مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم (یادداشت روز)
حسن رشوند
در منطق راهبردی و سنت دیرینه منازعات بینالمللی، قاعدهای بنیادین و آزمودهشده حکمفرماست: «هرگاه دشمن در میدان نبرد سخت نظامی به بنبست برسد و در کارزار دیپلماسی دستش از امتیازگیری خالی بماند، برای بقای خود دست به دامن «جنگ شناختی» و «روایتسازیهای فریبنده» میشود.» امروز آرایش تهاجمی اردوگاه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و سگ هار منطقهای او، رژیم صهیونیستی، دقیقاً بر پایه همین نگاه بنا شده است.
1- با نزدیک شدن به دو انتخابات 25 اکتبر (3 آبان) کنست در تلآویو و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در 4 نوامبر (13 آبان)، سران این جبهه بهشدت دچار بحران مشروعیت و زوال تابآوری شدهاند. کابینه متزلزل نتانیاهو و حامیان غربیاش در برابر افکار عمومی به استیصال رسیده و برای فرار از این ورطه، محتاج تزریق «اکسیژن تبلیغاتی» و ساخت «فتوحات پوشالی» هستند. این راهبرد با دو لبه قیچی به اجرا درآمده است: لبه اول، تحریف و بزرگنمایی رخدادهای میدانی در جنگ با ایران و جبهه مقاومت و لبه دوم، روایتسازی از ناتوانی، بحرانزدگی و القای بنبست در محیط داخلی جمهوری اسلامی ایران.
2- کانون اصلی روایتسازی منطقهای صهیونیستها طی هفتههای اخیر، تپه استراتژیک «علیالطاهر» در ارتفاعات مشرف بر جنوب لبنان بوده است. ماشین تبلیغاتی صهیونیستها با پخش ویدئوهای مبهم و مانور تصویری در یکی از دهانههای ورودی تونلهای حزبالله، کوشیدند تسلط تاکتیکی بر بخشی از ورودی یک تونل را بهمنزله «سقوط کامل علیالطاهر»، «پاکسازی مراکز زیرزمینی مقاومت» و «پایان توان موشکی حزبالله» در این منطقه راهبردی جا بزنند. اما حقیقت آشکار آن است که ارتش صهیونیستی با استعداد چند لشکر مجهز زرهی و پیاده از جمله لشکر ۳۶ این رژیم بیش از دو ماه است که در پایین این تپه ۶۰۰ متری زمینگیر شده است. آنها برای پیشروی در چند صد متر و دستیابی به دهانه تونلها، به فجیعترین جنایات جنگی و استفاده گسترده از سلاحهای ممنوعه بینالمللی نظیر گلولههای فسفری و بمبهای خوشهای در حومه نبطیه و دیرالزهرانی متوسل شدند. دستبهدامن شدن به بمبهای نامتعارف، نه نشانه دست برتر، بلکه نماد تمامعیار «بحران تابآوری» در ارتش متجاوزی است که قادر به درگیری مستقیم تنبهتن با رزمندگان مؤمن مقاومت نیست.
3- از سوی دیگر، تقلیل کل توان حزبالله لبنان به یک تپه یا چند معبر زیرزمینی، یک فریب آشکار روانی است. ساختار موزاییکی و لایه لایه شبکههای مقاومت در سراسر جنوب لبنان با هزاران کیلومتر استحکامات و ذخایر عظیم موشکی و پهپادی فراتر از این تکنقطهها طراحی شده است. ارتش تلآویو خوب میداند که جبهه مقاومت پشتوانه بیبدیلی دارد؛ یعنی همان دست قدرتمندی که پشت لانچرهای نقطهزن موشکی سپاه پاسداران و یگانهای پیشرفته پهپادی ارتش قهرمان ایران است و در صورت عبور دشمن از خطوط قرمز، همانند جنگ ۳۳روزه و دیگر رویاروییها، موازنه وحشت را بهسرعت بر سر متجاوزان آوار خواهد کرد.
