قطبنمای حرکت بر مدار امام جامعه (یادداشت روز)
در میان انبوهی از سخنرانیهایی که امام شهید ما در طول سال داشتند، علاوه بر پیامهای خاص، همچون نامه به جوانان اروپا یا بیانیه گام دوم انقلاب، همیشه چهار سخنرانی سالانه این عزیز سفرکرده از برجستگی بیشتری برخوردار بود. امام شهید انقلاب آنچه خطمشی حرکت یک سال کشور بود را در پیام نوروزی و تبیین و تشریح آن را در سخنرانی اول فروردین هر سال انجام میدادند و همه میدانستند که قرار است حرکت رو به جلو کشور بر مدار این پیام و تبیین شعار سال صورت گیرد. هرچند آنچه انتظار میرفت با آنچه دنبال میشد فاصله بسیار با شعار سال و سخنرانی حکیمانه آن عزیز داشت. دومین سخنرانی سالانه امام شهید در مراسم سالگرد امام راحل در
۱۴ خرداد اتفاق میافتاد که در واقع قطبنمای حرکت انقلاب محسوب میشد و سومین سخنرانی سالانه امام شهید در هفته دولت با کارگزاران نظام بود که مسیر حرکت دولتها در کنار قدردانی از عملکرد آنها، اشکالات، کمکاریها و ضعفها نیز گوشزد میشد و در واقع «مانیفست» چهارسال فعالیت دولتها در این سخنرانی تعیین میشد. اما چهارمین سخنرانی سالانه امام شهید که از درجه اهمیت زیادی برخوردار بود و در واقع از زمره سخنرانیهای راهبردی معظمله محسوب میشد، سخنرانی در جمع شرکتکنندگان در کنفرانس بینالمللی «وحدت اسلامی» بود که در این سخنرانی امام شهید علاوه بر تأکید بر وحدت جهان اسلام در مقابل نظام سلطه، هم ماهیت و دشمنی جهان استکبار با مسلمانان را روشن میکردند و هم چهره جبهه مقاومت و ظرفیت بزرگ این جبهه را به تصویر میکشیدند. در واقع میتوان گفت آن امام حکیم و روشنضمیر در این چهار سخنرانی چهار «مانیفست یا بیانیه راهبردی» را برای کشور و جهان اسلام تعیین و تبیین میکردند. با پیام نوروزی و سخنرانی در روز اول فروردین، «مانیفست حرکت یک سال کشور بر مدار یک شعار مبنایی»، با سخنرانی در سالگرد امام راحل، «مانیفست حرکت در مدار انقلاب و تأکید بر راه امام راحل، با سخنرانی در هفته دولت، «مانیفست جهتدهی به دولتها در یک حکمرانی مردمی» و با سخنرانی در جمع شرکتکنندگان کنفرانس «وحدت اسلامی»، «مانیفست استکبارستیزی و مقاومت در برابر جبهه کفر» را عملاً آموزش میدادند.
هرچند شرایط خاص کشور و جنگ تحمیلی دشمن، مردم مشتاق ولایت را از نعمت دیدارهای حضوری امام سید مجتبی خامنهای (مُدّظلّهالعالی) محروم کرده است، ولی آنچه تاکنون در پیامهای صادرشده ایشان مشاهده میشود، همان خط حرکت امام شهید است و ذرهای تفاوت در حرکت این دو امام دیده نمیشود که دو پیام اخیر معظمله به مناسبت هفته دولت و سالروز میلاد باسعادت نبی مکرم اسلام(ص) و «هفته وحدت» گویای این واقعیت است. در این نوشتار تنها به چند جنبه مهم پیام معظمله به مناسبت هفته دولت اشاره میشود:
1- پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت، صرفاً یک تقدیر از رئیسجمهور و همکاران او در کابینه چهاردهم نبود؛ این پیام، «مانیفست» حکمرانی در عصری است که جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند «آرامش مقتدرانه» است. این پیام در کنار توصیههای گذشته بر آنچه امام شهید هر سال در هفته دولت متذکر کارگزاران نظام میشدند، «انسجام اجتماعی» را بهعنوان پیششرط «حیاتی» و «پیوست واجب» برای هر کنش سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محور قرار داده است. رهبر معظم انقلاب با هوشمندی مثالزدنی، موضوع «پیوست انسجام اجتماعی» را نه بهعنوان یک توصیه اخلاقی، بلکه بهعنوان یک «قاعده عملیاتی» مطرح کردند. این یعنی از این پس، هر سیاستگذار، هر وزیر و هر تصمیمگیر در سطوح عالی تا میانی، پیش از امضای هر بخشنامه یا ابلاغ هر طرح، باید از خود بپرسد: «آیا این اقدام، نخهای نامرئی پیوند ملت را محکمتر میکند و یا خداینکرده موجب ایجاد شکاف دولت با ملت میشود.»
