عمان حافظ منافع آمریکاست نشست مسقط تله است، مراقب باشید!
سرویس سیاسی-
تنگه هرمز، به اذعان رسانههای غربی، سلاح راهبردی ایران و کارآمدتر از بمب اتم است؛ مبادا با خوشخیالی مجدد، تیغ تیز این سلاح در تله عمانیها کند شود؛ فراموش نکنید مسقط صرفاً «حافظ منافع کاخ سفید» است.
در روزهای اخیر، تحرکات دیپلماتیک مشکوکی پیرامون تنگه هرمز در جریان است که بوی یک «تله جدید» را میدهد. اخبار منتشرشده نشان میدهد رایزنیهای فشردهای میان برخی مقامات اجرائی با طرف عمانی بر سر ترتیبات جدید در «تنگه هرمز» در حال انجام است؛ تفاهماتی که اگر با هوشیاری مواجه نشود، بیم آن میرود که بار دیگر یکی از بزرگترین اهرمهای اقتدار راهبردی نظام را در معاملهای خسارتبار کند سازد.
ماجرا از آنجا شروع شد که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور در گفتوگو با شبکه «ایندیا تودی» از نهائیشدن تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز خبر داد. همزمان، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز در مصاحبه با «العربی الجدید» صراحتاً اعلام کرد:«دستور کار نشست عمان، مسیر دریایی جدید در تنگه هرمز است و جزئیات توافق و نقشههای مربوط به آن را در اختیار کشورهای شرکتکننده قرار خواهیم داد.»
بر اساس گزارش رسانهها، قرار است روز دوشنبه (23 شهریورماه) نشستی 8جانبه با حضور وزرای خارجه ایران، عراق و ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس در صلاله عمان برگزار شود تا از این چارچوب رونمایی گردد.
اما سؤال اساسی و حیاتی این است در شرایطی که دشمن در میدان نظامی و کارزار اقتصادی به درهای بسته خورده، چرا باید دست برتر و کارت برنده ایران در تنگه هرمز، روی میز مسقط گذاشته شود؟
تنگه هرمز؛ «سلاح طلایی»
و کارآمدتر از بمب اتم
برای درک عمق ماجرا، باید نگاهی واقعبینانه به وزن ژئوپلیتیک تنگه هرمز انداخت. تنگه هرمز نبض انرژی و تجارت جهانی است. روزانه حدود
۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی- معادل یکپنجم کل تجارت دریایی نفت جهان- از این آبراه تحت کنترل ایران عبور میکند.
اما ابعاد این اقتدار منحصر به نفت نیست. آمارها و اطلاعات بینالمللی نشان میدهد: ۴۳ درصد واردات آلومینیوم خام ترکیه، ۲۶ درصد ژاپن، ۱۸ درصد کره جنوبی و ۱۶ درصد خود آمریکا از مسیر تنگه هرمز تأمین میشود.
در حوزه صنایع پایه و کشاورزی، ۵۵ درصد گوگرد و اسیدسولفوریک اندونزی، ۴۸ درصد چین، ۴۱ درصد هند، ۳۸ درصد مراکش و ۳۲ درصد برزیل کاملاً به امنیت این آبراه وابسته است.
همین حقایق آشکار است که رسانههای غربی را به اعتراف واداشته است. رویترز صراحتاً نوشت که تسلط بر تنگه هرمز برای ایران به یک «سلاح طلایی» تبدیل شده که فوریت و اثرگذاری آن از پرونده هستهای نیز بیشتر است.
روزنامه انگلیسی تلگراف نیز با صراحت اقرار کرد: «تنگه هرمز اکنون برای ایران سلاحی است که از بمب اتم هم مرگبارتر است. کنترل ایران بر این آبراه، ابزاری تهاجمی و فعال است که نبض اقتصاد جهانی را در دست تهران قرار داده است.»
تثبیت این قدرت مطلق، حاصل بیش از چند دهه تدبیر مجاهدانه نیروهای مسلح در اجرای طرح «دفاع موزائیکی» و سازماندهی موشکی (طرح هجرت) است. زمانی که مقامات آمریکایی در والاستریت ژورنال پزِ انهدام پلهای پشتیبانی بندرعباس را میدادند، متوجه شدند که قدرت ایران در هرمز قائم به یک نقطه نیست که با بمباران از کار بیفتد. علاوهبر این، اقدام هوشمندانه انصارالله یمن در تصرف استراتژیک بندر المخا و جزیره میون در بابالمندب که صادرات نفت آلسعود را ۹۵ درصد کاهش داد، اهرم فشار دوگانهای خلق کرد. حالا چرا باید این «سلاح طلایی» که دشمن را به زانو درآورده، بیدرنگ در دیپلماسی لبخند بیخاصیت شود؟
مجلس کجای این معامله است؟!
در حالی که مسئولان امر مدعی هستند این تفاهم صرفاً «موقتی و فنی» برای مدیریت شناورهای تجاری است و شرط اصلی آن بازگشت آمریکا به تعهداتش در تفاهمنامه اسلامآباد است، اما متأسفانه بوی همان پنهانکاریهای دوران برجام و تفاهم نامه اسلام آباد به مشام میرسد.
