کد خبر: ۳۳۷۳۹۸
تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۷
«محمد لسانی» کارشناس فضای مجازی و سواد رسانه در گفت‌و‌گو با کیهان:

حکمرانی فضای مجازی باید براساس منافع ملی باشد

سرویس اجتماعی-
حکمرانی و مدیریت فضای مجازی، یک نیاز محسوس و منطقی در دنیای امروز است که بسیاری از کشورها با اتحاد حول منافع ملی با جدیت پای آن ایستاده‌اند، اما این امر در کشور ما قربانی کشمکش‌های سیاسی است.
به گزارش کیهان، در روزهای اخیر، اخبار متعددی درباره محکومیت شرکت متا، مالک اینستاگرام، در پرونده‌های مرتبط با آسیب‌های این پلتفرم به نوجوانان آمریکایی منتشر شده است. همچنین محدودیت‌هایی برای فعالیت نوجوانان در برخی پلتفرم‌های اجتماعی در کشورهای مختلف اعمال شده و در سال‌های گذشته نیز بحث حکمرانی بر پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک در آمریکا و سایر کشورهای غربی با جدیت دنبال شده است.
در همین زمینه، درباره ابعاد روانی و اجتماعی فعالیت نوجوانان در شبکه‌های اجتماعی، نحوه حکمرانی کشورهای مختلف بر فضای مجازی و وضعیت سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری در ایران با «محمد لسانی»، کارشناس حوزه فضای مجازی و سواد رسانه به گفت‌وگو نشسته ایم.
***
* اخیراً اخباری درباره محکومیت شرکت متا و ایجاد محدودیت برای فعالیت نوجوانان آمریکایی در پلتفرم‌های این شرکت منتشر شده است. ارزیابی شما از این محدودیت‌ها چیست؟
رسانه‌های تصویری، فارغ از برند و مارک تجاری‌شان، در ذهنیت‌سازی، ایجاد کلیشه‌های ذهنی، برجسته‌نمایی و همچنین عادت‌سازی رفتاری اثرگذار هستند. این مسئله در حوزه‌های مختلف به اثبات رسیده است. به‌خصوص در حوزه دختران نوجوان، مسئله «شرمساری از بدن» یا «نفرت از بدن» یکی از حوزه‌هایی است که در تحقیقات و مطالعات دانشگاهی مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. این مسئله می‌تواند آسیب‌های روانی جبران‌ناپذیری ایجاد کند. افراد خودشان را با مدل‌ها، بلاگرها و تصاویری که در فضای مجازی می‌بینند مقایسه می‌کنند و در نتیجه ممکن است دچار شرمساری یا نفرت از بدن خود شوند. اما مسئله در همین‌جا متوقف نمی‌شود. زمانی که قاب‌های فانتزی و جعلی، فخرفروشی ناشی از برندها، برندپوشی، مد اجتماعی و حتی مظاهر فناورانه مانند مدل و برند گوشی تلفن همراهی که فرد در دست دارد یا نوع و برند لباسی که می‌پوشد، وارد این فضا می‌شود، این وضعیت می‌تواند به یک مسابقه تفاخر تبدیل شود.
این مسئله در کف اجتماع می‌تواند نوعی نارضایتی روانی از وضعیتی که افراد در آن قرار دارند ایجاد کند. افراد هم خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند و هم ممکن است از خودشان تصویر و سلفی تهیه کنند و در ادامه وارد فرایند خودملامتگری و خودشرمساری شوند؛ یعنی نسبت به جایگاه و شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند، احساس نارضایتی کنند. این مسئله ابعاد مختلفی پیدا می‌کند و ما از این جهت معتقدیم سلامت روان افراد را تهدید می‌کند. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم این محتواها در رسانه‌های تصویری مجازی، تعاملی هستند و از الگوریتم‌های توصیه‌گر استفاده می‌کنند. این مسئله بسیار مهم است. در رسانه‌ای مانند صداوسیما نیز ما با رسانه تصویری مواجه هستیم، اما اثرگذاری آن در این حوزه کمتر است؛ چراکه ارتباط در صداوسیما عمدتاً یک‌سویه است و میزان درگیرکنندگی ذهنی و روانی آن پایین‌تر است.
