آسیبشناسی انقلاب اسلامی
علامه محمدتقی مصباح یزدی
1. مقدمه
انقلاب اسلامی ایران، با تمام دستاوردها و عظمتی که دارد، آسیبهای جدّیای را نیز در پیش روی خود دارد که بیتوجهی به این آسیبها میتواند تمام آن دستاوردها را بر باد دهد. اصولاً هر حرکت اجتماعی که ابعاد وسیعتری دارد و دستاوردهای بزرگتری را به ارمغان آورده است، دشمنان بزرگتری، هم در عرصه داخل کشور و هم در عرصه جهانی دارد. از اینرو، پرداختن به این بحث میتواند زوایای مختلف نفوذ دشمنان داخلی و خارجی به نظام اسلامی را نشان دهد و سدّی در برابر نفوذ بیگانگان و اجانب ایجاد کند.
2. پیشفرضهای بحث آسیبشناسی انقلاب اسلامی
بحث از آسیبشناسی هر انقلابی، مستلزم آن است که پیشفرضهایی در این زمینه پذیرفته شود و اساساً پرداختن به این بحث، بدون پذیرفتن پیشفرضهای آن معنا نخواهد داشت.
اولین پیشفرض در این زمینه آن است که هرگاه سخن از آسیبشناسی انقلاب به میان میآید، به این معنا خواهد بود که انقلاب به صورت یک موجود زنده بالنده تصور شده است که هدف مطلوبی دارد و به سوی آن هدف حرکت میکند؛ اگر توفیق بالندگی پیدا کرد و به سمت هدف حرکت کرد، انقلابی سالم است و اگر مانعی بر سر حرکت آن پیدا شد و از پیشرفت آن جلوگیری به عمل آمد، این انقلاب بیمار و آفتزده است.
پیشفرض دیگر این است که این انقلاب که یک موجود زنده و پویای متحرک است، باید برای رسیدن به هدف مطلوب از مسیر معیّنی حرکت کند، مسیری که دارای شرایط و ضوابطی خاص است. بنابراین، اگر این ویژگی در یک انقلاب وجود داشته باشد، انقلابی سالم خواهد بود، در غیر اینصورت آن انقلاب بیمار است و باید علائم بیماری را مورد شناسایی قرار داد و وسایل معالجه آن را فراهم ساخت. اما وقتی کسی انقلاب را فقط یک پدیده طبیعی و جبری بداند که گاهی اوقات نوساناتی را نیز به همراه دارد، دیگر نمیتوان انقلابی را سالم یا بیمار نامید، زیرا در اینجا یک قانون جبری تاریخی حاکم است و از اینرو خوب و بد یا سلامت و بیماری در مورد آن صادق نیست.
در بحث حاضر، پیشفرض دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه هدف در اینجا آسیبشناسی انقلاب اسلامی است، نه هر انقلابی. از اینرو لازم است که ماهیت انقلاب اسلامی از قبل مشخص شده باشد و وجه ممیز آن نسبت به سایر حرکتها و انقلابها تبیین گردیده باشد. این امر در دروس پیشین مورد توجه قرار گرفت و وجه ممیز انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلابها مشخص گردید.
3. انواع آسیبهای فراروی نظام اسلامی
آسیبهای فراروی نظام را در دو قالب میتوان در نظر گرفت. بخشی از این آسیبها و تهدیدها از داخل کشور و برخی دیگر، از خارج بر نظام تحمیل میشود. البته تقسیم عوامل آسیبرسان به عوامل داخلی و خارجی، به این معنا نخواهد بود که دو نوع مجزا و مباین آسیب وجود دارد که یکی به دست دشمنان خارجی و دیگری به دست عناصر داخلی به اجرا درمیآید؛ بلکه در هر نوع آسیبی که متوجه نظام میشود، ممکن است هم عناصر داخلی و هم خارجی مشارکت داشته باشند؛ حال یا این طرحها از داخل شروع و به وسیله دشمنان خارجی تقویت میشود و یا فرمول و دستور این طرحها از خارج داده میشود و مزدوران داخلی، آن را پیاده میکنند.
الف ـ تهدیدهای خارجی فراروی نظام اسلامی
این آفتها را میتوان به چهار گروه تقسیم کرد: تهدیدهای نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی.
1. آفات نظامی
جامعه انقلابی ممکن است از سوی بیگانگان مورد هجوم نظامی واقع شود و نظامی که در مراحل تکوین خود میباشد، توسط قوّه قهریّه آنان، سرنگون گردد. راه مبارزه با این امر حفظ و تقویت روحیّه فداکاری، جانفشانی، مقاومت و سلحشوری مردم، تعلیم شیوه و شگردهای دفاع، جنگ و فنون نظامی به آنان، و تهیّه و تحصیل ساز و برگ جنگی و آلات و ادوات نظامی است.
