طشت رسوایی حقوق بشر آمریکایی فرو افتاد (یادداشت روز)
حسن رشوند
تصمیم پنجشنبهشب هیئت حاکمه آمریکا مبنی بر خروج رسمی، شتابزده و سراسیمه از شورای حقوق بشر سازمان ملل، بیش از آنکه یک مانور دیپلماتیک یا تاکتیک انزواگرایانه سیاسی باشد، اعتراف عریان و محتوم به بنبست کامل هژمونی غرب در جنگ روایتها و عرصه اقناع افکار عمومی جهان است. رژیمی که افزون بر هفت دهه، مفهوم متعالی و فطری «کرامت انسانی» را به مسلخ منافع جهانخوارانه سرمایهداری خود برده و واژگان محترمی چون «حقوق بشر»، «حق حیات» و «آزادی» را به چماقی سخت برای سرکوب، تهدید و باجخواهی از ملتهای مستقل و انقلابی تبدیل کرده بود، امروز به نقطهای از ورشکستگی رسیده که توان دفاع از رفتار وحشیانه خود را حتی در چهارچوب نهادهای فرمایشی و دستساز خود را ندارد.
این فرار را باید خلع سلاح بزرگ استکبار جهانی در پهنه ادعاهای اخلاقی دانست. سالهاست که سرمقالهنویسان جریان تحریف در غرب و پادوهای رسانهای فارسیزبان آنان، آمریکا را قبله آمال دموکراسی و مدافع حقوق ملتها تصویر میکردند؛ اما امروز پردهها چنان فرو افتاده که صاحبخانه نیز تاب تماشای چهره کریه خویش را ندارد. صدایی که با خروج پنجشنبهشب آمریکا در سراسر گیتی پیچید، صدای خرد شدن ساختار پوسیده لیبرال- دموکراسی غربی و طشت رسوایی حقوق بشر آمریکایی بود؛ طشتی که از بلندای بام استکبار به زیر افتاد و آوای ننگین آن، خواب را از چشمان سیاستبازان کاخ سفید و پنتاگون ربود. در این حرکت مشمئزکنندهای که مقامات آمریکایی در خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل بعد از چند دهه جنایت علیه بشریت با تابلوی حقوق بشر انجام دادند پرداختن به چند نکته خالی از لطف نیست:
1- برای درک ریشه انگیزه این فرار زبونانه، باید به ذات ماهیت استکباری و متناقض سیاست خارجی آمریکا نگریست. ادعای پاسداری از حقوق بشر توسط سردمداران واشنگتن، بزرگترین طنز تلخ و در عین حال جنایتبار تاریخ معاصر است. امام شهید ما،(رضواناللهتعالیعلیه) با همان نگاه تیزبینشان، عمق این توطئه سازمانیافته را شکافته و با بیانی کوبنده فرموده بودند: «مسئله حقوق بشر برای غربیها و بخصوص آمریکاییها یک ابزار است؛ ابزاری برای فشار، ابزاری برای زورگویی... هر جا بخواهند به یک کشوری فشار بیاورند، مسئله حقوق بشر را علم میکنند؛ در حالی که خودشان بزرگترین ناقضان حقوق بشر در دنیا هستند.»
این تبیین حکیمانه، خط بطلانی صریح بر تمام لفاظیهای کارگزاران دستگاه سیاست خارجی آمریکا کشید. تاریخ سه دهه اخیر آمریکا مالامال از قصابی، اشغالگری، شکنجه و تروریسم دولتی است. مگر حافظه ملتهای جهان خاکستر شدن شهرهای فلوجه عراق و قندوز افغانستان را فراموش کرده است؟ مگر رسوایی دهشتناک سیاهچالهای ابوغریب، بگرام و شکنجهگاه دائمی گوانتانامو از صفحه تاریخ پاک میشود؟ رژیمی که با ادعای کشف سلاحهای کشتارجمعی عراق را به خاکستر نشاند و جان بیش از یک میلیون انسان بیگناه را گرفت، همان رژیمی است که ماشین جنگی کودککش صهیونیستی را در نوار غزه و جنوب لبنان به بمبهای فسفری و هدایتشونده دوهزار پوندی تجهیز کرد تا هزاران کودک را در آغوش مادرانشان قطعهقطعه کند. برای واشنگتن، «انسان» مادامی ارزش زیستن دارد که تسلیم ماشین غارت و چپاول کمپانیهای غربی باشد و اگر ملتی اراده استقلال و ایستادگی کرد، تمام حقوقش به فتوای دموکراسی لیبرال ساقط خواهد شد.
