نردبانهای نورانی برای نزدیکی به خدا
کامران پورعباس
سعیده اصلاحی، معلم و شاعر و نویسنده و مؤلف با بیش از ۱۰۰ کتاب منتشرشده و کتابهای متعدد در دست انتشار در حوزه کودک و نوجوان و بزرگسال و مقالات فراوان در مجلات علمی و آموزشی و فرهنگی کشور است.
کتابهای «اذان به افق نیزه» و «عاشقانههای مجنون» از جمله شاخصترین آثار خانم اصلاحی هستند.
کتابِ «اذان به افق نیزه»، درباره عاشورا است و ۷۲ رباعی عاشورایی دارد که یک مجموعه عاشورایی منسجم با ویژگیهای منحصربهفرد را تشکیل داده است و در سال ۹۶ برگزیده کتاب سال عاشورایی در جشنواره کتیبه شده است.
کتاب «عاشقانههای مجنون» در سال ۱۴۰۰ چاپ شده که مجموعه شعر دفاع مقدس به یاد شهدای جزیره مجنون است و در دو جشنواره دفاع مقدسی به عنوان کتاب برگزیده شناخته شده و به زبان عربی نیز ترجمه شده است.
شاخصترین و فاخرترین و اعلاترین آثار این شاعر انقلابی، اشعار و کتابهای عاشورایی و شهدایی و دفاع مقدسی هستند.
ابدی و جاودانه بودن نهضت حسینی و تداوم خط عاشورا در عصر حاضر و شیوه زندگی دانستنِ عاشورا و زنده بودن شهدا و تبیین شاخصهای زندگی شهدا در آثار خانم اصلاحی موج میزند. انتقال این مفاهیم بهصورت ظریف و عمیق و جذاب و هنرمندانه به زبان شعر و قصه با شور و حالی استثنائی به کودکان و نوجوانان از ویژگیهای قلم شیوای این شاعر اهلدل و خردمند است.
حضرت زهرا، ریحانۀ گلخانۀ احمد
دو رباعی از سعیده اصلاحی که تقدیم به پیشگاه بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) گردیده است:
تا صبح ظهور، دیدۀ تر داریم
اعجاز تو را همیشه باور داریم
بانو(س) نظری که هر چه داریم هنوز
از معجزۀ دعای مادر داریم
---
ریحانۀ گلخانۀ احمد، زهراست
ذکر لب گلدسته و گنبد، زهراست
ضربالمثل است عشق دختر به پدر
پروانهترین شمع محمد، زهراست
شش کتاب شهدایی و دفاع مقدسی
اخیراً آثار شهدایی و دفاع مقدسیِ خانم اصلاحی بیشتر از قبل شده است و غالب کتابهایش را تشکیل میدهد و انوار ایثار و شهادت بهطور ویژهای در آسمان شعر و ادبیاتش تابش و درخشش یافته است.
در سال گذشته، ۸ کتاب از این شاعر شهدایی و عاشورایی رونمایی شده است که از میان آنها، ۶ کتاب شهدایی و دفاع مقدسی هستند که از سوی انتشارات پلاک افتخار متعلق به بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس و مقاومت گیلان منتشر گردیدهاند.
نخستین کتاب، رمان نوجوان با نام «راز نردبان نقرهای» نگاهی خلاقانه به زندگینامه سردار شهید علی خوشروش است.
کتاب دیگر، «برسد به دست بابا»، نام دارد که ماجرای زندگی یک کودک و پدر جانباز شیمیاییاش است و نویسنده سعی کرده آرزوهایشان را به تصویر بکشد.
کتاب دیگر، «بند بیا باران» است که خانم اصلاحی آن را به فرزندان شهدا تقدیم کرده است. این کتاب ارتباط معنویِ بین شهید و فرزند شهید را خیلی صادقانه و روان بیان میکند و مثالی از حقیقت قرآنیِ «زنده بودن شهدا» است.
