کد خبر: ۳۳۷۹۵۱
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۸
آسیب‌شناسی هنر هفتم در کشورمان-بخش پایانی

جست‌وجوی سینمایی در خدمـت اقتـدار و اتحـاد ملی

آرش فهیم

یکی از کارکردهای اصلی صنعت سینما در جهان امروز، «قدرت‌سازی» و تثبیت هنجارهای فرهنگی است. در واقع، سینما و رسانه به یکی از ارکان اصلی امنیت فرهنگی و تاب‌آوری ملی تبدیل شده است. رسانه و فرهنگ در جهان امروز، میدان مسابقه تصویرسازی‌هاست؛ هر که روایت خود را غالب کند، افکار عمومی را فتح کرده است.
در همین جهت، پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی به همین مبارزه یعنی «هنر روایت» پرداخت. حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای با اشاره به شرایط خطیر پیش‌رو برای رسیدن به «ایران هرچه قوی‌تر»، دقیقاً به آسیب‌شناسی رفتاری پرداختند که سال‌هاست در بخشی از بدنه سینمایی و رسانه‌ای کشور جا خوش کرده است. ایشان به‌روشنی تصریح می‌کنند: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حلِ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است.»
 این رهنمود، شلاق بیداری بر پیکر سینمای جشنواره‌ای و بی‌هویتی است که به نام «بازنمایی معضلات»، روح امید را در ملت می‌کشد. سینماگر ما باید در نظر بگیرد که «بیان صادقانه ضعف‌ها» در صحنه بین‌المللی، گاه نادانسته و ناخواسته، سوخت‌رسانی به جنگ روانی دشمن است. در مقابل، آموزه قرآنی «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» یادآور می‌شود که قوت، قدرت و نقاط مثبت کشور نیازمند روایت و برجسته‌سازی است؛ اما تبدیل این روایتِ قدرت از یک ایده روی کاغذ به یک جریان زنده، اثرگذار و جذاب در هنر و سینما نیازمند تغییرات بنیادین در نگاه هنرمندان و مسئولان فرهنگی است.
بر همین اساس و مطابق آنچه در قسمت قبلی این گزارش در گفت‌وگو با کارشناسان و سینماگران پرداخته شد، تحقق سینمایی در خدمت اقتدار و اتحاد ملی، با نسخه‌های تک‌بعدی، بخشنامه‌های دولتی یا رهاسازی عرصه به دست جریان‌های سودجو حل‌شدنی نیست. برون‌رفت از وضعیت کنونی نیازمند بسته‌ای ترکیبی است: اول؛ ثبات در سیاست‌گذاری کلان، یعنی رهاشدن مدیریت فرهنگی از نوسانات سیاسی و حزبی. دوم؛ استقلال از جشنواره‌های غربی با تکیه‌ بر فرم و محتوای برخاسته از زیست‌بوم ملی و مذهبی و سوم؛ بازتعریف نسبت سینما باهویت واقعی جامعه؛ عبور از سیاه‌نمایی و مبتذل‌سازی و حرکت به سمت انعکاس تاب‌آوری، جهاد، معنویت و تاریخ پُرافتخار ملت ایران، پیوند زننده هنر هفتم با آرمان‌ها و فرهنگ و تاریخ پرافتخار کشورمان است. 
 رهایی از دام فستیوال!
سال‌هاست نوعی از فیلم‌ها به نمایندگی از سینمای ایران در جشنواره‌ها و محافل غربی حضور می‌یابند که باوجود نام ایران، در واقع آثاری ضدایرانی هستند. نمونه اخیر چنین آثاری فیلم‌هایی نظیر «دانه انجیر معابد»، «یک تصادف ساده»، «کیک محبوب من»، «بیداد» و «مراقب» هستند؛ فیلم‌هایی که برخلاف مقررات داخلی و بدون مجوز قانونی به خارج از کشور ارسال شده و اصلاً مجوز نمایش ندارند.
