کد خبر: ۳۳۶۹۴۶
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۳
زنگ مجازی- جنگ ترکیبی

برنامه رسانه‌های اجاره‌ای ترامپ برای ایجاد آشوب

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

 لحظاتی که یادداشت حاضر در حال نگارش است، فارغ از رویدادها و تحولات پیش رو -که شتاب و سرعت قابل ملاحظه‌ای برای آنها با توجه به موضوعات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و... وجود دارد- نگاه نگارنده به اطلاعات و اخبار آشکار رسانه‌ای به وقوع پیوسته و رخ داده معطوف است که می‌توانند فرآیند و نتایج پنهان و اختفاء شده را نیز تا حدود زیادی بیان کنند.
در همین لحظات با تاکید به عدم آگاهی نسبت به تحولات پیش رو، آنچه در اخبار و جراید و فضای رسانه‌ای شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های فارسی زبان معاند و جریان رسانه‌ای سلطه بیش از هر خبر دیگر برجسته و مطرح می‌‌شود، تحریم اقتصادی بی‌سابقه ایران توسط آمریکا به دستور ترامپ است که بعد از عدم موفقیت در نبرد نظامی و ناتوانی در دستیابی به اهداف معین از جمله بازگشایی تنگه هرمز دست به چنین اقدامی زده است.
گرچه تحریم‌های حداکثری موضوع جدید و غیرآشنایی برای ایران و مردم ایران نیست و از بدو انقلاب تا به‌کنون با آن دست و پنجه نرم می‌‌کنند و به جز تاثیر روانی، عامل مؤثر دیگری برای آن قابل تصور نیست؛ اما می‌‌‌‌توان گفت؛ این تحریم‌های به اصطلاح سخت و سنگین و تلخ، ضمن آنکه بیان‌کننده شکست آشکار نظامی برای آمریکا و به تبع آن تغییر نوع جنگ به دلیل عدم توانایی در ادامه دادن به جنگ نظامی است از ابعاد شناختی و ترکیبی نیز برخوردار خواهد بود.
اجرای این تحریم اقتصادی جدید سنگین و پرفشار و حاصل از عدم موفقیت برای ترامپ، فارغ از نتایج ملموس و غیر ملموس و عیان و پنهان آن، به طور مطلق در هر دو صورت هوشیاری و یا عدم هوشیاری مسئولین داخلی، متکی به جنگ ترکیبی و حملات روانی بر اذهان و افکار عمومی و اجتماعی خواهد بود که با دو ابزار «رسانه»و «بازار» جهت التهاب آفرینی و تلاطم و آشوب می‌‌‌‌تواند نمایان‌تر شود.
افکار عمومی همواره بر اساس نیازهای مادی، معنوی و روحی و روانی تحت تاثیر قرار می‌‌‌گیرد و رسانه بر مبنای تعریفی که از کارکرد خود ارائه داده است در نوع مواجهه انسان معاصر با این نیازها بسیار تاثیرگذار و حائز اهمیت است که همواره به آن نیازها و واقعیت آن ضریب و تصاعد می‌‌‌بخشد.
مسلم است که ترامپ و تیم همراه او و طراحان تحریم و فشار اقتصادی بر مردم ایران، به‌صورت فانتزی و تخیلی این بار رسانه را نه به عنوان یک پیوست رسانه‌ای در کنار اجرای عملیات تحریم‌، بلکه به صورت اجاره‌ای و دقیقا یکی از بازوهای عملیاتی و اعمال فشار به‌کار خواهند گرفت تا هر آنچه را که در جنگ‌های 12 روزه، رمضان و هرمز نتوانستند از جامعه کسب کنند از این طریق به دست بیاورند.
تحولات و سناریوها و تکنیک‌های رسانه‌ای قبل از حوادث منتهی به 18 دی 1404 همه از بستر نقش‌آفرینی بازار و از بن‌مایه و دل بازار خلق شد که بر اساس همان تجربه، آمریکا مجددا می‌‌‌‌خواهد با فشار بر اقتصاد، معیشت و بازار و با تحریک رسانه‌ای و التهاب آفرینی همان مسیر را تکرار کند.
