الگـوی امـامـت مسجـد؛ «پیشنمـاز» یا «امـامِ جمـاعت»؟
سید محمدحسین راجی
تحقق کارکرد اصیل مساجد در گرو گذار از الگوی «پیشنمازیِ صِرف» به «راهبری اجتماعی و پدری معنوی» است. تقلیل نقش امام جماعت به اقامه مناسک و خروج سریع از محراب، پیوند نسل نو با نهاد دین را تضعیف میکند؛ ضرورتی که تحول در آن برای تمامی ائمه جماعات در مساجد محلات و ادارات حیاتی است، اما در مراکز انسانساز، بهویژه در «دانشگاهها و مدارس»، نقشی تعیینکننده دارد. نسل جوان در صورت مشاهده صداقت، صمیمیت و کارآمدی عینی در روحانیت، عمیقترین پیوندها را با مسجد برقرار میکند. در ادامه، اصول دهگانه این الگو همراه با تجربیات و داستانهای عینی دانشجویی مرور میشود:
۱. حفظ اصالت طلبگی توأم با تواضع و وقار
مخاطبان در تمام مساجد و بهویژه نسل جوان در دانشگاهها و مدارس، بیش و پیش از کلام، به منش و رفتار روحانی مینگرند. وقار، اخلاص و تقوای باطنی، اثرگذارترین شیوه تبلیغ است.امام جماعت هرگز نباید خود را تافتهای جدابافته بداند؛ تکبر و انتظارِ احترامِ یکطرفه بزرگترین دافعه را دارد، در حالی که تواضع و همرنگشدن با مردم، سنگبنای جذب دلهاست.
داستان: یکی از دانشجویان در توصیف منش امام جماعت مسجد دانشگاه میگفت: «اخلاص حاجآقا واقعاً عجیب بود؛ با اینکه خیلی راحت میتوانست مشهورتر بشود، ولی هیچوقت برای دیدهشدن کار نمیکرد و حس میکردیم خودش را نردبان گذاشته تا بچهها رشد کنند و بالا بروند. اصلاً اهل ادعا و تکبر نبود؛ یادمه یکبار دکور مراسم آماده نشده بود، حاجآقا معطل نماندند، عبا رو درآوردند و خودشان پابهپای بچهها شروع کردند به دکور زدن. روزهای اول ترم هم که ورودیهای جدید میآمدند، با روی گشاده و تواضع تمام به استقبال بچهها میرفتند و از آنها دعوت میکردند که به مسجد بیایند، بدون اینکه ذرهای حس کنی خودشان را از بقیه بالاتر میدانند.»
۲. نظم آهنین و مهندسی زمان
ارزش ثانیهها در زندگی انسان معاصر بهخصوص در محیطهای علمی، دانشگاهی و بازاری حیاتی است. امام جماعت باید الگوی انضباط باشد. اقامه نماز باید سر وقت و بدون تأخیر انجام شود. سخنرانیهای بین دو نماز نیز باید کاملاً مهندسیشده، فشرده و مفید (کمتر از ۲ دقیقه) باشد تا برای مخاطب خستگی و تداخل با برنامهها و کلاسها ایجاد نکند و مردم بتوانند روی زمانبندی مسجد حساب باز کنند.
داستان: در همین زمینه، یکی از فعالان دانشجویی در خاطراتش نقل میکند:«صحبتهای بین دو نماز حاجآقا همیشه به کوتاهی، پرمحتوایی و رعایت دقیق وقت معروف بود تا وقت کلاس بچهها تلف نشود. یادمه یک بار بین دو نماز چند تا نکته را پشت سر هم گفتند و با شوخی فرمودند: «هرکس بتواند دوباره اینها را تکرار کند، به او یک اسکناس هدیه میدهم!» یکی از بچهها از روی دفترچه خواند و حاجآقا گفتند: «از رو دفترچه قبول نیست» ولی اسکناس را دادند! در مورد اقامه نماز هم ثانیهها برایشان مهم بود؛ اذان که تمام میشد فوراً نماز را شروع میکردند و در ماه رمضان هم برای اینکه روزهدارها معطل نشوند، نماز را سبک و با واجبات میخواندند تا سریعتر سفره افطار پهن بشود.»
۳. کیمیای خوشاخلاقی و محبت
خوشاخلاقی، کلید اصلی جذب و شرط مقدم بر جهاد تبیین است؛ روحانیای که محبوبیت اخلاقی نداشته باشد، تبیینش نیز نتیجه عکس میدهد. امام جماعت نباید پس از نماز پشت به مأمومین در محراب بنشیند؛ بلکه باید بلافاصله به سمت جمعیت برگردد، چهرهبهچهره شود و با لبخند، احترام، هدایای ساده و شوخیهای ملیح، محبت خود را ابراز کند.
