کد خبر: ۳۳۷۴۲۴
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۹
گزارش خبری تحلیلی کیهان

مشارکت غربگرایان با ترامپ در حمله به معیشت و امنیت مردم

سرویس سیاسی-
در شرایطی که مقاومت بی‌نظیر ملّت، کارزار نظامی و فشار حداکثری ترامپ را به بن‌بست کشانده، مدعیان اصلاحات با طرح کلیدواژه‌های تکراری نظیر «صلح شرافتمندانه»، «پایان عزتمندانه جنگ» و «رفراندوم»، از بار مسئولیت خویش شانه خالی کرده و رسماً خط دشمن را برای ادامه جنگ بازخوانی می‌کنند.
در حالی که ایران عزیز بیش از 
6 ماه است در برابر یک جنگ تمام‌عیار سینه سپر کرده و با مقاومت ستودنی خود، ترامپ را کیش‌ومات ساخته، جریان مرعوب و شکست‌خورده داخلی بار دیگر ساز تسلیم کوک کرده است. طیفی که بانی اصلی ناترازی‌ها و گره‌های معیشتی امروز است، به‌جای پاسخگویی، روی اعصاب و روان جامعه سورتمه‌سواری می‌کند. همان جریانی که روزگاری با وعده‌های فانتزی و «لبخنددرمانی» سفره مردم را کوچک‌تر کرد، حالا با پوشش کلیدواژه‌های تکراری نظیر «صلح شرافتمندانه»، «پایان عزتمندانه جنگ» و «رفراندوم» دقیقاً همان خط تحلیلی و عملیاتی دشمن را بازخوانی می‌کند تا شکست‌خورده‌های دیروز، بار دیگر نسخه تسلیم بپیچند.
از نظرسنجی پشت شیشه
تا سنگر گرفتن پشت رفراندوم
بزرگ‌ترین تناقضِ رفتاری مدعیان اصلاحات و بانیان وضعیت موجود، تناقض آشکار و عمیق آن‌ها در «نسبت با مردم» است. جریانی که الگو و سبک حکمرانی‌اش همواره بر پایه بی‌خبری محض از کف جامعه و بی‌اطلاعی از معیشت واقعی طبقات محروم استوار بوده و میزان رضایت یا ناخرسندی افکار عمومی را نه از توان خرید، وضع مسکن و سفره آنان، بلکه از پشت شیشه‌های دودی و بنفش خودروهای لوکس و شاسی‌بلند مدیرانش نظرسنجی می‌کرد، امروز ناگهان در قالبی ژست‌گونه یاد «مردم» در میانه جنگ افتاده است!
این طیف در حال حاضر اکثریت مطلق مقدرات اجرائی، تصمیم‌گیری و مدیریتی کشور را در اختیار دارد؛ اما همین که زمان پاسخگویی و «زنگ حساب» درباره مطالبات معیشتی، کارآمدی و حل مشکلات واقعی جامعه فرامی‌رسد، به‌جای ارائه کارنامه و راهکارهای کارشناسی، پشت کلیدواژه‌هایی مانند «کمبود اختیارات» یا استناد به «اصل ۵۹ قانون اساسی و رفراندوم» سنگر می‌گیرد. طرح موضوع همه‌پرسی از سوی این جریان، نه از سر احترام به رأی جامعه یا اعتقاد به ظرفیت‌های قانونی، بلکه یک شوک سیاسی برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت ناكارآمدی و پوششی بر کارنامه‌ای است که در تمام آزمون‌های اقتصادی، مدیریتی و دیپلماتیک نمره رد گرفته است. مسئولان و سیاسیونی که در روزهای سخت، فاصله‌شان با جامعه به اندازه ارتفاع شیشه‌های خودروهای لوکس‌شان بود، امروز تحت هیچ شرایطی نمی‌توانند سخنگو یا نماینده مردمی باشند که تاوان تصمیمات، ناترازی‌ها و سیاست‌های نادرست همان مدیران را با گوشت و پوست خود پرداخت می‌کنند.
