کد خبر: ۳۳۷۸۸۷
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۶
نگاهی به کتاب «بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم»

قصیده‌ای سپید برای قرن‌ها انتظار

سیده زینب حسینی

چندی است که عنوان کتاب «بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم» در محافل و مجالس ادبی با خوانش بعضی از قطعات شعر آیینی و انتظار این مجموعه بر سر زبانها افتاده و مورد استقبال اهالی ادبیات و حوزه فرهنگ قرار گرفته.
«بسپار سر هر ثانیه عاشق باشیم» عنوان مجموعه‌ای است از عزیزالله محمدی، متخلص به «امتدادجو» که در کمتر از یک‌سال پیش در سال 1404 توسط انتشارات شخصی این شاعر، نویسنده، راوی و روزنامه نگار به زیور طبع آراسته و به بازار نشر روانه شد تا در اختیار علاقه‌مندان قرار بگیرد.
«انتشارات امتدادجو» که بر گرفته از تخلص همین شاعر است؛ با پرداختن به نشر کتب ادبی، فرهنگی و تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، تاکنون توانسته است در حوزه شناسایی و معرفی نویسندگان جوان و نوقلم گام‌های مؤثری بردارد و در عرصه معرفی و زندگینامه قهرمانان ملی معاصر و شهدا نیز اقدامات مؤثر با رویکرد مبارزه در قالب جنگ شناختی و ترکیبی در مقابل هجمه دشمنان بالاخص از جنگ 12روزه به بعد داشته و در این مسیر کوشیده است تا با نگرش به فرهنگ ایرانی اسلامی و با شناسایی عناصر مختلف عملیات‌های روانی در فضای مجازی، آثار تولید شده خود را به صورت کاربردی و در راستای تقویت باورها و ارزش‌های ملی و میهنی و دینی در معرض جوانان و اهل فرهنگ و ادب قرار بدهد.
عزیزالله محمدی با ورود به مفاهیم مذهبی از جمله مفهوم انتظار و مهدویت در دفتر 208 صفحه‌ای «بسپار سر هر ثانیه عاشق باشیم» به عمق و کنه ادعیه و روایات و آیات مرتبط با موضوع ظهور و تجلی امام عصر(عج) رنگ و بوی هنری و زبان شعری بخشیده تا علاوه‌بر انتقال مفاهیم مذکور با مخاطبین خود به زبانی مؤثر و غیر از زبان معمول منابر و سخنرانی گفت‌وگو کرده باشد.
بر اساس آنچه که در فهرست و مقدمه این کتاب آمده، این مجموعه مشتمل بر 180 قطعه شعر سپید، آزاد و نو است که همین موضوع از چند منظر خارج از کم و کیف اشعار می‌‌‌تواند قابل توجه و در نوع خود بکر و بدیع باشد.
نکته اول و حائز اهمیت و متمایز از سایر مجموعه اشعار و شعرا، تعداد قطعات این مجموعه است که این تعداد شعر از یک شاعر بر اساس تحقیقات و جست‌وجوهای که صورت گرفته تاکنون درخصوص یک موضوع سروده نشده و این اولین بار است که از یک شاعر این تعداد قطعه شعر برای ساحت مقدس آقا امام زمان(عج) سروده می‌‌‌شود که شاعر مجموعه در بخشی از مقدمه کتاب اشاره داشته که این تعداد نیز منتخب از میان حدود سیصد قطعه بوده است.
نکته دوم و بسیار قابل توجه و ادبی درخصوص این مجموعه قالب انتخابی شاعر برای سرایش این تعداد از اشعار ا«نتظار» و «مهدویت» است که همان‌گونه که اشاره شد در قالب سپید، نو و آزاد بوده و البته گاهی به سمت شطحیات نیز کشیده شده است.
آنچه که این موضوع (قالب اشعار) را در این مجموعه قابل توجه می‌‌‌کند؛ توجه عامدانه شاعر به سرایش اشعار در این قالب غیرمتعارف برای اشعار آئینی است که به طور معمول جهت اشعار اجتماعی و اعتراضی و یا عاشقانه به‌کار گرفته می‌‌‌شود و تعمد عزیزالله محمدی برای سرایش این اشعار در این قالب که گاه با فرم‌گرایی نیز همراه شده وجه تمایز دیگر این کتاب به سایر مجموعه‌ها‌ی شناخته شده در این عرصه است.