اما رسانه‌های اجتماعی به‌شدت درگیرکنندگی بالایی برای ذهن، روان و توجه افراد دارند. علاوه‌ بر این، محتوای آنها معمولاً می‌تواند هیجان‌آمیز و احساسی باشد. چنین محتوایی می‌تواند فرد را به خنده و‌ گریه وادار کند و در نتیجه تار و پود روانی او را درگیر خود سازد. بنابراین تأکید من این است که این مسئله به ژانر، قالب و فرمت مربوط است و نه صرفاً به برند و نام تجاری. این موضوع را یک اثر طبیعی قالب و فرمت رسانه‌های اجتماعی می‌دانیم و نه صرفاً یک مسئله مربوط به یک برند خاص.
برای همین، اگر بگوییم این آسیب در اینستاگرام آمریکایی وجود دارد ولی در شبکه اجتماعی ایرانی وجود ندارد، اساساً تحلیل درستی ارائه نکرده‌ایم. این مسئله می‌تواند در شبکه اجتماعی داخلی نیز وجود داشته باشد. مدل ایرانی و آمریکایی در این زمینه تفاوت ماهوی ندارد. چه پلتفرم ایرانی باشد و چه آمریکایی، این اثرگذاری می‌تواند وجود داشته باشد.
* اخبار مربوط به تیک‌تاک و اینستاگرام و همچنین اقداماتی که کشورهای مختلف مانند استرالیا، ژاپن، فرانسه و... در این زمینه انجام داده‌اند، نشان می‌دهد کشورهای غربی و پیشرفته در حوزه حکمرانی فضای مجازی شوخی ندارند و با جدیت می‌خواهند حکمرانی خود را اعمال کنند. چرا با وجود این همه آسیب اثبات‌شده، ما به این سمت حرکت نمی‌کنیم؟ 
نکته اول این است که مسائلی که جامعه را متأثر می‌کنند، در حوزه وظایف حکمرانی قرار می‌گیرند. حاکمیت وظیفه دارد در حوزه‌هایی که عموم جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نقش‌آفرینی کند. وقتی بیش از ۱۷۰ میلیون گوشی هوشمند در جامعه وجود دارد و این حوزه جامعه را متأثر می‌کند، دیگر موضوع صرفاً یک مسئله شخصی و خصوصی نیست؛ بلکه وارد حوزه عمومی شده است. در حوزه عمومی نیز سیاست‌گذاری، راهبری، پایش و نظارت و هدایت، از شئون حاکمیت است.
اما در این زمینه چند انتقاد اساسی وجود دارد. نخستین انتقاد متوجه حاکمیت است. حاکمیت می‌گوید شأن من تنظیم‌گری است و نمی‌خواهم در حوزه‌های تصدی‌گری ورود کنم. در بسیاری از حوزه‌ها حاکمیت تلاش می‌کند بخشی از مسئولیت‌ها را از خود باز کند و به‌دنبال کسی است که این‌بار را بر دوش او بگذارد. اما در شرایطی که انجمن‌های صنفی، مجموعه‌های اتحادیه‌ای، صنوف و سازمان‌های مردم‌نهاد تقویت و حمایت نشده‌اند، حاکمیت نمی‌تواند صرفاً کنار بکشد و بگوید من تنظیم‌گر هستم.نخستین مطالبه ما این است که حاکمیت، یعنی مجموعه دولت و دستگاه‌های عمومی و حاکمیتی، از جمله شورای عالی فضای مجازی و وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مختلف، در جایگاه خود نقش بپذیرند.