«اینجا یادت روشن است»، کتابی است که در آن با زبان و بیانی شاعرانه، برای نوجوانها درباره عملیات خیبر صحبت شده است.
کتاب «چشم به راه» که درباره شهید محمدرضا جوزانی کهن است.
«کلبهای در رنگینکمان»، عنوان کتابی است که درباره شهدای گمنام است. ماجرای این کتاب، درباره پروانهای است که دلش میخواهد روی ماه را ببوسد. این پروانه در سرزمینهای دفاع مقدس یک گلدان فرسوده و فلزی میبیند که در آن شقایقی روییده است. با آن شقایق همکلام میشود و متوجه میشود که این گلدان، کلاه سربازی است که آنجا به گل نشسته و از داخل آن شقایق روییده است. شقایق میگوید: من پرچم سربلندی و سرافرازی سربازی هستم که برای دفاع از کشور و ملتش در مقابل ستم و دشمن ایستاد. این پروانه و شقایق با هم گفتوگوهایی دارند و بچهها را با شهدای گمنام آشنا میکنند. همه اینها با زبانی شاعرانه و نثری شیرین و نوجوانپسند نوشته شده است.
خانم اصلاحی در مورد میزان همکاری انتشارات پلاک افتخار با وی ابراز میدارد: مسئول نشر پلاک افتخار، حجتالاسلام میثم زحمتکش هستند که بسیار پیگیر انتشار کتابهایم با بهترین کیفیت در تصویرگری و انتشار بودند و مدیون لطف ایشانم.
کتابهای رونماییشده در نمایشگاه بینالمللی تهران
انتشارات پلاک افتخار وابسته به اداره کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان با ۶۳ عنوان کتاب تازه منتشرشده در سی و ششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال ۱۴۰۴ شرکت کرد. این آثار متنوع که در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ چاپ شدهاند، شامل تاریخ شفاهی رزمندگان، خاطرات خانواده شهدا، رمان، داستان، پژوهش، شعر و کتابهای کودک و نوجوان بودند.
در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، چهار کتاب از خانم سعیده اصلاحی رونمایی شده که شهدایی و دفاع مقدسی هستند.
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، آیین رونمایی از چهار کتاب «بند بیا باران»، «کلبهای در رنگینکمان»، «چشم به راه» و «برسد بهدست بابا» که به قلم سعیده اصلاحی توسط انتشارات پلاک افتخار منتشر شده بود، با حضور سردار عباس بایرامی، رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس و مقاومت، و سرهنگ حسن حبیبی، مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت استان گیلان، در غرفه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مقاومت برگزار شد.
سعیده اصلاحی، نویسنده این چهار کتاب، اظهار داشت: این چهار کتاب برای کودکان و نوجوانان به زبان کودکانه نوشته شده و نشان میدهد که شهدا زنده هستند.
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز آیین رونمایی و جشن امضای دو کتابِ «منتظرم نباش» به قلم خانم سید معصومه موسوی و «راز نردبان نقرهای» نوشته خانم اصلاحی که به زندگی و زمانه شهید علی خوشروش پرداخته است، با حضور سردار عباس بایرامی و سرهنگ حسن حبیبی در غرفه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس برگزار شد. سردار عباس بایرامی در این مراسم اظهار داشت: شهید علی خوشروش جزو نادر فرماندهان گیلان در دوران دفاع مقدس بوده که از لشکر ۲۵ کربلا فرماندهی گردان را برعهده داشت و سوابق ایشان برجسته بود. ایشان یک فرمانده دلیر بود که آوازه بلندی در گیلان داشت؛ بسیاری از فرماندهان سپاه استان گیلان از نیروهای این شهید بودند که یک انسان متفکر و با علم بود.
ناگفته نماند که دو کتاب دیگر خانم اصلاحی هم در نمایشگاه کتاب پارسال رونمایی شدند که از سوی مؤسسه فرهنگی هنری قدرولایت منتشر شدهاند.