نعمت انقلاب اسلامی، به همان میزان که بسیار بزرگ است، از نظر وجود دشمنان نیز کمنظیر میباشد و آشکارترین فعالیت دشمن در جهت نابودی انقلاب اسلامی، دخالت نظامی است. منابع غنی جمهوری اسلامی باعث شده است تا استکبار جهانی چشم طمع به خاک جمهوری اسلامی داشته باشد و مسلماً که با چنین وضعیتی نمیتوان با اتخاذ سیاست بیطرفی از گزند دشمن مصون ماند؛ بلکه باید با حفظ آمادگی و قدرت لازم، زمینه دفاع از خود را فراهم ساخت.
2. آفات اقتصادی
جامعه انقلابی، همچنین ممکن است از طرف بیگانگان مورد محاصره اقتصادی و تجاری قرار گیرد تا اوضاع و احوال اقتصادی و مالی رو به وخامت و نابسامانی گذارد و در نتیجه، مردم ناراضی و نسبت به نظام انقلابی بدبین شوند و ارکان نظام دچار تزلزل، سستی و ضعف گردد. راه مبارزه با این امر این است که اولاً روحیّه ایثار، صبر و قناعت را در مردم ایجاد و تحکیم کنند؛ و ثانیاً با برنامهریزیهای عالمانه، معقول، و شرعی هرچه زودتر ریشههای وابستگی اقتصادی به بیگانگان را بخشکانند و مقدّمات خودبسندگی اقتصادی را، در همه زمینههای کشاورزی، دامپروری، صنعت و تجارت فراهم آورند.
اساساً، آفات نظامی و آفات اقتصادی هم به خوبی شناخته شدهاند و هم در زمینه مبارزه با آنها اطّلاعات و تجارب لازم و کافی به دست آمده است. ولی آنچه شناختن آن دشوار است و راه مبارزه با آن نیز پر از سنگلاخها و پیچ و خمهاست، همانا آفات اخلاقی و آفات عقیدتی است.
3. آفات اخلاقی
بیگانگان میکوشند تا با ترویج و اشاعه انواع و اقسام فسق و فجور، ازجمله فحشا، مشروبات الکلی و موادّ مخدّر، اخلاق و روحیّات مردم را فاسد کنند و به صورتی درآورند که مردم نه فقط استعداد و نشاط دفاع از کیان و موجودیّت انقلاب و نظام انقلابی خود را از کف دهند و بلکه اساساً نسبت به انقلاب و نظام انقلابی سردباور و سستمهر شوند و حتی خواستار سقوط آن و ظهور نظام دیگری شوند که به اعمال و ارضای شهوات میدان دهد. طریقه مبارزه با آفات اخلاقی، تربیت مردم بر وفق ارزشهای درست اخلاقی و دینی و جلوگیری جدّی و شدید از ورود آلات و وسایل فسق و فجور و فحشا و منکرات به درون جامعه است.
4. آفات عقیدتی
بیگانگان همچنین ممکن است سعی کنند که یا تعالیم و احکام دینی مذهبی مردم و آرا و عقاید حقّه آنان را مورد خدشه و مناقشه قرار دهند و چنین وانمود کنند که بطلان آنها را اثبات کردهاند، و خلاصه، به نوعی حمله فکری و فرهنگی اقدام کنند، یا چنانکه در اغلب موارد معمول است، ظاهر آنها را مورد هجوم و تعرض قرار ندهند؛ ولی چنان تفسیر و تأویل کنند که ماهیّت آموزهها و فرمودههای دین و شریعت متحوّل و متبدّل گردد و هویّتشان دگرگون شود. این کار دوم، یعنی تفسیر و تأویل نادرست و نابجای متون دینی و مذهبی، بهطور معمول، تحت عناوینی بسیار دلآویز و فریبنده، مانند: «تعبیر عمیق و هوشمندانه از تعالیم و احکام دینی و مذهبی»، «تکامل معرفت دینی»، «نوسازی و بازسازی فکر دینی»، «تطبیق تعالیم و احکام دین بر مقتضیات و نیازهای متغیّر زمان» و «ساده کردن و در دسترس همگان قرار دادن دین» صورت میپذیرد، آن هم به دست کسانی که یا مسلمان نیستند یا اگر مسلمانند به بعضی از مکتبها و مسلکهای غیراسلامی دل باختهاند. این کارها به تدریج، و بدون اینکه بسیاری از مردم بویی ببرند، موجب فساد عقیدتی جامعه میشود؛ و این فساد، بیشک، مفاسد دیگری را در پی خواهد داشت. از آنجا که آثار و نتایج فساد عقیدتی به زودی ظاهر نمیشود و برای احساس و لمس آن حدّی از رشد فکری و عقلانی و روحی و معنوی ضرورت دارد، که بسیاری از افراد جامعه فاقد آنند، غالب مردم آفات عقیدتی را «آفات» و خطرخیز و هلاکتبار نمیدانند؛ و این خود بر خطرخیز و هلاکتبار بودن آفات عقیدتی میافزاید. از اینرو، بر همه کسانی که به اهمیّت و خطر این آفات وقوف یافتهاند و در اندیشه اصلاح جامعه، حفظ انقلاب و نظام انقلابیاند، فرض است که راه و رسمهای مبارزه با آنها را نیک بیاموزند و با جدّیّت تمام به کار گیرند و نگذارند که دین و مذهب مسخ و نسخ شود و معجونهایی که از خلط و مزج بینشها و ارزشهای اسلامی، غیر اسلامی و ضدّ اسلامی فراهم آمده است، به عنوان داروی شفابخش همه دردها و رنجهای مسلمین عرضه و ترویج شود.