داستان: یکی از همراهان خوابگاهی درباره خلقوخوی صمیمانه و شوخطبعی امام جماعت تعریف میکرد: «شوخیهای حاجآقا در مسجد، اردوها، راهیان نور و اربعین و... همیشه خستگی را از تن بچهها درمیآورد؛ در سفر اربعین یک شب لب مرز که کاروان رو متوقف کرده بودند و اجازه عبور نمیدادند، حاجآقا با خنده میگفتند: «آن شربتی که توی کانال کمیل خوردید الکی نبود، شربت شهادت بود! اصلاً نگران نباشید، من تا لحظه آخر کنارتانم، فقط اگر اوضاع خیلی وخیم شد قول میدهم به خانوادههایتان بگویم بچههای خوبی بودید!» بعد از آن رفتند و برای کل کاروان پفک خریدند و با شوخی، فضای اعصابخوردی بچهها را به خنده و آرامش تبدیل کردند.»
۴. توانمندی علمی و اطلاعات عمومی بهمثابه ابزار ارتباط
امام جماعت باید در دو سطح تسلط داشته باشد: نخست اشراف کامل بر احکام، تفسیر و حدیث و سایر موارد دینی؛ دوم، داشتن اطلاعات عمومی، آگاهی از رشتههای تخصصی و مسائل روز جامعه. اطلاعات عمومی- هرچند که برای سایرین فضیلت حساب نمیشود- اما برای یک مبلغ دینی ابزار و بهانه ارتباط است تا بتواند با اقشار مختلف بهویژه دانشآموزان و دانشجویان سر صحبت را باز کرده و با استدلال قوی شبهاتشان را برطرف کند.
داستان: یکی از فارغالتحصیلان رشته روانشناسی درباره اشراف علمی و استدلالهای امام جماعت مسجد دانشگاه بیان میداشت: «من خیلی روی رفتارهای افراد دقیق میشدم؛ شاید بالای ۱۰ بار رفتم کنار حاجآقا و دلیل کارهای مختلفشان را پرسیدم و هر بار چنان منطقی، مستند و با روایت جواب میدادند که دهانم بسته میشد. یک بار پرسیدم چرا در قنوت دعای شهادت میخوانید؟ چنان با ادله محکم و روایات توضیح دادند که صددرصد قانع شدم. اطلاعات عمومی بالای حاجآقا از رشتههای تحصیلی و موضوعات مختلف باعث میشد با هر دانشجویی خیلی سریع پیوند کلامی برقرار کنند.»
۵. حل ابرچالشهای زیستی و گرهگشایی عینی (شأن پدری)
امام جماعت موفق کسی است که مأمومین احساس کنند در غیاب او زندگیشان دچار خلل میشود؛ یعنی شأن پدری در حل مسائل عینی مردم دارد. در محیطهای جوان (مدارس و دانشگاهها)، امام جماعت باید برای چالشهای اصلی یعنی ازدواج، مسکن، اشتغال، سربازی و... برنامه داشته باشد و با وساطت، مشاوره و ظرفیتسازی گرهگشایی کند.
داستان: در دستنوشتههای یکی دیگر از دانشجویان پیرامون نقش گرهگشایی و پدری امام جماعت مسجد آمده است: «حاج آقا واقعاً مثل یک پدر دلسوز بود؛ بچهها اگر مشکل کاری یا مالی داشتند به ایشون مراجعه میکردند و حاجآقا برایشان پیگیری میکرد؛ یا تلاش میکردند تا بعد فارغالتحصیلی در مدارس و مجموعهها مشغول به کار بشوند و رها نشوند. در مورد ازدواج هم مسجد شده بود پایگاه معرفی و خواستگاری؛ حاجآقا خودشان در مسجد با خانوادهها و دختر و پسر جلسه میگذاشتند، مشورت و تحقیق میکردند و خطبه عقد را میخواندند و با جشنهای عقد ساده و پرتاب داماد با پتو و برفشادی، شیرینترین خاطرهها را برای ازدواج بچهها میساختند.»
۶. تأمین نیازهای معنوی و منبر درمانگر
منبر و جلسات تفسیر قرآن باید کاربردی، مسئلهمحور و ناظر به دردهای روحی مخاطب باشد. مخاطب زمانی وقت میگذارد و پای سخن امام جماعت مینشیند که حس کند این کلام، دارویی برای امراض قلبی (مانند بخل، کینه، حسد، اضطراب و سردرگمی) است و گرهی از مسائل معنوی او میگشاید.
