کد خبر: ۳۳۷۰۲۳
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۱

ضرورت‌های گسترش روابط اقتصادی ایران و روسیه

با وجود تأکیدهای مکرر مسئولان بر گسترش همکاری‌های اقتصادی ایران و روسیه، فاصله میان ظرفیت‌های بالقوه و واقعیت تجارت دوجانبه همچنان چشمگیر است. 
هرچند در سال‌های اخیر از امکان رشد قابل توجه مبادلات میان دو کشور سخن بسیار گفته شده اما در عمل مجموعه‌ای از موانع ساختاری اجازه نداده این رابطه به سطحی پایدار و روان برسد. 
دشواری در نقل ‌و انتقال پول، ضعف زیرساخت‌های حمل ‌و نقل، محدودیت در مسیرهای ترانزیتی و نبود هماهنگی کافی در سازوکارهای تجاری، همچنان از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی فعالان این حوزه به شمار می‌رود. 
سیدرضا رفیعی؛ عضو هیئت‌مدیره اتاق مشترک بازرگانی ایران و روسیه، در این گفت‌وگو به مهم‌ترین گره‌های این مسیر پرداخته است.
یکی از الزامات توسعه تجارت کشورها برقراری روابط بانکی بین آنهاست با توجه به تاکیداتی که درخصوص تجارت بین ایران و روسیه وجود دارد الان وضعیت روابط بانکی دو کشور چگونه است؟ 
تجارت با روسیه، یک فرصت واقعی و راهبردی برای ایران است اما بهره‌برداری از این ظرفیت بدون اصلاح موانع داخلی ممکن نیست. روابط بانکی بین ایران و روسیه برقرار است و این موضوع را نباید انکار کرد. ما در روسیه بانک داریم؛ از جمله «بیزنس بانک» و به‌طور کلی ارتباطات بانکی میان دو کشور وجود دارد. حتی گشایش اعتبار اسنادی یا همان ال‌سی هم در برخی موارد انجام می‌شود اما مسئله اصلی این نیست که آیا رابطه بانکی وجود دارد یا نه؛ مسئله این است که این ارتباط تا چه اندازه برای فعال اقتصادی قابل استفاده، پایدار و کم‌هزینه است.
بنابراین اصل ماجرا این نیست که بانک وجود ندارد؛ مشکل این است که ما با تصمیمات و مقررات داخلی، استفاده از این ظرفیت را سخت کرده‌ایم. بخش خصوصی نیاز دارد بداند که مقررات فردا همان مقررات امروز است. اما در فضای فعلی، گاهی قوانین و بخشنامه‌ها به‌صورت لحظه‌ای تغییر می‌کنند. یک روز اجازه‌ای داده می‌شود و روز دیگر همان مسیر بسته می‌شود. این شرایط اعتماد تجار را از بین می‌برد. تاجر نمی‌تواند بر اساس تصمیم‌های ساعتی و روزانه برنامه‌ریزی کند. او باید بداند که اگر وارد یک مسیر رسمی شد؛ در پایان راه دچار جریمه، تعلیق یا مسدود شدن عملیات ارزی نمی‌شود.
جنگ چه تاثیری بر روابط تجاری ایران و روسیه داشته است؟ بعد از جنگ‌های اخیر علیه ایران روابط تجاری ایران و روسیه بیشتر شده یا تاثیر منفی داشته است؟ 
به‌نظر من این جنگ‌ها اثر منفی بر اصل فرصت تجاری ایران و روسیه نداشته، بلکه حتی بعضی ظرفیت‌ها را بیشتر هم کرده است. ایران و روسیه هر دو تحت تحریم هستند و هر دو به‌نوعی در فضای فشار خارجی قرار دارند. از طرف دیگر، این دو کشور از نظر اقتصادی می‌توانند مکمل هم باشند. ما در حوزه‌هایی مثل مواد غذایی، کشاورزی و برخی کالاهای مصرفی ظرفیت صادراتی داریم و روسیه هم در بسیاری از کالاهای اساسی و حوزه‌های صنعتی برای ما ظرفیت تأمین دارد.
مشکل اینجاست که هنوز بخشی از نگاه برخی مسئولان به روسیه، یک نگاه جدی و راهبردی نیست. در حالی که روسیه یک بازار بزرگ است. اقتصاد بزرگی دارد و با توجه به شرایط جنگ و تحریم، نیازهای مشخصی هم پیدا کرده است. اگر ما این فضا را درست ببینیم، می‌توانیم از آن به‌عنوان یک فرصت بزرگ برای اقتصاد کشور استفاده کنیم.
چرا هنوز از فرصت روسیه آن‌طور که باید استفاده نکرده‌ایم؟
چون صرف داشتن فرصت کافی نیست؛ باید برای استفاده از آن باید برنامه داشت. ما در عمل هنوز بسیاری از زیرساخت‌های لازم را برای تجارت روان با روسیه تکمیل نکرده‌ایم. از یک‌سو روابط بانکی را داریم و از سوی دیگر حمل‌ونقل، استاندارد، مقررات ارزی و هماهنگی نهادی هنوز کامل نیست.