2- در ادبیات سیاسی و فرهنگی جامعه امروز، «پیوستنگاری» اصلی مهم برای شیوه درست حکمرانی به حساب میآید و همانگونه که در یک مجموعه نظامی اگر فرماندهی برای عملیات خود پیوستی را آماده نکرده باشد و اقدام نظامی خود را بدون توجه به آن پیوست انجام دهد، چهبسا عملیات نظامی او با شکست مواجه میشود و یا در جنگ نرم و عملیات روانی، پیوست «عملیات روانی» یک ضرورت به حساب میآید، در حوزههای دیگر نیز از فرهنگی گرفته تا سیاسی، امنیتی و اقتصادی، نداشتن «پیوست اجتماعی» به منزله حرکت در یک فضای مهآلود است که چهبسا کارگزاران را از مسیر درست منحرف و با چالش اساسی مواجه میکند. با همین رویکرد است که امام شهید ما در اولین دیدار رسمی دولت چهاردهم وقتی سخن از «عدالت» میکنند، بر ضرورت «پیوست عدالت» در برنامهریزیهای دولت تأکید دارند و میفرمایند: «من چندسال قبل از این، «پیوست عدالت» را مطرح کردم؛ گفتم شما هر قانونی تصویب میکنید، هر تصمیمی میخواهید بگیرید- تصمیم مهم، قانون مهم- یک پیوست عدالت برایش تهیّه کنید.... پیوست عدالت یک ترتیب اداری یا یک فرم تشریفاتی نیست، یک امر واقعی است... دنبال این بروید که چه جوری میتوانید عدالت را اجرا کنید. جوری عمل بشود که هیچ مدیری و هیچ مسئولی نتواند تخلّف کند از آن راهی که به عدالت منتهی میشود.» امروز هم خلف شایسته آن شهید عزیز دایره این پیوستنگاری را گستردهتر کرده و میفرمایند: «باز از جمله مسائل اساسی کشور که همیشه باید در مرکز توجّه دولت و دولتیان و همه مسئولین و اجزای حکومتی قرار داشته باشد، رعایت «وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی» است. هر اقدام در هر یک از کلانعرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، و اقتصادی باید با ملاحظه پیوست مربوط به «انسجام اجتماعی» صورت بگیرد. بعضی از اقدامات که ممکن است در ظاهر، طرفدارانی هم در بین برخی از اقشار کشور داشته باشد، در صورتیکه فاقد این پیوست باشد یا آنچه بهعنوان پیوست در آن مورد تدوین شده در مقام عمل مغفول واقع شود، میتواند ضررهایی به همان اقشار و دیگران وارد سازد.»