ب ـ تهدیدهای درونی فراروی نظام اسلامی
گاهی دشمن، از طریقی غیر از دخالت نظامی وارد میشود و با نفوذ دادن افراد وابسته به خود تلاش خواهد کرد تا نظام اسلامی را از درون متلاشی کند. وضعیت کنونی جهان بهگونهای است که هیچ دشمن خارجی بدون وجود هوادار و مزدور داخلی نمیتواند در درون یک نظام نفوذ کند و آن نظام را سرنگون سازد. مهمترین آسیبهایی که از ناحیه عوامل داخلی متوجه نظام اسلامی میشود، عبارتند از:
1. جهل به حقایق اسلام و ضعف ایمان انقلابیون
آفتهایی که در درون جامعه اسلامی و در میان خود انقلابیون مسلمان به وجود میآید، میتواند دو منشأ داشته باشد: 1. جهل نسبت به حقایق اسلام و معارف اسلامی؛ 2. ضعف ایمان. کسانی وجود دارند که علیرغم اینکه مسلمان بوده، ایمان نیز آوردهاند، لیکن شرایط اجتماعی زندگی آنان بهگونهای نبوده است که به حقیقت معارف اسلامی پی ببرند. اینان به جهت معلومات اندک نسبت به حقیقت اسلام، باعث ایجاد یکی از کانونهای خطر در بین خود مؤمنان میگردند. اما خطر جدیتر این است که در بین مؤمنان، ضعف ایمان پدیدار گردد. افرادی وجود دارند که علیرغم آشنایی کامل با معارف اسلامی، از تصمیم جدی و عزم راسخ برای عمل به آنها برخوردار نیستند و از هوا و هوسهای خود پیروی میکنند. چنین افرادی ممکن است که در واقع، خدا، پیامبر، دین و احکام شرع را قبول داشته باشند، اما از مقاومت در برابر هوای نفس، ناتوان باشند. البته هنگامی که شخص، در عمل، از خود ناتوانی نشان داد و هوا و هوس بر او چیره گردید، ناخودآگاه ذهن و فکر او نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت: إِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَأَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیْهَا كِتَابُ الله؛1 همانا آغاز پدید آمدن فتنهها، هواپرستی، و بدعتگذاری در احکام آسمانی است، نوآوریهایی که قرآن با آن مخالف است. بر اساس این فرمایش نورانی از حضرت علی علیهالسلام، یکی از دو منشأ پیدایش خطراتی که از درون، جامعه اسلامی را تهدید میکند، پیروی از هوا و هوس و دنبال کردن خواهشهای نفسانی میباشد.
پیروی از خواستههای نفسانی ممکن است از سوی افرادی صورت پذیرد که علم به مخالفت این اعمال با دستورات اسلام دارند. گاهی عامل بیرونی، به تشدید و تهییج خواهشهای نفسانی کمک میکند و در نتیجه باعث میشود تا جوانان به طور غیرطبیعی به هیجان درآیند و غیرجوانان نیز فریفته زرق و برقهای برخی از کشورها شوند. در اینجا با دیدن مناظر دلربا و مشاهده شبنشینیها، مجالس عیش و نوش و اموری از این قبیل، فرد مسلمان انقلابی نیز ممکن است حلال و حرام خدا را فراموش کرده، از هوای نفس خود پیروی نماید. هنگامی این خطر تشدید میگردد که محدوده آن، افراد زیادی از جامعه را در بر بگیرد، در این صورت، خطر جدی و جلوگیری از آن بسیار مشکل خواهد بود.
البته این سخن به آن معنا نیست که این افراد تبدیل به یک عده انسانهای کافر، منافق و یا ضدانقلاب گردیدهاند؛ زیرا چهبسا همین افراد حاضر باشند برای انقلاب فداکاری کنند و حتی برای جهاد حاضر باشند از نظام اسلامی و ناموس و شرف خود دفاع کنند. تنها چیزی که اینان در آن ضعف دارند این است که در شرایط عادی به دنبال ارضای خواستههای نفسانی خویش هستند، هرچند از راههای غیرمشروع باشد. نکتهای که باید بار دیگر مورد توجه قرار گیرد، این است که اینگونه افراد تا زمانی که اصل اعتقادات خود را حفظ کردهاند، راه آسان برای معالجه خود در اختیار خواهند داشت، اما چنانچه این گرایشها، ناخودآگاه، در فکر و ذهن آنان اثر گذارد، به سختی میتوان راه علاجی برای آن یافت.
پانوشت:
1- نهجالبلاغه، خطبه 50.