کد خبر: ۳۳۷۷۹۸
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۶
سالگرد شهادت آیت‌الله سید اسدالله مدنی

جلودارِ اولین شهری که آزاد شد

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
۲۱ بهمن ۱۳۵۷، مردم تهران در حالی که آخرین سنگرهای رژیم ستم‌شاهی را فتح می‌کردند، بقایای نیروهای شاه درصدد تجدید قوا و پشتیبانی از مراکز نظامی در تهران بودند. ازجمله بخشی از نیروهای فوق از کرمانشاه با تجهیزات زرهی برای سرکوب قیام مردم تهران در همان روز ۲۱ بهمن عازم پایتخت شدند.
رسیدن این نیروها به تهران باعث تقویت گارد شاه در دفاع از آخرین سنگرها و به شهادت رسیدن تعداد بیشتری از انقلابیون می‌گردید و پیروزی انقلاب را به تأخیر انداخته، حتی به عملی شدن نقشه کودتای ژنرال هایزر و بختیار موسوم به عملیات کورتاژ (که با مقاومت مردم تقریباً ناکام مانده بود) کمک می‌کرد.
اما در میانه این اعزام نیروی پشتیبانی، آیت‌الله سید اسدالله مدنی که مدت‌ها بود مردم همدان و بخش‌های تابعه را برای نهضت امام خمینی و تحت رهبری ایشان، متشکل ساخته و حتی تعداد بسیاری از نیروهای نظامی و انتظامی آن خطه را جذب نموده بود، براساس فرمان صریح امام، مردم را به مسیر کرمانشاه – همدان فراخواند و راه عبور تانک‌های اعزامی از کرمانشاه را بست و مانع از ادامه حرکت آن‌ها به سوی تهران شد که همین موضوع کمک فراوانی به پیروزی انقلاب در روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن نمود.
حکومت اسلامی در همدان
آیت‌الله مدنی، سال‌ها بود که در کنار مردم همدان و نواحی تابعه زندگی کرده، ملجأ دینی و سیاسی‌شان بود و نماینده امام در آن خطه محسوب می‌گردید. نفوذ او بر مردم آن دیار خصوصاً در ماه‌های منتهی به زمان پیروزی انقلاب، آن‌چنان بود که گویی رئیس حکومتشان است و حتی نظامیان و ارتشیان را تحت فرمان خود درآورد. گزارش ساواک به تاریخ ۲۲ دی‌ماه ۱۳۵۷ یعنی دقیقاً یک ماه قبل از پیروزی انقلاب، حکایت از همین واقعیات دارد:
«... شیخ اسدالله مدنی، فعلاً کلیه امور شهر زیر نظر وی انجام می‌شود و شهربانی تحت نظر ایشان است... فرمانده پادگان هم تلفناً همبستگی خود را اعلام و اظهار بندگی نموده که مراتب قبلاً به عرض رسیده است. فرماندار و تمام مدیران کل ادارات به منزل مدنی رفته ضمن اعلام همبستگی روش کار خود را از وی سؤال نموده‌اند. بازاریان و سایر طبقات مختلف مردم هم به همین منوال. ضمناً شیخ مدنی در مدت کوتاهی که به همدان وارد شده در تمام سخنرانی‌های خود مردم را به آرامش دعوت و از تهمت زدن و کشتن و آتش زدن منع نموده است...»
آنچه از گزارش فوق برمی‌آید، ایجاد حکومتی جدای از رژیم شاه در همدان و توابع آن، به مدیریت شهید آیت‌الله مدنی به عنوان یکی از مریدان امام خمینی بود. با توجه به گزارش مذکور مشخص می‌شود که آیت‌الله مدنی بر تمام اداره‌ها و سازمان‌ها و حتی شهربانی کنترل کامل داشت و در واقع پیش از پیروزی انقلاب و بازگشت رهبر انقلاب به کشور، شهر همدان را برای نظام مورد نظر ایشان آماده ساخته بود.
در یکی دیگر از گزارش‌های ساواک به تاریخ ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۷ یعنی چند روز قبل از گزارش قبلی، کارشناسان ساواک، نوع رویکرد آرام آیت‌الله مدنی را عامل اصلی جذب نیروهای نظامی و انتظامی به او دانستند:
«... با توجه به این که یاد شده از بدو ورود ظاهراً اهالی را دعوت به آرامش نموده و حتی از ایذاء و آزار مأمورین انتظامی توسط اهالی جلوگیری به عمل آورده است و از این رو وجهه‌ای بین رؤسای ادارات و فرماندهان و مأمورین کسب نموده...»
