حتی وسایل بیبیسی را هم پلمب کردند!
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«... در حال حاضر سانسور شدید رسانهای هست برای گزارش دادن درباره این حملات (حملات ایران به پایگاههای آمریکایی در منطقه) و حتی جرمانگاری شده، گرفتن تصویر از این حملات در کشورهای حوزه خلیجفارس، بهخصوص در امارات و اردن، ما با وجودی که اجازه فیلمبرداری در اردن هم داشتیم، تمام دم و دستگاه فیلمبرداری ما را پلمب کردند و حتی به ما هشدار دادند که از تلفنمان هم استفاده نکنیم، بهرغم اینکه ما نامه رسمی داشتیم که اجازه فیلمبرداری و تصویربرداری از اردن را داشتیم، اما بهخاطر اینکه کسی اجازه ندارد از این حملات (ایران) تصویری تهیه بکند و گزارشی بدهد، عملاً این محدودیتها وجود دارد.... ولی مواردی قبلاً وجود داشته که این حملات اثرشان تکذیب شده، اما بعد از اینکه تصاویر ماهوارهای از این کشورها بیرون آمده، مشخص شده که دستکم، یک یا دو موشک دقیقاً به آن هدفی که باید اصابت میکرده، اصابت کرده است...»
این جملات از تازهترین گزارش خبرنگار ارشد بیبیسی در اردن است و تأکید دارد حتی این رسانه وابسته و مورد تأیید آمریکا که دشمنیهای تاریخیاش علیه ایران و ایرانی از حدود 85 سال پیش، در اسناد متعدد غربیها هم ثبت گردیده، برای انعکاس اخبار ضربات و حملات کوبنده و ویرانکننده ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه دچار سانسور و گرفتوگیر و محدودیتهای بسیار شده است، بهطوری که بنا به اظهار خبرنگار یادشده، حتی وسایل فیلمبرداری آنها توسط آمریکاییها، ضبط و پلمب گردید!
سانسورهایی که در دنیا افشا شد
این سانسور شدید در طول جنگهای 12 روزه و 40 روزه و بعد از آن نیز درباره حملات و ضربات ایران برقرار بود، همانطور که خبرنگار بیبیسی اشاره میکند و در طی این جنگها، همواره درباره حملات ایران ادعا شد که گویا تمامی موشکهای ایران رهگیری و منهدم گردیده و هیچکدام به هیچ هدفی برخورد نکرده است! اما بعداً با انتشار تصاویر ماهوارهای مشخص شد که چه ضربات ویرانکنندهای توسط همان موشکها به پایگاهها و تأسیسات و سلاحهای آمریکایی وارد گردید.
از رادار بسیار پیشرفته و گرانقیمت پایگاه العدید قطر که در انتهای جنگ 12روزه و در پاسخ به حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران، هدف موشکهای بالستیک ایران قرار گرفت و به گفته کارشناسان خارجی، چشم آمریکا در منطقه کور شد (این ماهواره فوقپیشرفته کلیه تحرکات هوایی منطقه را کنترل و هدایت میکرد)، اما ترامپ و اعوان و انصارش و رسانههای وابسته با سانسور شدیدی که برقرار کرده بودند، بهگونهای وانمود کردند که گویا اساساً اتفاقی نیفتاده است!!
همین ماجرای سانسور درباره ضربات ویرانکنندهای که ایران در طی جنگ 40روزه هم به آمریکا و پایگاههای منطقهای آن وارد نمود، ادامه یافت و ارتش تروریست آمریکا و سرکرده دیوانهشان و رسانههای وابسته، همواره ادعا داشتند که تمامی موشکها و پهپادهای ایران را رهگیری کردند و هیچ خسارتی ندیدند!