قدرولایت در این نمایشگاه دو غرفه در بخشهای عمومی و کودک و نوجوان داشت و در فروش مجازی نمایشگاه نیز فعال بود. این مؤسسه مجموعاً با ۲۷۱ عنوان کتاب در بخش حضوری نمایشگاه و با ۳۵۰ عنوان در بخش فروش مجازی در نمایشگاه شرکت کرده است.
دو کتابِ «متشکرم خداجون» (آموزش وضو و نماز به صورت زیبا، ساده و موزون) و «قصههای یک کلاس اولی»، از خانم اصلاحی توسط مؤسسه قدرولایت در نمایشگاه کتاب امسال رونمایی گردیده است.
زندگینامه شهید علی خوشروش
شاید بتوان گفت که شاخصترین و پرکارترین اثر جدیدِ خانم سعیده اصلاحی، کتاب «راز نردبان نقرهای» بوده که نگاهی خلاقانه است به زندگی شهید علی خوشروش.
نخست نگاهی به زندگینامه شهید میاندازیم و سپس کتاب «راز نردبان نقرهای» را بررسی میکنیم.
سردار شهید علی خوشروش در سال ۱۳۴۱ در خانوادهای مذهبی و عاشق اهلبیت(ع) در شهرستان فومن دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی با عشق وافر به خاندان عصمت و طهارت(ع) خو گرفت و بزرگ شد.
از دوران نوجوانی علاقه زیادی به اقامه نماز و قرائت قرآن داشت.
از همان دوران نوجوانی با روحیهای عارفانه و اخلاقی کمنظیر، در میان دوستان و خانواده زبانزد بود. تواضع، خوشخلقی، تقوا و انس عمیق با قرآن، از وی شخصیتی ساخته بود که هنوز پس از سالها، خاطرهاش در دل مردم زنده است.
از سال ۱۳۵۶ با مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی آشنا شد و با اوجگیری مبارزات در تظاهرات خیابانی شرکت میکرد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسجد و بسیج فعال بود.
با مطالعه کتابهای مذهبی و قرآن کریم، آشنایی زیادی به موضوعات مذهبی یافت و در بین جوانان شهر وزنه فرهنگی به حساب میآمد. در جذب جوانان و جلوگیری از فعالیت گروههای ضدانقلاب در سالهای نخستِ پیروزی انقلاب در شهرستان فومن نقش بسزایی داشت.
رفتار توأم با تواضع و محترمانهاش با مردم و بهخصوص جوانان شهر، زبانزد همگان بود. جوانان مذهبی بهشدت مجذوب و علاقهمند به علی آقا بودند.
فردی متواضع، بردبار، باتقوا، پرهیزکار، صبور، مهربان و در حسنخلق شهره شهر فومن و سرآمد جوانان بود.
در ۱۴ تیر ۱۳۶۰ به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فومن درآمد.
بارها به جبهه رفت و مسئولیتهایی در حد فرماندهی گروهان و گردان را بر عهده داشت و در چندین عملیات از جمله فتحالمبین، بیتالمقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتی و والفجر ۴ و ۶ شرکت کرد.
با اینکه فرمانده گردان بود، هیچوقت بیکار نمینشست و بیشتر اوقات به سنگر بسیجیها میرفت تا مشکلات آنها را از نزدیک لمس کند. به بسیجیان عشق میورزید، خصوصاً آنهایی که برای اولین بار به منطقه آمده بودند. در کنار آموزشهای لازم نظامی، درس احکام و قرآن میداد. در برگزاری نمازهای جماعت، دعای توسل و کمیل پیشقدم بود. اذان میگفت و نماز را به جماعت برگزار میکرد و دعای توسل و کمیل را با صدایی خوش میخواند.