هم دولت و هم مجموعه فرا‌دولت و دستگاه‌های حاکمیتی و عمومی باید مسئولیت بپذیرند. نمی‌شود صرفاً تصدی‌گری را کنار گذاشت و گفت وظیفه ما فقط رگولاتوری و تنظیمگری است؛ درحالی‌که اساساً زمینه بازی شکل نگرفته، صنوف و اتحادیه‌ها و انجمن‌ها و سمن‌ها تقویت نشده‌اند و اکوسیستم لازم برای این موضوع وجود ندارد. این نخستین انتقاد یا بهتر است بگوییم نخستین مطالبه ماست.
مخاطب دوم این مطالبه، دستگاه‌های اجرائی مستقیم هستند. ما وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هایی داریم که مستقیماً در این حوزه نقش دارند؛ از وزارت ارتباطات و شرکت زیرساخت گرفته تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت ورزش و جوانان. این دستگاه‌ها باید در این حوزه نقش‌آفرینی کنند. بخشی از مشکل به این دلیل ایجاد شده که شفافیت لازم در قانون‌گذاری وجود نداشته و در نتیجه فاصله‌ای میان دستگاه‌ها ایجاد شده و مسئولیت‌ها میان افراد و دستگاه‌ها پاسکاری می‌شود.
* چرا هر بار که قرار است تصمیمی گرفته شود، با این استدلال مواجه می‌شویم که قرار است آزادی مردم سلب شود یا دسترسی مردم به اینترنت بین‌المللی محدود شود؟
در ادامه دو مورد قبلی باید گفت؛ سومین انتقاد نیز متوجه نظام قانون‌گذاری کشور است؛ چه در هیئت وزیران، چه در شوراهای عالی و چه در مجلس شورای اسلامی. قانون‌گذاری در این حوزه نباید تبدیل به کشاکش سیاسی شود. متأسفانه فضای مجازی گاهی تبدیل شده است به عرصه‌ای که گویا اصلاح‌طلبان می‌خواهند فیلتر را باز کنند و اصولگرایان می‌خواهند فیلتر کنند یا برعکس. تا زمانی که این کشاکش سیاسی وجود داشته باشد و فضای مجازی بهانه‌ای برای رودررویی، تقابل، رأی‌گیری و حتی پیروزی در انتخابات باشد، ما زیست سالم فضای مجازی را برای منافع باندها و احزاب ذبح کرده‌ایم.
یک مثال روشن، موضوع تیک‌تاک در آمریکاست. وقتی مدیرعامل تیک‌تاک در فروردین ۱۴۰۲ حدود پنج ساعت و نیم در کنگره آمریکا حاضر شد و در مقابل سناتورها قرار گرفت، نمایندگان دموکرات و جمهوری‌خواه درباره مدیریت فضای مجازی از او سؤال کردند و در بسیاری از موارد، مواضع آنها نسبت به این مسئله همگرا بود. در آن جلسه مشاهده می‌کنیم که جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها چندین‌بار درباره مسائل مربوط به حکمرانی فضای مجازی مواضع مشترک داشتند. این میزان همگرایی میان دو حزب در برخی موضوعات قانون‌گذاری آمریکا کم‌سابقه است. این نشان می‌دهد که در موضوعات مربوط به حکمرانی فضای مجازی، آنها با منافع ملی خودشان شوخی ندارند و حاضر نیستند کنترل و نظارت بر فضای مجازی کشورشان را به‌سادگی از دست بدهند.
یک نمونه دیگر، پروژه‌ای است که با عنوان «پروژه تگزاس» مطرح شده است. در این پروژه، آمریکایی‌ها در قانون‌گذاری خود به دنبال آن بودند که داده‌های شهروندان آمریکایی در خاک آمریکا، توسط یک شرکت آمریکایی و با استفاده از پرسنل آمریکایی مدیریت و جابه‌جا شود. یعنی تأکید بر این است که داده‌های آمریکایی‌ها در خاک آمریکا باقی بماند و حتی‌الامکان اطلاعات به خارج از خاک آمریکا منتقل نشود. این موضوع در مورد هویت حقوقی شرکت، کارکنان آن و گردش اطلاعات نیز مورد توجه قرار گرفته است. در جلسات اخیر نیز گفته شد که «پروژه تگزاس» در واقع کف خواسته‌های آنها بوده و مطالبات بیشتری دارند.