بخش زیادی از مشکل این است که تصمیم‌گیران گاهی از زاویه بخش خصوصی به موضوع نگاه نمی‌کنند. در حالی که سرباز اقتصادی کشور، تاجر و صنعتگر است. این‌ها هستند که باید در میدان رقابت حضور داشته باشند؛ نه اینکه فقط از آن‌ها انتظار نتیجه داشته باشیم اما ابزار لازم را در اختیارشان نگذاریم.
یکی از موضوعاتی که در صحبت‌های شما پررنگ بود، استانداردهاست. این مانع چه اندازه جدی است؟
رفیعی: خیلی جدی. شاید برای عموم مردم استاندارد فقط به‌معنای کیفیت کالا باشد اما در تجارت بین‌المللی، استاندارد یعنی زبان مشترک میان دو کشور برای تعریف، پذیرش و مبادله کالا. اگر این زبان مشترک وجود نداشته باشد؛ کالا پشت مرز می‌ماند یا فرآیند ورود و خروج آن طولانی و پرهزینه می‌شود.
ما متأسفانه در برخی حوزه‌ها، میان ایران و روسیه هنوز همسان‌سازی کامل استانداردی نداریم. در حالی که این موضوع در روابط ما با اروپا یا حتی برخی کشورهای دیگر تا حدی حل شده است. وقتی کالا از ایران به روسیه می‌رود؛ باید با استانداردهای آن کشور تطبیق داده شود و اگر این تطبیق قبلاً طراحی نشده باشد؛ تاجر در مرز دچار مشکل می‌شود. این مسئله فقط مربوط به سازمان استاندارد نیست؛ منظور من کل نظام تنظیم‌گری است. باید پیشاپیش بدانیم روس‌ها چه می‌خواهند و چه ماده‌ای را نمی‌پذیرند و چه محدودیتی دارند و چه چیزی را باید از قبل اصلاح کنیم. اگر این کار انجام نشود و بعد از ارسال کالا متوجه می‌شویم که مشکل داشته و هزینه سنگینی روی دست تاجر می‌ماند.
در برخی موارد، روسیه نسبت به بعضی کالاهای حساسیت داشته و آنها را برگردانده است آیا این مسائل منجر به اصلاح شده است؟ 
متأسفانه به اندازه کافی صورت نگرفته است. در بعضی موارد، روس‌ها درباره موادی که در تولیدات کشاورزی یا سموم استفاده می‌شود هشدار داده‌اند و گفته‌اند که این ترکیبات برای ما شناخته‌شده نیست یا مورد تأیید نیست. اما گاهی این هشدارها را جدی نمی‌گیریم یا دیر متوجه اهمیت آن می‌شویم.
مثلاً در ماجرای برخی محصولات کشاورزی، تازه بعد از بروز مشکل متوجه شدیم که باید قبلاً درباره مواد مصرفی، نوع بسته‌بندی، برچسب‌گذاری و تطبیق استانداردها با طرف روسی هماهنگ می‌کردیم. این یعنی هنوز زیرساخت‌های اولیه برای تجارت حرفه‌ای با روسیه به‌درستی چیده نشده است.
اگر قرار است بازار روسیه را جدی بگیریم باید همان ابتدا بین نهادهای مسئول در دو کشور، یک فهم مشترک از کالا، استاندارد و فرآیند نظارتی ایجاد شود. این کار باید قبل از بروز بحران انجام شود، نه بعد از آن.
از نظر شما مهم‌ترین گلوگاه برای توسعه تجارت با روسیه چیست؟
یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌ها حمل‌ونقل است. ما تا وقتی کریدورهای تجاری را جدی نگیریم، نمی‌توانیم از ظرفیت واقعی بازار روسیه استفاده کنیم. حمل‌ونقل فقط جابه‌جایی کالا نیست؛ خودش بخشی از مزیت رقابتی است. اگر کالا دیر برسد و اگر هزینه حمل بالا باشد یا اگر مسیرها مطمئن نباشند؛ عملاً تجارت از صرفه می‌افتد.
باید متولیان توسعه کریدورها، وزارتخانه‌های مرتبط، سازمان توسعه تجارت و نهادهای حمل‌ونقلی دست به دست هم بدهند. امروز بازار روسیه یک بازار قابل‌دسترس است اما نه با زیرساخت‌های فرسوده و تصمیم‌گیری‌های پراکنده. اگر مسیر ریلی، جاده‌ای و بندری ما هماهنگ نباشد؛ سهمی که می‌توانیم از این بازار بگیریم از دست می‌رود. تجارت با روسیه نیاز به ترمینال‌های مناسب، مسیرهای حمل‌ونقل سریع، هماهنگی گمرکی و تصمیم‌گیری منسجم دارد. ریل و دریا و جاده باید به هم متصل باشند، نه اینکه هر کدام ساز خودشان را بزنند.