داستان: یکی از مراجعان مسجد از تجربه خود در جلسات تفسیر قرآن روایت میکرد: «چند وقتی بود از نظر روحی خیلی اذیت شده بودم و یک بنده خدایی ناجوانمردانه اذیتم کرده بود؛ شدیداً دنبال انتقام بودم و نقشه میکشیدم. یک شب رفتم جلسه تفسیر حاجآقا در مسجد، موضوع آن جلسه دقیقاً «عفو و بخشش» بود و اینکه کجا باید گذشت کرد. صحبتهای حاجآقا چنان روی قلبم نشست که احساس کردم این منبر دقیقاً برای درمان حال من برپا شده؛ همان شب آن شخص رو بخشیدم و بعد از ماهها یک حس رهایی و آرامش واقعی پیدا کردم.»
۷. پیگیری و حل مشکلات مادی و رفاهی مخاطبان
رسیدگی به نیاز معنوی نباید موجب غفلت از نیاز مادی شود. امام جماعت باید آبرو و اعتبار اجتماعی خود را خرج کند تا با شبکهسازی میان خیّرین، اساتید و مسئولان، مشکلات معیشتی، صنفی و درمانی نیازمندان و محصلین کمبضاعت حل شده و کرامت مؤمن حفظ شود.
داستان: یکی از اعضای تشکلها پیرامون دغدغهمندی مادی و رسیدگیهای امام جماعت مسجد یادآور میشد: «حاجآقا همیشه تأکید داشتند که هوای بچههای خوابگاه را از نظر رفاهی داشته باشیم. یادمه اول ترمها که ورودیهای جدید هنوز نمیتوانستند غذا رزرو کنند، بچههای مسجد به سفارش حاجآقا غذاهای خودشان را میبردند خوابگاه و به آنها میدادند تا گرسنه نمانند. یک دفتری هم داشتیم که خرابیها و مشکلات تأسیساتی اتاقهای خوابگاه را یادداشت میکردیم و از سرپرستی پیگیری میکردیم تا حل بشود. اگه دانشجویی هم مریض میشد، به سفارش ایشان با هدیه و کتاب میرفتیم عیادتش تا حس غربت نکند.»
۸. خلق زیست جمعی و صمیمیت
برنامههای جمعی و مشارکتی مانند سفرههای افطاری ساده با اتکا به کمکهای مردمی و خودِ جوانان، اثری بهمراتب عمیقتر از سخنرانیهای مکرر در ایجاد محبت دارد. کارِ گروهی در مسجد، اردوهای جهادی و برنامههای زیارتی، حس تعلق و خانواده بودن را در مخاطبان زنده میکند.
داستان: یکی از دانشجویان ورودی جدید در توصیف فضای دلنشین و دورهمیهای مسجد میگفت: «ماه رمضانها با ابتکار حاجآقا سفرههای ساده معروف به «افطاری پرچمِ فلسطین» (یعنی پنیر، سبزی، گوجه، خرما؛ به رنگ پرچم فلسطین) پهن میشد. بچهها از ساعتها قبل با وضو دور هم مینشستند، مداحی میگذاشتند، سبزی پاک میکردند و میخندیدند. فضا آنقدر صمیمی و خاکی بود که دانشجوهایی که حتی اهل مسجد و نماز هم نبودند میآمدند و داوطلبانه کتریهای چای را میچرخاندند و سینیهای سوپ را پخش میکردند. شبهای عید غدیر هم دور هم حلقه میزدیم، حاجآقا عقد اخوت میخواندند و بچههای حاجآقا دستبهدست به همه اسکناس نو عیدی میدادند.»
۹. نوآوری و خلاقیت در تبلیغ و فضاسازی
پرهیز از کلیشههای تکراری و بهرهگیری از هنر، اِلمانهای بصری جذاب و قالبهای تعاملی، انگیزه حضور افراد بهویژه نوجوانان و جوانان را چندبرابر میکند. تابلوی اعلانات مسجد نباید کهنه باشد؛ طرحهای نوین امانت کتاب و سازههای نوآورانه معرفتی، مسجد را به محیطی شاداب بدل می کند.
داستان: یکی از دستاندرکاران فرهنگی درباره ابتکارات تبلیغی امام جماعت مسجد دانشگاه تعریف میکرد: «یادمه یک شب بعد از نماز، دیدیم حاجآقا عبا را درآوردند و گفتند: «امشب میخواهیم یک سازه هنری بسازیم برای کتابهایی که رهبری معرفی کردند!» خودشان رفتند پشت سیستم، طرح را با فتوشاپ زدند، با پرژکتور انداختیم روی آکاسیو و با سیم داغ برش دادیم و روی دیوار نصب کردیم. یا طرحهای دیگری مثل چیدن کتابها در صفوف نماز کنار مُهرها که بچهها قبل اذان ورق بزنند و امانت ببرند و نصب تابلوی انتقادات «پا تو کفش» که هرکس علنی نقدش را میزد و همه میتوانستند بخوانند.»
