کد خبر: ۳۳۷۵۴۳
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳

ویژگی‌ها و اهداف انذارهای الهی

حسین فرامرزی

پیامبران به‌عنوان بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده از سوی خدا فرستاده شده‌اند تا دو وجه اکرامی و جلالی الهی را برای مردم بیان کنند که تجلی آن دو وجه اکرامی و جلالی در زندگی اخروی انسان با بهشت یا دوزخ خودش را نشان می‌دهد. بنابراین، انسان همان‌گونه که باید چشم‌داشتی به اکرام الهی در قالب رجا و طمع داشته باشد، همچنین باید نسبت به جلال الهی خوف و خشیت نیز داشته باشد. بنابراین، نباید گرفتار افراط در آرزوهای بیهوده‌ای شود که او را در گناه غرق می‌سازد و نه گرفتار تفریط شود که او را مأیوس از رحمت و مغفرت خدا می‌کند. این همان حالت اعتدالی است که خدا بارها از آن سخن گفته است.
انذارهای الهی دارای فلسفه و اهداف و نیز روش‌ها و ابزارهایی است که شناخت آن می‌تواند به انسان کمک کند تا ضمن امید به مغفرت و رحمت الهی حتی در صورت تکرار خطا و گناه، از انتقام و غضب الهی خود را در امان نگه دارد.
فلسفه و اهداف انذار الهی
در فرهنگ قرآنی برای فهم حقیقت انذار باید افزون بر واژه نذر و مشتقات آن، به واژگانی دیگر چون حذر و خوف و مانند آنها نیز توجه کرد تا همه ابعاد و ساحات حقیقت انذار از منظر قرآن را به دست آورد.
انذارهای الهی که از سوی پیامبران ارائه می‌شود، در کنار تبشیر به هدف اتمام حجت بر مردم انجام می‌شود تا هیچ عذر و بهانه‌ای برای رفتارهای خلاف دین نداشته باشند؛ زیرا پیامبران در قالب تبشیر و انذار دو وجه اکرامی و جلالی الهی را بیان می‌کنند تا تعادل در فکر و رفتار انسان ایجاد شود. بنابراین، کسی نمی‌تواند مدعی شود که رفتارهای افراط و تفریطی او همچون تجری نسبت به حدود الهی یا یأس و نومیدی به سبب عدم آگاهی و علم به وجوه متضاد جلال و اکرام الهی است. این انذارها و تبشیرهای پیامبران حجت را بر همگان از مؤمنان و کافران و اهل کتاب و غیر ایشان تمام می‌کند و کسی نمی‌تواند مدعی عدم آگاهی نسبت به مواضع الهی در امور دین و دنیا باشد. (نساء، آیه ۱۶۵؛ مائده، آیه ۱۹؛ یس، آیات ۶۹ و ۷۰)
اصولاً تبشیر و انذار پیامبران، اتمام حجت ظاهری در کنار اتمام حجت باطنی است؛ زیرا هدایت فطری عقلی که در همگان از جمله انسان‌ها قرار داده شده، انسان‌ها را به سوی حق رهنمون می‌سازد؛ چرا که این نور هدایت فطری عقلی به انسان این توانایی را می‌بخشد تا حقایق دین را بشناسد و به‌طور فطری بدان گرایش یابد و از باطل گریزش داشته باشد. (طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۹) بنابراین، انذارهای پیامبران چیزی جز «ذکر» و تذکر نسبت به داشته‌های باطنی و فطری انسان نیست که در وجود آدمی سرشته و نهادینه شده است. (شعراء، آیات ۲۰۸ و ۲۰۹؛ قصص، آیه ۴۶؛ طه، آیه ۱۱۳) از همین رو امیرمؤمنان (ع) در بیان فلسفه رسالت پیامبران و بعثت ایشان آن را به شخم زدن و کاویدن دفینه‌های عقل فطری بشر همانند می‌کند و می‌فرماید: «لِیُثیروا دَفائِنَ العُقول.