بر اساس اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرگونه عهدنامه، مقاولهنامه و موافقتنامه بینالمللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. هیچکس حق ندارد به اسم «تفاهمنامه موقت» یا «نقشه راه دریانوردی»، خانه ملت را دور بزند.
پاسخ سادهلوحانه برخی افراد که میگویند «اگر جزئیات توافق با عمان را منتشر کنیم، آمریکا و اسرائیل متوجه میشوند» بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است! مگر میشود نقشهها و جزئیات یک طرح را در صلاله به وزرای خارجه ۸ کشور منطقه که اغلب پایگاه رسمی آمریکا هستند ارائه کرد، اما آن را از ملت ایران و نمایندگان مجلس پنهان نگه داشت؟! آیا نوکران منطقهای آمریکا این دادهها را به اربابشان نخواهند داد؟ کتمان جزئیات از ملت و مجلس، صرفاً راه را برای تصمیمات شتابزده، دور زدن قانون و تکرار تجربه تلخ «خسارت محض» هموار میکند.
عمان؛ «حافظ منافع آمریکا»
نه میانجی بیطرف!
یکی از خطاهای محاسباتی مهلک، «مقدسسازی از نقش مسقط» و سادهلوحی در برابر رفتار سلطنت عمان است. سادهانگاری است اگر تصور کنیم عمان در برابر آمریکا ایستاده یا نقش میانجی مستقل دارد. عمان در تمام طول تاریخ چند دهه اخیر، رسماً «حافظ منافع ایالات متحده آمریکا»در منطقه بوده است.
چگونه میتوان به کشوری چشم امید بست که خودش زیر ضربه و تهدید مستقیم آمریکا قرار دارد؟ مگر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با فاکسنیوز صراحتاً عمان را تهدید نکرد و گفت: «اگر عمان سر راه قرار گیرد، آنجا را شدیداً بمباران میکنیم»؟! کشوری که با یک تشر کاخ سفید، ارادهاش سلب میشود، چگونه میتواند مأمن و ضامن منافع ملی ایران باشد؟
هدف اصلی واشنگتن پس از شکست در سناریوهای نظامی، دقیقاً خارج کردن ترتیبات امنیتی تنگه هرمز از دست ایران بوده است. آمریکا حتی زمان ترامپ تلاش کرد با راهاندازی کریدورهای جعلی در سمت عمان، اهمیت هرمز را کاهش دهد و عمانیها هم تا توانستند همراهی کردند. امروز که آمریکای تروریست در میدان حریف آفند و پدافند ایران نشده، واسطه عمانی را فرستاده تا از طریق تفاهمنامههای گنگ و چند پهلو، همان هدفی را محقق کند که ترامپ با تهدید به بمباران نتوانست به دست آورد.
هشدار به دستگاه دیپلماسی
نباید اجازه داد دیپلماسی رسمی دچار خطای محاسباتی شود. همانطور که سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی پیشتر به درستی تصریح کرد:«اگر بین ایران و عمان توافقی بر سر مسیر عبور و مرور در تنگه هرمز شود، این توافق موضوعی کاملاً جدا از مسئله انسداد یا بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود.»
دستگاه دیپلماسی نباید تحت تأثیر فضاسازی رسانههای غربی قرار گیرد که تلاش میکنند نشست صلاله را به معنای عقبنشینی ایران یا بازگشایی بیقیدوشرط آبراه بنامند. تا زمانی که دشمن به تعهدات خود بازنگشته و تحریمهای ظالمانه برچیده نشده، هیچگونه تسهیلاتی نباید به جریان انرژی غرب داده شود. تنفس مصنوعی دادن به شریان اقتصادی دشمن بدون اخذ امتیاز ملموس، نامی جز «خودزنی راهبردی» ندارد.
سلاح راهبردی ایران را بیاثر نکنید!
نشست صلاله عمان، اگر با چشمان باز، هوشیاری عمیق و صلابت انقلابی هدایت نشود، مستقیماً به یک تله دیپلماتیک برای بیاثر کردن سلاح راهبردی جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد. دستگاه دیپلماسی باید صریح و شفاف بداند که تسلط بر تنگه هرمز، ودیعه خون مطهر شهدا و حاصل مجاهدت و اقتدار جان برکفان نیروهای مسلح است و به هیچ عنوان قابل معامله در نشستهای تشریفاتی مسقط نیست. در این میان، مجلس شورای اسلامی نیز شرعاً و قانوناً موظف است بر اساس اصول صریح ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی، فوراً به این پرونده ورود کرده و با بررسی دقیق متن تفاهمنامه و نقشههای ادعایی، مانع از هرگونه پنهانکاری و خطای محاسباتی شود. دستگاه دیپلماسی باید هرچه سریعتر از خوشخیالی و سادهلوحی در قبال سلطنت عمان دست بردارد؛ چرا که مسقط در بهترین حالت عملکردی جز «حافظ منافع واشنگتن» نداشته و هرگونه واگذاری امتیازات در هرمز، عملاً بازی مستقیم در زمین ترامپ و کاخ سفید است.
تیغ تیز هرمز نباید در تله مسقط کند شود؛ این اهرم بیبدیل اقتدار ملی باید تا عقبنشینی کامل و عملی دشمن از خطوط قرمز نظام، با صلابت و قاطعیت در دست امت مبعوث و نیروهای مقتدر مسلح باقی بماند.