نقش باورها و ارزشها در استمرار انقلاب اسلامی
علامه محمدتقی مصباح یزدی
۳. مفهوم «استمرار انقلاب»
سه برداشت در زمینه استمرار انقلاب وجود دارد که تنها دو قسم آن مورد قبول میباشد. طبق نخستین برداشت قابل قبول، نباید به محض وقوع انقلاب، مردم وظیفه خود را پایانیافته قلمداد کنند؛ بلکه بعد از پیروزیِ نظامی و سیاسی نیز باید حالت بسیج و آمادگی مردم همچنان حفظ و تقویت شود تا به وسیله آنان، جمیعِ مفاسد، کمبودها و نارساییها اصلاح و رفع گردد و انقلاب به سرمنزل مقصود برسد.
بر اساس دومین برداشت قابل قبول از معنای «استمرار انقلاب»، کسانی که با ایجاد انقلاب، دچار زیان شدهاند، درصدد برخواهند آمد تا نظام را به هر طریق ممکن، از درون فروبپاشند و در این مسیر پس از ناامیدی از گمراه ساختن کسانی که در انقلاب نقش ایفا کردهاند، به سراغ نسلهای بعد رفته، از طریق انجام فعالیتهای فرهنگی و فکری، زمینه گمراهی آنان را فراهم میسازند تا از شمار طرفداران انقلاب کاسته شود. از اینرو، بر همه مردم واجب است که از این دسیسهها غفلت نورزند و اجازه ندهند تا آثار و نتایج زیانبار این فعالیتها دامنگیر جامعه و انقلاب شود.
مطابق سومین برداشت از معنای استمرار انقلاب، که غیرقابل قبول میباشد، رهبران و زمامداران هر انقلابی، پس از آنکه نظام سابق را سرنگون ساختند و خود بر اریکه قدرت تکیه زدند، اهتمامشان همه مصروف حفظ وضع موجود میشود، روحیه انقلابیشان به روحیه محافظهکاری جای میسپرد و عزمشان بر ایجاد دگرگونیهای اساسی، کلی و فراگیر سستی میپذیرد. اهداف و مقاصد انقلاب، آهستهآهسته فراموش میشود و انقلابیون دیروز و حاکمانِ امروز، کسانی را که هنوز شور و گرمای انقلاب را در دل و جان دارند، به تندروی، خیالپردازی، آرمانگراییِ غیرواقعبینانه و عدم توجه به مسائل و مشکلات موجود و محدودیتهایی که نهاد حکومت و سیاست در میدان تغییر اجتماعی دارد، متهم میکنند و بهاینترتیب، پا جای پای نظام سابق میگذارند و حتی مرتکب همان ستمها و بیدادگریهایی میشوند که از مظالم و مطاعن همان نظام محسوب میشود. خلاصه آنکه، انقلاب با تبدیل به نظام انقلابی بهتدریج از جنبش و پویایی میافتد و حتی ضد انقلاب میشود. از اینرو، به یک انقلاب جدید حاجت میافتد و این انقلاب جدید، دیر یا زود، پدید میآید، حاکمان کنونی را از سریر قدرت به زیر میکشد و نظام انقلابی جدیدی بر سر کار میآورد. اما باید دانست که پشتوانه این نظریه، اصل دیالکتیک است که ارزش و اعتباری ندارد و با برهان قابل پاسخگویی است که در درسهای نخستین این کتاب، به برخی از آنها اشارتی رفت. بنابراین، نمیتوان نتیجه گرفت که پس از گذشت مدتی از عمر هر انقلاب میبایست انقلاب دیگری رخ دهد؛ بلکه مدیران جامعه میتوانند به اصول انقلاب، وفادار باشند و دستاوردهای آن را حفظ کرده بر رشد و تعالی آن بیفزایند.
۴. راهکارهای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی
جهت حفظ و بقای انقلاب اسلامی راهکارهایی وجود دارد که باید مورد توجه حامیان انقلاب قرار گیرد و غفلتی در این زمینه صورت نگیرد. برخی از این راهکارها عبارتند از:
الف ـ تحکیم باورها و ارزشهای اسلامی
همانگونه که خداوند متعال پیامبر خویش را از یکسو، با نصرت و مددهای غیبی خود و از سوی دیگر، به وسیله مؤمنان به پیروزی رساند، در این عصر نیز امام خمینی را، از یکسو، با مددهای غیبی، نصرت الهی و عوامل روحی و معنوی و از سوی دیگر، به دست ملت مسلمانی که ایمان واقعی به اسلام و انقلاب داشتند و طالب رضایت خداوند و برقراری حکومت عدل اسلامی به دست امام زمان بودند، تقویت و تأیید فرمود. مادامی که این ایمان، و نه اظهار ایمان، باقی باشد، به انقلاب هیچ گزندی نخواهد رسید.
بنابراین، در صورتی که ملت ایران، پایههای ایمان خود را محکم و عقاید برحق خود را تقویت کند، هرگز تحت تأثیر تبلیغات سوء واقع نخواهد شد و به خود سستی راه نخواهد داد:
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِین؛(۱) و اگر مؤمنید، سستی مکنید و غمگین مشوید چراکه شما برترید.