مخرج مشترک «روایت ضعف» 
با کارزار فشار حداکثری ترامپ
در بزنگاه حساسی که دشمن پس از ناکامی در میدان جنگ و کارزار فشار اقتصادی، تمام توان و سرمایه رسانه‌ای خود را روی نبرد شناختی، پمپاژ ناامیدی و پیوند زدن «آشوب داخلی» به «فشار خارجی» متمرکز کرده، سیاهه مشکلاتی که این جریان در رسانه‌ها و سخنرانی‌های خود قطار می‌کند بسیار تأمل‌برانگیز است. فهرست کردن مشکلات کشور از جمله کاهش صادرات نفت، کسری بودجه، ناترازی‌های عمیق انرژی، مشکلات تامین بنزین، چالش‌های پیچیده شبکه بانکی و القای مداوم ناتوانی کشور در تامین معیشت اولیه مردم، آن هم بدون ارائه حتی یک نسخه عقلانی، بومی و عملیاتی، دقیقاً مخرج مشترکی با عملیات روانی ترامپ و اتاق جنگ اقتصادی دشمن در نیویورک و تل‌آویو پیدا کرده است. این پمپاژ بی‌وقفه «روایت ضعف» و تقلیل دادن یک منازعه پیچیده، همه‌جانبه و راهبردی به یک انتخاب ساده‌لوحانه و فانتزی میان «امتیاز دادن» یا «جنگیدن»، مساوی با دادن آدرس غلط به افکار عمومی و ارسال سیگنال‌های خطرناک و خائنانه به طرف غربی است. پیام این ساده‌سازی‌های مکرر و تحلیل‌های سطحی به کاخ سفید کاملاً روشن و مستقیم است: «فشارها اثر کرده، جامعه ایران دچار دوقطبی عمیق شده و کشور در موضع ضعف قرار دارد!» پیامی که نه تنها مانع جنگ و کاهش فشارها نمی‌شود، بلکه دقیقاً اشتهای دشمن را برای اعمال تحریم‌های سنگین‌تر، فشار اقتصادی بیشتر و طرح مطالبات جدیدتر و زیاده‌خواهانه‌تر تحریک می‌کند.
سراب عقب‌نشینی
تجربه تاریخی چند دهه گذشته و تحلیل رفتار بین‌المللی ایالات متحده به‌روشنی اثبات کرده که مسئله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران هرگز به یک موضوع خاص، مشخص و محدود نظیر انرژی هسته‌ای مربوط نبوده است. صنعت هسته‌ای، توانمندی‌های موشکی، حضور و نفوذ منطقه‌ای، ظرفیت‌های دفاعی و تسلیحاتی، مناسبات تجاری و بین‌المللی و حتی نوع حکمرانی ایران، همگی در سبد فشار و تحریم واشنگتن قرار دارند و هیچ‌گاه از آن خارج نشده‌اند.
در چنین معادلاتی، اتکا به تحلیل‌های فانتزی، ساده‌انگارانه و خوش‌باورانه که تصور می‌کنند با یک عقب‌نشینی کوتاه، دادن یک امتیاز بزرگ یا امضای دو بند حقوقی پرونده خصومت‌ها برای همیشه بسته می‌شود، تن دادن به تسلیم است. در این فرآیند یک‌طرفه، طرف غربی و آمریکایی امتیاز اصلی را نقد تحویل می‌گیرد، وعده‌های مبهم و سرخرمن برای کاهش فشار می‌دهد، اما بلافاصله پس از دریافت امتیاز، صورت‌مسئله قبلی را پاک کرده و مطالبات جدیدتر و سنگین‌تری را روی میز می‌گذارد. اگر برای این زیاده‌خواهی‌های استکباری و مطالبات زنجیره‌ای دشمن نقطه پایانی تعریف نشود، روند عقب‌نشینی و امتیازدهی هیچ پایانی نخواهد داشت و در نهایت به تضعیف کامل، خلع سلاح و فروپاشی مؤلفه‌های قدرت ملی کشور می‌انجامد.
دیپلماسی متکی بر قدرت و بازدارندگی
خطای فاحش و خسارت‌بار دیگری که بارها از سوی بانیان وضعیت موجود و مدعیان اصلاحات تکرار شده و می‌شود، قرار دادن دو مفهوم «دیپلماسی» و «مقاومت» در برابر یکدیگر است. دیپلماسی سیاسی و بازدارندگی میدانی دو ابزار متعارض و ناسازگار نیستند، بلکه دو کفه یک ترازو و مکمل‌های حیات در جعبه‌ابزار سیاست خارجی کشور محسوب می‌شوند. کشوری که صرفاً به گفت‌وگو و مذاکره متکی باشد و خود را از اهرم‌های فشار، توان دفاعی، پایداری اقتصادی و قدرت بازدارندگی تهی کند، پشت میز گفت‌وگو نیز فرآیندی جز تحویل دادن امتیازات یک‌طرفه، امضای توافق‌های یکجانبه و پذیرش دیکته‌های طرف مقابل تجربه نخواهد کرد. نکته کلیدی که در تحلیل‌های ساده‌انگارانه نادیده گرفته می‌شود این است که آمریکا حتی از خودِ ابزار «مذاکره» نه برای حل مسالمت‌آمیز مسائل، بلکه به عنوان یک وسیله فشار و ابزاری برای انفعال طرف مقابل استفاده می‌کند. دیپلماسی موفق الزاماً دیپلماسی امتیازدهی و عقب‌نشینی نیست، بلکه هنرِ تبدیل قدرت میدانی، پایداری اقتصادی، انسجام داخلی و اقتدار نظامی به دستاوردهای ملموس و موازنه سیاسی در عرصه بین‌المللی است. گفت‌وگو و مذاکره زمانی به نتیجه مطلوب و متوازن می‌رسد که طرف مقابل بداند ایران گزینه‌های متعدد، هوشمندانه و قدرتمندی روی میز دارد و هزینه فشار بر ایران بسیار بیشتر از منافع آن خواهد
بود.
