کد خبر: ۳۳۷۲۴۱
تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۱
# فناوری‌های نوین

چرا وقت آن رسیده که هیجان هوش مصنوعی تمام شود؟

پایان تب اولیه فناوری‌های نوین و آغاز مرحله عادی‌سازی، نشانه‌ای مثبت از بلوغ ابزارها و اتکای دوباره به قضاوت، درایت و شهود انسانی است.
به گزارش خبرگزاری فارس، با وجود اینکه انتظار می‌رود همه افراد همچنان استفاده زیادی از هوش مصنوعی داشته باشند، به نظر می‌رسد وقت آن رسیده باشد که دیگر مثل گذشته درباره‌اش صحبت نشود.
نه به این خاطر که خستگی از هوش مصنوعی ایجاد شده است (هرچند شاید برخی افراد واقعاً خسته شده باشند که کاملاً طبیعی است)، بلکه به این دلیل که زمان عادی‌سازی تجربه استفاده از هوش مصنوعی فرا رسیده است. عادی‌سازی اتفاق بدی نیست؛ معمولاً وقتی انسان به ابزاری با خیال راحت تکیه می‌کند، همین روند طی می‌شود.
افراد دیگر زندگی خود را حول محور آن ابزار نمی‌سازند، بلکه آن ابزار صرفاً به بخشی از زندگی تبدیل می‌شود. یک کاربر دیگر برای بررسی یک موضوع، مکث نمی‌کند تا درباره استفاده از هوش مصنوعی فکر کند؛ فقط آن را در مرورگر باز می‌کند، یا از طریق افزونه‌ها و ابزارهایی که روزمره با آن‌ها کار می‌کند به آن دسترسی دارد.
هدفمند شدن الگوی مصرف 
جایگزین پرسش‌های کلی می‌شود
نکته مثبت اینجاست که افراد کم‌کم استفاده کمتر و هدفمندتری از هوش مصنوعی خواهند داشت، نه بیشتر.
به جای اینکه یک سؤال کلی و باز پرسیده شود و ۲۰ ایده دریافت گردد که از هیچ‌کدام استفاده نخواهد شد (و چند تای آن‌ها هم اصلاً درست فهمیده نمی‌شود)، می‌توان از آن برای بهبود ۱۰ درصد پایانیِ ایده‌های شخصی استفاده کرد. در روزهای نخست یادگیری دستوردهی، آن مدل سؤال پرسیدن جذاب بود؛ اما به مرور خسته‌کننده می‌شود.
کاربران محتوای آبکی و بی‌کیفیت تولیدشده توسط هوش مصنوعی را نمی‌خواهند، بلکه پاسخ‌های دست‌چین‌شده‌ای را می‌خواهند که بر اساس آموزش‌ها و چارچوب‌های فکری خودشان ساخته شده باشد.
استفاده از هوش مصنوعی برای تقویت نقاط قوت، حسی عجیب و ساختارشکنانه نخواهد داشت؛ و این اصلاً چیز بدی نیست.
تبعیت از قضاوت انسان 
نشانه پیشرفت الگوریتم‌ها است
دلیل اینکه این «خسته‌کننده شدن» می‌تواند نشانه‌ای از پیشرفت باشد این است: حالا هوش مصنوعی از تشخیص و قضاوت انسان پیروی می‌کند و گزینه‌هایش به ایده‌هایی در چارچوب تجربه و تخصص واقعی کاربر محدود می‌شود. کسانی که اوایل همه‌گیر شدن اینترنت را به یاد می‌آورند، شاید خاطرتان باشد که همه می‌خواستند فقط در وب «وب‌گردی» کنند.
اما حالا افراد دیگر توانایی‌های کلی این ابزار را زیر سؤال نمی‌برند، بلکه آن را طوری شکل می‌دهند که به کارشان بیاید و خروجی مفیدی بدهد. در محیط‌های کاری، حالت ایده‌آل این است که هر عضو تیم به سهم خودش در حال طی کردن همین مسیر رشد باشد.