در درجه بعد باید تلاش کرد که این ایمان را با عمل صالح آبیاری کرد تا همچنان پابرجا باقی بماند. از اینرو در بسیاری از آیات قرآن کریم، خداوند متعال ایمان را در کنار عمل صالح ذکر فرموده است.(۲) در درجه بعد نیز باید روابط با دوستان و خودیها را، که سمبل ایمان و عشق به ولایت است، تقویت کرد و غیرخودیها را از خود دور کرد، چرا که رابطه با آنان موجب قطع رابطه با خداوند خواهد گردید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَی أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ؛(۳) ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهود و نصاری را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضی از آنان دوستان بعضی دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد، از آنان خواهد بود.
حاصل آنکه، پاسداری از آرمانهای اسلامی، یکی از ضمانتهای حفظ نظام جمهوری اسلامی است. در صورتی که این اهداف به فراموشی سپرده نشوند و در عمل نیز به اجرا درآیند، خداوند متعال، همانگونه که در ایجاد انقلاب، مردم را یاری رساند، در بقای آن نیز چتر حمایت خود را بر سر آنان نگه خواهد داشت.
تقویت اعتقاد به ولایت فقیه در میان جوانان و زدودن شبهات پیرامون آن، از وظایف خطیری است که در جهت پاسداری از آرمانهای اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است، بهویژه آنکه نوک پیکان حملات دشمن بر همین نقطه نشانه رفته است.
راهکار عملی مبارزه با انحرافاتی از این قبیل این است که مردم از نظر فکری و شناخت اسلامی آنچنان تقویت شوند که افکار انحرافی در آنها اثر نگذارد و از جنبه آگاهی دینی بهطوری قوی باشند که تحت تأثیر شبهات واقع نشوند، و بالاتر، شبههها را هم پاسخ گویند و اسلام صحیح را بشناسند تا مخالفان مکتب نتوانند افکار غیر اسلامی را بهجای اسلام به آنها تحویل دهند. بنابراین برای حفظ ماهیت نظام که همان اسلامی بودن آن است، باید احکام و مبانی اسلامی را در جامعه ترویج کرد.
بدیهی است که روحانیت میتواند نقشی اساسی در این زمینه ایفا نماید، چراکه اسلام، دینِ خاتَمِ انبیا، کاملترین مکتب و جامعِ تمام راهکارهایی است که انسان برای قرب خداوند به آنها نیاز دارد، و سعادتِ دنیا و آخرتِ او، تنها با پایبندی به این شریعتِ جاوید و آسمانی میسّر میشود. از سوی دیگر، برای شناسایی درست و دقیقِ اسلام و احکام و معارف آن، میباید به کتاب خدا و سنّت معصومانعلیهم السلام مراجعه کرد. این امرِ عظیم و ظریف از عهده هر کسی برنمیآید، و شاهدِ این مدعا، تمام بدعتها و افراطها و تفریطها و انحرافاتی است که از صدر اسلام تاکنون، و به نام قرآن و اسلام صورت پذیرفته است. از این روی برای آنکه اسلام بتواند نقش خویش را در سعادت انسان به نحو کامل ایفا کند باید کسانی باشند که راه شناخت واقعی آن را بدانند.
اما تنها راهِ شناخت اسلامِ واقعی در زمان فقدان ائمّه اطهار علیهم السلام و غیبت امام عصر عبارت است از تحقیق درست در کتاب و سنّت با بهکارگیری اَدلّه قطعیِ عقلی؛ چراکه در این دوران، دسترسی به امام معصوم علیه السلام عادتاً میسور نیست. بر این اساس برای یافتن حقیقتِ تعالیم و معارف وحی میباید به کمک شیوهها و براهین قطعیِ عقلی به کتاب و عترت مراجعه کرد و علوم و مواریث اهلبیت علیهم السلام را به دست آورد، و این کار، تنها به دست متخصصّان سختکوش و با تقوای علوم دین صورت میگیرد، و در اختیار همه مردم نهاده و تبلیغ میشود؛ یعنی در واقع فقیهان و عالمانِ راستین دین هستند که با بهرهگیری از علوم عقلی و نقلی، روات و احادیثِ معتبر را شناسایی میکنند و با استفاده از شیوههای یقینآور و معتبر، معارف و احکام دین را از منابع و معادن آن برمیآورند، و به تعلیم و تبیین و نشر آنها میپردازند. بنابراین، بقا و پویایی اسلام، در گرو وجود فقیهان پرهیزگار و روحانیانِ تقواپیشهای است که جسم و جان خود را وقف دین خدا ساخته و ادامه راه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام را بر عهده گرفتهاند.
با توجه به اینکه هم مردم و هم مسئولین نظام جمهوری اسلامی، وظیفهای خطیر در تحکیم ارزشهای اسلامی دارند، آیا از نظر شما از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، کوتاهی در این امر صورت گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است به موارد مختلفی که در ذهن دارید، اشاره کنید. گفتوگو با دوستان میتواند در این زمینه، حقایق بیشتری را بر شما آشکار سازد.
