کد خبر: ۳۳۷۳۸۰
تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۶

حد و مرز ارتباط با خویشاوندانِ مخالف

شبهه: ارتباط با خویشاوندان مخالف، معاند یا آزاررسان چگونه و دارای چه حد و مرز اخلاقی است؟
پاسخ: ارتباط با خویشاوندان، یکی از عرصه‌های مهم و مورد آموزه‌های اخلاقی و دینی است. با این‌حال، این ارتباط گاه چالش‌ها و دشواری‌هایی دارد که یکی از آن‌ها مربوط به ارتباط با خویشان مخالف و یا آزاررسان است، در چنین شرایطی، مؤمن با پرسشی اساسی مواجه است: چگونه می‌توان میان حفظ پیوند خویشاوندی از یک‌سو و حریم‌های اخلاقی، تعادل برقرار کرد؟ در ادامه، به نحو مختصر به پاسخ پرسش مورد اشاره پرداخته می‌شود.
حفظ رابطه خویشاوندی به‌مثابه اصل اولیه
حفظ پیوند و ارتباط با خویشان، از دستورات اخلاق دینی است و پایداری در آن اختصاص به بستگان هم‌عقیده و باتقوا ندارد، بلکه یک وظیفه اخلاقی نسبت به عموم خویشان است که نسبت به اهل گناه هم جریان دارد. نقل شده است که یکی از شیعیان از امام صادق(ع)  می‌پرسد: «برخی خویشاوندانم خط و تفکر دیگری دارند، غیر از فکر و مرامی که من دارم. آیا آنان بر من حقی دارند؟ حضرت فرمود: آری، حق قرابت و خویشاوندی را چیزی قطع نمی‌کند. اگر با تو همفکر و هم‌عقیده باشند که دو حق بر تو دارند: یکی حق خویشاوندی، دوم حق اسلام و مسلمانی.» (1) 
همین‌طور اگر بستگان، زمینه آزار انسان را هم فراهم کنند، باز هم نباید ارتباط با آن‌ها قطع شود. در حدیث آمده است که مردی خدمت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و عرض کرد: «یا رسول‌الله! من خویشاوندانی دارم که من با آنان پیوند می‌کنم و رابطه دارم، اما آنان آزارم می‌دهند، تصمیم گرفته‌ام آنان را ترک کنم. حضرت فرمود: آنگاه، خدا هم تو را ترک می‌کند! ... گفت: پس چه کنم؟ رسول خدا فرمود: به کسی که محرومت کرده، عطا کن، با کسی که از تو بریده، رابطه برقرار ساز، کسی که بر تو ستم کرده، از او درگذر. هرگاه چنین کردی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود.» (2)
بنابراین به‌عنوان یک اصل اولیه، ارتباط با خویشاوندِ مخالف یا آزاررسان نباید قطع شود و پیوند داشتن با آن‌ها در زمره وظایف اخلاقی است. از جهت فقهی نیز قطع ‌رحم با کسانی که از ارحام نَسَبی می‌باشند، جایز نیست. (3)
بدی را با خوبی پاسخ دادن
به‌عنوان یک اصل دیگر می‌توان گفت به‌طور کلی در ارتباط با خویشاوندان علاوه بر عدم قطع رابطه با آن‌ها، توصیه آن است که در برابر بدی‌های آن‌ها نیز باید خوبی کرد؛ بنابراین اگر آزار می‌رسانند، وظیفه اولیه صبوری و تحمل است، اگر قطع رابطه می‌کنند، برقراری رابطه وظیفه اخلاقی است، اگر مخالفت می‌کنند، محبت و برخورد مهربانانه وظیفه اولیه است، اگر معاند هستند، قطع رابطه در حالت اولیه صحیح نیست. چنان‌که در روایتی بر پیوند با کسی که او با انسان قطع رابطه کرده توصیه شده است. (4)
حفظ ارتباط به‌صورت غیرمستقیم
مقصود از پیوندهای خویشاوندی و صله‌رحم آن است که انسان از حال خویشان مطلع باشد و اگر مشکلی دارند در حد توان حل کند؛ بنابراین لازمه این کار این نیست که حتماً به خانه آن‌ها بروند، بلکه اگر به‌وسیله تلفن و نامه و امثال آن هم از حال آن‌ها باخبر شوند کافی است، چنان‌که در حدیثی نقل شده است: «صِلُوا أَرْحَامَکُمْ وَلَوْ بِالسَّلَامِ؛ صله‌رحم کنید و لو با یک سلام.» (5)
بنابراین در مواردی که به دلایلی مانند عدم رعایت حلال و حرام الهی یا آزاررسانی و توهین به مقدسات، نمی‌توان به‌صورت مستقیم به خانه خویشان رفت، برای حفظ پیوند خویشاوندی اصل ارتباط از راه‌های غیرمستقیم حفظ شود؛ مثلاً بدون رفتن به منزل آن‌ها تلفنی از حالشان جویا شد، از دیگران احوال آنان پرسیده شود و در صورت نیاز مالی، به آن‌ها کمک مالی کرد.
رفتار کریمانه و گفت‌وگوی محترمانه
بسیاری از دشمنی‌ها با دین و مذهب و انقلاب از سر جهل و ندانستن واقعیات است. بسیاری از این افراد از اطلاعات پایینی برخوردارند و یا تحت تأثیر تبلیغات و رسانه‌های معاند هستند که در بسیاری از این موارد اگر کسی عالمانه و با دلیل و مدرک و نیز با برخوردی کریمانه و محترمانه با آن‌ها مواجه شود، می‌تواند قدم‌های مهمی در جهت اصلاح آن‌ها بردارد. از سوی دیگر انسان نسبت به خویشاوندان خود و هدایت و دستگیری از آن‌ها وظیفه اخلاقی بیشتری دارد؛ بنابراین لازم است با علم و آگاهی و از طریق گفت‌وگوهای محترمانه و رفتاری کریمانه، در مراودات خویشاوندی سعی شود اشتباهات و لجاجت‌های آن‌ها با دادن اطلاعات صحیح و دقیق برطرف شده و زمینه هدایت و رشد معرفتی و معنوی آن‌ها فراهم شود.