2- داغ مدرسه شجره طیبه میناب و ماتم مراسم عروسی بندر سیریک، اسناد انکارناپذیر توحش حقوق بشری آمریکا بود که امروز با خروج او از یک نهاد نه چندان مؤثر، بیش از هر زمان دیگری به نمایش درآمده است. آمریکا که امروز با وقاحت تمام از نظارتهای بینالمللی میگریزد، پروندهای گشوده از جنایت مستقیم در خاک پاک جمهوری اسلامی ایران دارد. ملت غیور و مؤمن ایران هنوز عزادار خونهای پاکی است که در حملات سبعانه ارتش تروریست آمریکا به شهادت رسیدند. واقعه غمبار و جانگداز ۹ اسفند ۱۴۰۴ در شهرستان میناب، سندی مجسم و خونینی از تروریسم کور کاخ سفید است. در آن صبح شوم، بمبافکنهای ارتش متجاوز آمریکا با شلیک هدایتشده موشکهای سنگین به مدرسه دخترانه «شجره طیبه» میناب، کلاسهای درس، نیمکتها و آرزوهای ۱۶۸ دانشآموز معصوم و نونهال را در آستانه عید نوروز به تلی از خاکستر و اجساد مطهر مبدل ساختند. آیا در کدام کنوانسیون چهارگانه ژنو یا میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، تبدیل کردن کلاس درس ریاضی و قرآن به قربانگاه کودکان مجاز شناخته شده است؟! ماشین تبلیغاتی استکبار بلافاصله کوشید تا این فاجعه قرن را در پوشش «خطای هدفگیری» و «آسیب جانبی ناخواسته» پنهان سازد؛ همان دروغ تکراری و مشمئزکنندهای که در تیرماه ۱۳۶۷ پس از شلیک به پرواز هواپیمای مسافربری ۶۵۵ بر فراز خلیجفارس سر دادند و چندی بعد به جنایتکار آن مدال شجاعت بخشیدند.
جنایت میناب پایان ددمنشی گرگهای پنتاگون نبود. هنوز نالههای مادران داغدار مدرسه شجره طیبه در فضای هرمزگان طنینانداز بود که در اقدامی جنایتکارانه و جنونآمیز دیگر، کاروان شادی و آیین عروسی جمعی از هموطنان بیدفاع و مظلوم در بندر سیریک هدف مستقیم بمباران متجاوزان آمریکایی قرار گرفت. خندهها و نغمههای شادباش جوانان، در چند ثانیه به ضجه، خون و پیکرهای تکهتکهشده تبدیل شد. این فجایع نشان داد که دشمن هیچ خط قرمزی در زیر پا گذاشتن اصول اولیه بشریت نمیشناسد.
امام شهید انقلاب، (قدساللهنفسهالزکیه) سالها پیش با شجاعت و صلابت بیمانند، چهره پر از تزویر حاکمان آمریکا را هدف گرفته و فرمودند: «آمریکاییها خجالت نمیکشند اسم حقوق بشر را میآورند؟! هر کس دیگری در دنیا ادعای حقوق بشر بکند، دولتمردان آمریکا نباید اسم حقوق بشر را به زبان بیاورند، از بس که کارنامهشان در این قضیه، سیاه و تباه و افتضاح است.»
3- ابعاد دشمنی و نقض حقوق بشر توسط سردمداران واشنگتن منحصر به باروت، موشک و جنایات میدانی نیست؛ رژیم آمریکا طی سالیان متمادی با پیادهسازی سیستماتیکترین رژیم تحریمهای اقتصادی، یکی از بزرگترین جنایات علیه بشریت را رقم زده است. نام این راهبرد در قاموس پنتاگون و خزانهداری آمریکا هرچه باشد، در حقوق بینالملل «تروریسم دارویی» و «نسلکشی خاموش» تعریف میشود. مگر میتوان آن کلام خباثتآمیز سناتور آمریکایی «مارک کرِک» را در مواجهه با این سؤال خبرنگاری که از او پرسیده بود به نظر شما تحریمها علیه ایران باعث فشار به مردم ایران نمیشود، در پاسخ خبرنگار گفته بود«اشکال ندارد غذا را از دهان ایرانیان بیگناه بیرون بکشیم»!