اما هم فیلمها و ویدئوهایی که توسط مردم محلی انتشار یافت و هم تصاویر ماهوارهای و بعد از آن گزارشهای مختلف حتی از کنگره آمریکا در گزارش 20 ماه مه خود، حکایت از انهدام پیشرفتهترین و گرانقیمتترین هواپیماها از جنگندههای رادارگریز اف 35 و اف 15 و اف 18 گرفته تا بالگردهای بلکهاوک و تا آواکس و پهپادهای امکیو 9 و.... و مجموعههای راداری و سوخترسان و... و آنچه حاصل همه این جدال نابرابر شد، فرار ناوهای عظیم هواپیمابر و انتقال حجم عظیمی از سلاحها و هواپیماها از پایگاههای منطقهای بود.
انگار گنبد آهنین را خاموش کرده بودند
آبکش شدن گنبدهای آهنین و دیوارهای دفاع ضدهوایی آمریکا و اسرائیل آنچنان برملا شد که حتی محمد منظرپور (از کارشناسان ارشد بیبیسی و سردبیر سابق بخش فارسی رادیو صدای آمریکا) ضمن روایت مشاهدات خودش از تصاویر ویدئویی حملات ایران پس از جنگ 40 روزه به اسرائیل، گفت:
«... امروز (8 ژوئن 2026 برابر 18 خرداد 1405) داشتم حمله را میدیدم به حیفا و رامات داوید، خیلی خیلی کم پدافند دیده میشد. من اصلاً کمی نگران شدم. گفتم شاید اسرائیلیها میخواهند این موشکها بخورند به اهداف و 60-70 نفر بمیرند و این را پیراهن عثمان بکنند! پدافند خیلی کم بود، آیا به خاطر این است که واقعاً گنبد آهنین را خاموش کردند؟!»
در همان روزها گزارش بیبیسی حاکی از «خسارات سنگین و جبرانناپذیر» ایران به ۲۰ پایگاه آمریکا در ۸ کشور بود. پیش از آن نیز شبکه NBC به نقل از شش مقام آمریکایی گزارش داده بود میزان آسیبدیدگی پایگاهها و تجهیزات آمریکا در خاورمیانه «بسیار بیشتر از آن چیزی است که بهصورت رسمی اعلام میشود»
واشینگتن پست نیز در 6 ماه مه نوشت: «... نتایج نشان میدهند دستکم ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات در پایگاههای نظامی آمریکا (شامل آشیانههای هواپیما، خوابگاهها، انبارهای سوخت، هواپیماها و تجهیزات کلیدی راداری، ارتباطی و پدافند هوایی) آسیب دیدهاند....»
و مارک کانسیان (سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی آمریکا) اظهار داشت: «حملات ایران دقیق بودند. هیچ نشانهای از اصابتهای ناموفق دیده نمیشود.»
جریان باز اطلاعات کجاست؟!
این در حالی است که برخلاف پنهانکاریها و سانسورهای شدید آمریکایی و رسانههای وابسته با همه ادعاهای شداد و غلاظ لزوم جریان باز اطلاعات که حتی شمار تلفاتشان را به شیوهای مضحک پنهان نموده تا جایی که مورد تمسخر رسانههای خودشان واقع شدند، اما بهرغم تبلیغات سرسامآور غرب و نگاه داشتن چماق سانسور و دیکتاتوری علیه ایران، ولی همواره در این سو و جبهه دفاعی ایران، در سریعترین زمان، اطلاعات شفاف همراه تصاویر مستند انتشار یافته و در اختیار مردم و خبرنگاران و رسانهها قرار گرفته است.
سانسور در رسانههای غربی و بهخصوص آمریکایی، منحصر به این جنگهای اخیر نشده و در واقع از جنگهای جهانی اول و دوم شکل امروزی خود را در غرب پیدا کردند، از همان زمان که تأسیس بیبیسی به کمک ارتشهای انگلیس و آمریکا آمد تا سهلتر بتوانند سرزمین ایران را اشغال نمایند.
