کد خبر: ۳۳۷۷۵۵
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۹

زشـت‌گـویـی نتیجه انحراف تدریجی از فطرت

سیدحسین مولایی

زشت گویی همانند زشت گرایی و زشت کرداری ریشه در دگرگونی و تغییر در فطرت انسان دارد؛ زیرا او به طور فطری بر اساس نور هدایت باطنی و ساختار اولیه در خلقت، گرایش به پندار نیک و کردار نیک و گفتار نیک و هر نیکی دیگر دارد. 
بنابراین، زشت گویی چیزی جز از دست رفتن سرمایه‌های فطری - خلقتی انسان نیست که در فرآیندی در طول زندگی پدید می‌آید و زیان آن نه تنها در دنیا‌ گریبانگیر فرد می‌شود، بلکه شقاوت ابدی را برایش رقم می‌زند؛ از همین رو زشت گویی در شرایع آسمانی در طول تاریخ به عنوان گناه و رفتاری ضد ارزشی و نابهنجار شناخته و مورد مذمت قرار گرفته است.
گرایش فطری به نیکی‌ها و اسباب دفن فطرت
انسان به طور فطری بر اساس نور هدایت الهامی- باطنی، حق شناس و حق گرا و باطل‌گریز است؛ بنابراین، نسبت به مصادیق حق همچون: عدالت، صداقت، وفا، امانت، شکر، ایمان، کردار نیک، گفتار نیک و مانند آنها گرایش داشته و نسبت به باطل و مصادیق آن چون: ظلم، دروغ، بی‌وفایی، خیانت، کفران، کفر، کردار زشت، گفتار زشت و مانند آنها‌گریزش دارد، مگر آنکه این نور هدایت فطری به سبب فجور و بی‌تقوایی، دفن و غبارآلود شود و نفس انسانی کارکردهای فطری خود را از دست بدهد. (طه، آیه 50؛ شمس، آیات 7 تا 10؛ روم، آیه 30) البته از نظر قرآن، فرآیند دفن، ناگهانی تحقق نمی‌یابد، بلکه به صورت فرآیندی و تدریجی و استمراری است؛ چنان‌که تقویت و تشدید امر حق گرایی و تثبیت آن نیز به صورت تدریجی است. این‌گونه است که مثلا انسان با اولین دروغ، دروغگو نمی‌شود، اما پس از مدتی دروغ جزو شاکله شخصیتی او می‌شود و او را «کاذب»(دروغگو ) بلکه «کذاب» (بسیار دروغگو) می‌سازد؛ همین طور در ساحت راستگویی نیز نفس انسانی به راست گویی عادت می‌کند تا جایی که «صادق»(راستگو) بلکه «صدیق» (بسیار راستگو) می‌شود. 
به سخن دیگر، انسان در فرآیند رشدی در طول زندگی خویش، شاکله خود را می‌سازد که شامل پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک در ساحت اندیشه و انگیزه و جزم و عزم است. پس هر کردار و عملی که انجام می‌دهد، شاکله او را می‌سازد تا جایی که مثلا صدق و عدالت در او از حالت فعلی به حالت اسمی در می‌آید و اگر این امر تشدید و تثبیت شود، شخص مثلا «قوامین بالقسط»(نساء، آیه 135؛ مائده، آیه 8) یا «قوامین» در امور دیگر می‌شود که ملکه شخصیتی او خواهد بود. چنین شخصی از مصادیق «متقین» خواهد بود؛ زیرا از مصادیق «آمنوا و عملوا الصالحات» به مصادیق «مؤمن و صالح» ارتقا می‌یابد. از نظر آموزه‌های قرآنی، هدف آن است که اعمال صحیح که از شخص دارای فطرت سالم صادر می‌شود، به اندازه‌ای تقویت شود که او را جزو «متقین» ساخته تا اعمالش مقبول شود.(مائده، آیه 27)
در مقابل، نفس انسانی در فرآیند هبوط و سقوط نیز این‌گونه است؛ به طوری که کاذب و کذاب و گناهکار و فاجر می‌شود؛ زیرا چنین شخصی با فجور و تکرار کارهای زشت برخاسته از پندار بد و زشت، کاری می‌کند که نور فطرت او دفن شده و توانایی و قدرت شناختی و گرایشی او مهر می‌خورد.(شمس، آیات 7 تا 10؛ بقره، آیات 7 تا 12؛ اعراف، آیه 179)
پاکی و ناپاکی نفس
