نشانههای سبک شمردن نماز
مفهوم سبک شمردن نماز
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: نماز اولین چیزی است که در قیامت مورد سؤال قرار میگیرد و در صورت قبول شدن آن، سایر عبادات نیز پذیرفته میشود. (1) نیز امام صادق (ع) فرمودند: شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد، نمیرسد. (2) بنابراین کسی که نماز نخواند، هیچ عمل مقبولی ندارد و از شفاعت نیز بهرهای نمیبرد و مورد سختترین عذابها واقع خواهد شد. قرآن مجید میفرماید: «فرشته دوزخ از جهنمیان میپرسد: چه چیز شما را گرفتار این عذاب سخت کرد؟ آنها میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم.» (3) مقصود از سبک شمردن نماز، اهمیت ندادن به آن است. شخص گاهی با نداشتن عذر شرعی، نماز را از اول وقت به تأخیر میاندازد؛ همچنین با سرعت نماز خواندن، رکوع و سجود را صحیح و کامل بهجا نیاوردن، قرائت و اذکار را بدون توجه و غلط خواندن، شرایط نماز (مثل طهارت، شناختن قبله و وقت، داشتن پوشش و ...) را رعایت نکردن، با وجود دسترسی به مسجد و جماعت، نماز را فرادا خواندن و ... همه اینها از مصادیق سبک شمردن نماز است.
شکی نیست که بیاعتنایی به نماز گناهی بزرگ است. بنابراین شناسایی مصادیق این تحقیر ناپسند، مقدمه پرهیز از این گناه است.
مصادیق سبک شمردن نماز
الف) تأخیر نماز:
امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه قرآن، که در ارتباط با مذمت بیاعتنایی به نماز نازل شده است. (4) میفرماید: «تَأْخِیرُ الصَّلَاةِ عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهَا لِغَیْرِ عُذْرٍ» (5) مراد از بیاعتنایی به نماز، تأخیر آن از اول وقت بدون عذر است. البته روشن است که مراد از عذر، ضرورتی است که بهصورت اضطراری پیش آید و قابل تأخیر نباشد و الّا چنانکه برخی از مردان خدا توصیه میکردند، باید به کار بگوییم نماز دارم، نه به نماز بگوییم کار دارم!
ب) عدم رعایت آداب آن در خلوت
پیامبر اکرم (ص) در روایتی چنین میفرماید: «مَنْ أَحْسَنَ صَلَاتَهُ حِینَ یَرَاهُ النَّاسُ وَأَسَاءَهَا حِینَ یَخْلُوا فَتِلْکَ اسْتِهَانَةٌ» (6)؛ آن کس که در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد، به نماز بیاعتنایی کرده است. مروری بر نمازهای خلوت و جلوت ما، روشن میکند که آیا احترام و توجه ما به نماز بیشتر بوده است یا به ناظران صحنه نماز!
ج) فراهم نکردن مقدمات نماز قبل از اذان
در روایت دیگری میفرماید: کسی که وضوی نماز را تا وقت اذان به تأخیر اندازد، او به نماز بیاعتنایی کرده است. آری، کسی که به کاری اهمیت میدهد، قبل از رسیدن وقت آن، مقدمات آن را فراهم میکند. کدام ملاقات و میهمانی است که وقت آن فرا رسیده باشد و ما هنوز در فکر پوشیدن لباس و یا آماده کردن شرایط آن باشیم؟!
