اخبار ویژه
روزنامه «سازندگی»
کدام «ساز» را کوک میکند؟!
درحالی که گرد راه بر تن «محسن نامجو»، خواننده هتاک و پرحاشیه باقی است؛ روزنامه پروژهبگیر سازندگی به دنبال «استیج» برای اوست.
محسن نامجو، خواننده هتاکی که هذیانگویی را به عنوان «سبک» جا زد و توهین به مقدسات را در کارنامه دارد، به ایران بازگشت و ارگان حزب اشرافی کارگزاران، «رجعت به وطن» را بدل از توبه و استغفار گرفته و مشغول «سفیدشویی» او شد.
روزنامه سازندگی، روز دوشنبه 9 شهریور 1405 ذیل تیتر «در خاک وطن» محسن نامجو را «خاص» توصیف کرد و حضور وی در ایرانِ پساجنگ را با سرفصلِ «استفاده از ظرفیت» توجیه و تفسیر نمود.
سازندگی نوشت: «بازگشت خوانندگان، روشنفکران، روزنامهنگاران، سرمایهداران و... نهتنها نباید به افرادی خاص محدود شود، بلکه باید از ظرفیت آنها برای ایران پساجنگ بهره برد».
ارگان حزب اشرافی کارگزاران در ادامه گزارش اضافه کرد: «تمام اعتبار محسن نامجو، به حضورش در صحنه و استیج و خوانندگی است. در غیر این صورت که او هویتی ندارد. اگر بیاید و نتواند بخواند که چه سود از آمدن او؟».
آنچه نامجو را از سایر خوانندگان متمایز و به قول سازندگی «خاص» میکند، کارنامه او در توهین به مقدسات است که با تقلای این نشریه (سازندگی) برای جور کردن استیج و کنسرت از سوابق وی پاک نمیشود.
محسن نامجو پیش از این بیهنری خود را در هتاکی و توهین به مقدسات نمایان کرده اما حزب اشرافی کارگزاران از بازگشت او ذوق زده است و به شکلی برای خواننده هتاک «غش و ضعف» میکند که گویا «نه خانی آمده و نه خانی رفته!» و چالش پیشرو فقط فراهم کردن استیج است.
سازندگی بیاعتنا به حواشی، انتقادات و توهینهای نامجو به مقدسات، کارنامه او را «نسبتاً پربار» توصیف کرد و با تعابیری چون «هنرمند» و «موزیسین» مشغول بزک کردن چهره او و فراهم کردن استیج برای کنسرت است؛ اما به این سؤال پاسخ نمیدهد که کدام ساز را کوک میکند و از چه کسی پروژه گرفته است؟!
سراب تفاهم
در امتداد دیپلماسی التماسی
مصاحبه تلویزیونی رئیسجمهور قرار بود روایتی از واقعیتهای ملموس کشور باشد؛ از چالشهای انرژی و نوسانات ارزی گرفته تا مسئله معیشت مردم. اما ماشین سانسور و تحریف جریان رسانهای اصلاحطلب، تمام ابعاد این گفتوگو را ذبح کرد تا تنها یک پیام مخابره کند؛ «تفاهم بر هر قیمتی!»
روزنامه زنجیرهای اصلاحطلب «اعتماد»، در شرایطی برای خط بازگشت به توافق، معماری رسانهای میکند که جنازه آن تفاهم مدتهاست در سردخانه کاخ سفید است. ترامپ قمارباز اردیبهشت ماه1405 با ادبیات تحقیرآمیز همیشگیاش، پیشنهادات ایران را «آشغال» نامید، کارولین لیویت سخنگوی کاخ سفید طرح ایران را روانه سطل زباله کرد و مقامات آمریکایی رسماً پایان تفاهمنامه را کلید زدند. از این رو آمریکاییها نه در ساختار حقوقی و نه در سیاستهای اعمالی، کوچکترین اعتنایی به تعهدات خود نداشته و ندارند و از فرآیند مذاکره تنها به عنوان «تنفس مصنوعی» برای تعدیل قیمت جهانی نفت و تجدید قوا بهره
میبرند.
با این حال، روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت و همپیمانانش با تیترهایی نظیر «بازگشت به تفاهم»، پیام «ضعف و عطش» را به خارج مخابره میکنند. ترامپ برای بازکردن قفل تنگه هرمز، شدیداً محتاج توافق است اما دست بالا را میگیرد؛ در مقابل، رسانههای مدعی اصلاحات چنان برای تسلیم شدن خود را با اشتیاق نشان میدهندکه پیشپیش قدرت چانهزنی و دیکتهکردن مطالبات مشروع ملت پیروز ایران را سلب میکنند.
این رفتار رسانهای، دیگر یک سادهلوحی دیپلماتیک نیست؛ نوعی «خودتحقیری سازمانیافته» است. وقتی دشمن توافق را لگدمال میکند و به آن مینازد، تیتر ساختن از «تفاهم» در امتداد همان خطای محاسباتی بزرگی است که کشور را سالها معطل سراب غرب نگه داشت. دیپلماسی، میدان اقتدار است؛ نه استودیوی ضبط پیامهای ضعف و وادادگی.
تقلای بیحاصل وزیر خزانهداری آمریکا
برای حذف ایران از بازار نفت
اعلام کارزار جدید مالی واشنگتن علیه جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» از سوی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا و مانور تبلیغاتی ترامپ قمارباز روی آنچه «روز دی اقتصادی» خواندهاند، بیش از آنکه نشانه اقتدار واشنگتن باشد، پرده از یک بنبست راهبردی عمیق در کاخ سفید برمیدارد.
آمریکاییها که پس از ۶ ماه بمباران و محاصره ناکام دریایی نتوانستند محاسبات تهران را تغییر دهند، اکنون به همان نسخه کهنه و نخنما یعنی تسلیم از طریق تحریم و محاصره روی آوردهاند.
تحلیل جامع جفری ساکس، استاد برجسته دانشگاه کلمبیا و سبیل فارِس در وبگاه الجزیره، دقیقاً بر همین زاویه مغفولمانده دست میگذارد: «تله خودساخته آمریکا». حسابسازی بسنت برای حذف نفت ایران از بازاری که به دلیل انسداد تنگه هرمز یکپنجم عرضه خود را از دست داده، تلاشی ناشیانه برای تحمیل یک شوک رکود تورمی ویرانگر به متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن است. مهمتر از آن، هدفگیری مستقیم چین بهعنوان خریدار ۸۰ درصد نفت ایران، بازی با دم شیر در حوزه عناصر نادر خاکی است. تجربه نشان داده پکن با محدود کردن صادرات همین عناصر استراتژیک میتواند ظرف چند هفته خطوط مونتاژ غولهای خودروسازی آمریکا و اروپا را زمینگیر کند و واشنگتن را به عقبنشینی ذلتبار
وادارد.
نه پکن و نه اسلامآباد، هیچکدام حاضر به تبعیت از این تحریمهای غیرقانونی نیستند. خروج آمریکا از دهها سازمان بینالمللی و سرپیچی علنی از منشور ملل متحد، روند جهانی دلارزدایی را تسریع کرده و کشورهایی نظیر ترکیه، عربستان و پاکستان را به سمت ترتیبات دفاعی و مالی جدید سوق داده است. ساکس با یادآوری شکست تاریخی آتن در جنگ پلوپونزی پس از متکبرانهترین خطونشانهای ژنرالهایش، یادآور میشود که غرور پیش از سقوط میآید. تحریمهای جدید نه تنها ایران را منزوی نمیکند، بلکه آمریکا و متحدانش را در چاهی که خود کندهاند سرنگون خواهد ساخت.