3- هرچند در این ۷ ماه که رهبر معظم انقلاب سکان هدایت جامعه را عهدهدار شدهاند به انحای مختلف بحث «وحدت و اتحاد ملی» و «پرهیز از اختلافات» را بیان کردهاند، اما برای اولین بار است که معظمله بهصراحت بحث «پیوست انسجام اجتماعی» را مطرح میفرمایند و چنین پیوستی در واقع یک نوآوری راهبردی است که در این دوره مطرح است. دشمن در سالهای اخیر، با تمرکز بر «دوقطبیسازی» (جنگ یا مذاکره، حجاب یا بیحجابی، وفاق یا تندروی)، سعی کرده است جامعه را به جزایر جداگانه تقسیم کند. وقتی جامعه تکهتکه شود، قدرت چانهزنی ملی نیز کاهش مییابد و «دولت» در مقام مجری، توان پیشبرد اهداف بزرگ را از دست میدهد. بنابراین، انسجام اجتماعی یک کالای لوکس نیست، بلکه یک ابزار «امنیت ملی» است. باید به این نکته توجه داشت که هر اقدامی که به بهانه عدالتخواهی ناشیانه یا توسعهگرایی تکنوکراتی، باعث گسست در بدنه ملت شود و انسجام اجتماعی ملت را خدشهدار کند، چه در مقوله حجاب باشد یا هر موضوع مهم دیگر، اگر برای آن پیوست «انسجام اجتماعی» نوشته نشده و اجرا شود و یا به دلیل سختی موضوع، نهادهای مسئول از نوشتن هرگونه پیوست و اجرای آن شانه خالی کنند، حتماً خلاف جهت قطبنمایی است که رهبری معظم انقلاب بر آن تأکید دارند.
4- یکی از آسیبهای جدی سالهای گذشته، بازی در زمین «دوقطبیهای موهوم» بوده است. دشمن بهخوبی میداند که اگر جامعه را بر سر «جنگ یا مذاکره»، «حجاب یا بیحجابی»، «وفاق یا تندروی» تقسیم کند، دیگر نه «آرامش در جامعه» محقق میشود و نه «انسجامی» شکل میگیرد. چراکه وقتی مردم درگیر دعواهای کاذب شوند، مسئولین تصمیمگیر از «پیوستنویسی» برای طرحهای مهمی چون «جنگ و مذاکره»، «حجاب و چگونگی مقابله با پدیده شوم بیحجابی» و یا «مرز بین وفاق با تندروی و تفرقهافکنی» غافل میمانند. تجربه زیست ملت ایران در طول چند دهه گذشته نشان داده است هرگاه دشمن قسمخورده در دستیابی به اهداف سخت (جنگ نظامی و محاصره اقتصادی) ناکام مانده، به اتاقهای فکر خود در واشنگتن و تلآویو بازگشته تا «دوقطبیهای موهوم» را در افکار عمومی جامعه انقلابی ایران پمپاژ کند که جنگ ۱۲ روزه پس از شکست در حوزه دیپلماسی در مذاکرات و جنگ رمضان پس از کودتای دیماه ۱۴۰۴ و مذاکرات اسلامآباد از نتایج چنین اتاقهای فکری است.
5- دوگانهسازی، همان فن کلاسیکی است که از گذشته دور جزو سیاستهای استعمارگر پیر انگلیس بود که میگفتند «تفرقه بینداز و حکومت کن». وقتی جامعه و مسئولان آن به جای تمرکز بر اتحاد و همبستگی ملی و تأکید بر پیشرفت و حل معضلات معیشتی، درگیر مجادلات ساختگی شوند، توان ملی برای مقابله با چالشهای واقعی هدر میرود و دوقطبیهایی همچون «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا ایستادگی» برای «فرسایش انرژی ملی» شکل میگیرد. لذا رهبر معظم انقلاب با درک عمیق از این توطئه دشمن است که «ممنوعیت قاطع» هرگونه اقدامی که به ضرر انسجام اجتماعی باشد را صادر فرمودند. اکنون که کشور با موضوع و مسئله بسیار مهمی همچون جنگ تحمیلی دشمن مواجه است و برخی با روایتهای غلط و جنگ شناختی بهدنبال تضعیف انگیزههای مسئولین و مردم برای حرکت درست در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی و نظام هستند و متأسفانه برخی مسئولین هم نادانسته و ناخواسته حرف دشمن را تکرار میکنند، زمان پایان دادن به این خودزنیهای ملی است. چراکه «انسجام ملی و اجتماعی»، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک الزام وجودی برای عبور از طوفانهای پیشرو طراحیشده دشمن است که همه باید ملزم به رعایت آن باشیم.
حسن رشوند