قیمت شاخص نفتی غرب آسیا از ۱۵۰ دلار عبور کرد
درحالیکه تاسیسات نفتی جازان عربستان دیروز به شدت هدف قرار گرفت، شاخص عمان-دبی که بر قیمت انواع نفت صادراتی از غرب آسیا از جمله عربستان تاثیر دارد به بیش از 151 دلار در هر بشکه رسید.
در حالی که آمریکا مدتهاست با خبردرمانی و انواع مداخله در بازارهای کاغذی، قیمت نفت برنت را حوالی 108 دلار کنترل میکند، در بازار فیزیکی شرایط کاملا متفاوت است. پس از تنشهای چند روز اخیر، بررسی نمودارهای شاخصهای نفتی نشان میدهد که قیمت نفت عمان به بالای ۱۵۱ دلار در هر بشکه رسیده است.
به گزارش فارس، قیمت نفت عمان که شاخص قیمتی غرب آسیاست در یک هفته گذشته ۳۴ دلار گران شده است.
سهشنبه هفته گذشته قیمت نفت عمان به مرز ۱۱4 دلار رسیده بود. همان روزی که نیروهای مسلح یمن به شدت تاسیسات نفتی اَبها را هدف قرار داده بود و تاسیسات نفتی آرامکو در شهرهای ینبع، جازان و اَبها در آتش حملات یمنیها از کار افتاد. از طرفی، ایران هم اعلام کرده بود که یک زیردریایی پیشرفته آمریکا را شکار کرده است.
درحالیکه تاسیسات نفتی جازان دیروز صبح هم به شدت هدف قرار گرفت، شاخص عمان-دبی که بر قیمت انواع نفت صادراتی از غرب آسیا از جمله عربستان تاثیر دارد به 151 دلار و 52 سنت در هر بشکه رسید.
مدیریت بازار با استفاده از اخبار جعلی
در همین حال با عبور قیمت نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار و رسیدن آن به حدود ۱۰۷ دلار که در پی سختگیری بیشتر تهران بر عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز و تحولات یمن رخ داد، بار دیگر موجی از اخبار درباره میانجیگری، تبادل پیام از طریق قطر و پاکستان و نزدیک بودن توافق میان ایران و آمریکا در رسانهها منتشر شده است.
به گزارش مهر، دونالد ترامپ که تا پیش از این بهصراحت از مذاکره با ایران اعلام انصراف میکرد، اکنون پالسهای مذاکره را مخابره میکند. این چرخه تکراری نشان میدهد که واشنگتن هر بار که قیمت نفت از آستانه تحملش عبور میکند، بهجای اقدام عملی، از «خبر» به عنوان ابزاری برای کنترل بازار و پایین آوردن قیمت نفت استفاده میکند.
واقعیت این است که نفت بالای ۱۰۰ دلار فشار سنگینی بر اقتصاد آمریکا وارد میکند. بهطوری که نرخ گازوئیل در آمریکا به رکورد تاریخی شش و دو دهم دلار در هر گالن رسیده است.
رویترز پیشتر در گزارشی هشدار داده بود که این افزایش قیمت، بودجه سرویسهای حملونقل مدارس را تحت فشار شدید قرار داده است و کارشناسان نیز معتقدند تداوم آن میتواند هزینه حمل کالا در سراسر زنجیره تأمین را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، کاخ سفید بهجای اقدام جدی در میدان، دست به «خبردرمانی» میزند. یعنی با انتشار اخبار مثبت و گاهی کذب از نزدیکی توافق با ایران، تلاش میکند بازار را فریب داده و قیمت نفت را بدون هیچ اقدام عملی پایین بیاورد.
اذعان آمریکاییها
اظهارات جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در این زمینه بسیار قابل تأمل است. بولتون که در دورهای از نزدیکان حلقه ترامپ محسوب میشد، بهصراحت گفته است: من فکر میکنم [رفتار او] نوعی دستکاری بازار است تا نشان دهد همهچیز خوب است. او میگوید هر لحظه ممکن است توافق شود و محاصره عالی عمل میکند. هدف اصلیاش این است که قیمت نفت پایین بیاید.
بولتون در جای دیگری نیز اشاره کرد: اگر چیزی وجود دارد که ترامپ نسبت به آن وسواس دارد، آن بازارها و قیمت بنزین است.
این اظهارات از سوی یک مقام ارشد سابق که از نزدیک با تیم ترامپ در ارتباط بوده، ادعای «خبردرمانی» را از یک فرضیه به یک واقعیت مستند تبدیل میکند.
تله مذاکره
نکته مهم برای جمهوری اسلامی همینجاست؛ مسئولان کشور نباید به هر خبر درباره میانجیگری، مذاکره یا نزدیک بودن توافق، بیش از اندازه وزن سیاسی و رسانهای بدهند زیرا ممکن است ناخواسته به همان اثری کمک کنند که طرف مقابل به دنبال آن است.