4- همراستا با هیاهوی تپه علیالطاهر، دشمن خط تخریبی خطرناکی را در داخل کشور با کمک دنبالههای رسانهای خود در یک پروژه دو منظوره؛ از دام دیپلماتیک تا شرطیسازی اقتصاد کشور را دنبال میکند. این خط عملیاتی بر دو پایه استوار بود:
الف ) برخی تحلیلگران کجاندیش در داخل، ناخواسته یا مغرضانه در زمین دشمن بازی کرده و ماجرای دروغین سقوط تپه را به «بند اول تفاهمنامه اسلامآباد» گره میزنند. این جماعت به طعنه و کنایه القا میکنند که گویا ایران از موضع قطعی خود مبنی بر «خاتمه فوری و
بیقید و شرط جنگ در لبنان» عقب نشسته و این اتفاق بازتاب یک معامله سیاسی است! در حالی که موضع تهران شفاف و استوار بوده و جمهوری اسلامی ایران هرگز از شروط حاکمیتی جبهه مقاومت عقبنشینی نکرده است. کما اینکه دو روز پیش دبیر شورای عالی امنیت ملی بر این نکته تاکید داشتندکه «مشکل بزرگ ما در ماجرای تفاهمنامه اعتماد به تضمین واسطهگران مذاکرات بود.» طبیعی است که تا زمانی که این تضمین وجود نداشته باشد نه پیشرفتی در مذاکرات انجام میگیرد و نه دست نیروهای مسلح ما و حزبالله لبنان از روی ماشه برداشته میشود.
ب ) روایتسازان غربی همواره به دنبال گزارههایی هستند که از زبان برخی مدیران داخلی در توصیف مشکلات بیان میشود. کافی است مسئولی در پشت تریبون با بیان نسنجیده و ناپخته از «کسری بودجه، کمبود ارز، تنگنای انرژی یا بنبست معیشتی» سخن بگوید؛ بیدرنگ رسانههایی چون بیبیسی، ایران اینترنشنال و صدها حساب وابسته در فضای مجازی، با برش دادن این جملات، کلانروایت «ایران در آستانه فروپاشی اقتصادی و ناگزیر از تسلیم» را بازتولید میکنند. این پالسهای غلط در اتاقهای فکر پنتاگون و تلآویو به عنوان «اثرگذاری تحریمها» تفسیر شده و مستقیماً طمع دشمن را برای تشدید فشارها برمیانگیزد.
5- علاوه بر روایت سازی غلطی که این روزها دشمن صهیونیستی در رابطه با موفقیت نظامی در تپه علی الطاهر القاء میکند، در فضای داخلی و بُعد اقتصادی هم نمونه عینی این روایتسازی را میتوان در انتشار اخبار جعلی پیرامون؛ «اعتراض چینیها به ایران درخصوص بسته بودن تنگه هرمز»، «رد درخواست ملاقات دکتر پزشکیان توسط رئیسجمهور چین در نشست سران شانگهای در بیشکک»، «قطع تبادلات مالی با همسایگان»، یا شایعات گسترده پیرامون «کمبود کالاهای اساسی» را میتوان مشاهده کرد. دشمن با انتشار این روایتهای فیک در کانالهای دلالی و شبکههای اجتماعی، درصدد ایجاد رفتارهای هیجانی در بازار و متلاطم کردن اقتصاد نه چندان پایدار کشور برمیآید تا ناکامی نظامی خود را با ایجاد نارضایتی اجتماعی جبران کند و در آستانه سالگرد پروژه شکست خورده «زن، زندگی، آزادی» و اقدامات ساختارشکنانه و تخریبکننده امنیت ملی، جامعه را به سمت رفتارهای خشونتگرا سوق دهد تا شاید از این طریق بتواند شکستهای پیدرپی و خفتبار خود در میدان نبرد نظامی با ایران و جبهه مقاومت را پنهان کند و از این رهگذر، بار دیگر فضای امن جامعه ایران را بههم بریزد و حوادث تلخ سالهای 1401 و 1404 را تکرار کند.
6- برخلاف پندار غلط برخی رسانههای اصلاحطلب که این روزها تیتر صفحه یک خود را به مباحث چالشبرانگیز و برجسته کردن اخبار نادرست و غلط دیکته شده از خارج اختصاص میدهند، هیچ رسانه حرفهای وابسته به سرویسهای جاسوسی غربی، یک تصویر، فریم یا خبر را منفک از طرح کلانی که دارند منتشر نمیکنند. آنها ابتدا یک «روایت مادر» خلق میکنند؛ روایتی مبنی بر اینکه: «ایستادگی بیفایده است؛ ساختار اقتصادی شما شکننده است و در نهایت باید در نظم مطلوب هژمونی غرب ذوب شوید.» و پس از معماری این روایت، هزاران محتوا در قالبهای گوناگون را تولید میکنند تا افکار عمومی را تحت تاثیر طراحیهای خود قرار دهند.