آمریکا سالهاست که با بستن شریانهای بانکی و تهدید کمپانیهای دارویی جهان، از رسیدن پانسمانهای ویژه بیماران پروانهای، داروهای حیاتی شیمیدرمانی کودکان سرطانی و تجهیزات اتاق عمل به بیمارستانهای ایران ممانعت به عمل میآورد. صدها کودک معصوم ایرانی نه در میدان جنگ، بلکه روی تختهای درمانگاهها و در آغوشگریان مادرانشان، صرفاً به جرم اراده استقلال ملتشان و زیر بار تحریم دارویی آمریکا، جان باختند. با این وجود، دولت جنایتکار آمریکا در سالگرد همین کشتارها، با صدور بیانیههای جعلی و مغرضانه، ملتهای دیگر را به عدم رعایت آزادی و حقوق بشر متهم میکردند! این حد از رذالت و دوگانگی اخلاقی تنها در فرهنگ استعماری غرب قابل جمع و تحلیل است.
اکنون که با همت و خونخواهیِ خانوادههای شهدای گلگونکفن میناب و بندر سیریک، مستندات غیرقابل انکاری از نقض فاحش بندهای اساسنامه دادگاههای بینالمللی گردآوری شده و در سازمان ملل بر سر آمریکا آوار گشته است، واشنگتن راهی جز برهم زدن میز پیش روی خود ندید و فرار پنجشنبهشب از شورا، واکنشی بزدلانه برای نجات از سیل مواخذهها، دادخواهیها و خلع ید حقوقی در عرصه جهانی است. قاتل وقتی متوجه میشود که ادله جرم در دستان شاکیان غیرقابل تردید است، چارهای جز فرار از دادگاه ندارد.
4- این خروج ننگین، نقطه عطفی در مبارزات جبهه حق علیه باطل به شمار میرود. برای سالها، امپراتوری سرمایهداری و رسانههای وابسته به اتاق فکر سازمان سیا تلاش میکردند با دوگانه جعلی «غرب مدرن و انسانی» در برابر «کشورهای ناهمسو»، ملتهای مستقل را در گوشه انفعال قرار دهند.
اما اکنون که نقاب از رخ این کریهالمنظر فرو افتاده، وظایف راهبردی و فوری نیروهای انقلابی و جریان مقاومت در چند ساحت خطیر باید دنبال شود:
الف) دستگاههای تبلیغی و نخبگان انقلابی نباید بگذارند امپراتوری دروغ با عملیات روانی، این خروج تحقیرآمیز را اقدامی در قالب انتقاد ساختاری بازنمایی کند. باید با تمام قوا و به زبانهای مختلف، مستندات کشتار مظلومان میناب و داغداران بندر سیریک را به دانشگاهها، انجمنهای حقوقی مستقل و مجامع مردمی سراسر جهان صادر کرد و نشان داد آمریکا متهم ردیف اول ترور و کشتار در قرن بیست و یکم است.
ب) وزارت امور خارجه و ستاد حقوق بشر قوه قضائیه نباید این فرار را پایان کار تلقی کنند. خروج از یک شورا، رافع مسئولیت کیفری آمران و عاملان حملات تروریستی ارتش آمریکا نیست. پیگیری حقوقی در مجامع قضائی مستقل، سازمانهای ضدامپریالیستی، مجمع عمومی سازمان ملل و کشورهای عضو جنبش عدم تعهد باید تا صدور احکام بازداشت برای مسئولان آمریکایی و فرماندهان سنتکام که جنایت میناب را رقم زدند با قاطعیت پیگیری شود.
ج) نقشه شوم دشمن همواره این بوده است که ضربات سخت میدانی را با جنگ شناختی و ایجاد دودستگی میان مردم تکمیل کند. تجربه ثابت کرده هر قطره خونی که پای انقلاب ریخته شده است، پیوند مردم با آرمانهای والای انقلاب اسلامی و مقام عظمای ولایت را مستحکمتر کرده است. امروز پاسخ به جنایت میناب و فرار مذبوحانه واشنگتن از شورای حقوق بشر سازمان ملل، حفظ یکپارچگی ملی، مقاومت اقتصادی و انسجام ارادهها پیرامون خط اصیل ولایت است.