علاوه‌ بر آنچه در شبکه‌های ماهواره‌ای به صورت شبانه‌روزی در قالب انواع برنامه‌های خبری، گزارشی و تحلیلی و مستند شاهد هستیم؛ فضای مجازی و بالاخص شبکه‌های اجتماعی و سکوهایی مثل اینستاگرام نیز با یک الگو و هدف مشخص و با نمایش تصاویر قدیمی و یا هوش مصنوعی سعی در تحریک و تغییر اذهان و افکار عمومی دارند و ضمن آنکه بازاریان را نیز به طرق مختلف ترغیب به اعتصاب و شورش می‌‌‌کند؛ فضای عمومی جامعه را نیز نسبت به تامین مایحتاج و آینده کوتاه مدت و بلندمدت به نقطه استیصال و پریشانی و ناامیدی می‌‌کشاند.
ارائه تصویری مبهم از آینده و تاریک و سیاه از وضعیت اقتصادی، دقیقا مسیری است که رسانه‌های فارسی زبان معاند و عربی زبان مرتجع و جریان رسانه‌ای سلطه آن را دنبال می‌ کنند و با پمپاژ اخبار جعلی و یا خبرسازی‌های هدفمند تلاش دارند حقیقت و میزان و جهت ادراک عمومی از شرایط را برای مردم تغییر دهند. 
در چنین شرایطی که واقعیت‌های میدانی نیز گواه بر شرایط نامتعادل اقتصادی و حرکت به سوی عدم پایداری وضعیت اجتماعی به دلیل فشار اقتصادی و معیشتی است؛ نگاه صرف کنترلی و یا مدیریتی از سوی دولت و یا متولیان اقتصادی نمی‌تواند بر تعادل و پایداری شرایط بینجامد؛ بلکه تقابل رسانه‌ای مؤثر برای آگاهی بخشی و روشنایی اذهان بسیار نقش تعیین‌کننده و حائز اهمیتی دارد.
انتشار اخبار اقتصادی لحظه‌ای، ایجاد قرارگاه اقتصادی و موازی با آن قرارگاه رسانه‌ای در تقابل با این جنگ ترکیبی می‌تواند مؤثرترین نقش را بعد از کنترل دقیق بازار به روش‌های آزاد و یا حاکمیتی(دستوری) باشد که همان نیز در بستر رسانه می‌تواند خود را به اثبات و پایداری برساند.
متاسفانه به رغم آنچه درخصوص صحنه نبرد نظامی به خوبی مشاهده شد که قرارگاه‌های مختلف رسانه‌ای و یا خبری تشکیل شد؛ در طی چند سال گذشته و یا حداقل از شروع جنگ به این سو، هیچ‌گاه شاهد ایجاد قرارگاه در حوزه اقتصادی نبودیم و عملا در جنگی که ابعاد آن به‌طور آشکارا اقتصادی است؛ روایت و حکایت و اعمال سیاست را به رسانه‌های بیگانه واگذار کردیم و آنها با هوشمندی تمام از این خلأ و عدم هوشمندی توانستند بیشترین بهره را با تولید و جعل اخبار ببرند که شاهد مثال آن، اینترنشنال و بی‌بی‌سی و صدای آمریکاست که توانستند در شرایط ملتهب اقتصادی و اجتماعی خود را به عنوان مرجع خبری معرفی نمایند.
مطابق اظهار نظر کارشناسان متعدد داخلی و خارجی، آینده‌پژوهی و روندشناسی اقدامات جبهه سلطه جهانی گویای آن است که ترامپ و نتانیاهو سکون نبرد میدان نظامی را نهایتا تا برگزاری انتخابات میان دوره‌ای مجلس در آمریکا و انتخابات سرزمین‌های اشغالی حفظ خواهند کرد.