۱۰. انقلابیگری اصیل، فراجناحی و انسانساز
انقلابی بودن اگر به دور از تنگنظریها و جناحبازیهای حزبی باشد، جاذبهآفرین است. موضعگیری در بحرانها، تبیین مسائل روز جهان اسلام و ادعیه پرحرارت، به مسجد حیات میبخشد.خطبهها و منابر باید انسانساز، شجاعتآفرین و پیونددهنده نسل جوان با فرهنگ مقاومت و شهادت باشد.
داستان: در روایتی دیگر از یکی از دانشجویان درباره روحیه حماسی حاکم بر فضای مسجد آمده است: «مسجد دانشگاه یه سنگر واقعی و زنده بود؛ صحبتهای بین دو نماز پر از نکات روز، تحلیلهای ضداستکباری، روشنگری در فتنهها و ماجراهای شهری و تجمعات در حمایت از چهرههایی مثل شیخ زکزاکی بود. بعد از نماز عشاء رسم بود که همه با هم تکبیر را پرشور و تا آخر میگفتند. قنوتهای نماز هم با دعای شهادت جهتدار بود. در کنارش هم روضههای بصیرتی و خواندن سرودهای دستهجمعی حماسی آخر هیئت بود که به دانشجوها هویت انقلابی و آرمانی میداد.»
بازگشت مسجد به طراز تمدنساز و پناهگاه نسل جوان
تحقق مسجد طراز اسلامی در گرو گذار از الگوی تکبعدی «پیشنمازی صِرف» و حرکت به سوی «امامت جامع، پدری معنوی و راهبری اجتماعی» است. بررسی اصول دهگانه و تجربیات زیست میدانی نشان میدهد که جذب نسل نو و اقشار مختلف مردم، با انزوا، مناسکگرایی خشک یا نصیحتهای کلیشهای امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند منظومهای به هم پیوسته از رفتارهای حکیمانه در چهار ساحت اصلی است:
1. ساحت اخلاقی و شخصیتی (جاذبه فردی): حفظ تقوا و وقار اصیل طلبگی همراه با تواضع بیپیرایه، خوشاخلاقی، شوخطبعیهای ملیح و ارتباط چهرهبهچهره پس از نماز، تصویری امن، صمیمی و دسترسپذیر از دین و روحانیت در ذهن مخاطب میسازد.
2- ساحت مدیریتی و مهارتی (نظم و خلاقیت): ارزش نهادن به ثانیههای مخاطب با نظم دقیق در اقامه نماز، سخنرانیهای فشرده و کاربردی بینالصلاتین (در حد ۲ دقیقه)، و استفاده از قالبهای بصری نو و هنر در فضاسازی مسجد، محیط را از رکود نجات داده و به فضایی پویا و منظم تبدیل میکند.
3. ساحت زیستی و اجتماعی (کارآمدی و شأن پدری): مسجد زمانی پناهگاه واقعی میشود که امام جماعت در متن زندگی و چالشهای ملموس مخاطبان (ازدواج، اشتغال، مسکن، معیشت، تغذیه و بیماری) حضور فعال داشته باشد و آبروی خود را برای گرهگشایی عینی از کار مؤمنان و محصلان خرج کند.
۴. ساحت معرفتی و هویتی (عمق علمی و روحیه حماسی): منابر و جلسات تفسیر باید مسئلهمحور و درمانگر امراض روحی و شبهات فکری باشند. همچنین دمیدن روحیه انقلابی اصیل، آرمانخواهی فراجناحی و بصیرت سیاسی، هویت جمعی را تقویت کرده و انسانهایی شجاع و اهل اقدام تربیت میکند.
کلام آخر
هرچند این الگو برای تمام مساجد محلات، بازار و ادارات راهگشاست، اما در مراکز انسانساز و آیندهپرداز، بهویژه در دانشگاهها و مدارس، ضرورتی حیاتی دارد. معیار توفیق یک امام جماعت، تنها شمار نمازگزاران حاضر در صفوف فریضه نیست؛ بلکه میزان اعتمادی است که جوانان به او به عنوان یک «تکیهگاه امین» دارند و تأثیری است که پس از سلامِ نماز در گرهگشایی از ذهن، دل و زندگی آنان جاری میشود.
از: فارس