د) عدم یادگیری معانی:
ندانستن معانی الفاظی که روزانه ده بار در نماز تکرار میشود، به معنی بیاعتنایی به نماز است. آیا اگر ما برای طرف گفتوگوی خویش در نماز اهمیتی قائل باشیم، در فکر این نخواهیم بود که محتوا و مضمون مذاکره و نجواى خود را بفهمیم و با ادراک صحیح به سخن در برابر او بایستیم؟! چگونه ممکن است با اقامت کوتاه در یک کشور، تا حدودی به زبان مردم آنجا آشنا میشویم و با یکی دو بار عبور از مسیری، نام و نشان آن را فرا میگیریم و در برخورد با هر بنایی از اسم و بانی و مشخصات آن جویا میشویم، اما هیچکدام از این توجهات و حساسیتها در مورد نماز اعمال نشود؟! آیا اینها به معنی بیاعتنایی به نماز نیست؟! چگونه میتوانیم پاسخگوی عباداتی باشیم که به دلیل سبک شمردن و بیتوجهی به آنها، بیش از آنکه بیانگر بندگی و خضوع ما باشد، بیانگر تکبر و بیاعتنایی ما میباشد؟! اینجاست که امام حسین (ع) به خداوند تبارک و تعالی عرض میکند: «إِلَهِی مَنْ کَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِیَ، فَکَیْفَ لَا یَکُونُ مَسَاوِیهِ مَسَاوِیَ» (7)؛ خدایا، آن کس که اعمال بهظاهر نیک او گناه است، پس چگونه گناهان او گناه نباشد؟! میان نمازگزارانی که در نماز هیچ دردی را احساس نمیکنند (8) جز درد فراق دوست، از هیچ حادثهای مطلع نمیشوند، (9) هیچ صدایی را نمیشنوند و غرق در لذت با معشوقاند یا زیر شلاق و علیرغم هرگونه تهدید و شکنجه و محدودیتی نماز را بهپا میدارند (10)، با کسانی که نماز را مانع و رنجی میدانند که در برداشتن و عبور از آن باید شتاب کرد و در هنگام اقامه آن به هر موضوعی جز سخن و راز و نیاز با خالق هستی فکر کرده و به مخاطب و ارتباط خود با او نمیاندیشند، تفاوت بسیار وجود دارد.
هـ) عجله و شتاب در نماز
سریع خواندن نماز و تبدیل این عبادت به عادتی که همچون عمل ماشیننویسی، بدون توجه به معانی و بدون رعایت خشوع و طمأنینه انجام گیرد، از نشانههای دیگر بیتوجهی به نماز است.استاد شهید مرتضی مطهری در این باره میگوید: «به اعتقاد روانشناسان، یک کار همینقدر که برای انسان عادت شد، دو خاصیت متضاد در آن به وجود میآید. هر چه که بر عادت بودنش افزوده شود و تمرین انسان زیادتر گردد، کار، سهلتر و سادهتر انجام میشود. یک ماشیننویس که به ماشیننویسی عادت میکند، هر چه بیشتر عادت میکند، از توجهش کاسته میشود. یعنی از اینکه این عمل او یک عمل ارادی و از روی توجه باشد کاسته میشود و به یک عمل غیرارادی نزدیکتر میگردد. خاصیت عادت این است. اینکه در اسلام به مسئله نیت تا این اندازه توجه شده، برای جلوگیری از این است که عبادتها آنچنان عادت نشود که بهواسطه عادت، به یک کار طبیعی و غیرارادی و غیرفکری و غیرهدفى و کار بدون توجه که هدف درک نشود و فقط به پیکر عمل توجه گردد تبدیل شود.