ترک مجالس گناه و مرزبندی عملی
گفته شد حفظ ارتباط با خویشان وظیفه اخلاقی است. از سوی دیگر روشن است که مؤمن نباید در برابر گناه بی‌تفاوت باشد و در مجالس و محافلی که گناه و معصیت علنی انجام می‌شود شرکت کند. به‌عنوان نمونه از پیامبر خدا (ص) روایت شده که فرموده است: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسْ عَلَى مَائِدَةٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْرُ؛ کسی که به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد، نباید بر سر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب خورده می‌شود.» (6) بنابراین حفظ ارتباط با خویشان و حضور در مجالس و مهمانی‌های آن‌ها نباید به‌گونه‌ای باشد که موجب ترویج و تأیید گناه یا انحراف عقیده و تأیید توهین و هتک مقدسات و ارزش‌های دینی و انقلابی شود. پس اگر حضور در آن مجلس موجب آسیب‌هایی ازاین‌دست شود و یا نهی‌ازمنکر متوقف بر خروج از آن مجلس یا شرکت نکردن در آن باشد، باید آن مجلس را ترک کرده و یا شرکت ننمایند و ایفای وظیفه صله‌رحم را به موقعیت‌ها و شرایط و روش‌های دیگر موکول کرد.
به دوستی نگرفتن خویشان مخالف
ممکن است در میان خویشاوندان افرادی باشند که معاند محسوب می‌شوند؛ یعنی افرادی که دشمنی با خدا و رسول خدا و اهل‌بیت (ع) دارند. در مورد این خویشاوندان قرآن کریم به‌صراحت عدم پیوند دوستی با این گروه را دستور داده و آن را لازمه اعتقاد به خدا و روز معاد دانسته و می‌فرماید: «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دل‌هایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آن‌ها را تقویت کرده و آن‌ها را در باغ‌هایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آن‌ها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آن‌ها «حزب‌الله»اند؛ بدانید «حزب‌الله» پیروز و رستگاران‌اند.» (7) علامه طباطبایی در این‌باره می‌گوید: «در این آیه شریفه یافتن قومی با چنین صفتی را نفی نموده، می‌فرماید: چنین مؤمنینی نخواهی یافت و این کنایه است از اینکه ایمان راستین به خدا و روز جزا با چنین صفاتی نمی‌سازد، آن‌کس که واقعاً به خدا و رسول و روز جزا ایمان دارد، ممکن نیست با دشمنان خدا دوستی کند، هرچند که همه قِسم سبب و انگیزه دوستی در آنان وجود داشته باشد، مثل اینکه پدرش یا پسرش یا برادرش باشد و یا قرابتی دیگر داشته باشد، برای اینکه این‌چنین دوستی با ایمان به خدا منافات دارد.» (8) بنابراین در معاشرت با خویشاوند معاند علاوه بر نکاتی که پیش‌تر گفته شد باید توجه شود که نباید معاشرت به نحو دوستی و علقه‌های محبتی باشد.
نتیجه
1. ارتباط با خویشاوندان مخالف، معاند یا آزاررسان، اولاً نباید قطع شود و اصل صله‌رحم به‌عنوان یک وظیفه اخلاقی و فقهی پابرجاست؛
2. در برابر بدی آنان تا جایی که ممکن است باید نیکی کرد و از صبر و گذشت بهره جست؛
3. در صورت دشواری یا محدودیت‌های اخلاقی، ارتباط را می‌توان به‌صورت غیرمستقیم و از راه تلفن، نامه یا پرسش از دیگران و کمک مالی حفظ کرد؛
4. باید با رفتار کریمانه و گفت‌وگوی محترمانه، برای اصلاح و هدایت آنان کوشید؛
5. از آنجا که شرکت در مجالس گناه و معصیت جایز نیست، در چنین مواردی باید صله‌رحم را به روش دیگری انجام داد؛
6. با خویشاوندان معاندی که دشمنی با خدا و رسول دارند، نباید رابطه‌ای به‌صورت دوستی و علقه محبتی داشت.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. حسینی‌نیا، اقبال، چشم‌اندازی به صله‌رحم در آیات و روایات، قم، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش‌های اسلامی، 1385.
2. دلیری، کاظم، مراتب صله‌رحم و آسیب‌شناسی آن در عصر حاضر، ره‌توشه، بهار 1399.
پی‌نوشت‌ها:
1. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1377، ج ۴، ص ۸۳.  2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج ۷۱، ص ۱۰۰.  3. رهبر شهید انقلاب، در: https://www.leader.ir/fa/faq?s=960&faq_search=&page=3  4. «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ.» مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج 68، ص 423.   5. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، مصحح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404 ق، ص 57.  6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء، 1403 ق، ج ۷۶، ص ۱۲۹.  7. مجادله، آیه 22.  8. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1389، ج 19، ص 340.
* روح‌الله شهریاری

captcha