کد خبر: ۳۳۷۵۴۵
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳

سیره حضرت علی(ع) در برخورد با برهم‌زنندگان امنیت اجتماعی

در زمان حضرت علی (ع) اعتراضاتی صورت گرفت، نیز اغتشاشاتی توسط مخالفان برپا شد، در برخی موارد چهره‌های مطرح (سلبریتی) نیز اقداماتی انجام ‌دادند که در ادامه نمونه‌هایی از برخورد آن حضرت با هر سه مورد بیان می‌شود.
شیوه حضرت علی (ع) در مواجهه با معترضان
امیرالمؤمنین (ع) در دوره خلافت در مقابل معترضان و منتقدان گوش شنوا داشتند و بر همین اساس «بیت‌القصص» را تأسیس کردند. (۱) بیت‌القصص یعنی «خانه شکایات» که همان صندوق انتقادات و پیشنهادات بود تا مردم بتوانند بدون واسطه و به‌آسانی، خواسته‌های خود را با امام مطرح کنند، گویا این کار در تاریخ، اولین گام در جهت مرتبط ساختن مردم با هیئت حاکم است.
حضرت در شیوه حکومت‌داری در نامه‌ای مشهور به عهدنامه مالک اشتر به ایشان می‌فرماید: «از جانب خود وقتی را برای آنان که به شخص تو نیازمندند قرار ده و در آن وقت، وجود خود را برای آنان از هر کاری فارغ کن و نشستت برای آنان در مجلس عمومی باشد.»
حضرت در بیان خصوصیات این مجلس دستور می‌دهد:
«لشکریان و یاران از پاسبانان و محافظان خود را از این مجلس برکنار دار تا سخنگوی نیازمندان بدون ترس و نگرانی و لکنت و تردید با تو سخن بگوید» و در این مورد که گاهی گفت‌وگو به اعتراض و انتقاد کشیده می‌شود، می‌فرمایند:
«آنگاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل کن، تندخویی و غرور و خودپسندی نسبت به آنان را از خود دور کن.» (۲)
همین شیوه باعث شد که سوده همدانی برای معاویه نقل می‌کند که برای شکایت از مسئول جمع‌آوری صدقات نزد امام علی (ع) رفت. امام در حال ایستادن برای خواندن نماز بود و وقتی وی را دید، از خواندن نمازش منصرف شد، سپس با مهربانی و دلسوزی به‌سوی وی آمد و پرسید: «حاجتی داری؟» گفتم: «آری.» سپس ماجرا را بازگو کرد. 
امام گریست و سپس گفت: «خدایا! تو شاهد بر من و بر آنان هستی! من به آنها دستور ندادم که به بندگانت ستم کنند یا حق تو را ضایع نمایند.» سپس امام بر روی تکه چرمی، پس از نوشتن بخشی از آیه ۸۵ سوره اعراف «دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن را ادا کنید!  و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی زمین، بعد از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید! این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید!» چنین نوشت: «هنگامی‌که این نامه مرا خواندی، آنچه از اموال ما نزد توست، حفظ کن تا کسی که مأمور دریافت آن است نزد تو آید.» سوده نامه را نزد آن فرد برد و او از کار برکنار شد! (۳)
شیوه حضرت علی (ع) در مواجهه با اغتشاشگران
معاویه برخی از فرماندهان قسی‌القلب خود، ازجمله بسر بن ارطاه، را به غارت مناطق مختلف در قلمرو حضرت علی(ع) می‌فرستاد. آنها به شهرها حمله کرده و به جان و مال و ناموس مردم رحم نمی‌کردند. حمله و غارت‌های سپاه معاویه در شهرها و مناطقی چون مصر، یمن، مکه، مدینه، بصره، مدائن، حجاز و حتی تا نزدیک کوفه انجام گرفت. 
گوشه‌ای از اقدامات شنیع او در کتاب «الغارات» ثبت شده است. (الغارات جمع غاره به معنی حمله و شبیخون است.) (۴) 
هدف از غارات را ایجاد هراس در میان هواداران امام علی (ع) و همچنین تحکیم پایه‌های حاکمیت معاویه دانسته‌اند. این حملات به‌گونه‌ای طراحی شده بود که پراکنده و ناگهانی باشد و حتی عکس‌العمل سریع سپاهیان امام نیز کارساز نباشد. حضرت لشکری تحت فرماندهی جاریه بن قدامه را به دنبال بُسر فرستاد و او را شهر به شهر تعقیب کرد. جاریه به گروهی از افراد بُسر دست یافت و آنها را کشت. (۵) 
برخی از حملات و غارت‌های سپاه معاویه توسط سپاهیان امام علی (ع) دفع شد و در برخی نیز سپاه شام پیش از رسیدن سپاه امام، به شام فرار کردند. همچنین سپاه حضرت به دنبال بُسر رفته و پیش از ورود آنها به شام، به آنها رسید و در نبردی که شکل گرفت، سپاه شام شکست سختی خورد و تلفات بسیار داد. (۶)