وقتی توجه می‌کنیم که بخش بزرگی از نوجوانان آمریکایی در تیک‌تاک فعالیت دارند و تیک‌تاک اساساً در میان نوجوانان و جوانان نفوذ بالایی دارد، اهمیت موضوع روشن‌تر می‌شود. اینستاگرام بیشتر به‌عنوان شبکه‌ای با مخاطب بزرگسال شناخته می‌شود، درحالی‌که نوجوانان حضور پررنگی در تیک‌تاک دارند. بنابراین موضوع حکمرانی فضای مجازی در کشورهای مختلف یک مسئله حزبی و جناحی نیست. ما باید در ایران نیز این موضوع را از فضای کشاکش سیاسی خارج کنیم.
* اگر بخواهیم مطالبات شما را دسته‌بندی کنیم، چه محورهایی را می‌توان مطرح کرد؟
اگر بخواهیم دسته‌بندی کنیم، پنج مطالبه اساسی داریم: نخست، مطالبه از حاکمیت است؛ یعنی دولت و مجموعه دستگاه‌های عمومی و حاکمیتی باید نقش خود را بپذیرند. دوم، مطالبه از دستگاه‌های تقنینی و فرایند نظام قانون‌گذاری است؛ یعنی شوراهای عالی، هیئت وزیران و مجلس شورای اسلامی باید در این حوزه نقش روشن و مشخصی داشته باشند. سوم، مطالبه از دستگاه‌های اجرائی است؛ دستگاه‌هایی که مستقیماً در این حوزه مسئولیت دارند باید نقش و مسئولیت خود را بپذیرند. چهارم، مطالبه از نظام فرهنگی کشور است، و پنجم، مطالبه از خانواده‌ها و خود افراد است. اگر بخواهیم دقیق‌تر صحبت کنیم، می‌توان این موارد را به‌عنوان پنج مطالبه مطرح کرد، نه صرفاً پنج انتقاد.
در حوزه نظام فرهنگی نیز باید از صداوسیما مطالبه کرد. صداوسیما باید در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی خود یک برنامه مرجع و مستمر در حوزه سواد رسانه‌ای داشته باشد. مهارت‌های رسانه‌ای باید آموزش داده شود. راستی‌آزمایی و فکت‌چکینگ به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های سواد خبری موردنیاز جامعه امروز، نباید رها شود. امروز اخبار جعلی و فیک‌نیوزها فضای جامعه ایران را درنوردیده‌اند و برای مقابله با آن، نیاز به آموزش و فرهنگ‌سازی جدی داریم.
 * درباره دومین مطالبه، یعنی بحث قانون‌گذاری، ما یک مرجع قانون‌گذاری اصلی به نام مجلس شورای اسلامی داریم. در کنار آن شوراهای عالی نیز وجود دارند. دولت فعلی هم مرجع دیگری تحت عنوان ستاد ساماندهی فضای مجازی را وارد این حوزه کرده، این تعدد مراجع قانون‌گذاری برای مشکلات فضای مجازی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
قانونی که مجلس تصویب می‌کند، از این جهت مزیت دارد که دستگاه‌هایی مانند سازمان بازرسی پشت آن قرار می‌گیرند و از نظر حقوقی قابلیت پیگیری دارد. همچنین منابع مالی موردنیاز آن نیز می‌تواند از طریق سازمان برنامه و بودجه پیش‌بینی و تخصیص داده شود. بنابراین قانون مصوب مجلس هم از نظر مالی و هم از نظر حقوقی قابلیت پیگیری بیشتری دارد. یکی از مسائلی که درباره مصوبات شورای عالی فضای مجازی وجود داشته این است که گاهی این مصوبات در حد یک نوشته خوب برای قاب‌کردن و نصب روی دیوار باقی مانده‌اند؛ زیرا سازمان بازرسی به آن ورود نمی‌کرد و سازوکار اجرائی و الزام‌آور لازم برای آنها وجود نداشت.