حتی اگر مذاکرهای در جریان باشد، ضریب دادن به آن و ایجاد موج رسانهای، تنها به نفع طرف آمریکایی تمام میشود. در مقابل، اگر اخبار منتشرشده از سوی طرف مقابل نادرست باشد، لازم است بلافاصله و بدون تأخیر تکذیب شود تا بازار فرصت واکنش کاذب پیدا نکند.
این تاکتیک اما یک مشکل اساسی دارد. در کوتاهمدت ممکن است جواب بدهد و قیمتها را پایین بیاورد، اما به مرور فعالان بازار یاد میگیرند که به اخبار تکراری با احتیاط بیشتری نگاه کنند.
سفر مقامهای قطری و پاکستانی میتواند بخشی از یک تلاش واقعی برای کاهش تنش باشد، اما میان یک دیدار، یک رایزنی و یک توافق واقعی فاصله زیادی وجود دارد.
مسئولان لازم است دقت بیشتری در زمانبندی جلسات، تبادل پیام و اعلام نتایج آن داشته باشند، زیرا این هم بخشی از جنگ است.
آغاز بحران بزرگ سوخت در جهان
به نظر میرسد ترس مقامات آمریکایی از سونامی قیمتی است که تاکنون فقط بخشی از ان آشکار شده است. والاستریت ژورنال گزارش داده که مدیران شرکتهای نفتی آمریکا خبر دادهاند که بحران جهانی سوخت از راه رسیده است.
«داگ بورگام» وزیر کشور آمریکا گفته که افزایش قیمتها موقتی است. «کریس رایت» وزیر انرژی آمریکا هم دیشب وعده داده است، در ماههای آینده پر کردن ذخایر راهبردی را شروع خواهیم کرد.
ذخایری که در زمان بایدن ۱۸۰ میلیون بشکه از آن بهخاطر جنگ اوکراین خالی شده بود، ۱۷۲ میلیون بشکه دیگر هم بهخاطر حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز خالی شده است.
ماه مارس یعنی اسفند ۱۴۰۴ که برداشت از این ذخایر شروع شد، مدیران غولهای نفتی آمریکا یعنی شورون، اکسونموبیل، کنوکوفیلیپز به ترامپ هشدار دادند.
حالا سطح این ذخایر از سطح بحرانی هم کمتر و به کف عملیاتی ۲۵۰ میلیون بشکه نزدیک شده است.
«مایک ویرث» مدیرعامل شورون، میگوید: حاشیههای اطمینانی که محافظ بازار بودند تا حد زیادی اکنون از بین رفتهاند.ای کاش میتوانستم به شما بگویم دلیلی میبینم که اوضاع بهتر خواهد شد اما اکنون واقعا سخت است که چنین چیزی را ببینم.
دیروز قیمت نفت خام آمریکا بالای ۱۰۴ دلار بود. قیمت بنزین هم بیش از یک دلار در هر گالن گرانتر از یک سال پیش و گازوئیل هم رکورد قیمتی تاریخ این کشور را شکسته است.
کرایه تاریخی نفتکشها
بر اساس گزارش بلومبرگ، دادههای بورس بالتیک لندن هم نشان میدهد کرایه روزانه یک ابرنفتکش در مسیر خلیجفارس به چین به یک میلیون و ۳۵ هزار دلار رسیده است.
این رکوردشکنی قیمت در شرایطی ثبت شده که تنشهای نظامی در تنگه هرمز شمار کشتیهای حاضر برای عبور از این آبراه را به شدت کاهش داده است.کرایه ۱۵ روز سفر یک ابرنفتکش از خلیجفارس به چین حدود ۱۵ میلیون دلار میشود که نسبت به ارزش ۲۱۶ میلیون دلاری محموله دو میلیون بشکهای، حدود هفت درصد از پول نفت را میخورد. این فقط کرایه است و بیمه جنگ و سوخت را شامل نمیشود.
بر اساس این گزارش، هزینه حمل نفت از خلیجفارس به چین که نیازمند عبور از تنگه هرمز نیست نیز به حدود ۶۴۴ هزار دلار در روز رسیده است.
گزارش بلومبرگ مجموعهای از عوامل را در این جهش بیسابقه مؤثر میداند. جنگ علیه ایران و کاهش تمایل مالکان کشتی برای ورود به تنگه هرمز، تغییر روش صادرات نفت خلیجفارس به انتقال محمولهها با شناورهای کوچکتر به خارج از تنگه و بارگیری در ابرنفتکشها از جمله این عوامل
هستند.
افزایش حاشیه سود پالایشگاهها به دلیل جنگ در ایران و اوکراین و تمایل آنها به خرید و حمل هر محموله موجود و اختلال در جریان صادرات نفت عربستان به دلیل حملات یمنیها که برخی کشتیها را به مسیرهای ۳۰ روزه دور آفریقا وادار کرده است هم دیگر عوامل مهم هستند.
بر اساس این گزارش، افزایش کرایه حمل نفت لایه جدیدی از فشار تورمی بر بانکهای مرکزی جهانی وارد میکند و این هزینهها میتواند به قیمت بنزین، گازوئیل، کرایه حمل کالا و در نهایت قیمت کالاهای مصرفی در فروشگاهها منتقل شود.