ب ـ اهتمام نسبت به مسائل فرهنگی
از آنجا که دشمنان خارجی انقلاب برای به فساد کشاندن اخلاق و باورهای مردم تلاشهای فراوانی میکنند و نیز از آنجا که آفات داخلی انقلاب در دو بعد علم و اخلاق، عارض زمامداران و مردم میشود، باید گفت که آفات انقلاب عمدتاً فرهنگی هستند و بنیادیترین و سودمندترین شیوه حفظ و تقویت انقلاب، فعّالیّتهای آموزشی و پرورشی است. اگر مردم و مسئولان و دستاندركاران امور و شئون جامعه انقلابی تعلیم و تربیت صحیح و کافی نیابند، هیچ امیدی به دوام و سلامت انقلاب نخواهد بود، هرچند شخص رهبر و تنی چند از زمامداران و متصدّیان امور از هر جهت صالح و شایسته باشند. مگر نه اینکه انقلاب اسلامیای که چهارده قرن پیش در جزیره العرب به رهبری بینظیر پیامبر گرامی اسلام صلى الله علیه وآله صورت پذیرفت، پس از مدّتی بسیار کوتاه به انحراف کشیده شد و بدانجا رسید که امویان و عبّاسیان زمام کارها را در دست گرفتند و به شیوه جبّاران و ستمگران عمل کردند؟ در واقع، هرچند رهبریای برتر و بهتر از رهبری آن حضرت ممکن و متصوّر نیست، ولی آن رهبری بیمانند هم نمیتوانست ضامن دوام و سلامت انقلاب باشد؛ زیرا این امر تابع چند و چون علم، اخلاق، عمل، بینش و گرایش عموم مردم است که تا آن زمان از تعلیم و تربیت درست، به حدّ کفایت، برخوردار نشده بودند.
بنابراین، برای «استمرار» انقلاب - یعنی هم ضدّ انقلاب را در همه میدانها مغلوب سازد و هم به جمیع اهداف و مقاصد خود نائل آید - مؤثّرترین و مفیدترین کاری که میتوان و باید کرد فعّالیّت فرهنگی، به وسیعترین معنای این کلمه است. باید تلاش کرد تعداد بیشتری از مردم با احکام و تعالیم اسلام آشنا شوند و هیچ فرد، گروه یا قشری از این آشنایی فرخنده محروم نماند و این آموزهها و فرمودهها هرچه بیشتر در ژرفای دل و جان افراد رسوخ یابد. علاوه بر اینکه در تعلیم و تربیت دینی مردم هیچ فرد، گروه یا قشری را فراموش نمیکنیم و به هیچ درجه و رتبهای از معرفت دینی اکتفا نمیورزیم، باید از آگاه کردن مردم نسبت به اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه خودمان و نیز دیگر جوامع به هیچ روی غفلت نورزیم.
پانوشتها:
۱- آل عمران (۳)، ۱۳۹.
۲- بقره (۲)، ۲۵، ۸۲ و ۲۷۷؛ آل عمران (۳)، ۵۷؛ نساء (۴)، ۵۷، ۱۲۲ و ۱۷۳؛ مائده (۵)، ۹ و ۹۳؛ اعراف (۷)، ۴۲؛ یونس (۱۰)، ۴ و ۹؛ هود (۱۱)، ۲۳؛ رعد (۱۳)، ۲۹؛ ابراهیم (۱۴)، ۲۳؛ کهف (۱۸)، ۲، ۳۰ و ۱۰۷؛ مریم (۱۹)، ۹۶؛ طه (۲۰)، ۷۵ و ۱۱۲؛ انبیاء (۲۱)، ۹۴؛ حج (۲۲)، ۱۴، ۲۳، ۵۰ و ۵۶؛ نور (۲۴)، ۵۵؛ شعراء (۲۶)، ۲۲۷؛ عنکبوت (۲۹)، ۷، ۹ و ۵۸؛ روم (۳۰)، ۱۵ و ۴۵؛ لقمان (۳۱)، ۸؛ سجده (۳۲)، ۱۹؛ سبأ (۳۴)، ۴؛ فاطر (۳۵)، ۷؛ ص (۳۸)، ۲۴ و ۲۸؛ غافر (۴۰)، ۵۸؛ فصلت (۴۱)، ۸؛ شوری (۴۲)، ۲۲، ۲۳ و ۲۶؛ جاثیه (۴۵)، ۲۱ و ۳۰؛ محمد (۴۷)، ۲ و ۱۲؛ فتح (۴۸)، ۲۹؛ طلاق (۶۵)، ۱۱؛ انشقاق (۸۴)، ۲۵؛ بروج (۸۵)، ۱۱؛ تین (۹۵)، ۶؛ بینه (۹۸)، ۷ و عصر (۱۰۳)، ۳.
۳- مائده (۵)، ۵۱.