اینها چیزهایی است که ما تنها در نماز اسلامی به دست میآوریم و متوجه میشویم که بسیاری از برنامههای تربیتی بهوسیله این عبادت و در پیکر این عبادت پیاده میشود، گذشته از اینکه خود این عمل، پرورش عشق و محبت خدا و معنویت در انسان است، که این روح عبادت است.» (11) مردی در حضور امیرالمؤمنین(ع) نماز خود را با شتاب بهجا میآورد. حضرت نگاهی به او کرد و فرمود: چند وقت است اینگونه نماز میخوانی؟ او گفت: مدتهاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل کلاغی است (که منقار بر زمین میکوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نیست. منقار به زمین کوبیدن است.) اگر اینگونه بمیری، بر غیر دین پیامبر اکرم، مردهای. سپس حضرت در مورد کم گذاشتن در نماز فرمود: بهدرستی که دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد. (12)
برخی از پیامدهای استخفاف و بیتوجهی به نماز
1ـ قهر و قطع رابطه با عترت
امیرالمؤمنین (ع) در یک بیان قهرآمیز، با صراحت چنین خطاب فرمودند: «لَیْسَ مِنِّی مَنْ ضَیَّعَ الصَّلَاةَ» (13)؛ آن کس که نماز را ضایع کند، از من نیست. امام صادق (ع) در بیان معیاری برای شناسایی افرادی که با آن حضرت پیوند مکتبی دارند، چنین میفرمایند: «اِمْتَحِنُوا شِیعَتَنَا عِنْدَ مَوَاقِیتِ الصَّلَاةِ کَیْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَیْهَا» (14)؛ شیعیان ما را از دقت آنان در انجام بهموقع نمازها شناسایی کنید.در روایت مشهور دیگری حضرتش سهلانگاری در مسئله نماز و استخفاف به آن را موجب محرومیت از شفاعت خاندان عترت و طهارت در روز قیامت شمردند (15). پیامبر اکرم(ص) نیز در بیانی دیگر میفرمایند: «مَنْ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ لَا یَرِدُ عَلَیَّ الْحَوْضَ لَا وَاللَّهِ» (16)؛ آن کس که نماز را سبک شمارد، به خدا قسم روز قیامت در کنار حوض کوثر، با من ملاقات نخواهد کرد. این تأکید و بیان همراه با قسم، حکایت از عمق فاصله بین پیامبر اکرم (ص) و نمازگزارانی دارد که به نماز اهمیت نمیدهند.
2ـ غضب خداوند
قرآن کریم با نکوهش افرادی که نماز را ضایع میکنند (17) یا نسبت به آن بیاعتنا هستند، (18) مسلمانان را از این عمل بر حذر میدارد. پیامبر اکرم (ص) خطاب به حضرت علی (ع) میفرمایند:«فِی تَأْخِیرِهَا مِنْ غَیْرِ عِلَّةٍ غَضَبُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» (19)؛ تأخیر نماز از اول وقت بدون دلیل، موجب غضب خداوند متعال میشود. امام صادق (ع) میفرمایند: «إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى لِمَلَائِکَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی کَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی» (20)؛ وقتی بندهای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان میبرد و آن را کوتاه میکند، خدا به ملائکه میفرماید: آیا نمیبینید بنده من چگونه نماز خود را کوتاه میکند، گویا میپندارد که برآوردن حوائجش به دست غیر من است (که اینگونه عجله میکند.) آیا نمیداند برآوردن حوائجش به دست من است؟
3ـ عدم اجابت دعا و محرومیت از دعای صالحان
کسانی که به نماز بهعنوان تکلیف و خواست الهی بیتوجهی کنند و آن را کوچک بشمارند، خداوند نیز به خواستهها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت. پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ در روایتی چنین میفرماید: «مَنْ تَهَاوَنَ بِصَلَاتِهِ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِخَمْسَ عَشْرَةَ خَصْلَةٍ ... وَکُلُّ عَمَلٍ یَعْمَلُهُ لَا یُؤْجَرُ عَلَیْهِ وَلَا یَرْتَفِعُ دُعَاؤُهُ إِلَى السَّمَاءِ» (21)؛ هر کس به نمازش بیتوجه باشد، در برابر اعمالش مأجور نمیشود و دعایش به آسمان راه نمییابد... و در ادامه، میفرمایند: مشمول دعای خیر صالحین نخواهد بود.