کاسبان تنش و بزک دشمن
در کنار ساده‌لوحان، جریان‌های به‌مراتب سَمّی‌تری در عرصه سیاسی حضور دارند؛ کسانی که در روزهای سخت مقاومت ملی و ایستادگی همه‌جانبه مردم در برابر تجاوزها و تحریم‌های ظالمانه غایبند و روزه سکوت می‌گیرند، اما دقیقاً در بزنگاه‌هایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، همدلی و انسجام درونی است، وارد معرکه می‌شوند. کارویژه اصلی این طیف، ایجاد دوقطبی‌های کاذب، بزک سیمای شیطانی آمریکا و تطهیر خروج یکجانبه غربی‌ها از توافقات بین‌المللی است.
این جریان متناقض با متهم‌سازی خادمان کشور، تشکیک در راهبردهای بازدارندگی، زیر سؤال بردن نیروهای دفاعی و القای بن‌بست موهوم در اداره امور، دقیقاً همان خوراکی را تامین می‌کند که اتاق‌های فکر واشنگتن، تل‌آویو و اپوزیسیون خارج‌نشین برای پمپاژ ناامیدی و کشاندن تنش‌ها به کف خیابان به آن نیاز دارند. ترامپ و تیم همراهش که پس از ماه‌ها پایداری ملت ایران، برای جبران ناکامی‌های خود به عملیات روانی و التماس رسانه‌ای متوسل شده‌اند، بیش از هر چیز به همین اختلافات ساختگی، مواضع شاذ و تضعیف انسجام ملی امید بسته‌اند تا شاید از دل این فضاسازی‌ها، برای خود پیروزی خیالی دست‌پا نمایند.
لزوم آرایش تمام عیار در برابر دشمن
معادله حاکم بر روابط ایران و جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا، یک مسئله پیچیده و چندمجهولی است و هرگز با پاسخ‌های تک‌مجهولی، شتاب‌زده، ساده‌لوحانه و نسخه‌های شکست‌خورده قبلی حل نخواهد شد. اگر دشمن از مجموعه‌ای از ابزارها شامل جنگ اقتصادی، تحریم، تهدید نظامی، عملیات روانی و نبرد شناختی استفاده می‌کند، پاسخ جمهوری اسلامی ایران نیز باید هوشمندانه، چندوجهی، متکی بر قدرت ملی و آراسته به انسجام داخلی باشد.
راهبرد عقلانی و عزتمندانه آن است که مقاومت، توان دفاعی، دیپلماسی فعال، مقاوم‌سازی اقتصاد و انسجام داخلی کاملاً هم‌راستا، هم‌افزا و در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ مذاکره برای کسب امتیاز، مقاومت برای جلوگیری از تحمیل زیاده‌خواهی‌ها و قدرت ملی برای افزایش توان چانه‌زنی دیپلماتیک. 
ملت بزرگ ایران بارها در تاریخ معاصر نشان داده است که تفاوت میان «دیپلماسی مقتدرانه و متکی بر قدرت» را با «نسخه تسلیم و انفعال» به‌خوبی درک می‌کند. امروز زمان آن فرا رسیده که بانیان وضعیت موجود و دارندگان کارنامه‌های سوخته اقتصادی و دیپلماتیک، به‌جای فرار از پاسخگویی، آدرس‌های انحرافی دادن و بازی با کارت‌های نخ‌نما شده‌ای چون رفراندوم، مسئولیت عملکرد گذشته خود را بپذیرند و اجازه دهند کشور در سایه عقلانیت، وحدت ملی و آرایش اقتصادی هوشمندانه، مسیر اقتدار، عبور از محاصره و حل مشکلات واقعی مردم را با صلابت طی کند.

captcha