این دو سند، آخرین نمونه گزارش‌های ساواک درباره آیت‌الله مدنی بود از مجموعه اسنادی که ساواک از سال ۱۳۳۱ علیه وی تهیه کرد و او را تحت تعقیب و مراقبت قرار داد و بارها و بارها به زندان و از این تبعید به آن تبعید کشانید، به‌طوری که اغلب شهرهای دوردست ایران، به تبعیدگاهش بدل گردیدند، اما نتوانست به روحیه آرام و ضد خشونت او از یک سو و نفوذش در میان اقشار مختلف مردم از سوی دیگر اشاره نکند.
مبارزه علیه فرقه‌های ضاله خشونت‌طلب
اما آیت‌الله سید اسدالله مدنی با همین روحیه آرام و متین و ضد خشونت و تخریب، از همان دوران تحصیل در قم، مبارزات خود را علیه خشونت و تخریب مملکت و جامعه و انهدام دین و هویت مردم مسلمان ایران که مصداق بارز همه این خرابکاری‌ها، رژیم شاه و اربابان خارجی‌اش بودند، آغاز کرد.
نخستین فعالیتش علیه فرقه ضاله و تروریستی/صهیونیستی بهائیت بود. آیت‌الله مدنی، اصلی‌ترین دشمن مردم ایران یعنی صهیونیست‌ها و مزدوران داخلی‌شان یعنی بهائیان را به‌خوبی شناخته بود. فرقه‌ای که از زمان قاجار درصدد نفوذ در جامعه مسلمان ایران بود و از دوران پهلوی به قبضه کردن مراکز اقتصادی و نظامی و سیاسی و رسانه‌ای مملکت و در عین حال به قلع و قمع ملت ایران پرداخت.
آیت‌الله مدنی به دلیل مبارزه علیه این فرقه در آذرشهر و پاک کردن آن شهر از لوث وجود عوامل جاسوس بهائیت، از سوی شهربانی دستگیر و از آذرشهر تبعید گردید. اما او دوباره در سال ۱۳۳۱ به آذرشهر بازگشت و این بار علیه مرکز فساد در این شهر (کارخانه ساخت مشروبات الکلی) اقدام نمود و در یک حرکت انقلابی، نمازگزاران عید فطر را پس از نماز، در یک راهپیمایی به سوی آن هدایت کرد و کارخانه را به تعطیلی کشانید. نتیجه آن بود که باز از آذرشهر تبعید شد و به نجف اشرف بازگشت.
حامی فداییان اسلام
آیت‌الله مدنی اگرچه مردم را همواره به آرامش دعوت می‌کرد، اما وقتی در سال‌های اواخر دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ متوجه شد جوانانی پاکباز تحت عنوان «فداییان اسلام» برای مقابله با فساد و جنایات رژیم شاه و اعوان و انصار آن به‌پا خاسته‌اند، ولی پول تهیه سلاح ندارند، کتاب‌های خود را فروخت و پول حاصل از آن را در اختیار نواب صفوی گذارد تا سلاح تهیه کنند.
آیت‌الله مدنی از همان روزهای آغازین نهضت امام خمینی، با آن همراه شد و نخستین فردی بود که در نجف، با تعطیل کردن کلاس‌های درس خود و برگزاری مجالس سخنرانی، آرمان‌ها و اهداف امام خمینی را برای طلاب و روحانیون نجف تشریح کرد که همین سخنرانی‌ها و روشنگری‌ها باعث شد به هنگام حضور امام در نجف، اغلب جامعه طلاب و روحانیون این شهر، امام را شناخته و از ایشان بزرگ‌ترین استقبال و پشتیبانی را به عمل آورند.
آیت‌الله مدنی پس از مراجعت به ایران، مبارزات خود را از همدان شروع کرد و در تمام مراحل مختلف نهضت امام، حضور فعال و تعیین‌کننده داشت؛ از سخنرانی علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی تا تبلیغات گسترده علیه رفراندوم لوایح شش‌گانه تا منبرهای روشنگرانه پس از تبعید امام در ملایر و همدان که منجر به دستگیری و ممنوع‌المنبری او شد.