سومین نکته متمایز «بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم»پیوسـتگی معنا، مفهوم، مضامین و موضـوع کل مجموعه است که آن را دارای یک ویژگی خاص کرده؛ ویژگی که گرچه اشعار در قالب سپید و نو هستند؛ اما! همانند یک قصیده بلند می‌‌‌شود کل کتاب را یک شعر عاشقانه در نظر گرفت و اگر انقطاع نام قطعات و انقطاع صفحات به وجود نیاید می‌‌‌توان سطر به سطر آن را با تصاویر پیوسته به هم دید که در نهایت انتظاری عاشقانه را بیان می‌‌‌کند.
عزیزالله محمدی پیش از این درخصوص این ویژگی اشعار خود و بعضی شعرا در یادداشت‌های مختلف اشاره داشته که بعضی از مجموعه‌ها‌ی اشعار سپید دارای توالی خوانش در معنا و فهم منظور شاعر هستند که این عامل باعث می‌‌‌شود اشـعار یک مجموعه که دارای یک موضوع واحد اسـت، تداعی‌کننده یک قصیده بلند باشد و از همین رو با مقدمه‌ای که برای کتاب شعر خانم زهرا فرزین نیز نگارش کرد نام مجموعه او را که در سال 1396 توسط انتشارات گلستان منتشر شد «قصیده سپید» گذاشت و به طور مفصل درخصوص این نوع ویژگی اشعار سپید در آنجا سخن گفت.
بر سه وجه متمایز این مجموعه نسبت به مجموعه‌ها‌ی دیگر، می‌‌‌توان این نکته را هم به عنوان نکته چهارم اضافه کرد که گاهـی در بعضی از قطعات، بیان تصاویر انتزاعی و سـورئال چنان غالب شده‌اند که گویی بخشی از صحنه یک نمایش هستند و برای درک میزانسن صحنه روبه‌رو توسط مخاطب، کلمات نیز به شکلی متفاوت در صفحه و سطرهای مختلف چیدمان شده‌اند تا او (مخاطب) حتی به حرکت و چرخش و صدا و لحن کلمات نیز احاطه داشته و تصویر برساخته از چیدمان را دریافت کند.
توجه عزیزالله محمدی به وجه عاشقانه انتظار و ابتلائات انسان در عصر حاضر و اعصار گذشته و تبدیل این ابتلائات به زبان شعری و ادبی با بهره‌گیری از فلسفه انتظار و ورود به عالم معرفت، گویای آن است که «بسپار سر هر ثانیه عاشق باشیم» مترصد به همراهی طی طریق کمال و شناخت برای مخاطبین خود است؛ چرا که با نقبی که در مقدمه به نظریه‌ها‌ی فلسفی و معرفتی جهان اسلام و اندیشمندان معاصر و ماضی جهان غرب می‌‌‌زند، موضوع انتظار و مهدویت را نه تنها یک موضوع نقلی، بلکه دقیقا برابر با عقل برمی‌‌‌شمارد و از منظر درک الزام به حضور منجی سخن می‌‌‌گوید؛ همانند آنچه که شهید آوینی گفته «گر کسانی به جهانیان نفهمانند که وضعشان خراب است، آن‌ها‌ طلب نجات از چه کنند؟! کسی که اوضاع را مطلوب می‌‌‌بیند، نجات نمی‌‌‌خواهد. این آگاهی به جهل و تاریکی و وضعیت اسف بار جامعه انسانی باید در ذهن انسان‌ها‌ صورت بندد تا مردم به دستگیری منجی اضطرار پیدا کنند، در حالی که در کثافت و خشونت و جنگ فرو رفته‌اند»
عاشقانگی و انتخاب زبان صمیمی و ساده و دایره واژگانی آشنا برای هر نوع مخاطب حتی برای مخاطب نوجوان گر چه آن را تبدیل به مجموعه‌ای سهل و ممتنع کرده ‌اما کشف تصاویر و ارتباطات معنایی مفاهیم از جذابیت‌های «بسپار سر هر ثانیه ما عاشق باشیم» است که شاعر به وضوح تلاش دارد تا زبان عاشقانه و صمیمی را جایگزین زبان اعتراض و گلایه در شعر انتظار بکند
مجموعه اشعار موجود در این کتاب با تعلق بخشی به موضوع عشق حقیقی و واقعی، حقیقت و زلالی و شفافیت روح انسان را در مواجهه با سرشت پاک انسان کامل برمی‌‌‌شمارد که می‌‌‌توان او را به نام منجی شناخت و با معرفتی از ساحت مقدس حضرت بقیه‌الله عاشق شد و برای او قرنها و نسل‌ها انتظار کشید.
خالی از لطف نیست چند قطعه کوتاه از این مجموعه را زمزمه کنیم:
1
بگو تنهائی از غم غربت که کاست
که نمی‌‌‌آیی!؟
و خدا!
تو را در آستین کدام اتفاق پنهان کرد
که عشق را همگان به دوش می‌‌‌کشند و عاشق!
عاشق!
عاشق!
تنها نام مجنون می‌‌‌شود.
2
در فصل دنیا! یک دروغ بود
دقیقه‌ها‌ی بی‌تو
در قرن بی‌نگاهت
عمرم! هزار کابوس
3
یک نفر تویی که هیچ وقت برنمی‌‌‌گردی!
یک نفر هم من!
که هیچ وقت بر نمی‌‌‌گردم
تو از رفتنت!
من! از نگاه به سمتی که تو رفتی...

captcha