کد خبر: ۳۳۷۸۱۴
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۲

درس‌های یمن برای دانشگاه‌های نظامی جهان(یادداشت روز)

انقلابیون یمن این بار نیز «جهان» را مبهوت کردند. پیروزی‌های برق‌آسایی که طی ۲۴ ساعت در میادین جنگ کسب کردند، کم از معجزه ندارد: تسلط کامل بر تنگه مهم باب‌المندب، انهدام خط لوله مهم نفتی شرق به غرب عربستان که «بقیق» در سواحل خلیج فارس را به «ینبع» در سواحل دریای سرخ متصل می‌کند، به اسارت گرفتن ۲۵۰۰ نظامی از ملیت‌های مختلف، تسلط کامل بر جزیره مهم «میون»، تسلط بر ۴ فرودگاه مهم در امتداد دریای سرخ و...، آزادسازی 
۵۴۰۰ کیلومتر مربع از سرزمین‌های اشغالی یمن. گزارش کامل این پیروزی را می‌توانید در تیتر یک امروز روزنامه بخوانید. در این میان، یک نکته جالب و مهم دیگر وجود دارد و آن این‌که این پیروزی‌های چشمگیر درست پس از آن حاصل می‌شود که رسانه‌های - غالباً فارسی‌زبان - اپوزیسیون و عبری‌زبان اعلام کرده بودند، صنعا، پایتخت انقلابیون یمن، در آستانه سقوط است و دولت فراری یمن با کمک آل‌سعود تصمیم گرفته است که ضمن تسلط بر باب‌المندب، صنعا را هم از دست انقلابیون یمن خارج کند! اما واقعاً چه اتفاقی در یمن رخ داد؟ چرا مردمی که حتی دو نفرشان، یک لباس متحدالشکل و مناسب جنگ در تنشان نیست و با تجهیزات ساده و درحالی‌که صندل به پا دارند، می‌توانند آمریکا، رژیم صهیونیستی، امارات، عربستان و... را که به انواع و اقسام سلاح‌های مدرن و بزرگ‌ترین سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی مجهزند، این‌گونه تار و مار کنند؟ عربستانی که سی‌ان‌ان همین چهارشنبه گذشته درباره‌اش نوشت، حدود ۲۰۰ مستشار نظامی آمریکایی در جنگ با یمن به آن کمک می‌کنند؟ بخوانید: 
1- ما مهم‌ترین و دلیل اصلی این پیروزی بزرگ و عجیب را، لطف و عنایت الهی می‌دانیم. کسب و فهم چنین پیروزی بی‌نقص و تمیزی آن هم در چنین شرایط حساس و خطیری، جز در «چارچوب لطف خدای مهربان» ممکن نیست و دلایل فرعی دیگری را که در ادامه خواهیم آورد، همه را ذیل همین لطف باری‌تعالی باید فهم کرد.
2- «اتحاد حول رهبری»، از جمله دلایلی مهمی است که انقلابیون یمن را به چنین جایگاهی رسانده است. در مناطق تحت حاکمیت انقلابیون یمن، جریان یا حزب «غرب‌گرا»یی وجود ندارد که ساز مخالف بزند؛ فلذا در بین انقلابیون یمنی، شاهد دوقطبی‌های کاذب و مخرب در شرایط حساس و غیرحساس نیز نیستیم. وحدت در این مناطق، حول رأس قدرت و رهبر حاکم شکل گرفته است. جالب است بدانید که شعار اصلی و رسمی انقلابیون یمن که به «صرخه» معروف است، عبارت است از «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهودیان، پیروزی از آن اسلام است» و بین انقلابیون یمن نیز، کسی را نمی‌توان یافت که بگوید «چرا مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل می‌گویید؟». در آن سو و مقابل این جبهه متحد، اما با یک جبهه پراکنده مواجهیم. فقط به‌عنوان یک نمونه اعلام می‌کنیم که طی روزهای گذشته بارها و بارها خبرهایی از «به جان هم افتادن مزدوران امارات و عربستان» منتشر شد. طبیعی است که یک جبهه متحد مقابل یک جبهه پراکنده پیروز است. 
3- یمنی‌ها به‌صورت تاریخی به جنگجو بودن معروفند و اصولاً در اندیشه سیاسی و اعتقادی آن‌ها واژه «قیام به سیف» دیده می‌شود. قیام به سیف اینجا یعنی، «قیام با شمشیر علیه حاکم جائر». به عبارت دیگر، انقلابیون یمنی که به آن‌ها حوثی‌ها گفته می‌شود، اصولاً مشروعیت‌شان را از قیام مسلحانه علیه ظالم می‌گیرند. چنین اندیشه و اعتقادی در کنار تاریخ طولانی آن‌ها در نبرد با دشمن، از آن‌ها جنگجویان شجاع و نترسی ساخته است که عملیات‌های روانی رایج در جنگ‌های امروزی، روی آن‌ها کارساز نیست. شاید به‌جرئت بتوان گفت خاص‌ترین ویژگی یمنی‌ها همین ایمان و