبت به گزارشها و آمارهای رسمی مسئولان و... از این دست اقدامات است.
بهویژه که مدیریت اغلب پیامرسانهایی که در این فضای بیکران فعالیت میکنند خارج از کشور است؛ از این رو خروارها اخبار و اطلاعات بهصورت پنهان و غیرمحسوس در کشورهای هدف بارگذاری و از طریق فضای بینامونشان مجازی انتشار پیدا
میکند.
به همین دلیل میتوان گفت پدافند غیرعامل رسانهای در این زمینه نقش حساس و مؤثری ایفا میکند تا افکار عمومی ناخواسته در دام مهندسی دشمن در گستره فضای مجازی نیفتد.
رسانه و مخاطب دو عامل متأثر بر یکدیگرند. همانگونه که رسانه به لحاظ حرفهای باید قادر به تشخیص لایههای پنهان اخبار و اطلاعات بوده، با امیدآفرینی واقعبینانه در این شرایط حساس حفاظت از اقتدار ملی و اعتماد عمومی را وظیفه ذاتی خود بداند مخاطب نیز وظیفه دارد در تشخیص خبر موثق از خبر جعلی آگاهی به خرج داده از انتشار اخبار نادرست اجتناب کند.