نفس انسانی به طور فطری پاک و پاکیزه است و از هر گونه خباثتی برکنار؛ هر چند که در شرایط حضور در کالبد خاکی دنیوی، دارای شرایطی است که می‌تواند ابزاری برای خروج از دایره حق و مصادیق آن باشد؛ زیرا قوایی چون شهوت و غضب و مانند آنها همانند چاقو هستند که می‌تواند کارکردهای مثبت و منفی داشته باشد؛ اگر این قوا تحت قوه جهالت و سفاهت قرار گیرد، می‌تواند بسیار خطرناک باشد، اما اگر تحت قوه عقلانیت قرار گیرد موجب رشد و بالندگی و کمال گرایی انسان می‌شود. انسان در فرآیند زندگی می‌تواند شرایط را به گونه‌ای رقم زند که پاک بماند و حتی آن را ارتقا بخشد؛ زیرا امور معنوی و نفسانی چون ایمان و تقوا و اضداد آنها ظرفیت ضعف و شدت را دارا هستند؛ یا می‌تواند ناپاکی و خباثت را در خویش شکل بخشد و حتی تا نهایت آن را تشدید کند.
اصولا نفس انسانی به سبب نور هدایت فطری – عقلانی، پاکیزه بوده و گرایش به حق و مصادیق آن دارد؛ این‌گونه است که کودکان به طور فطری به عدالت و امانت و صداقت و مانند آنها گرایش دارند؛ اگر این شرایط‌، حفظ شود رشد و بالندگی در  سطحی خواهد بود که در جایگاه خلافت الهی قرار می‌گیرد. از نظر قرآن، اگر زمینه فطرت همچنان طیب و پاک بماند، خروجی آن چیزی جز پاکی‌ها و نیکی‌ها نیست؛ در مقابل از زمین خبیث چیزی جز خباثت و زشتی خارج نمی‌شود(اعراف، آیه 58)
اعمال هر شخصی برخاسته از «شاکله» اوست؛ این شاکله چیزی جز هویت شخصیتی او نیست که شامل عقاید و بینش‌ها و نگرش‌های اوست؛ از این شاکله است که اعمال نیک و بد و زشت و زیبا و مانند آنها صادر می‌شود: کل یعمل علی شاکلته.(اسراء، آیه 85)
حرمت زشت‌گرایی‌ها‌، عوامل و آثار آن
هر گونه زشت گرایی در ساحت پندار و کردار و گفتار، به عنوان باطل، حرام است خواه دشنام باشد(انعام، آیه 108) و خواه القاب زشت(حجرات، آیه 11)، خواه تهمت باشد و خواه غیبت باشد و خواه افک و افتراء و فحش و فحشاء.(حجرات، آیه 12؛ نور، آیات 11 تا 19)
انسان‌ها به ویژه مسلمانان و مؤمنان لازم است از این‌گونه زشتی‌ها اجتناب کنند و حتی به دشمنان خدا و مقدسات مشرکان دشنام ندهند تا بستری برای بد زبانی و بدگویی و زشت گویی و مانند آنها فراهم نیاید.(انعام، آیه 108؛ بقره، آیه 197؛ حجرات، آیات 11 و 12)
اصولا زشت‌گرایی از جمله زشت‌گویی در همه اقسام و مصادیق آن از قبیل غیبت و دروغ و تهمت و دشنام و فحش و مانند آنها، نه تنها شایسته انسان نیست، بلکه مؤمنان می‌بایست در برابر آنها واکنشی نشان دهند که موجب گستاخی و زشت گرایی و زشت گویی طرف مقابل نشود؛ از همین رو قرآن گاه خواهان عبور کریمانه با سلام از مخاطبان جاهلی می‌شود که این‌گونه زشت‌گو و  زشت‌گرا هستند.(فرقان، آیه 63) 
کسی که گرایش به زشت‌گرایی و زشت‌گویی دارد، اولا گرفتار جهل عقلی است(همان)، ثانیا، گرفتار ظلم شده (حجرات، آیه 11)، ثالثا گرفتار کفر می‌شود(بقره، آیه 102) و در نهایت از یاری خدا محروم و گرفتار عذاب‌های خفت‌بار اخروی در دوزخ می‌شود.(مؤمنون، آیات 64 تا 67؛ بقره، آیه 104؛ قلم، آیات 13 و 16)
عوامل اصلی زشت‌گرایی و زشت‌گویی شامل اموری چون جهالت عقلی و علمی(انعام، آیه 108)، دشمنی جاهلانه(همان)، کفر(نساء، آیه 62)، استکبار و اتراف(مؤمنون، آیات 66 و 67) و مانند آنها است.
 نتیجه‌گیری کلی
بر اساس متن و مستندات قرآنی ارائه شده: زشت‌گویی محصول انحراف تدریجی از فطرت نیک‌گرای انسان است که در اثر تکرار اعمال زشت (فجور) نور فطرت را دفن می‌کند و فرد را به شقاوت ابدی می‌کشاند. در مقابل، گفتار نیک و عمل صالح، از طریق استمرار، فرد را به مرحله ملکه شدن فضیلت و رسیدن به مقام تقوا و تحقق قوامین بالقسط رهنمون می‌سازد، که این همان هدف نهائی آفرینش انسان در آموزه‌های وحیانی است.

captcha