بسیار صمیمی و خودمانی با دیگران برخورد میکرد. شبها وقتی که رزمندگان در مناطق عملیاتی به رزم و عملیات شبانه میرفتند، با وجود اینکه فرماندهی گروههای عملیاتی را برعهده داشت، در دل شب خودش به وسط میدانهای مین میرفت و علیرغم همه خطرات، رزمندگان زخمی یا شهید را به عقب برمیگرداند.
سردار علی خوشروش، پس از سی و هشت ماه و بیست و هفت روز حضور مستمر در جبهه و سه بار مجروحیت و جانبازی، سرانجام در ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در هورالهویزه در شرق دجله بر اثر ترکش خمپاره ۶۰ به ناحیه شکم و پا به شهادت رسید. وی از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳ فرماندهی گردان ضدزره را بر عهده داشت. تنها فرزندش صدیقه خانوم، چند ماه پس از شهادت پدر در ۱۵ خرداد ۱۳۶۴ متولد شد.
در وصیتنامه شهید علی خوشروش آمده است:
«اگر انسانی در راه مجاهده راه خدا برآید، باید علاقههای مادی را که مهمترین مانع از جهاد است، مبدل به علاقه خدا که مهمترین محرک است، نماید و خود را از آلودگیهای اخلاقی پاک ساخته و عشق و شوق خدا در فکر و روانش شعلهور گردد، تا آماده جانبازی و فداکاری و مجاهدت در راه معشوق گردد.
من گام نهادن در این مسیر خدایی را که جهاد در راهش میباشد، یک فریضه میدانم و به جایی میروم که ملکوتش مینامند و اینجا، جایی است که من مدتها آرزوی آن را در دل میپروراندم.
همسر عزیزم که مهر و محبتت در قلب من جای دارد، سعی کن در تمام لحظات زندگی یاد خدا باشی، ذکر خدا بر لبانت جاری باشد، محبت خدا در قلبت جایگزین تمام محبتها باشد؛ لطف خدا و مرحمت خدا را در نظر داشته باش و این را بدان که وعدههای خدا حق است و خداوند هیچوقت خلف وعده نمیکند.»
راز نردبان نقرهای
راز نردبان نقرهای، روایتگر داستان زندگی، ایثار و شهادت شهید علی خوشروش از زبان دخترش صدیقه است که حتی پیش از تولد، با روایتگری منحصربهفرد و نمادین، خاطرات پدر را بازگو میکند.
داستان از زبان صدیقه خانوم، دختر شهید، روایت میشود که گاه از دوران جنینی و با کمک فرشتهها با پدرش ارتباط برقرار میکند. کتاب در بستر دوران دفاع مقدس و حضور شهید خوشروش در جبهههای نبرد نوشته شده و به نقش خانواده، همسر و فرزند شهید نیز پرداخته است. نمادهایی مانند «نردبان نقرهای» که نماد صعود به ملکوت و رسیدن به خداوند است، در سراسر کتاب تکرار میشوند. در پایان کتاب، نامهای از شهید خطاب به دخترش و نیز بخشی از وصیتنامهاش آورده شده که بر ایمان، توکل و تربیت قرآنی تأکید دارد. کتاب در ۱۱ فصل تنظیم شده و هر فصل شامل خردهروایتهای کوتاه و نمادین از زندگی شهید و خانوادهاش است. روایت از نگاه یک کودک، باعث شده زبان کتاب صمیمی، ساده و همراه با خیالپردازی باشد.
حضور فرشتهها، گفتوگو با قاصدکها و نردبان نقرهای، نشاندهنده تلفیق هنرمندانه واقعیتهای جنگ با مفاهیم عرفانی و نمادین است. کتاب یک روایت داستانی و احساسی از زندگی و شهادت یک فرمانده است. شهادت نه یک پایان، بلکه یک عزیمت به سوی خداوند و رسیدن به آرزوی بزرگ عاشقان است.