در مقابل این نظر کارشناسان نسبت به عرصه نبرد نظامی، دیدگاه‌های مکملی نیز وجود دارد که جبهه سلطه برای کنترل هزینه و عوامل روانی نبرد به استراتژی فشار حداکثری برای فروپاشی روی آورده و همین شیوه فشار اقتصادی را ادامه خواهد داد. بازوی رسانه‌ای این نبرد در سمت آمریکا و رژیم صهیونیستی به طور دقیق شبکه اسرائیلی اینترنشنال است که با غیر عادی جلوه دادن شرایط اجتماعی و اقتصادی تلاش بی‌حد و حصری دارد تا جامعه را به نقطه جوش برساند.
مسلم است که اعمال این تحریم‌ها بعد از جنگ نظامی علیه ایران می‌تواند آخرین تیر ترکش آمریکا و غرب باشد و با عبور از این مرحله، قطعا ایران تبدیل به یک الگو در جهان و ابر قدرت خواهد شد؛ اما این زنگ خطر برای غرب نیز به صدا در آمده تا با استفاده از هر حربه ممکن مانع رسیدن ایران به این فضای امن شود.
آمریکا و رژیم صهیونیستی با اتخاذ تصمیم برای شکل‌دهی به جنگ ترکیبی با همراهی رسانه‌های در اختیار و ذیل آن ایجاد جنگ شناختی ادراکی سعی می‌کند جامعه را از این باور دور و به مرحله التهاب و آشوب بکشاند.
شاید باور همگان در این لحظه آن باشد که آمریکا با استفاده از گروهک‌ها در نقاط مرزی یا با فشار حداکثری و سخت و حتی با تحریم شرکای ایران در صورت برقراری رابطه اقتصادی و... می‌خواهد پروژه ایجاد آشوب را کلید بزند؛ اما بررسی اخبار و ویدیوهای سکویی مثل اینستاگرام گویای نقشه دیگری نیز می‌تواند باشد که در آن نقش دولت و ملت عراق بیشتر دیده می‌شود.
تشییع پیکر مطهر رهبر و قائد شهید در عراق و بدرقه بی‌نظیر مردم آن کشور از ایشان و همچنین برگزاری آیین پیاده‌روی اربعین به صورت باشکوه خاری شد در چشم آمریکا و دشمنان دو ملت ایران و عراق تا بخواهند دوباره علیه این اتحاد و اتفاق توطئه ورزی داشته و برای انجام آن، از بستر رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند.
در واقع دشمن در این جنگ ترکیبی می‌خواهد چند وجهی و چند ضلعی عمل کند. نقطه ثقل و مرکزی و غایت این جنگ رسیدن به فروپاشی از درون حاکمیت ایران و ساختار اجتماعی است. فشار اقتصادی، فشار روانی از طریق رسانه، ایجاد اشتباه محاسباتی برای مسئولین، جنگ شناختی و برافروختن اختلافات قومی و مذهبی و مرزی و استفاده از گروهک‌ها، اضلاع و وجوه این جنگ ترکیبی هستند.
نگاه به تحولات مالی و سیاسی و اقتصادی عراق طی چند هفته اخیر گویای آن است که تقریبا و همزمان با اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران، در عراق نیز فشار اقتصادی به لایه‌های پایین و اقشار زحمتکش ازجمله کارمندان و یا گروه‌های مقاومت به خصوص حشدالشعبی با عدم پرداخت پول‌های عراق از سوی آمریکا آغاز شده و دقیقا همان سیاست فشار اقتصادی در آنجا نیز می‌خواهد نقش ایفا کند.
بدیهی است که با این نوع فشار اقتصادی، مردم عراق و ساختارهای اجتماعی و گروه‌های مقاومت و جریان‌های سیاسی تحت تاثیر خواهند بود و در صورت ادامه این فرآیند و عدم آگاهی مردم، شاهد التهاباتی خواهیم بود که باز هم در آنجا به واسطه رسانه‌های همسو و شبکه‌های اجتماعی، ایران به عامل شرایط موجود معرفی خواهد شد.