خوارج نیز تا هنگامی‌که معترض بودند، حضرت علی(ع) با آنها برخورد نکرد. آنان حتی اتهام کفر به حضرت زدند و ایشان را تهدید به قتل کردند و هنگام سخنرانی حضرت شعار سر دادند؛ بااین‌حال، امام تا زمانی که آنها به جنگ و خونریزی روی نیاوردند، با آنان نبرد نکرد؛ (۷) اما اعتراض آنها به اغتشاش و از بین بردن امنیت شهرها و راه‌ها تبدیل شد و مردم بی‌گناه را کشتند. امام پس از دعوت آنان به حق و اتمام‌حجت، ناگزیر به جنگ با آنها شد و در جنگ نهروان در سال ۳۸ ق، بیشتر آنان را از دم تیغ گذراند. (۸)
 امام در پایان نبرد در برابر اجساد بی‌روح آنان ایستاد و با حالتی پر از تأثر فرمود: «بدبختی بر شما باد. آن‌کس که شما را فریب داد، زیان بزرگی بر شما وارد ساخت.» از امام پرسیدند: چه کسی آنان را فریب داد؟ 
فرمود: «شیطان گمراه‌کننده و نفس‌های سرکش، آنان را با آرزوهایی فریب دادند و راه‌های طغیان را بر آنان گشودند و وعده پیروزی به آنان دادند و سرانجام آنها را به آتش سوزان درافکندند.» (۹)
بنابراین، حضرت با کسانی که درصدد ازبین‌بردن امنیت جامعه بودند، با قاطعیت برخورد می‌کرد.
شیوه حضرت علی (ع) در برخورد با افراد شاخص خطاکار
شخصی به نام نجاشی که اتفاقاً شاعر حضرت بود و در مدح حضرت شعر می‌سرود، در کوفه شراب نوشید، حضرت بدون ملاحظه، حد شراب را بر وی جاری کرد؛ او هم ناراحت و خشمگین شد و به معاویه پیوست و علیه مولی شعر سرود! در این جریان همراهان حضرت از قبیله یمانی (قبیله نجاشی) گله‌مند شدند؛ حضرت در پاسخ فرمود: «او هم فردی از مسلمانان بود که مرتکب حرام شده بود و ما حد خدا را بر او جاری کردیم.» (۱۰)
نیز شخص دیگری به نام حنظله بن ربیع از چهره‌های هنری زمان بود. از او به‌عنوان کاتب رسول خدا (ص) یاد می‌کنند، اگرچه چندوقت یک‌بار برای حضرت کتابت کرده است. (۱۱) 
حنظله قبل از جنگ صفین، با گروهی نزد حضرت علی(ع) رفت تا ایشان را از جنگ بازدارد. یاران امام بر این باور بودند که وی با معاویه مکاتبات پنهانی دارد؛ ازاین‌رو، حضرت درباره موضع او از وی سؤال کردند و او با اظهار بی‌طرفی، خشم بزرگان قبیله خود را که طرفدار حضرت بودند، برانگیخت. وی با اشاره به اینکه از همه نسبت به امور آگاه‌تر است، مهلت خواست و به منزلش رفت و سپس شبانه به‌سوی معاویه گریخت؛ (۱۲) چون می‌دانست با وی برخورد قاطع خواهد شد.
نتیجه:
از موارد فوق چنین به‌دست می‌آید که بین اعتراض و اغتشاش تفاوت وجود دارد، اعتراض را باید شنید؛ اما با اغتشاشات باید برخورد کرد و نیز در برخورد بین مردم عادی و چهره‌های مطرح جامعه تفاوتی نیست.
پی‌نوشت‌ها:
۱. ابن آبی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، محقق ابراهیم محمد ابوالفضل، مکتبه آیت‌الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ ق، چاپ اول، ج ۱۷، ص ۸۷.
۲. سید رضی، نهج‌البلاغه، محقق صبحی صالح، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ق، چاپ اول، ص ۴۳۹.   ۳. ابن طیفور، محمد بن ابی‌طاهر، بلاغات النساء، قم، الشریف الرضی، بی‌تا، ص ۴۹.   ۴. ثقفی کوفی ابواسحاق ابراهیم بن محمد (م ۲۸۳)، الغارات، تحقیق جلال‌الدین حسینی ارموى، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ ش، ج ۲، صص ۶۳۹ ـ ۶۴۰.   ۵. بلاذری، احمد بن یحیی، جُمَل من انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ۱۴۱۷ ق، ج ۲، ص ۴۵۸.   ۶. ابن‌اعثم، احمد، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، ۱۴۱۱ ق، ج ۴، ص ۲۳۸.
۷. بلاذری، احمد بن یحیی، جُمَل من انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ۱۴۱۷ ق، ج ۳، ص ۱۲۶، ۱۳۳.   ۸. همان، ج ۵، ص ۱۶۹.   ۹. سبحانی، فروغ ولایت، ناشر مؤسسه امام صادق، بی‌تا، ص ۷۳۰.   ۱۰. ثقفی کوفی ابواسحاق ابراهیم بن محمد (م ۲۸۳)، الغارات، تحقیق جلال‌الدین حسینی ارموى، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ ش، ج ۲، ص ۵۳۳.   ۱۱. ابن سعد، محمد (م ۲۳۰)، الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، ط الأولى، ۱۴۱۰ ق، ج ۶، ص ۱۲۳.   ۱۲. نصر ابن مزاحم، المنقری (م ۲۱۲)، وقعه صفین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، القاهره، المؤسسه العربیه الحدیثه، الطبعه الثانیه، ۱۳۸۲ ش، صص ۹۶-۹۷.
* مصطفی محسنی

captcha