دکتر مجید شاه‌حسینی، کارشناس سینما و رئیس فرهنگستان هنر، درباره این طیف از آثار در مصاحبه‌ای می‌گوید: «سینمای ایران سال‌ها تا مرز ملی‌شدن فاصله دارد چون نمی‌خواهد به ملت خودش احترام بگذارد و می‌خواهد شوخی بماند و جدی گرفته نشود. دوست دارد در جشنواره‌های غربی و روی فرش قرمز آن‌ها بخرامد و حرف‌های دوپهلو بزند و جایزه بگیرد؛ هم این‌جا قدر ببیند و هم در خارج فرصت‌طلبانه زیست کند. جریان شبه‌روشنفکری و سینمای ما فرسنگ‌ها از ملت خود عقب‌تر است و این یعنی تحجر قرن نوزدهمی. سینما سفارت یعنی توجه به سفیرانی از سینمای ایران که تصویر مطلوب غرب را از جامعه ایران به مخاطبین جهانی عرضه می‌دارند. قرار است غرب از این طریق سینمای ما را به سمت‌وسویی ببرد که چهره‌ای سیاه، تباه و ناامید از جامعه ما نشان دهد تا بگوید اگر کشوری مورد تحریم قرار گیرد، دوزخ روی زمین می‌شود. البته هرگز نمی‌گویند که این‌ها فیلمسازان سفارتخانه‌ای هستند.»
این مدرس سینما درباره راهکار برون‌رفت از این وضعیت تأکید می‌کند: «مدیران ما در این عرصه یا مشاوران آن‌ها قبل از به‌عهده‌گرفتن مسئولیت باید یک دوره بگذرانند و سینما را بهتر بشناسند. ما سینما را ابزار پر کردن اوقات فراغت دیدیم و نه هنجاری مهم برای تعریف الگوی زندگی در جامعه. سینما تصویر امروز و دیروز جامعه نیست؛ بلکه تصویر فردای جامعه است. آن چیزی که بر پرده سینما نمایش می‌دهید در آینده نزدیک در جامعه محقق می‌شود. سینما عرصه خلق است؛ جهانی مجازی که جهان واقعی خود را می‌سازد. وقتی از سینما حرف می‌زنیم از جهانی آرمانی حرف می‌زنیم که قرار است مخاطب به آن دعوت شود. کسی که فقط سیاهی و تباهی و پلیدی را بر پرده سینما قاب می‌کند، درواقع این جهان را خلق می‌کند؛ این مجازی است که در جهان واقع منتشر خواهد شد؛ بنابراین نمی‌توانید بگویید من فقط نمایش می‌دهم؛ شما در حال خلق‌کردن هستید. این الگویی است که آمریکایی‌ها تحت عنوان «رؤیای آمریکایی» به رسمیت شناخته‌اند و بر پرده سینما به تصویر درآورده‌اند و از این طریق شیوه زیست آمریکایی را جهانی کرده‌اند. سینما عرصه تعریف هنجارهاست و نه توصیف ناهنجاری‌ها. اگر کسی این ظرفیت سینما را نمی‌شناسد خود را به نادانی زده است. سینما بخش پاتولوژی نیست. کسانی معتقدند که فقط باید ناهنجاری‌ها را نمایش دهند تا مسئولین محترم ذهنشان متوجه شود و درصدد رفع مشکلات بربیایند، اما این باید در عرصه مستند دنبال شود. سینما عرصه نمایش آرمان‌هاست و کسی که آرمان سوزانه فیلم می‌سازد یا سینما را نشناخته و یا خود را به نادانی زده است. کسی که آرمان‌های بلند و اعتقادات ملتش را در سینما هدف می‌گیرد حتماً سینماگر ملی نیست. وقتی همه دنیای استکبار، ما را تحریم می‌کند، کسی که کنار دشمن ما قرار می‌گیرد و بر ضد ما فیلم می‌سازد حتماً فیلمساز دشمن محسوب می‌شود. این مرزگذاری در اروپا و آمریکا هم رعایت می‌شود. در سال‌های جنگ و دوران جنگ سرد ببینید با فیلمسازان معترض خودشان چه کردند! هیچ مخالف‌خوانی را تحمل نمی‌کردند. همین امروز هم در غرب آیا تحمل می‌کنند کسی بر ضد یهود فیلم بسازد؟ این تعاریف محکم‌تر از آن است که در سینما بتوان با آن شوخی کرد. این فیلمساز ماست که ظاهراً فکر می‌کند که می‌تواند در کشور با هنجارهای بی‌وطنی فیلم بسازد، یک جایزه در داخل بگیرد و چند جایزه هم در سطح جهان!»