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱) پس تبشیرها و انذارهای پیامبران که به هدف تذکر و هدایت تشریعی مردم به سوی حق و دین و قوانین آن در کنار هدایت فطری ارائه می‌شود (سجده، آیات ۲ و ۳؛ فاطر، آیه ۴۲)، شرایطی را در افراد برمی‌انگیزد تا به فطرت خویش بازگردند و از فجور و دریدگی و گناه اجتناب کنند و با ترک گناه، تقوا را مراعات نمایند تا مورد تکریم الهی قرار گیرند (زمر، آیه ۱۶؛ انعام، آیه ۵۱؛ طه، آیه ۱۱۳؛ روم، آیات ۳۰ و ۳۱؛ حجرات، آیه ۱۳)؛ زیرا برخی از مردم نور هدایت فطری را دفن کرده یا زنگار بر آن می‌گذارند و تغییراتی را در آن ایجاد می‌کنند که موجب سفاهت آنها شده و توانایی شناختی و گرایش فطری خویش را از دست می‌دهند که انذار پیامبران آنان را به سوی باطن غیرقابل تبدیل و تحویل آنها ارجاع می‌دهد تا دل‌هایشان زنده شده و حیات فطری خود را بازیابد و در سایه تقوا به رشد عقلانی تمام برسد. (شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ مطففین، آیه ۱۴؛ روم، آیه ۳۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۲ و ۱۳۰؛ حجرات، آیه ۷)
پیامبران برای آنکه اتمام حجت داشته باشند، از معجزات بصیرت‌بخش (اسراء، آیه ۵۹)، وحی الهی (انعام، آیات ۱۹ و ۹۲؛ انبیاء، آیه ۳۵)، بیان شرایط عالم غیب آخرت و دوزخ (مدثر، آیات ۲۶ تا ۳۶) و مانند آنها استفاده می‌کنند تا مردم به این حقیقت برسند که همان خدای رحمان که با رحمت آفریده است (هود، آیه ۱۱۹)، در وجه جلالی خویش کسانی که دین و قوانین آن را زیر پا گذاشته و از حدود الهی گذر کرده‌اند، با عذاب‌های دوزخ مجازات می‌کند؛ زیرا چنین کسانی نور اسمای الهی را در خویش دفن کرده و گرفتار ظلمات شده‌اند؛ بنابراین، نمی‌توانند در بهشت انوار قرار گیرند و از آن بهره‌مند شوند؛ زیرا بهشت و دوزخ چیزی جز نور و ظلمتی نیست که انسان با اعمال خود از این دنیا به سرای آخرت می‌برد و آن را در آنجا حاضر می‌یابد. (کهف، آیه ۴۹؛ آل عمران، آیه ۳۰؛ تکویر، آیات ۱۲ تا ۱۴؛ ابراهیم، آیات ۴۸ تا ۵۲) انذارهای پیامبران بیشتر در محدوده دو موضوع اصلی هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی می‌گردد که موجب فجور و خروج از نور هدایت فطری و وحیانی می‌شود. بنابراین، دو دشمن اصلی که هواهای نفسانی بدتر از وسوسه‌های شیطانی است، چیزی است که انسان باید از آنها اجتناب کند تا گرفتار خروج از انوار الله و دخول در ظلمات نشود که می‌تواند شقاوت ابدی انسان را در دوزخ رقم زند. (طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۲؛ اعراف، آیات ۲۲ تا ۲۷؛ فجر، آیات ۱۵ تا ۲۳؛ نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱)
بر اساس آموزه‌های قرآنی، انذارهای پیامبران نسبت به گروه‌های انسانی و جنی انجام می‌شود و شامل موارد و گروه‌های زیر است: تکذیب عالم غیب و نیز پیامبران و استهزای آنان (واقعه، آیات ۴۷ تا ۵۲؛ یونس، آیات ۷ و ۸؛ مائده، آیات ۱۰ و ۱۱؛ کهف، آیه ۵۶)، اولیای شیطان (مریم، آیه ۴۵)، پیروان شیطان (نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱؛ حجر، آیات ۴۲ و ۴۳)، ستمگران (بقره، آیات ۳۵ و ۱۱۴؛ اعراف، آیه ۱۹؛ یونس، آیه ۵۲)، کافران (یس، آیات ۶۹ و ۷۰)، تکاثرطلبان (تکاثر، آیات ۱ تا ۶)، مترفان (سباء، آیه ۳۴؛ زخرف، آیه ۳۶)، قانون‌شکنان (نساء، آیه ۴۷)، بازیگران با دین (انعام، آیه ۷۰)، توطئه‌گران (حج، آیات ۴۹ و ۵۱؛ نحل، آیات ۲۶ و ۴۳ و ۴۵)، تفرقه‌افکنان (انعام، آیه ۱۵۹)، حرام‌خواران (نساء، آیات ۱۶۰ و ۱۶۱)، دنیاطلبان (قیامت، آیات ۲۰ تا ۲۹؛ اسراء، آیه ۱۸)، رباخواران (بقره، آیه ۲۷۵)، سوگندشکنان (نحل، آیات ۹۱ و ۹۲)، شکنجه‌گران اشخاص باایمان (بروج، آیه ۱۰)، طغیانگران (ص، آیات ۵۵ تا ۵۷؛ نازعات، آیات ۳۷ تا ۳۹)، عهدشکنان (نحل، آیات ۹۱ تا ۹۵)، غافلان از آیات الهی (یونس، آیات ۷ و ۸)، قاتلان متجاوز و ستمگر (نساء، آیات ۲۹ و ۳۰)، گمراهان (واقعه، آیات ۵۱ تا ۵۶)، گناهکاران (کهف، آیه ۴۹)، ناسپاسان و کفران‌کنندگان (ابراهیم، آیات ۲۸ و ۲۹؛ نحل، آیه ۱۱۲)، مانعان از ذکر الهی (بقره، آیه ۱۱۴)، بازماندگان از جهاد (توبه، آیه ۸۱)، مشرکان (نحل، آیه ۵۵)، اذیت‌کنندگان پیامبران (نساء، آیه ۱۱۵)، منافقان (بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۶؛ توبه، آیه ۶۸)، و مانند آنها. البته از نظر قرآن، مؤمنان نیز لازم است متوجه انذارهای الهی باشند؛ چنان‌که خدا به حضرت آدم (ع) نسبت به دشمنی شیطان انذار داد (اعراف، آیه ۲۲)، یا پیامبر اکرم (ص) به اهل کتاب انذار می‌کند و اتمام حجت دارد (مائده، آیه ۱۹)، بلکه حتی خدا به پیروان قرآن انذار می‌دهد (یس، آیه ۱۱)؛ همچنین پیامبر مأمور می‌شود تا نسبت به اهل علم و خشیت و باورمندان به قیامت و عالم غیب و اهل نماز و زکات و تزکیه نفس نیز هشدارهای لازم را بدهد. (همان؛ فاطر، آیه ۱۸) در حقیقت انذار تنها برای توده‌های مردم که در غفلت و جهل و جهالت هستند، انجام نمی‌شود، بلکه حتی نسبت به مؤمنان بلکه عاقلان زنده‌دل نیز انذارهای الهی انجام می‌شود تا هوشیار و بیدار باشند. (یس، آیات ۶۹ و ۷۰)
بنابراین، باید توجه داشت که گستره انذار به‌گونه‌ای است که حتی مؤمنان و عاقلان اهل خشیت و معتقدان به عالم غیب را نیز در بر می‌گیرد؛ زیرا پیامبران مأمور هستند تا آنان را نسبت به هر گونه مخالفت انذار نمایند (نور، آیه ۶۳) و ایشان را از عذاب و خشم الهی و جلال او بترسانند تا گرفتار کفر و کفران نشوند. (اعراف، آیه ۱۸۸؛ یس، آیات ۶۹ و ۷۰؛ آل عمران، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ نحل، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۴)
بسترها و روش‌های انذار و تأثیر آن
انذارهای الهی کلامی است که از سوی پیامبران و عالمان فقیه انجام می‌شود. بنابراین، همان‌گونه که بشارت، کلامی و با سخن گفتن است، انذار هم با کلام و سخن ولی به صراحت و روشنی و بیان رسا و شیوا انجام می‌شود، بی‌آنکه هیچ ابهامی در آن باشد. در حقیقت، بلاغت و فصاحت یعنی رسایی و شیوایی در انذارهای الهی مراعات شده است. (مریم، آیه ۹۷؛ اعراف، آیه ۱۸۴؛ هود، آیه ۲۵) از آنجا که تندگویی و درشت‌گویی و خشونت کلامی می‌تواند موجب رنجش و عدم پذیرش از سوی مخاطبان شود، پیامبران در انذارهای خویش همواره نرمی سخن و دوری از خشونت کلامی را مراعات می‌کنند (طه، آیات ۴۴ و ۴۸) که سیره و سنت عالمان اسلامی نیز چنین است.
