کد خبر: ۳۳۷۶۲۸
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱
ظرف ۴۸ ساعت

یمن 3 پالایشگاه آرامکو را به آتش کشید قیمت نفت ۱۰۰ دلاری شد

سرویس خارجی-
نیروهای مسلح یمن طی تنها ۴۸ ساعت، 3 تأسیسات انرژی، یک پایگاه هوائی و یک فرودگاه نظامی آل‌سعود را هدف قرار دادند و انتشار تصاویر آتش‌سوزی‌های گسترده در پالایشگاه‌های آرامکو، قیمت نفت را 
100 دلاری کرد. ترامپ بارها گفته است قیمت نفت نزولی 
است!
در فاصله‌ای کوتاه، جنوب عربستان شاهد مجموعه‌ای از انفجارها و حملات بود که مستقیماً تأسیسات انرژی و مراکز نظامی این کشور را در کانون توجه قرار داد. وزارت انرژی عربستان ناچار شد هدف قرار گرفتن شماری از تأسیسات انرژی در مناطق جنوبی را تأیید کند، حملاتی که به گفته این وزارتخانه، به آتش‌سوزی در چند نقطه و توقف بخشی از فعالیت‌ها انجامید و حتی تعدادی از شهروندان و افراد مقیم عربستان نیز زخمی شدند. همزمان، گزارش‌هایی از شنیده‌شدن صدای انفجار در أبها، خمیس‌مشیط و جیزان منتشر شد. در حالی که ریاض در روایت رسمی خود جزئیات محدودی ارائه می‌کرد، منابع یمنی از یک عملیات گسترده موشکی و پهپادی علیه اهدافی در عمق عربستان سخن گفتند.
آرامکو زیر ضرب
سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد که این عملیات، تأسیسات آرامکو در أبها، نجران و جیزان و همچنین پایگاه هوائی خمیس‌مشیط را هدف گرفته است. به گفته یحیی سریع، ده‌ها موشک بالستیک و پهپاد در این عملیات به کار گرفته شده و حملات به اهداف تعیین‌شده اصابت کرده است. نکته مهم در این میان، صرفاً وقوع انفجار نیست؛ بلکه هدف گرفتن زیرساخت‌هایی است که اقتصاد عربستان به‌شدت به استمرار فعالیت آنها وابسته است. هر اختلال در زنجیره تولید، انتقال یا صادرات نفت می‌تواند فراتر از مرزهای عربستان اثر بگذارد و بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار دهد که همین‌طور هم شد.
نفت ۱۰۰ دلاری
در حالی که ترامپ مدت‌هاست در تلاش است با دروغ‌های شاخدار، قیمت نفت را پایین بکشد، و بعضاً تصریح کرده است که قیمت نفت نزولی است و به زودی با نفت 50 دلاری مواجه خواهیم بود، بازار نفت خیلی زود به خبرهای مربوط به حمله واکنش نشان داد. قراردادهای آتی نفت برنت به ۹۸.۴۰ دلار در هر بشکه رسید و نفت وست‌تگزاس اینترمدیت نیز با رشد ۲.۴۸ درصدی تا ۹۳.۷۵ دلار معامله شد و «اویل پرایس» هم از نفت 100 دلاری خبر داد. این واکنش نشان می‌دهد که اهمیت ماجرا صرفاً به یک رویارویی نظامی میان عربستان و یمن محدود نیست؛ عربستان یکی از بازیگران اصلی بازار نفت است و هرگونه تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی آن می‌تواند مستقیماً در قیمت نفت منعکس شود. در چنین شرایطی، حتی اگر بخش مهمی از ظرفیت تولید حفظ شود- که حتی همین هم در ابهام است- «ریسک اختلال» خود به عاملی برای افزایش قیمت تبدیل می‌شود؛ یعنی بازار فقط به میزان نفتی که واقعاً از چرخه خارج شده واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه به احتمال اختلال‌های بعدی نیز واکنش نشان می‌دهد.
باب‌المندب؛ گلوگاه فراموش‌شده!
در سوی دیگر معادله، تنگه باب‌المندب قرار دارد، آبراهی که موقعیت یمن در مجاورت آن به این کشور امکان می‌دهد بر یکی از مسیرهای مهم تجارت دریایی جهان اثر بگذارد. راسل هاردی، مدیرعامل شرکت ویتول، گفته بود اختلال در باب‌المندب بر صادرات روزانه ۲ تا ۳ میلیون بشکه نفت عربستان تأثیر گذاشته است. در گزارش‌های موجود همچنین آمده که صادرات نفت عربستان از حدود ۷ میلیون بشکه در روز به 
۳ میلیون بشکه کاهش یافته است. آسیب‌پذیری عربستان تنها در خاک این کشور تعریف نمی‌شود و مسیر صادرات نیز بخشی از میدان فشار است. حالا در این وضع می‌توان گفت که تنگه باب‌المندب که فراموش‌شده بود حالا با ابتکار مقاومت یمن یکی از شناخته‌شده‌ترین گلوگاه‌های جهان است! 