اعتقاد و اندیشه سیاسی آن‌هاست؛ آن «باور قلبی» است که به آن‌ها قدرت ویژه، خاص و مطلق می‌دهد. به قول برتراند راسل «به آسانی می‌توان این دعوی را مطرح کرد که باور دل‌ها، قدرت مطلق است و همه صورت‌های دیگر قدرت از آن ناشی می‌شوند.... می‌توان گفت که در امور اجتماعی قدرت اصلی همان قدرت باور است....». جبهه مقابل، اما، ترکیب شده است از ملیت‌های مختلفی که نه برای باور، اعتقاد یا حتی وطن که برای پول می‌جنگند. روز پنجشنبه گذشته یمنی‌ها اعلام کردند ۲۵۰۰ نظامی را از ملیت‌های مختلف به اسارت گرفته‌اند. «از ملیت‌های مختلف» یعنی جمع کردن عده‌ای با پول‌پاشی! و طبیعی است کسی که برای پول می‌جنگد، حاضر به جنگیدن تا آخرین نفس نخواهد بود.
4- «دسترسی دشمن به اطلاعات محدود»، می‌تواند یکی دیگر از دلایلی باشد که باعث شده دشمن به این راحتی‌ها حریف انقلابیون یمنی نشود. تحلیلگر نظامی روزنامه یدیعوت آخرونوت، یعنی «یوسی یهوشوا»، در این باره می‌گوید: «ما اطلاعات و اهداف را در یمن گم کرده‌ایم... سال‌ها به دلیل چالش‌های لبنان، غزه، سوریه و غیره از یمن غفلت کرده‌ایم و هیچ اطلاعاتی در مورد حوثی‌ها نداریم». طبق گزارش‌های متعدد، آمریکا و رژیم صهیونیستی برای رفع این نقیصه مدتی است اقداماتی را آغاز کرده و هزینه‌های سنگینی را نیز تخصیص داده‌اند، اما هنوز به اهداف خود نرسیده‌اند. طبق یکی از این گزارش‌ها، این دو رژیم از سال ۲۰۲۴ برای جمع‌آوری اطلاعات از یمن بودجه اختصاص داده و جایزه تعیین کردند. مثلاً ۱۵ میلیون دلار برای کسانی که بتوانند از منابع مالی یمنی‌ها اطلاعاتی به دست آورند. آن‌ها جاسوس‌های زیادی را هم تربیت کرده و به این کشور فرستادند تا شاید بتوانند اطلاعاتی به دست آورند. به‌عنوان یک مثال دیگر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی در ژانویه ۲۰۲۵ وضعیت یمن را به‌عنوان «یک کارزار نظامی مستمر» تعریف کرد و بودجه و منابع زیادی در اختیار «شعبه اطلاعات نظامی (امان) و نیروی هوایی خود اختصاص داد تا اطلاعاتی درباره انقلابیون یمن به دست آورد. یا گزارشی که سایت «نیوز عرب» در تاریخ 
۲۷ مارس ۲۰۲۵ به نقل از روزنامه وال‌استریت ژورنال منتشر کرده است، نشان می‌دهد که در یک مورد، رژیم اسرائیل اطلاعاتی را از یک فرد در یمن به دست آورده و برای عملیات ترور در اختیار آمریکا قرار داده است که این امر نشان می‌دهد بین آمریکا و رژیم صهیونیستی در این حوزه علیه یمن همکاری وجود دارد و همه این تلاش‌ها و بودجه‌ها نشان می‌دهد، دشمن از یمنی‌ها اطلاعات محدودی در اختیار دارد. درست عکس مورد لبنان که نزدیک به سرزمین‌های اشغالی است و دولت مستقر در آن نیز، به جای همکاری با حزب‌الله لبنان، با دشمن همکاری نزدیکی دارد!
5- امروز نه فقط منطقه که دنیا، شاهد تحولات شگرف با بازیگران قدرتمند است؛ منتهی این بار، برخلاف گذشته، بازیگران را فقط قدرت‌های سنتی تشکیل نمی‌دهند، بلکه ایران و دوستانش از جمله این بازیگرانند که از قضا به روش خاص خود می‌جنگند. تسلط ایران بر تنگه هرمز، تسلط انقلابیون یمن بر تنگه باب‌المندب و در یک کلام شکست بزرگ‌ترین ارتش‌های دنیا، از جمله دلایل ما بر وجود این تحولات شگرف است. با یک نظم جدید جهانی با بازیگران جدیدی مواجهیم که مثل هیچ‌ ارتش دیگری نمی‌جنگند و روش جنگی خود را دارند. چندی پیش پروفسور «رابرت پیپ»، استاد برجسته دانشگاه شیکاگو، با اشاره به «پیروزی قاطع ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل» اعلام کرد «عملکرد نظامی ایران یک شاهکار در دکترین جنگ‌های نامتقارن بود که باید در دانشگاه‌های نظامی جهان تدریس شود» و ما هم می‌گوئیم «عملکرد نظامی انقلابیون یمن هم یک شاهکار در دکترین جنگ‌های نامتقارن است که باید در دانشگاه‌های نظامی جهان تدریس شود.»

جعفر بلوری

captcha