طی شدن مسیر مشابه
 تمام فناوری‌های قبلی تاریخ
این اتفاق خیلی هم عجیب و غریب نیست؛ تمام فناوری‌ها در نهایت به همین استاندارد و ثبات رسیده‌اند.
ماشین‌حساب‌ها جای تفکر ریاضی را نگرفتند، بلکه فقط آن را تسهیل کردند. ایمیل یک ابزار انقلابی بود، تا اینکه اسپم‌ها باعث شدند در استفاده از آن تجدیدنظر شود. نرم‌افزار زوم خیلی جذاب بود، تا اینکه برای بیش از یک سال تنها راه ارتباطی شد. هیچ‌کدام از این‌ها بد نیستند؛ فقط از حالت افراطی خارج شده و به یک ابزار کاربردی و محدود تبدیل شدند.
با این حال، اگرچه عادی‌سازی کاملاً رایج و تقریباً اجتناب‌ناپذیر است، اما سرعتی که افراد با آن استفاده از این ابزارها را مدیریت می‌کنند، یک انتخاب است.
پرهیز از افراط 
و تمرکز بر ظرافت کاربردی ابزارها
تا به حال، بیشتر افراد حداقل یک بار تاوان یک پاسخ اشتباه هوش مصنوعی را داده‌اند یا از پاسخ‌های بی‌کیفیتی که دیگران گرفته‌اند کلافه شده‌اند. اما قصد کنار گذاشتن هوش مصنوعی وجود ندارد و در واقع استفاده از آن بیشتر هم خواهد شد.
در این میان، کسانی که از هوش مصنوعی برای تقویت قضاوت و درک درست خود استفاده می‌کنند، احتمالاً از بقیه جلوتر خواهند افتاد. همان‌طور که در گذشته، کسانی که یاد گرفتند از ایمیل درست و به اندازه استفاده کنند تا ارتباط موثرتری داشته باشند بیشتر خوانده می‌شدند؛ یا کسانی که به اندازه‌ای به نرم‌افزارهای مدل‌سازی تکیه کردند که متقاعدکننده باشد اما گیج‌کننده نشود، آمار و ارقامشان بیشتر مورد اعتماد قرار می‌گرفت.
مسئله همیشه «بیشترین استفاده» نیست، بلکه استفاده با دقت و ظرافتی است که نوآوری واقعی را نشان می‌دهد.
لزوم حفظ قضاوت انسانی 
در برابر داده‌های خام
هوش مصنوعی داده‌های بیشتری به انسان می‌دهد، اما هنوز حکمت و درایت او را بیشتر نکرده است.
یادگیری استفاده از هوش مصنوعی برای جزئی‌تر کردن درک عمومی یا تحلیل تصمیم‌های سخت، می‌تواند به بهبود ورودی‌های تفکر و قضاوت انسان کمک کند. اما بیشترین کمک آن زمانی است که در همان سمتِ «خسته‌کننده» و داده‌محورِ ماجرا نگه داشته شود.
فعلاً نباید عجله کرد و آن را جایگزین پیچیده‌ترین ابعاد قضاوت انسانی نمود: یعنی تجربه و حکمتی که همراه با آن می‌آید، شهود و درک شهودی انسان که می‌گوید چه زمانی باید فارغ از ظواهر عمیق‌تر نگاه کرد، و حساسیت و همدلی برای درک پیامدهایی که باید در کنار اهداف سنجیده شوند.
پذیرش اشتباهات انسانی 
شالوده اصالت عملکرد است
مدیریت این مسئولیت‌ها همیشه بار سنگینی بوده است؛ اما معنادار بودنش به این است که انسان‌ها همچنان مرتکب اشتباهاتی در حد و اندازه خود خواهند شد؛ اشتباهاتی که (غالباً) نحوه مدیریت آن‌ها شناخته‌شده است. و این، احتمالا همان جنس از «خسته‌کننده بودن» است که برای همه مناسب است.

captcha