کد خبر: ۳۳۷۵۵۰
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳

کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟!(یادداشت روز)

۱- «تحریف» یکی از ترفندهای عملیات روانی برای تغییر مفهوم و معنای اصلی واقعیت‌هاست. بیشترین کارویژه در این ترفند استفاده از «واژه‌های جایگزین‌» است. واژه جایگزین به دو‌گونه انتخاب می‌شود. اول آن‌که با واژه اصلی شباهت ظاهری داشته باشد و دوم این‌که؛ ظاهر آن پسندیده و عاقلانه تلقی شود. گفتنی است که در کلام خدا، استفاده از این ترفند مؤذیانه به برخی از یهودیان نسبت داده شده است. به‌عنوان مثال، در آیه ۴۶ سوره مبارکه نساء آمده است: «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ‌... برخی از یهودیان‌، حقایق [کتاب آسمانی] را [با تفسیرهای نابجا و تحلیل‌های غلط و ناصواب] از جایگاه‌های اصلی آن دور کرده و معنای حقیقی آن را تغییر می‌دهند‌»‌. شرح بیشتر درباره این ترفند را به زمانی دیگر موکول می‌کنیم و در وجیزه پیش‌روی تنها به دو نمونه از ده‌ها نمونه دیگر اشاره می‌کنیم. نمونه‌هایی از بهره‌گیری غربگرایان و شماری از مدعیان اصلاحات از این ترفند. بخوانید!
۲- آقای روحانی، رئیس‌جمهور اسبق، ادامه جنگ (بخوانید دفاع در مقابل تجاوز دشمن‌) را منوط به کسب نظر مردم می‌داند و می‌گوید: «‌باید به مردم بگوئیم؛ ما قرارمان این است که با قدرت‌های بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم. اگر مردم گفتند «ما قبول داریم»، خب ما می‌خواهیم برویم و داریم می‌رویم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آیا ما نمی‌خواهیم بپذیریم‌؟‌»! 
در این باره گفتنی است که؛
الف: ایشان واژه «دفاع» که حق مسلم قانونی و منطقی مردم است را با واژه «‌جنگ‌» جا‌به‌جا کرده است! تا دفاع ما در مقابل حملات جنایتکارانه دشمن را غیر مردمی قلمداد کند! باید به او گفت؛ مگر نه این‌که آمریکا و رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ بوده‌اند؟! بنابراین، اقدام جمهوری اسلامی ایران در مقابله با حمله دشمن، «دفاع» نام دارد و نه جنگ. بنا‌براین مفهوم و منظور واقعی آقای روحانی (بدون کمترین تردید‌) دست کشیدن از دفاع و تسلیم کشور به آمریکا و اسرائيل است! آیا غیر از این است؟! و اما، با توجه به این‌که ایشان چند دهه (متاسفانه‌) در پست‌های کلیدی نظام حضور داشته است، هرگز نمی‌توان باور کرد که از فحوا و معنای واقعی نظر خویش بی‌خبر بوده است و نمی‌دانسته است که زبان آمریکا و اسرائيل را به کام گرفته و تحقق آرزوی برزمین مانده دشمن، یعنی تسلیم ایران اسلامی را پیشنهاد داده است!
ب: می‌گوید؛ «‌پیغمبر خدا با این که پیامبر بود، مشورت می‌کرد، او که وصل بود به مبدأ وحی مشورت می‌کرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت می‌کرد. ما [‌چرا‌] حاضر به مشورت نیستیم با مردم خودمان، با ولی‌نعمتان خودمان؟‌»! 
از شخصی که متاسفانه لباس روحانیت نیز بر تن دارد بعید است که تا این اندازه از اسلام و مخصوصاً کلام خدا بی‌خبر باشد. ایشان، در این بخش از سخنان خود نیز، آگاهانه دست به تحریف زده است. توضیح آن‌که در کلام خدا آمده است؛ «‌وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ‌... در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد. (۱۵۹ آل‌عمران‌). در این آیه خدای متعال به رسول خود دستور مشورت داده است و بر این نکته نیز تاکید فرموده که وقتی تصمیم گرفتی [‌کار مورد نظر‌] را با توکل به خدا انجام بده. اکنون باید به آقای روحانی گوشزد کرد که، اولاً؛ دفاع در مقابل حمله دشمنان یک وظیفه دینی، قانونی و منطقی است که انجام آن نیازی به مشورت ندارد. بله، اگر مشورتی هست، درباره چگونگی انجام آن است و نه آن‌گونه که جنابعالی می‌گوئید، مشورت درباره انجام یا ترک آن ! نظر شما در این خصوص شبیه آن است که ادای فریضه نماز و یا ترک آن را مستلزم مشورت بدانیم‌(!). ثانیاً؛ از کجا می‌دانید که مشورتی صورت نپذیرفته است؟ در نظام جمهوری اسلامی ایران ده‌ها مرکز را می‌توان فهرست کرد که یکی از وظایف قانونی آنها ارزیابی مسائل و ارائه نظر مشورتی درباره آن است و به یقین می‌دانید که این روزها درباره چگونگی دفاع (و نه ضرورت آن) در مراکز مورد اشاره رایزنی‌ها و مشورت‌های پی‌درپی و بی‌وقفه‌ای صورت می‌پذیرد. 
۳- آقای محمد خاتمی، که بازهم متاسفانه، یکی از رؤسای جمهور اسبق کشورمان بوده است، نیز درباره جنگ اخیر اظهارات مشابهی داشته است که نمونه دیگری از تحریف واقعیات به نفع دشمن بوده و هست و برخی از شواهد و نشانه‌ها حاکی از آن است که این دو اظهار‌نظر و اظهارات برخی دیگر از مدعیان اصلاحات، آبشخور مشترک و به شدت مشکوکی دارند، محمد خاتمی هم روز ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ طی سخنانی دست به تحریف واقعیات زده و با ساخت یک دوقطبی تقلبی، تلاش کرده است که تسلیم در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی را «‌صلح شرافتمندانه»! جا بزند. می‌گوید؛ «‌مراد از «صلح شرافتمندانه»، تن دادن به حکم خرد در عرصه عمل است که مورد تأیید خدای خرد‌آفرین است؛ یعنی: جنگ (بخوانید دفاع)‌، شرّ بزرگ و صلح (بخوانید تسلیم‌) خیر بزرگ. جنگ به دو صورت خاتمه می‌یابد: با تسلیم کامل یا نابودی یک ‌طرف (که خود، شرّ است)، با تفاهم و مصالحه در جایی که به خصوص برداشتن خصم و تسلیم کامل او در عمل ممکن نباشد. در صلح، هم امتیاز داده می‌شود و هم امتیاز گرفته می‌شود. امروز بقاء و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کرده‌ایم. می‌توانیم با پرهیز از تنش، مصالح عمومی و خیر جامعه و عزت ایران و آینده آن را تأمین کنیم»! انگار‌نه‌انگار که آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور ما حمله کرده‌اند! و ما به دفاع برخاسته‌ایم! به بهره‌گیری ایشان از واژه «صلح» به جای «تسلیم» و «جنگ» به جای «دفاع» دقت کنید! طوری حرف می‌زنند که گویی اتفاق خاصی نیفتاده است! آمریکا و رژیم صهیونیستی رهبر جهان اسلام را به شهادت نرسانده‌اند! هزاران انسان بی‌گناه از زن و مرد و کودک دانش‌آموز و شرکت‌کننده در مراسم عروسی را قتل‌عام نکرده‌اند! دانشمندان و فرماندهان کشورمان را به شهادت نرسانده‌اند! و صدها جنایت دیگر را مرتکب نشده‌اند! تازه از این پیشنهاد خائنانه با عنوان «‌صلح شرافتمندانه‌» و 
«تن دادن به حکم خرد در عرصه عمل‌»! هم یاد می‌کند!
۴- اظهارات آقای محمد خاتمی در پوشش «‌صلح شرافتمندانه‌»! و تاکید آقای حسن روحانی در پوشش 
«‌پایان عزتمندانه جنگ»! دقیقاً همان خواسته برزمین مانده و آرزوی برباد رفته آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان است و مفهوم واقعی آن تسلیم بی‌شرفانه و ذلیلانه است. این همخوانی با خواسته‌های رسماً اعلام شده آمریکا نمی‌تواند تصادفی باشد و مراکز قضائی و امنیتی نباید از کنار آن به آسانی عبور کنند. چرا که خطا وقتی به تکرار می‌نشیند «خط» است و نه خطا.

حسین شریعتمداری

captcha