این کتاب برای نوجوانان و جوانان، بهویژه کسانی که میخواهند با فضای فکری، معنوی و ایثاری شهیدان دفاع مقدس آشنا شوند، مناسب است. همچنین برای خانوادههای شاهد و ایثارگر میتواند یادآور خاطرات و ارزشهای ناب آن دوران باشد.
نگاهی خلاقانه و نو به شهید و شهادت
سعیده اصلاحی مراحل تهیه و تدوین و چاپ کتاب راز نردبان نقرهای و بازخورد کتاب را چنین شرح میدهد:
«رمان نوجوان با نام راز نردبان نقرهای، درباره زندگی و شهادت یکی از سرداران جنگ، شهید علی خوشروش است که از شهدای شاخص شهر فومن هستند. نوه این شهید دانشآموز من در پایه اول ابتدایی در دوران آموزش مجازیِ کرونا بود و من به شکل مجازی با همسر، مادر و نوه این شهید ارتباط داشتم و خاطرات خوبی از آنها شنیدم. بعد از تکمیل هر فصل، آن فصل را به استحضار خانواده شهید میرساندم و وقتی تأیید میکردند، نوشتن فصلهای بعد را ادامه میدادم.
قصه کتاب از دوران جنینی فرزند شهید تعریف میشود و دختری که هرگز روی ماه پدر شهیدش را ندیده است. این کتاب خیلی مورد استقبال قرار گرفته است؛ هم در نمایشگاه کتاب تهران، هم در شهر فومن و هم در شهر گیلان.
من این رمان را به زبان کودک و نوجوان نوشتم. از قول فرزندی که هنوز در حالت جنینی بود و متولد نشده بود. میخواستم یک نگاه خلاقانه و نو داشته باشم به تعاریفی که از شهید باقی میماند.
نوشتن این کتاب ۷ سال طول کشید. مصاحبهها و اطلاعات موجود در مورد شهید را میخواندم و در داستان استفاده میکردم. کتاب در ۱۱ فصل است. هر فصل تمام میشد، برای دختر و همسر شهید ارسال میشد تا تأیید کنند.
اولین دیدار حضوری با همسر شهید، بعد از رونمایی از کتاب بود که به من گفتند: من با کتاب شما خیلی گریه کردم. چون لحظه به لحظه زندگیام دوباره برایم تازه شد و آمد جلوی چشمم.
دختر شهید هم گفت: من از دوران جنینی هیچ چی خاطرم نیست طبعاً، ولی با خواندن این کتاب احساس میکردم تمام آن چیزها واقعاً رخ داده، اینقدر حقیقی بود.»
عظمت جایگاه شهدا و راههای ادامه راه شهدا
سعیده اصلاحی با روش و بیانی پرشور و کمنظیر از شهید و شهادت و دفاع مقدس برای بچهها میگوید و ترکیبِ شور و شعور، همزمان و در سطح عالی در نوشتههایش مستولی است و از خلاقیت و تخیل هم در این میان برای بهتر جا افتادن مطالب بهره وافری میبرد که رهاورد آن عشق و اشتیاق و مأنوس شدنِ حداکثری و ارتباط گرفتنِ زیبا و عمیق بچهها با شهدا و دفاع مقدس متناسب با روحیۀ پاک و معصوم و دنیای زلال و بیآلایش و رنگینکمانیشان است.
آثار و زبان شعر و ادبِ خانم اصلاحی، شدیداً مصداق و تجلیِ این واقعیت است که: «هر چه از دل برآید، بر دل نشیند».
کتابهای جدید
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ مراسم رونمایی از کتاب «متشکرم خداجون» نشر مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت با حضور سعیده اصلاحی نویسنده کتاب در باغ کتاب تهران برگزار گردید.
خانم اصلاحی در این برنامه اظهار داشت: کتاب «متشکرم خدا جون» با استفاده از شعر به کودکان مفهوم وضو و نماز را آموزش میدهد. ذهن موزون کودکان باعث میشود شعر بهتر از نثر در ذهن آنها بماند و به همین دلیل کتاب «متشکرم خدا جون» با استقبال خوبی بهویژه در جشنهای عبادت مواجه شده است.
