استقلالطلبی، تنها جرم ایرانیهاست آمریکا به هیچ تفاهمی پایبند نمیماند
سرویس خارجی-
اقتصاددان برجسته آمریکایی و رئیس مرکز توسعه دانشگاه کلمبیا در مصاحبهای تاکید کرد: آمریکا به هیچ تفاهمی پایبند نبوده و نمیماند و تنها راه پایان جنگ نیز این است که آمریکا از منطقه غرب آسیا برود. به گفته وی دلیل اصلی فشارها به ایران «استقلالطلبی» ایرانیها است.
طی 7 ماه گذشته بسیاری از کارشناسان برجسته اقتصاد، علوم سیاسی، روابط بینالملل و امنیت بینالملل بارها و بارها در نوشتهها و مصاحبههای خود در رسانهها و اندیشکدههای معتبر آمریکا و جهان تأکید کردهاند که جنگ آمریکا علیه ایران به اهداف مورد نظر واشنگتن نرسیده و آمریکا تا بیش از این از جنگ متضرر نشده باید به آن پایان دهد؛ جفری ساکس اقتصاددان برجسته حوزه توسعه پایدار اقتصادی و استاد دانشگاه کلمبیا از جمله این تحلیلگران برجسته است. وی از همان آغاز جنگ بارها ضمن مخالفت با جنگ تأکید کرده بود جنون ترامپ در حمله به ایران، ثروت مردم آمریکا را به باد خواهد داد و نتیجهای نیز در نهایت به دنبال نخواهد داشت.
هدف واقعی آمریکا از جنگ علیه ایران
مدیر مرکز توسعه پایدار دانشگاه کلمبیا در مصاحبه جدیدی که با «مرکز مطالعات سیاسی و بینالملل» وزارت خارجه کشورمان انجام داده است، تأکید میکند: راهحل جنگ ایران و آمریکا توافق سیاسی رسمی بین دوطرف نیست چرا که آمریکا به هیچ تفاهمی پایبند نبوده و نخواهد بود. «ساکس» در پاسخ به سؤالی درباره اهداف آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران گفت: «هدف آمریکا، هژمونی در جهان، از جمله هژمونی در خاورمیانه است. سیاست خارجی آمریکا بر این فرض استوار است که این کشور باید شرایط را به سایر کشورهای جهان دیکته کند و این موضوع در همه مناطق جهان، از جمله غرب آسیا و خاورمیانه، صدق میکند.» او با بیان اینکه «از این منظر، اقدام آمریکا چندان غافلگیرکننده نیست»، گفت: «آمریکا بهطور منظم وارد جنگ میشود، دولتها را سرنگون میکند و سیاست خارجیاش بر تغییر رژیم استوار است. هدف آمریکا، برتری یا هژمونی است.»
این استاد برجسته دانشگاه با اشاره به «جرم ایران» برای کسب استقلال خود، میگوید: «از نگاه امپراتوری آمریکا، ایران پس از سال ۱۹۵۳، زمانی که آمریکا دولت دموکراتیک محمد مصدق را سرنگون کرد و یک حکومت پلیسی را به قدرت رساند، در محدوده امپراتوری آمریکا قرار داشت. این وضعیت تا سال ۱۹۷۹ ادامه یافت؛ زمانی که ایران حاکمیت خود را بازیافت.»
بازدارندگی ایران
جفری ساکس درباره این که یکی از پیامدهای مهم جنگ علیه ایران، افزایش نقش قدرتهای میانی و فرصتهایی است که برای ایفای نقش مهمتر در نظام بینالملل به دست آوردهاند، گفت: «ایران نشان داده که در برابر آمریکا از بازدارندگی برخوردار است. این موضوع از نگاه آمریکا بسیار قابلتوجه است، زیرا آمریکا اصلاً انتظار چنین چیزی را نداشت. یمن هم میتواند دریای سرخ را ببندد. ایران بازدارندگی معتبری در برابر آمریکا دارد. اینها برای آمریکا شوکآور هستند، اما واقعیت این است که ایران کشوری قدرتمند و از نظر فناوری پیشرفته است که میتواند در برابر حملات نظامی آمریکا مقاومت کند.»
شکست فشار اقتصادی
ساکس درباره نقشههای شوم آمریکا برای ایران نیز گفت: «همه ما شنیدیم که وزیر خزانهداری آمریکا گفت که وظیفه او در سال ۲۰۲۵، نابودی اقتصاد ایران بوده است. هدف این بود که ارزش پول ایران کاهش یابد، ایران از معاملات بینالمللی خارج شود، ارزش پول ملی سقوط کند و تورم بالا ایجاد شود. مردم ایران در نتیجه این سیاست از تورم بالا رنج میبرند و هدف آمریکا این بود که مردم ایران را علیه دولت قرار دهد.» او افزود: «آمریکا میخواست مردم بگویند شما بیکفایت و فاسد هستید و چنین رنجی برای ما ایجاد کردهاید، در حالی که این رنج، نتیجه جنگ اقتصادی عمدی آمریکا بود. وزیر خزانهداری آمریکا این موضوع را بسیار روشن و آشکار توضیح داد و حتی به آن افتخار کرد. او گفت ما مردم را به خیابانها آوردیم. اکنون گفتهاند که اقدامات بیشتری انجام خواهند داد. نمیدانم واقعاً چه کار بیشتری میتوانند انجام دهند زیرا سالهاست با شدت زیادی تلاش کردهاند اقتصاد ایران را نابود کنند.»