البته باید بی‌تعارف گفت که در مجلس نیز یک مشکل جدی وجود دارد و همان کشاکش سیاسی که درباره فضای مجازی به آن اشاره کردم، در فرایند قانون‌گذاری نیز خودش را نشان می‌دهد. بنابراین باید برای این مسئله فکری کرد. به نظر می‌رسد یکی از چالش‌های اصلی قانون‌گذاری ما همین مسئله است. موضوعات مهم وقتی وارد مجلس می‌شوند، گاهی در اثر چندپارگی و جدال‌های سیاسی، انسجام خود را از دست می‌دهند و در نهایت قانونی ناقص و کم‌اثر از آن بیرون می‌آید. در این جدال‌های حزبی و سیاسی، بخش‌های مختلف قانون دچار تغییر و فشار می‌شوند و در نهایت قانونی تصویب می‌شود که ممکن است نتواند پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه باشد. ما نیازمند اصلاح نظام قانون‌گذاری در این حوزه هستیم؛ به‌گونه‌ای که مصالح ملی قربانی مصالح حزبی نشود.
* در ابتدای بحث اشاره کردید که شکل و قالب پلتفرم می‌تواند ذاتاً آسیب‌زا باشد و حتی پیام‌رسان داخلی مشابه نیز در شرایطی ممکن است بخشی از آسیب‌های اینستاگرام را داشته باشد. اما به هر حال، مدیریت داخلی بر این فضا بیشتر حاکم است. آیا از نظر فنی می‌توان برای پلتفرم‌های خارجی مانند اینستاگرام نوعی محدودسازی یا مدیریت اعمال کرد، به‌گونه‌ای که هم اینترنت بین‌المللی در دسترس باشد و هم فیلترینگ به این معنا نباشد که هر فردی بتواند با یک جست‌وجوی ساده، VPN دانلود کند و عملاً محدودیت ایجادشده بی‌اثر شود؟
در مراکز سیاست‌گذاری و راهبری فضای مجازی، از جمله مرکز ملی فضای مجازی کشور، ایده و طراحی‌هایی برای ایجاد پوسته و مدیریت‌پذیر کردن برخی پلتفرم‌ها مانند اینستاگرام وجود داشته است. اینکه چنین راهکاری در عمل اجرا شود و در عین حال با آسیب‌هایی مانند آنچه در تجربه تلگرام طلایی و ‌هاتگرام مشاهده شد مواجه نشود، نیازمند بررسی و تدقیق فنی بیشتری است. اما از نظر فنی، یک مسئله اساسی وجود دارد و آن این است که شرکت‌های بین‌المللی حاضر نیستند در داخل مرزهای ما مسئولیت‌پذیری داشته باشند. این شرکت‌ها در کشور ما مسئولیت مشخصی نمی‌پذیرند.
از سوی دیگر، مسئولیت‌پذیر کردن آنها از طریق پوسته‌گذاری نیز مسائل فنی و نگرانی‌هایی را ایجاد می‌کند. برای همین، معمولاً زمانی که کارها پیچیده می‌شود، در یک نگاه سطحی و سطحی‌نگرانه برخی افراد به این نتیجه می‌رسند که شاید مسکوت گذاشتن مسئله بهترین راه‌حل باشد. اما این رویکرد باعث نمی‌شود مسئله حل شود. اتفاقاً هرچه جلوتر می‌رویم، با آوار مسائل و مشکلات بیشتری مواجه خواهیم شد؛ زیرا مسائل حل نشده‌اند و صرفاً روی یکدیگر تلنبار شده‌اند. علت این وضعیت نیز این است که دستگاه‌ها مسئولیت حل پیچیدگی‌ها و پذیرش هزینه‌های احتمالی آن را نمی‌پذیرند.

captcha