از سوی ‌دیگر، روح‌الله شمقدری، فیلمساز و فعال فرهنگی، با اشاره به فاصله‌گرفتن سینما از بدنه جامعه معتقد است: «سینمای ایران سال‌هاست با بخش مهمی از مردم فاصله گرفته است؛ سینمایی که قرار بود روایتگر زندگی، امید، هویت و آرمان‌های این سرزمین باشد، در بخش‌هایی به بازتولید تصویری سیاه و ناامیدکننده از جامعه تبدیل شده است. تلخ‌تر آنکه حتی بخشی از سینمای «ارزشی» نیز در محتوا و روایت، از مبانی فرهنگی انقلاب اسلامی فاصله گرفته و به‌نوعی سکولاریسم فرهنگی دچار شده است. امروز سینمای ایران بیش از هر چیز به یک تحول بنیادین در نسبت خود با جامعه و فرهنگ انقلاب اسلامی نیاز دارد. این تحول وابسته به مدیریت فرهنگی قدرتمند، شجاع و صاحب مبنا است. مدیرانی که به‌جای ظاهرسازی، مناسبات بسته، رهاسازی و یا مصلحت‌اندیشی‌های فرسوده، توان باز کردن میدان برای هنرمندان مبعوث و روایت‌های برآمده از جامعه مبعوث را داشته باشند. روز سینما باید فرصتی برای یک پرسش جدی باشد: چگونه می‌توان سینمای ایران را از انحصار پدرخوانده‌های خودخوانده و شاه‌نشینان خانه کرده در سینما رها کرد و آن را به سینمایی مردمی، هویت‌مند، امیدآفرین و در تراز انقلاب اسلامی تبدیل کرد؟»
 یک الگوی کارآمد برای سینمای ملی
سینمای دفاع مقدس تنها جریان سینمایی در تاریخ پس از انقلاب است که توانست «فرم، محتوا و زیست‌بوم بومی» را در یک هم‌افزایی کامل به ساختاری منسجم تبدیل کند. دلیل اصلی موفقیت این الگو آن بود که ایمان و باور دینی جامعه ایرانی به‌صورت کاملاً ارگانیک در فرم سینمایی حل شد، نه به‌صورت فرمایشی یا
 تحمیلی.
برای تعمیم این الگو به سایر ژانرها، چند مؤلفه کلیدی قابل‌استخراج است. نخست، استقلال از چارچوب‌ها و پسند فستیوال‌های غربی؛ فیلمسازانی مانند رسول ملاقلی‌پور یا ابراهیم حاتمی‌کیا چشمداشتی به فستیوال‌های غربی نداشتند و همین رهایی باعث شد تصویر واقعی جامعه خود را قاب بگیرند. دوم، پیوند درون‌مایه بومی با کهن‌الگوهای عقیدتی و تاریخی؛ همان‌طور که سینمای دفاع مقدس بر بستر کهن‌الگوی عاشورا نشست، سینمای فانتزی و تاریخی نیز می‌تواند بر بستر اساطیر، ادبیات کهن و تاریخ سرافراز ایران شکل گیرد. سوم، قهرمان‌پروری بر پایه انسان واقعی و ملموس؛ قهرمانانی که نه آسمانی و دست‌نیافتنی، بلکه از دل همین مردم بودند و در موقعیت‌های سخت، دست به انتخابی بزرگ می‌زدند و چهارم، تقدم مسئله مردم بر سیاسی‌کاری و منفعت‌طلبی مالی.
زنده‌یاد محمد کاسبی، بازیگر سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با روزنامه کیهان گفته بود: «سینمای دفاع مقدس ابعاد وسیعی دارد و دشمنی‌ها علیه این کشور هیچ‌گاه تمامی ندارد. سینمای دفاع مقدس جای سیاست‌بازی نیست؛ مانند شاهنامه فردوسی است که همواره باید در آن صحبت از دلاوری و سلحشوری باشد نه اینکه فیلم‌هایی ساخته شود که جوانان از دفاع از کشورشان‌ گریزان شوند. این‌گونه موضوعات باید در وجود سازنده اثر هنری بجوشد، نه ریاکارانه و برای رفع تکلیف. امثال حاتمی‌کیا و ملاقلی‌پور با سفارش کار نمی‌کردند، بلکه درونشان آن‌ها را به سمت ساخت این آثار می‌برد.»