در انذارهای پیامبران همه اصول اساسی از ظاهر و باطن و شکل و محتوا برای ابلاغ رسالت الهی مراعات می‌شود که شامل برهان و استواری در دلایل و براهین و نیز شیوایی و رسایی و مانند آنها است. البته انذارهای الهی در هر کسی تأثیر نمی‌گذارد، بلکه باید شرایط تأثیرگذاری وجود داشته باشد؛ بخشی از مخاطبان پیام‌های انذاری تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند و هیچ آثاری از انذار در زندگی آنان مشاهده نمی‌شود.
انذارها در کسانی تأثیر می‌گذارد که اهل تعقل باشند (یس، آیات ۶۹ و ۷۰)؛ زیرا چنین افرادی بر اساس نور فطرت در حقایقی که از سوی پیامبران ارائه می‌شود، تعقل کرده و بدان ایمان می‌آورند و سبک زندگی خود را بر اساس آن شکل می‌دهند. این‌گونه است که آنان به‌عنوان اهل ایمان به غیب (اعراف، آیه ۱۸۸)، اهل خشیت و خوف نسبت به خدا (فاطر، آیه ۱۸؛ یس، آیه ۱۱)، ترسان از اوضاع قیامت (انعام، آیه ۵۱)، اهل تزکیه نفس (فاطر، آیه ۱۸) و مانند آنها به قرآن ایمان آورده و از آن پیروی می‌کنند (یس، آیه ۱۱) و به اقامه نماز در مقام عبودیت و بندگی قیام می‌کنند (فاطر، آیه ۱۸) و این‌گونه زندگی خود را در سایه بشارت و انذار پیامبران تنظیم می‌کنند.
اما کسانی که نور فطرت خویش را دفن کرده و نسبت به حقایق هستی و دین و قوانین آن تعقل نمی‌کنند، هیچ گرایشی به انذارهای وحیانی ندارند و بدان گوش نمی‌دهند. (ملک، آیات ۶ تا ۱۰) این‌گونه است که گوش حق‌شنوایی نیز ندارند و هیچ تأثیری از انذارهای پیامبران نمی‌پذیرند. (همان؛ انبیاء، آیه ۴۵؛ فصلت، آیات ۳ تا ۵) چنین افرادی گرفتار کوردلی و عدم درک حقایق و فهم آن و گرایش بدانها (بقره، آیات ۶ و ۷؛ فاطر، آیات ۲۲ و ۲۳)، جهل عقلی و جهالت علمی (احقاف، آیات ۲۱ تا ۲۳)، استکبار و تنفر از حقایق دینی و انذارهای الهی (فاطر، آیات ۴۲ و ۴۳)، رویگردانی از آن (قمر، آیات ۲ تا ۵)، گرایش به هواهای نفسانی (همان)، تکذیب آیات الهی (همان)، خوش‌گذرانی (سباء، آیه ۳۴)، جدال باطل (کهف، آیات ۵۶ و ۵۷)، عقیده باطل (فرقان، آیه ۷)، غفلت از حقایق (مریم، آیه ۳۹) و در نهایت کفر (یونس، آیه ۱۰۱؛ یس، آیه ۷۰) می‌شوند و هیچ تأثیری از انذارهای پیامبران که تذکری نسبت به نور هدایت فطری عقلی است، نمی‌پذیرند و راه باطل خویش را ادامه می‌دهند و گرفتار عذاب‌های استیصال دنیوی و عذاب‌های شقاوت‌آمیز اخروی می‌شوند. به هر حال، کسی متأثر از نور هدایت تشریعی وحی می‌شود که تعقل را در سایه نور فطرت داشته باشد؛ کسی که عقلانیت خویش را به سفاهت تغییر داده است، هرگز زیر بار حق و حقیقت و انذارها و هشدارهای پیامبران نمی‌رود (شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۲؛ ملک، آیات ۶ تا ۱۰)؛ زیرا چنین کسی از مرتبت انسان فطری به سطح چارپایان یا پست‌تر از آنها، یعنی نبات و جماد، سقوط کرده است. (اعراف، آیه ۱۷۹)

captcha