ایشان در سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ به خرم‌آباد رفت و حوزه علمیه کمالوند را پس از فوت آیت‌الله روح‌الله کمالوند، مجدداً احیا نمود و سپس از سوی امام به عنوان وکیل تام‌الاختیار و نماینده ایشان در خرم‌آباد معرفی شد.
گزارش‌های متعدد ساواک از فعالیت‌های آیت‌الله مدنی طی آن سال‌ها در خرم‌آباد، نشان می‌دهد که او مدارس و حسینیه‌ها و مساجد این شهر را به مراکز و کانون‌های نهضت امام بدل ساخت، به‌طوری که ساواک حتی با دستگیری و تبعیدش نیز نمی‌توانست از گسترش انقلاب در این شهر مانع شود. از همین روی با رذالت تمام و طی برنامه‌های طراحی‌شده، به بدنام کردن و ترور شخصیتی آیت‌الله مدنی اقدام کرد و برای این عمل خیانت‌بار، مزدوران خود در آن شهر را نیز به‌کار گرفت.
کوله‌بار تبعید از شهری به شهر دیگر
اما آیت‌الله مدنی بی‌وقفه و بدون ذره‌ای سستی و هراس و تردید به فعالیت‌های انقلابی خود ادامه و آن را توسعه داد. تا سرانجام مأموران ساواک او را در سحرگاه ۲۷ مهرماه ۱۳۵۴ به‌گونه‌ای وحشیانه و خشونت‌آمیز در منزلش دستگیر کرده و به‌سرعت توسط اتومبیلی از خرم‌آباد خارج کرده و به نورآباد ممسنی تبعید کردند. از آنجا که وی، نورآباد را نیز به پایگاه انقلاب بدل ساخت، در پایان سال دوم تبعیدش یعنی در مرداد ۱۳۵۶، مکان تبعید را از نورآباد به گنبد کاووس تغییر دادند.
اما آیت‌الله مدنی، گنبدکاووس را هم به کانون نهضت امام تبدیل کرد و ساواک را ناگزیر ساخت تا او را از گنبدکاووس به بندر کنگان تبعید نمایند، اما مدت اقامتش در بندر کنگان هم به دلیل نمازهای جماعت و جلسات پرشور تفسیر قرآن، ۳ هفته بیشتر به طول نینجامید تا او را به تبعیدی دیگر در مهاباد فرستادند.
اما دیگر رایحه خوش قیام مردم و انقلاب اسلامی سراسر ایران اسلامی را پر کرده بود، در حالی که آیت‌الله مدنی مانند مبارزی خانه‌به‌دوش، در بسیاری از شهرهای ایران پرآوازه و شناخته شده بود. بازگشتش به همدان پس از سال‌ها، باعث شد با هدایت مردم مسلمان شهر، امور آن را در دست گرفته و تا زمان پیروزی انقلاب، همدان را به نخستین شهر آزاد شده از یوغ رژیم ستم‌شاهی بدل سازد.
شهادت به دست شقی‌ترین موجودات
آیت‌الله مدنی پس از پیروزی انقلاب و بعد از شهادت آیت‌الله قاضی طباطبایی به‌وسیله گروهک تروریستی فرقان، به فرمان حضرت امام راهی تبریز شد و به عنوان نماینده ایشان در استان آذربایجان و امام جمعه تبریز، بازهم پیشگام تثبیت انقلاب در یکی از مهم‌ترین استان‌های کشور شد و در مقابل فتنه‌های بسیار از جمله فتنه حزب خلق مسلمان ایستاد و توطئه‌های آن‌ها را به شکست کشانید. در دوران آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، علی‌رغم کهولت سن، به دیدار رزمندگان اسلام در جبهه‌های نبرد شتافت و ضمن شرکت در دفاع مقدس، به همراهی و روحیه‌بخشی رزمندگان پرداخت.
سرانجام در ساعت ۴۵/۱۳ بیستم شهریور ۱۳۶۰ و پس از پایان نماز جمعه توسط یکی از منافقین شقی با نارنجک مورد حمله قرار گرفت و به‌شدت زخمی شد و همراه سه تن از یاران خود به شهادت رسید.

captcha