4ـ مضیقه و تنگنای دنیوی
قهر و غضب خدا و پیامبر نسبت به کسانی که نماز را کوچک میشمارند، زیانهایی را در پی خواهد داشت، هرچند ممکن است تارک و یا استخفافکننده به نماز این تأثیر را درک نکند و متوجه علت مضیقهها و گرفتاریهای خود نباشد. امام صادق (ع) فرمود: خداوند برکت را از عمر و روزی کسانی که نماز را کوچک میشمرند برمیدارد. (22) پیامبر اکرم (ص) نیز برای این گروه از افراد، تهیدستی و نیاز را پیشبینی کرده و میفرماید: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): عِشْرُونَ خَصْلَةً تُورِثُ الْفَقْرَ ... وَالِاسْتِخْفَافُ بِالصَّلَاةِ» (23)؛ سبک شمردن نماز موجب فقر و تهیدستی میشود.
5ـ سختی احوال قبر و قیامت:
امام صادق (ع) فرمود: نمازگزاری که نمازش را سبک بشمارد، وقتی از قبرش خارج شود، خداوند ملکی را بر وی میگمارد که او را در عرصه قیامت وارونه بر زمین میکشد و مردم به او نگاه میکنند و با شدت و سختگیری مورد محاسبه قرار میگیرد. (24)
منابعی برای مطالعه بیشتر:
1. آزادی معنوی، شهید مطهری (ره)، قم: انتشارات صدرا.
2. حکمت عبادت، آیتالله جوادی آملی، انتشارات: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
3. پرواز در ملکوت (۲ و ۱)، سید احمد قهری، انتشارات: نهضت زنان مسلمان.
4. پرستش آگاهانه، دکتر محمدرضا رضوانطلب، انتشارات: ستاد اقامه نماز.
5. نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، سید حسین موسوی رادلاهیجی، انتشارات: دفتر انتشارات اسلامی.
6. نماز از دیدگاه دانشمندان و متفکران، عباسعلی مغیثی، انتشارات: دفتر انتشارات اسلامی.
7. سلامت روح نماز و عبادت در تفسیر نمونه، عباس عزیزی، انتشارات: انتشارات نبوغ.
8. پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی، انتشارات: طرح اقامه نماز.
9. یکصد و چهارده نکته درباره نماز، محسن قرائتی، انتشارات: ستاد اقامه نماز.
پینوشتها:
1. احمد بن محمد بن خالد البرقی، المحاسن، ج 1، ص 81، الناشر دار الکتب الاسلامیه. 2. همان، ص 80. 3. مدثر، آیه 42. 4. ماعون، آیات 4ـ5. 5. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، ج 6، ص 83، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق. 6. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 3، 26، مؤسسه آلالبیت، قم، 1408 ه.ق. 7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 95، ص 225. 8. اشاره به جریان کشیدن تیر از پای مبارک امیرالمؤمنین ـ ع ـ در حال نماز. 9. فرزند امام سجاد (ع) در حالی که حضرت در نماز بودند، به چاه افتاد و حضرت علیرغم شیون افراد خانه متوجه آن نشد و پس از نماز فرزند را به سلامت از چاه بیرون کشید (بحار، ج 81، ص 245). 10. به کتاب خاطرات آزادگان ایرانی در اردوگاههای عراق با عنوان «نماز در اسارت» چاپ سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه شود. 11. شهید مرتضی مطهری (ره)، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 197، قم، انتشارات صدرا. 12. بحارالانوار، ج 84، ص 242. 13. مستدرک الوسائل، ج 3، ص 98. 14. محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص 114، دار التراث العربی، بیروت، 1391 ق. 15. بحارالانوار، ج 82، ص 236. 16. همان، ج 83، ص 9. 17. مریم، آیه 56. 18. ماعون، آیه 5. 19. بحارالانوار، ج 2، ص 154. 20. شیخ کلینی، کافی، ج 3، ص 269، دارالحدیث، چاپ اول، قم، 1429ق. 21. بحارالانوار، ج 80، ص 21. 22. همان، ج 83، ص 202. 23. همان، ج 73، ص 315. 24. همان، ج 80، ص 22
* مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی