کد خبر: ۳۳۷۷۴۴
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۹
نقد و تحلیل بازی «فرقه بره» (cult of the lamb)

چگونه شیطان‌پرستی را ترویج می‌کنند؟

مسیح عرفان

بازیcult of the lamb (فرقه بره) توسط استودیوی مستقل مسیو مانستر (Massive Monster) 
ساخته شده است. این بازی با کسب نمرات بالای هشت و فروش بیش از هفت میلیون نسخه توانست به عنوان یکی از پراستقبال‌ترین بازی‌های جهان در سال‌های اخیر خود را معرفی کند.
بازی cult of the lamb یکی از صریح‌ترین بازی‌های ویدیوی در تبلیغ فرقه‌های تاریک است. گیمر یک بره است و به عنوان رئیس یک فرقه شیطانی، باید دیگران را به فرقه‌ خود جذب کرده و در مسیر ظهور شیطان به او کمک کند. این مفاهیم به صراحت در بازی بیان شده و از همان ابتدا گیمر با مسیر تاریکی که در پیش دارد آشنا می‌شود.
ژانرهای بازی cult of the lamb در بخش گیم پلی شامل روگ لایک، استراتژی (شبیه ساز ساخت و ساز و مدیریت) اکشن و آموزشی است.ژانرهای سینمایی بازی cult of the lamb نیز شامل درام اجتماعی، ماورایی تاریک و کمدی است.
در ادامه به نقد و بررسی کامل این اثر مهم می‌پردازیم.
برگزیده‌ شیطان در فرم کودکانه!
بازی cult of the lamb با کشته شدن برّه (شخصیت اصلی داستان که گیمر او را کنترل می‌کند) توسط چند خدای شیطانی شروع می‌شود. پس از اینکه بره کشته می‌شود، در زندگی پس از مرگ در محضر یک خدای شیطانی دیگر قرار می‌گیرد. این موجود ترسناک در زنجیر است و ما را زنده می‌کند تا ما نیز برای آزادی او تلاش کنیم. پس از اینکه گیمر دوباره زنده می‌شود، فرقه‌ای در جهت‌پرستش این خدای شیطانی تأسیس می‌کند. این خدای شیطانی با نام «کسی که منتظر است» شناخته می‌شود؛ موجودی که در جهان دیگر منتظر است تا فردی به او کمک کرده و مقدمات ورودش به زمین را برای او مهیا کند.
از همین ابتدا مفاهیم کابالیستی اثر به شکلی واضح و بی‌پرده مشخص می‌شود. ما به عنوان قهرمان بازی توسط یک خدای مشرکانه و شیطانی زنده می‌شویم و در جهت تبلیغ دین او، دست به ایجاد یک فرقه می‌زنیم. اما دقت داشته باشیم که تمام محتوای cult of the lamb با لحن طنز و با فرمی کودکانه و جذاب ارائه می‌شود. سبک هنری کارتونی و صداگذاری با مزه‌ اثر دقیقا برخلاف پیرنگ اصلی آن، کارهای ترسناکی که کاربر مرتکب می‌شود را به یک بازی کودکانه تقلیل می‌دهد. رده‌بندی سنی این بازی برای نوجوانان است و طبیعتا این سبک هنری در ترکیب با محتوای به شدت تاریکی که در ادامه خواهیم دید، محصولی جذاب اما مسموم را برای مخاطب نوجوان به ارمغان می‌آورد. استفاده از شخصیت‌های حیوانی با چهره‌های تو دل برو در همین راستا است.
کشتار خدایان!
یکی از مهم‌ترین ابعاد فرم بازی‌های ویدیویی اهداف بازیکن در بازی است. هدف اصلی گیمر در بازی cult of the lamb کشتن خدایان و آزاد ساختن خدای دربند است.
مضمون خداکشی یکی از محبوب‌ترین مضامین غرب است؛ زیرا به واسطه‌ آن هم جهانی مشرکانه و پر از خدایان دروغین را به نمایش می‌گذارد و هم قهرمان را به عنوان یک شخصیت اومانیست، مافوق خدایان معرفی می‌کند. بازی cult of the lamb نیز با توجه به اینکه تمام گیمر در طول بازی مشغول کشتن خدایان است، همان دو مبنای اصلی کابالیسم اساطیری یعنی پاگانیسم و اومانیسم را به خوبی به گیمر منتقل می‌کند.
قابل توجه است که در یکی از پایان‌های داستان که به نظر می‌رسد پایان اصلی بازی است، حتی گیمر باید خدایی که به او کمک کرده را نیز بکشد و خودش جایگزین او شود! ترویج مضامین مشرکانه و انسان- خدا انگار در بازی با شدت زیادی دنبال می‌شود.
چگونه فرقه شیطان‌پرستی را اداره کنیم؟
بخش مهمی از مکانیک‌های بازی cult of the lamb 
با محوریت اداره‌ فرقه است.‌ گفتیم که گیمر به عنوان رئیس فرقه باید اعضای جدیدی را جذب و مدیریت کند. بازی‌ساز با ایجاد چند مکانیک به خوبی توانسته تجربه‌ یک مدیر فرقه را به گیمر منتقل کند. به این شکل که از ابتدای جذب نیروهای جدید کاربر می‌تواند شکل عضو فرقه و حتی اسمش را نیز انتخاب کند. در ادامه باید به اعضای فرقه غذا بدهد، برایشان نقش تعریف کند و حتی با دستان خودش مدفوع آنان را جمع کند. بازیکن بایستی به هر نحوی رضایت اعضا را نیز نگه داشت وگرنه پیشرفت در بازی بسیار سخت یا ناممکن می‌شود. این روند جذب اعضا و مدیریت آنان باعث می‌شود گیمر به خوبی خودش را جای یک مدیر فرقه قرار داده و از هر ابزاری استفاده کند تا دین شیطان‌پرستانه‌ درون اثر را تبلیغ نماید. تجربه مدیریت این فرقه در بازی بسیار جذاب است.
یکی از مهم‌ترین مکانیک‌های بازی مربوط به‌پرستش (Devotion) است.‌پرستش نوعی پول درون بازی است و هر چقدر میزان‌پرستش اعضا بالاتر برود، گیمر می‌تواند وسایل بهتری را بسازد و فرقه را رشد دهد. بازی‌ساز به خوبی فرآیند ایمان و ‌پرستش شیطان را با مکانیک‌های بازی ترکیب کرده و ایمان بیشتر افراد به شیطان باعث رشد بیشتر گیمر می‌شود. این‌گونه محتوایی مثبت نسبت به رشد یک فرقه‌ شیطانی در دل و ذهن گیمر ایجاد می‌شود.
ایمان به شیطان
مبحث ایمان در بازی cult of the lamb بسیار قابل توجه است. همان‌طور که گفتیم رشد ایمان اعضای فرقه مساوی با رشد گیمر در بازی است. بنابراین گیمر تلاش می‌کند که به هر نحوی ایمان افراد به شیطان را بیشتر کند. نکته‌ جالب این است که گیمر در سفرهایی که به بیرون از فرقه دارد و باید در این سفرها خدایان دیگر را بکشد، گاهی به بُتی از خدایان دیگر برمی‌خورد و می‌تواند ایمان را از آن بت دزدیده و به خودش جذب کند! یعنی بازی این‌گونه القا می‌کند که ایمان کاملا امری قراردادی و عینی است که البته در جهان مشرکانه‌ اثر می‌تواند توسط افراد مختلف غارت شود.
یکی از مهم‌ترین مکانیک‌های کسب ایمان در بازی، انجام مراسم مختلف مذهبی است. به عنوان مثال مراسم روزانه‌‌پرستش شیطان با افکت‌های صوتی ترسناک، رنگ‌های تاریک و قرمز و کنش‌های عجیب برّه همراه است. پس از این مراسم گیمر ایمان اعضای فرقه را جذب کرده و قدرتمندتر می‌شود.
همچنین مراسم پیچیده‌تری نیز وجود دارد. مثلا بازیکن می‌تواند با هر کدام از اعضای فرقه که دلش می‌خواهد ازدواج کند. این‌گونه بازی‌ساز علاوه‌بر ترویج مراسم شیطانی، همجنس‌بازی و مناسک غیراخلاقی را نیز برای گیمر جذاب جلوه می‌دهد. یا مثلا گیمر می‌تواند در این مراسمات، یکی از اعضای فرقه را انتخاب کرده و او را در راه خدای مشرکانه‌اش به قتل برساند! پس از تکه تکه شدن آن فرد، گیمر ایمان دریافت می‌کند.
متاسفانه در این بازی به صراحت اعمال شیطانی در فرمی جذاب و کودکانه عرضه می‌شود تا گیمر در مقابل محتوای زننده‌اش گارد نداشته باشد و به راحتی آن را از طریق بازی، بپذیرد.
دکترین‌های شیطانی
گفتیم که یکی از روش‌هایی که گیمر به خوبی می‌تواند در بازی رشد کند، انجام مراسمات شیطانی است. اجرای این مراسمات نیاز به جمع‌آوری استخوان‌های دشمنان دارد. یعنی مثلا گیمر باید برای اجرای یک مراسم قربانی برای خدای مشرکانه، هفتاد دشمن را بکشد و استخوان‌هایشان را جمع کند. این پیش نیاز در جهت هدفمند کردن کشتارهای درون بازی و ترویج یک خشونت فرقه‌ای در بازی قرار گرفته است.