این روزها دشمن با بهرهگیری از برخی شخصیتها همچون حسن روحانی رئیسجمهور اسبق ایران که آزمون خوبی را در دوران مسئولیت خود نداده به خط شدهاند تا با تولید دوگانه کاذب «جنگ و خاتمه جنگ» و اینکه باید از مردم برای ادامه جنگ، نظرخواهی شود، به ظاهر با حس دلسوزی برای معیشت مردم، نسخه وادادگی در برابر دشمن را تجویز میکنند و با القای این گزاره که اقتدار منطقهای امروز، باری اضافی بر دوش معیشت مردم است، وقیحانه به شیطنتهای سیاسی خود ادامه میدهند. این در حالی است که در دوران مسئولیت او، مردم زیر چرخدندههای سیاستهای دیکتاتورمآبانه وی له شده بودند و در نهایت هیچ دستاوردی را با 10 سال مذاکره بیحاصل برای کشور به ارمغان نیاورد. این جماعت حراف و بیعمل، با تلاش مأیوسانه برای کماثر نشان دادن رهنمودهای سازشناپذیر امام سید مجتبی خامنهای(مدّ ظلّه العالی) و ترویج ادبیات وادادگی به نام «واقعگرایی و نرمالسازی روابط با غرب»، فقط نسخه تسلیم را پیشنهاد میکنند.
7- در اسناد راهبردی اندیشکده آمریکایی «رَند» (RAND) تصریح شده است: «در جنگهای مدرن، پیروز نهائی نه دارنده بزرگترین کلاهکها و بمبها، بلکه صاحب قویترین و متقاعدکنندهترین «روایت» است.» این یعنی هدف دشمن تصرف زمین نیست؛ تسخیر اذهان است تا پیش از شلیک هر گلولهای، اراده ایستادگی در جامعه هدف ذوب شود. در برابر این شبکه اختاپوسی، آنچه تا امروز محاسبات دشمن را نقشبرآب ساخته، بصیرت و درایت بینظیر ملت ایران است. مردم آگاه ایران اسلامی با گذر از فتنههای گوناگون، مشت دشمن را در «مهندسی ادراک» خواندهاند.
هوشیاری تودههای مردم در عدم همراهی با فراخوانهای هیجانی بازار ارز، حضور یکپارچه و معنادار مردم مؤمن و دوستدار ایران عزیز در 190 شب در خیابان و حمایت عملی از نیروهای مسلح و رزمندگان مقاومت، سنگینترین ضربه را به سناریوسازان غربی وارد کرده است. با این حال، برای خنثیسازی کامل این تهاجم چندوجهی، چند گام اساسی پیش روی ارکان اجرائی و تریبونداران قرار دارد:
1- مدیران دستگاههای اجرائی باید متوجه باشند که تریبونها، عرصه عقدهگشایی، اعتراف به ناتوانی یا فرافکنی مشکلات به خارج نیست. بیان مطالبات و کمبودها نباید به سوخت موتور پروپاگاندای دشمن برای شرطیسازی اقتصاد و تضعیف موقعیت ایران در رویارویی با دشمن بدل شود.
2- مصونسازی آحاد جامعه در برابر بمباران اخبار جعلی و تکنیکهای برجستهسازی رسانههای معاند، ضرورتی راهبردی است تا هیچ شهروندی تصویر دستکاریشدهای از میدانهای نبرد داخلی، منطقهای و خارجی را حقیقت نپندارد.
3- اکنون که در قیمتگذاری بنزین، تغییراتی صورت گرفته و برخی سودجویان دستگاههای دولتی همچون «ایران خودرو» که بلافاصله اعلام کرد قیمت خودروها افزایش مییابد و بهطور میانگین30 درصد قیمت محصولات خود را افزایش داد، در گام اول؛ دولت محترم و در گام دوم دستگاه قضا موظفند با عوامل مخل اقتصاد کشور برخورد کنند و همچنین با شبکههایی که با تکیه بر شایعات رسانهای و نرخسازیهای فردایی در فضای مجازی به سفره مردم دستاندازی میکنند، با قاطعیت و بدون مسامحه برخورد کنند.
اگر در این میدان، قلمها صریح و هوشیاریها پایدار بماند، فتوحات واقعی از آن جبهه مقاومت خواهد بود و دشمن صهیونیستی و حامیان آن، نتیجهای جز شکست محتوم در میدان و رسوایی در جنگ روایتها به دست نخواهند آورد.