یکی از نکات مهم این است که باید از مدل‌های موفق دیگر کشورها یاد بگیریم. روس‌ها و چینی‌ها در این مسیر فعال هستند و ما هم باید فعال باشیم. اگر طرف مقابل به‌دنبال توسعه تجارت است و ما فقط تماشاگر بمانیم، طبیعتاً سهم بازار را دیگران می‌گیرند. بازار منتظر ما نمی‌ماند.
عضویت و همکاری با اتحادیه اوراسیا چه نقشی در توسعه تجارت ایران با روسیه دارد؟
اوراسیا یک فرصت بسیار مهم برای ایران است. تعرفه‌ها در بخشی از کالاها کاهش یافته و در برخی حوزه‌ها به صفر رسیده‌اند. این یعنی کالاهای ایرانی می‌توانند با قیمت رقابتی‌تری وارد بازارهای منطقه شوند. برای کشوری مثل ایران که تولیدکننده مواد غذایی و محصولات کشاورزی است، این فرصت بسیار مهم است.
اما باز هم تأکید می‌کنم که فرصت، به‌تنهائی کافی نیست. باید آن را به برنامه عملیاتی تبدیل کنیم. اگر تعرفه ترجیحی وجود دارد، باید صادرات هم منظم، باکیفیت و با پشتیبانی نهادی انجام شود. اگر این زنجیره کامل نشود، مزیت تعرفه‌ای هم اثر خود را از دست می‌دهد.
برای عبور از محدودیت‌های بانکی، آیا استفاده از تهاتر و ابزارهایی مثل یوان می‌تواند راه‌حل باشد؟
بله، قطعاً می‌تواند یکی از راه‌حل‌ها باشد. در شرایطی که محدودیت بانکی وجود دارد؛ استفاده از تهاتر، ارزهای جایگزین و سازوکارهای مالی منطقه‌ای می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. مثلاً اگر چین در یک طرف این معادله باشد و روسیه در طرف دیگر، می‌توان از ظرفیت یوان و مدل‌های تهاتری برای تسهیل تجارت استفاده کرد.
اما این مدل‌ها هم نیازمند سیاست‌گذاری دقیق‌ است. بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و سایر نهادهای مسئول باید برای این ابزارها چارچوب روشن و قابل‌اجرا تعریف کنند. اگر این اتفاق نیفتد، فرصت‌های مالی هم روی زمین می‌ماند.
منشأ خرید در تجارت، یکی از حلقه‌های مهم است. گاهی کالا از یک کشور به کشور دیگر می‌رود اما سند یا مبدا نهائی آن در جایی دیگر ثبت می‌شود. این مسئله در تجارت ایران و روسیه هم وجود دارد. در برخی موارد کالاهایی که ما از روسیه می‌خریم با منشأ خرید غیرمستقیم و از مسیر کشور ثالث وارد می‌شوند.
این موضوع هم هزینه را بالا می‌برد و هم شفافیت را کم می‌کند. اگر دولت اطلاعات لازم را دارد باید بررسی کند که چرا این اتفاق می‌افتد و چرا ما نمی‌توانیم خرید مستقیم را جایگزین مسیرهای غیرمستقیم کنیم. اصلاح این حلقه، هم به کاهش هزینه‌ها کمک می‌کند و هم به افزایش اعتماد در تجارت دوجانبه.
اگر قرار است تجارت با روسیه گسترش پیدا کند؛ باید قواعد بازی روشن، قابل پیش‌بینی و پایدار باشد. قوانین نباید هر روز تغییر کنند. باید به جای ایجاد مانع، برای تجار مشوق ساخت. بخش خصوصی اگر احساس امنیت کند خودش مسیر تجارت را پیدا می‌کند و حتی تحریم و محدودیت را هم تا حد زیادی دور می‌زند. اما اگر فضای داخلی پر از مانع باشد، بهترین فرصت‌ها هم از دست می‌رود.
روسیه یک فرصت واقعی برای ایران است. نه فقط به دلیل همسایگی و تحولات سیاسی، بلکه به‌خاطر ساختار اقتصادی، نیازهای متقابل و ظرفیت‌های مکمل دو کشور، اما استفاده از این فرصت، نیاز به شجاعت تصمیم‌گیری، روان‌سازی مقررات، اصلاح استانداردها، تقویت حمل‌ونقل، فعال‌سازی ابزارهای مالی و اعتماد به بخش خصوصی دارد. اگر این اقدامات انجام شود، ایران می‌تواند سهم بیشتری از بازار روسیه بگیرد. در غیر این صورت، فقط درباره فرصت روسیه حرف می‌زنیم، بدون اینکه از آن بهره‌ای ببریم.
خبرگزاری فارس

captcha