اما مسئله‌ای که قابل توجه است بحث «سنگ فرمان» است. آموزش مناسکی همچون قربانی انسان روی سنگ‌هایی با عنوان سنگ فرمان نوشته شده است و گیمر با جمع‌آوری این سنگ‌ها می‌تواند مراسمات جدیدی را اجرا کند. در ادبیات ادیان الهی، فرمانِ خدا یکی از تعابیر رایج است که محور مناسک دینی قرار می‌گیرد. 
متاسفانه در این بازی به جای خدای متعال، گیمر باید فرمان‌های خدای شیطانی را اجرا کند و هر چقدر بیشتر فرمان‌های او را کشف کند، بهتر رشد ‌می‌کند. بازی‌ساز با سنگ فرمان، وحی الهی را تبدیل به فرمانی شیطانی کرده و در کنار اینکه در جهان بازی هیچ اثری از خدای واقعی و بی‌نهایت نیست، باعث می‌شود ذهن گیمر نسبت به فرمان‌های خداوند سوگیری پیدا کند. درواقع بازی‌ساز دائما در حال تحریف ادبیات ادیان الهی به نفع شیطان است، از وحی و ایمان گرفته تا قدرت‌های ماورایی خاص را به شیاطین نسبت داده و این موجودات رذل را جایگزین خداوند متعال می‌کند.
تناسخ شیطانی
در بازی cult of the lamb نیز مثل هر بازی دیگری کاربر ممکن است در روند بازی کشته شود. در این بازی هر وقت گیمر کشته می‌شود به جهان زیرین و محضر خدای شیطانی می‌رسد و او هم گیمر را زنده می‌کند. بازی‌ساز به راحتی زندگی پس از مرگ را به سفر به جهان شیاطین تقلیل داده و البته نشان می‌دهد که قدرت در تمام هستی در گرو شیاطین است! هر باری که گیمر بمیرد، باید فرآیند زنده شدنش توسط خدای مشرکانه را ببیند تا این مفهوم پاگانیستی به خوبی در ذهنش جا بگیرد.
منجی یا دجال؟
دیدیم که تمام بازی cult of the lamb در راستای ترویج شیطان‌پرستی و ادیان مشرکانه بوده و بدون تعارف و صریح نیز حرفش را منتقل می‌کند. جالب توجه است که خدایِ دینی که در بازی هست و گیمر وظیفه‌ تبلیغ آن دین را بر عهده ‌دارد، با عنوان کسی که منتظر است شناخته می‌شود. موجودی ترسناک که در غل و زنجیر بوده و منتظر است که ظهور کند و جهان را به تصرف خودش دربیاورد. این شخصیت تصویری معوج از منجی مسیحی است که طبق اعتقاد مسیحیان در جهانی دیگر منتظر است تا در دوران آخرالزمان ظهور کند. متاسفانه بازی‌ساز به جای مسیح، موجودی شیطانی را قرار داده است تا عظمت منجی‌گرایی ادیان الهی را در چشم مخاطب بشکند.
همچنین در پایان بازی وقتی گیمر او را آزاد می‌کند، این خدای شیطانی به او دو پیشنهاد می‌دهد؛ گیمر می‌تواند خودش و فرقه‌اش را فدای این موجود کرده و نابود شود، یا او را بکشد و خودش تبدیل به خدای جدید شود! در پایان نوع اول مضمونی شیطان‌گرا و مشرکانه تبلیغ شده و در پایان دوم، مضمونی اومانیستی تبلیغ می‌شود. یعنی بازی‌ساز از طریق این پایان‌بندی به گیمر القا می‌کند که تمام ایمان‌هایی که در بازی جمع کرده باعث شده در این لحظه بتواند حتی خدایی که خودش می‌پرستیده را بکشد و جای او را بگیرد!
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
بازی cult of the lamb در تمام ابعاد سعی دارد مبانی فکری کابالیستی را به گیمر منتقل کند. قوانین بازی، اهداف و سکانس‌های معدود سینمایی بازی cult of the lamb با هدف ترویج پاگانیسم، اومانیسم، نگاهی مادی و مشرکانه به زندگی پس از مرگ، تحریف واقعیت‌های دینی و ترویج شیطان‌گرایی در اثر جا گرفته است. می‌توان گفت این بازی نمونه‌ای کامل از یک سلوک شیطانی است که توانسته با فرم جذابش جهان‌گیر شود. 
دقت کنیم که گیم برای ما تجربه می‌سازد و گیمر در طول بازی بارها حس خوبی نسبت به مناسک شیطان‌گرایان پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد اگر امروز آنتوان لاوی یا دوستش مایکل آکینو (موسسان کلیسای شیطان) زنده بودند به شدت از ساخت چنین بازی پرفروشی در تبلیغ تفکرات تاریکشان خوشحال می‌شدند.

captcha