  مقاومت؛ حیاتی‌ترین سوژه ملی در عرصه تصویر
وقایع معاصر کشور، از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر، شهادت سرداران، دانشمندان و مردم بی‌گناه در کنار حماسه‌های بی‌نظیر ایستادگی، همگی سوژه‌هایی ناب برای خلق آثار ملی و بین‌المللی هستند. سینمای ایران به این حوادث واکنش نشان داد که برجسته‌ترین آن‌ها فیلم «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان بود.
حبیب‌الله والی‌نژاد، تهیه‌کننده فیلم «نیم‌شب»، به گزارشگر کیهان می‌گوید: «این فیلم که به بازخوانی یکی از تلخ‌ترین و درعین‌حال انسانی‌ترین وقایع جنگ ۱۲ روزه می‌پردازد، ریشه در تجربه‌های فیلم‌سازی من در روایت فتح دارد. با تداوم جنگ، ثبت حوادث پایتخت و پایداری مردم را ضروری دیدیم. وقتی قصه مستند و تکان‌دهنده ایثار و تاب‌آوری کادر درمان بیمارستان محب کوثر مطرح شد، به دلیل ظرفیت بالای دراماتیک آن، همراه با محمدحسین مهدویان سمت ساخت اثر داستانی رفتیم. فیلم‌برداری دقیقاً در لوکیشن‌های اصلی انجام شد تا باورپذیری کار افزایش یابد. در حال حاضر نیز تحقیقات پروژه‌ای درباره دلاوری‌های بی‌نظیر جوانان نیروی هوائی ارتش را در دست پیشبرد داریم.»
همچنین محسن اسلام‌زاده، مستندساز، با تأکید بر لزوم ثبت واقعیت‌های پایداری مردم در دو جنگ تحمیلی دوم و سوم به گزارشگر کیهان بیان می‌کند: «مهم‌ترین قابی که باید برای آیندگان روایت شود، قاب ایستادگی بی‌نظیر مردم ایران است. این کشور با سایر نقاط جهان متفاوت است؛ کشوری است که رهبر، نیروهای مسلح و مردمش یکپارچه ایستاده‌اند. در جریان راهپیمایی روز قدس اخیر، حتی با وجود اصابت ترکش و شهادت یک بانوی محترمه، مردم عقب ننشستند و تیم ما لحظات را ثبت کرد. رسالت امروز ما این است که شب‌وروز نداشته باشیم تا اجازه ندهیم دروغ‌های دشمن جای این حقیقت باشکوه را بگیرد.»
 امید آینده سینمای ایران
در نهایت، مرور وضعیت سینمای کشور نشان می‌دهد که تحقق سینمای ملی نیازمند یک ریل‌گذاری شجاعانه، تربیت نسلی تازه‌نفس و باورمند به اقتدار ایران و عبور از انحصارطلبی و جشنواره زدگی است؛ ریلی که اگر امروز ایجاد نشود، فردا برای حفظ شناسنامه فرهنگی نسل‌های آینده دیر خواهد بود.
همچنان که سید شهیدان اهل ‌قلم مرتضی آوینی فراخوانده بود: «اجازه دهید که امید ما برای آینده سینمای ایران جز به هنرمندان مؤمن خط‌شکن نباشد که نباشد. امام بت‌شکن بود و بسیجی‌ها به تبعیت از ایشان، خط‌شکن؛ و سینمای متعهد ما نیز باید خاکریزهای تثبیت‌شده‌ سینمای غرب را بشکند و راهی تازه باز کند. راه ما از آنجا که غربی‌ها رفته‌اند و می‌روند نمی‌گذرد و باید متوقع بود که اگر افق‌هایمان با یکدیگر متفاوت است، راه‌هایمان نیز متفاوت باشد؛ روش‌هایمان نیز.»

captcha