کتابهای جدید سعیده اصلاحی که امسال در دست چاپ هستند، عبارتند از:
- مجموعه ۱۰جلدی «قصههای ماه مهربون» که موضوع آن آموزش احکام روزه به خردسالان است و توسط انتشارات بهنشر منتشر میگردد.
- کتاب «من اینجایم مامان» به یاد شهید ماکان نصیری دانشآموز ۷ساله جاویدالاثر دبستان شجره طیبه میناب که انتشارات بهنشر به چاپ میرساند.
- رمان «خورشیدْمَرد» به یاد فرمانده شهید سردار محمود قلیپور که از سوی انتشارات پلاک افتخار انتشار مییابد.
- کتاب «پیاده اما پرنده بودیم» که یک مجموعه شعر عاشورایی برای نوجوانان است و انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به زیور چاپ آراستهاش میکند.
- کتاب «کیام؟ چیام؟ زود بگو» که مجموعه چیستانهای الفبایی است و انتشارات غنچه روانه بازار میکند.
گزیدهای از اشعار جدید
سعیده اصلاحی گزیدهای از اشعار جدیدشان با موضوعات روزِ عرصه ایثار و شهادت را که هنوز منتشر نشدهاند در اختیار ما قرار دادند تا منتشر نماییم.
ستارگان عاشوراییِ میناب
یکی از جانسوزترین و جهانسوزترین جنایات جنگ رمضان، شهادت نوگلان و دانشآموزان دبستان شجره طیبه میناب است که به یکی از بزرگترین اسناد رسوایی دشمن آمریکایی- صهیونیستی در جهان تبدیل گردید.
سعیده اصلاحی به یاد دانشآموزان شهید میناب چنین سروده است:
چند لحظه پیش این کلاس
غرق شادی و ترانه بود
بر لب تمام بچهها
حرفهای شادمانه بود
ناگهان شبیه رعد و برق
انفجار بیامان رسید
پر زدند دوستان من
دستشان به آسمان رسید
آن صدای انفجارها
مثل موشک و تفنگ بود
حمله کرده بود دیو ظلم
این صدای پای جنگ بود
روسیاه باد دشمنت
همکلاسی شهید من
نام سرخ تو شکفته است
روی دفتر سپید من
این شاعر عاشورایی به یاد کلاس اولی شهید ماکان نصیری عزیز و در وصف جاودانگیاش چنین نغمه سر میدهد:
هر روز در دفتر مشق
نام تو را مینویسم
میناب غوغاست اما
من بیصدا مینویسم
میبینمت همکلاسی
هر روز و هرجا همیشه
در سایۀ نام ایران
پایندهای تا همیشه
میبینمت هر شب از دور
در آسمان میدرخشی
همراه صدها ستاره
در کهکشان میدرخشی
جان منی ایران
سعیده اصلاحی چندین رباعی با عنوان «جان منی ایران» دارد که بسیار مناسب فضای حماسی کشورمان در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان و تجمعات شبانه و شعارهای همگانیِ این وقایع مبنی بر «جانم فدای ایران» که مدام از سوی مردم فریاد زده میشود، است.
چند نمونه از این رباعیها را مرور میکنیم:
ای خاک وطن، غم تو را میبوسم
هر قطرۀ شبنم تو را میبوسم
با لشگر ابرهای عاشق هر روز
هر گوشۀ پرچم تو را میبوسم
---
یک قصۀ دلپسند باشی وطنم
دور از خطر و گزند باشی وطنم
در سایۀ سروهای بیسر پرپر
پاینده و سربلند باشی وطنم
----
هر گوشۀ تو، چشمهای از نور وطن
هر طایفهات به عشق مشهور وطن
نام تو روایت بهاری ابدیست
از دامن تو دست خزان دور وطن