ساکس در پاسخ به این پرسش که «آیا این فشارها میتوانند محاسبات راهبردی ایران را تغییر دهند؟»، میگوید: «ایران یک کشور تمدنمحور است و شاید بتوان گفت یکی از قدیمیترین تمدنهای جهان است. ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که میتواند با چنین فشارهایی مقابله کند. روشن است که این نوع فشارها محاسبات راهبردی ایران را تغییر نخواهد داد.»
تنها راه پایان جنگ
به گزارش فارس، ساکس در پاسخ به این پرسش که «جنگ چه زمانی و چگونه پایان خواهد یافت؟»، گفت: «به نظرم دو مسئله بهترتیب وجود دارد، یکی پایان دادن به جنگ و دیگری حل بحرانهای منطقه. پایان دادن به جنگ، از نظر من، یک راه عملی دارد و آن، این است که آمریکا به خانه بازگردد.» او با بیان اینکه «من چندان خوشبین نیستم که آمریکا هرگز توافقی را امضا یا به آن پایبند بماند»، توضیح داد: «دلیل آن، این است که وقتی شما یک قدرت هژمون هستید و میخواهید هژمون باقی بمانید، مأموریت اصلیتان نشان دادن سلطه بر جهان است. بنابراین، هر چیزی که روی کاغذ نوشته شود و محدودیت قدرت شما را نشان دهد، حتی اگر کاملاً منطقی باشد، غیرقابلقبول خواهد بود.»
به گفته ساکس «مشکل تفاهمنامه یا مذاکرات برای دستیابی به یک توافق دیپلماتیک واقعی با ایران این است که چنین توافقی مستلزم احترام آمریکا به حاکمیت ایران است و ناتوانی آمریکا در سلطه بر ایران را نشان میدهد. این مشکل، نه در رابطه با ایران، بلکه در رابطه با سایر کشورهای جهان است. آمریکا نیاز دارد نشان دهد که کنترل اوضاع را در دست دارد و یک توافق نشان میدهد که چنین کنترلی ندارد.» ساکس با تأکید بر اینکه به همین دلیل است که نسبت به هر نوع توافق رسمی بدبین است، به تفاهمنامه اسلامآباد اشاره کرد و گفت: «پس از امضای تفاهمنامه، آمریکا ظرف چند ساعت آن را نقض کرد و اسرائیل نیز ظرف چند دقیقه آن را نقض کرد زیرا آمریکا نمیتواند محدودیت رسمی قدرت خود را بپذیرد.»
اعتراف ژنرال آمریکایی
یک ژنرال ارشد آمریکایی هم در اعترافی کمسابقه، حملات ایران را عامل تغییر شیوه عملیات ارتش آمریکا دانست و گفت: واشنگتن باید پس از سالها اتکا به پایگاههای امن و متمرکز، دوباره «پنهانشدن» از دید دشمن را یاد بگیرد. طبق گزارش وبگاه «میلیتاریتایمز»، «جیمز پی. آیزنهاور» فرمانده فرماندهی تسلیحات ترکیبی ارتش آمریکا، در نشستی در پنتاگون گفت ارتش این کشور در حال بازنگری در شیوه استتار و پنهانسازی نیروها و تجهیزات خود است. او با اشاره به تغییر شرایط میدان نبرد گفت: «پنهان شدن در مقابل دیدگان، به یک ضرورت در میدان نبرد مدرن تبدیل شده است.» آیزنهاور توضیح داد که ارتش آمریکا اکنون نسبت به عملیات در عراق و افغانستان، رویکرد متفاوتی در زمینه استقرار نیروها و حفظ پراکندگی آنها دارد و باید تلاش کند «شبیه چیزی به نظر برسد که نیست». به نوشته «میلیتاریتایمز» این تغییر رویکرد نشان میدهد حملات موشکی و پهپادی ایران، ارتش آمریکا را با واقعیتی متفاوت از جنگهای عراق و افغانستان روبهرو کرده است؛ واقعیتی که در آن برتری هوائی و پایگاههای بزرگ و متمرکز دیگر تضمینی برای امنیت نیروهای آمریکایی نیست و پنهان ماندن، پراکنده شدن و کاهش ردپای نظامی به بخشی ضروری از شیوه جدید عملیات واشنگتن تبدیل شده است.