سر ریدر بولارد، وزیر مختار وقت بریتانیا در ایران در این باره در خاطراتش نوشت:
«... این واقعاً تأسفبار بود که درست در زمانی که ما احتیاج به همراهی و مساعدت مردم ایران داشتیم، آنها به سرزنش ما بپردازند و از اینکه حامی شاه مورد تنفرشان بودیم، اظهار گلهمندی بنمایند. ولی این وضع دیری نپایید، زیرا ما توانستیم با آغاز پخش برنامههای فارسی BBC از لندن و دهلی، تا حدود زیادی بر این مشکل فائق آییم...»
و با همین بیبیسی بود که اخبار جنگ را سانسور کرده و گزارشهای جعلی را تنها از کانال خاص خود انتشار دادند و از پخش سایر گزارشها ممانعت کردند. در اسناد جنگ جهانی دوم، به نامههای متعددی از سوی همین سر ریدر بولارد به مقامات دولت وقت ایران برمیخوریم که از آنها خواسته بود، دستگاههای رادیو را از قهوهخانهها (پاتوق مردم برای تجمع) و اتومبیلهای رادیودار جمع و ضبط کنند تا کسی به اخبار رادیو آلمان گوش ندهد!
جنگی که آنها به تصویر میکشند
در جریان همین جنگ جهانی دوم بود که در غیاب دستگاههای تلویزیون (هنوز عمومیت نداشت) تصاویر و فیلمهای جنگ از طریق سالنهای سینما و پیش از نمایش فیلمهای اصلی، به نظر مردم میرسید و بر همین اساس صاحبان کمپانیهای هالیوودی، با جعل گزارشهای جنگی و از طریق همین فیلمها و همچنین تولید آثار سینمایی، آمریکاییها را قهرمان جنگ جلوه دادند، چنانکه پس از اتمام جنگ، جک وارنر (از مالکان کمپانی برادران وارنر) مدال قهرمانی جنگ را طی مراسمی دریافت نمود!
درباره جنگ آمریکا علیه ویتنام که در سال 1965 آغاز شد و در 1975 با فرار خفتبار آمریکاییها پایان یافت، نهتنها در طی سالهای جنگ (یعنی طی 11 سال) هیچ فیلمی ساخته نشد، بلکه تا 3 سال بعد از آن هم این روند ادامه یافت! مهمترین آثار آمریکایی نزدیک به دو دهه بعد جلوی دوربین سینما قرار گرفتند.
پس از ماجرای 11 سپتامبر، بهجز انتشار اخبار رسمی از شبکههای وابسته به کانونهای صهیونی و استعماری، طی جلسهای با حضور مقامات دولتی و رؤسای کمپانیهای هالیوودی، همه تصاویر برجهای دوقلوی نیویورکی از فیلمها حذف شد و تا 4 سال بعد و ساخت
3 فیلم سفارشی تبلیغاتی، هیچ فیلمی درباره آن حادثه روی پرده سینماها نرفت.
این اتفاق برای جریان اشغال عراق و افغانستان نیز روی داد و فقط 4 سال بعد از آن بود که فیلمهایی در توجیه اشغال آن سرزمینها ساخته شدند. شاید به قول براین دی پالما (فیلمساز معروف هالیوودی) میخواستند خبرنگاران در عراق و افغانستان به صورت Embedded یعنی در کنار دستههای نظامی فعالیت کنند تا هرآنچه که آنها میخواهند را انعکاس و پوشش خبری دهند!
در واقع مردم دنیا را در جهانی قرار دادند که رسانههای خبری و سینمایی به وجود آورده بودند و همه جنگهای تجاوزکارانه آمریکا در کره و ویتنام و افغانستان و عراق و.... را از دریچه دوربینهای خودشان نمایش دادند. جهانی که ژان بودریار، جامعهشناس و فیلسوف فرانسوی، «جهان وانمودهها» نامید و گفت:
«... این جنگ(ها)، کاملاًً ساخته و پرداخته رسانهها بود و آنها چنین جنگی را برای ما تصویر کردند. آنچه که ما از واقعیت و جهان واقعی میبینیم در واقع تصویری است که به ما نشان داده میشود...»