از یمن تا تنگه هرمز
از این‌جا به بعد، موضوع دیگر فقط «جنگ عربستان و یمن» نیست. هر بحرانی که مسیرهای انتقال نفت در خلیج‌فارس و دریای سرخ را تحت تأثیر قرار دهد، مستقیماً به اقتصاد جهانی وصل می‌شود. باب‌المندب در جنوب دریای سرخ و تنگه هرمز در ورودی خلیج‌فارس، دو گلوگاه متفاوت اما به‌هم‌پیوسته در معادله انرژی هستند. بنابراین در جنگی که یک‌سوی آن به زیرساخت نفتی عربستان و سوی دیگر آن به مسیرهای کشتیرانی منطقه گره خورده، افزایش تنش می‌تواند اثر زنجیره‌ای داشته باشد: از امنیت کشتی‌ها و هزینه بیمه گرفته تا عرضه نفت و در نهایت قیمت بنزین و انرژی در بازارهای مختلف. به همین دلیل، اگر دامنه درگیری گسترده‌تر شود، مسئله دیگر برای واشنگتن و متحدانش صرفاً حفظ امنیت عربستان نیست؛ بحث بر سر امنیت یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان است. تا همین حالا هم ترامپ و متحد منطقه‌ای آن، یعنی رژیم سعودی، گرفتار این تنگه‌ها شده‌اند!
پاسخ به ۱۲۱ تجاوز سعودی
یمنی‌ها عملیات خود را در چارچوبی بزرگ‌تر از یک حمله مقطعی معرفی می‌کنند. یحیی سریع خبر داد که عربستان طی تنها سه روز ۱۲۱ حمله هوائی علیه مناطق مختلف یمن انجام داده و استان‌های مأرب، البیضاء، الحدیده، تعز و الجوف هدف حملات قرار گرفته‌اند. نیروهای مسلح یمن نیز حملات خود به آرامکو و پایگاه‌های نظامی عربستان را پاسخی در چارچوب آنچه «تنش فراگیر در برابر تنش فراگیر» و «محاصره در برابر محاصره» می‌نامند، توصیف کرده‌اند. در همین چارچوب، حمله به اردوگاه الودیعه نیز از سوی مقام‌های یمنی یک ضربه مهم به شبکه فرماندهی و تسلیحاتی عربستان معرفی شده است، حمله‌ای که به گفته مقاومت، کامیون‌های حامل سلاح، فرماندهان و مرکز فرماندهی و کنترل را هدف قرار داده است. 
وقتی واشنگتن محتاط می‌شود
در این میان، نقش آمریکا نیز قابل‌توجه است. مقام‌های یمنی می‌گویند که عربستان حدود ۱۰ روز پیش از واشنگتن خواسته بود در یک عملیات نظامی گسترده علیه یمن مشارکت کند، اما آمریکا به‌دلیل تجربه رویارویی‌های قبلی با نیروهای مسلح یمن با احتیاط برخورد کرده است. در این میان یک واقعیت مهم وجود دارد: ورود مستقیم آمریکا به جنگ یمن می‌تواند دامنه بحران را از یک درگیری منطقه‌ای به بحرانی بسیار بزرگ‌تر تبدیل کند؛ بحرانی که پایگاه‌های آمریکایی، کشتیرانی، بازار نفت و در نهایت تنگه هرمز را نیز در معرض پیامد قرار می‌دهد. البته این بحران همین حالا هم آغاز شده و دامن‌گیر ترامپِ سودایی شده است، ترامپی که خیالِ خام نفت 50 دلاری را در سر می‌پزد! بنابراین واشنگتن‌ِ گرفتار در تنگه هرمز باید میان حمایت از متحد سعودی و پرهیز از ورود به جنگی با هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی تعادل برقرار کند؛ این همان نقطه‌ای است که اهمیت ژئوپلیتیکی یمن را از ظرفیت نظامی آن جدا می‌کند. ترامپی که توان جبرانِ بی‌آبرویی آمریکا در تنگه هرمز را ندارد و این تنگه کاری کرده که بنزین 3 دلاری برای او آرزو شده، نمی‌تواند بی‌آبرویی دیگری در باب‌المندب را تحمل کند! 
«نفت را به آنها داد، کبریت را به ما‌!»
شاید یک جمله طنزآمیز از زبان یک نویسنده و فعال سیاسی یمنی، تصویری فشرده از تمام این معادله ارائه کند: «سپاس و ستایش خدایی را که عربستان سعودی را پُر از نفت کرد و به ما کبریت داد.» پشت این شوخی تلخِ برای رژیم سعودی، یک واقعیت ژئوپلیتیکی نهفته است؛ عربستان از بزرگ‌ترین ذخایر و ظرفیت‌های نفتی جهان برخوردار است، اما بخش مهمی از قدرت آن به زیرساخت‌هایی وابسته است که باید در امنیت باقی بمانند. یمن نیز برخلاف عربستان، قدرت اقتصادی مشابهی ندارد، اما موقعیت جغرافیایی، دسترسی به دریای سرخ و توانایی ایجاد اختلال در محاسبات امنیتی منطقه به آن اهرم دیگری داده است.

captcha