در مقطع کنونی هدف و تنها ابزار ممکن برای دشمن جهت دستیابی به اهداف بزرگ‌تر از جمله به زانو در آوردن ایران، ایجاد اغتشاش و آشوب در لایه‌های اجتماعی و جامعه ایران است تا در پس آن بتواند اقدامات نظامی خویش را پی گیرد و لزوما بنا نیست تا برای رسیدن به این نقطه مطلوب از فشار اقتصادی استفاده کند؛ بلکه از روش‌های اختلاف افکنانه نیز مطابق سیاست انگلیسی بیشترین سود را در فضای مجازی می‌برد. 
جریان رسانه‌ای متکی بر تاکتیک اختلاف افکنی بعد از تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در ایران و عراق، دقیقا حالا بنای ایجاد اختلاف را بر اساس رفتارهای مردم عراق در ایران و بالعکس آن مردم ایران در عراق بنا نهاده، به‌طوری‌که با یک گذر لحظه‌ای در اکسپلور اینستاگرام تصاویر متعدد حاصل از هوش مصنوعی و یا آرشیوی را می‌بینیم که در آنها یا مردم عراق در حال اهانت به ایرانی‌ها هستند و یا مردم ایران در حال اهانت به مردم عراق.
تصاویر انتشاری در اینستاگرام در ایران عموما اهانت مردم شمال به توریست‌ها را در پی رفتارهای بعضی از عراقی‌ها منعکس می‌کند و در عراق نیز اهانت به زائران ایرانی را بازتاب می‌دهد. انتخاب این نوع تصاویر برای انتشار عمومی با الگوی نشر حداکثری دقیقا گویای آن است که طراحی این اختلاف افکنی در فضای مجازی و اینستاگرام در ایران و فیس بوک در عراق، مطابق با الگوی برآمده از اتاق فکری هست که بنا دارد شعله آتش آشوب را به هر نحو ممکن روشن نگه داشته و بر دامنه آن بیفزاید.
وقتی که بناست دشمن به هر طریق ممکن آتش آشوب را روشن کند مسلما به طرق ممکن در پی دستیابی به این هدف خواهد بود؛ اما قبل از هر چیز باید هیجانات جامعه به هر وسیله ممکن از کنترل، عقلانیت و ملاحظات خارج و وابسته به احساسات متعصبانه و یا بر مبنای نیاز مقطعی باشد. 
بر همین مبنا لازم است تا با رصد دقیق فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی و همچنین سناریوهای خبری شبکه‌های ماهواره‌ای، توجه به نقاط و نکاتی که امکان ظهور و بروز و شعله‌ور شدن آشوب‌ها در آنهاست، بیش از پیش باشد که لازمه آن توجه شناخت دقیق فضای رسانه‌ای و محیط آن است.
حجاب، پوشش، برهنگی و رفتارهای ناهنجار عرفی و اخلاقی در سطح جامعه نقطه دیگری‌است که این روزها در شبکه‌های اجتماعی دست مایه بیان دیدگاه‌های مختلف شده و به طور یقین با توجه به شرایط پیش‌رو، روزبه‌روز بر دامنه قبح شکنی افزوده خواهد شدکه بالطبع خشونت طیفی از ساختارشکنان را نیز خواهیم دید و ‌ای بسا که این نیز می‌تواند نقطه و به اصطلاح پلن دیگری برای آغاز آشوب‌ها مثل غائله سال 
1401 باشد. به این مجموعه اقدامات در جهت رسیدن به نقطه آغاز آشوب‌ها می‌توانیم اقدامات «شعبان بی‌مخ‌ها» را نیز اضافه کنیم که علاوه ‌بر حضور فیزیکی در نقاط مختلف شهر و ایجاد ناامنی برای مردم، در فضای اینستاگرام و مجازی نیز با بازتاب اقدامات خود تلاش دارند تا توان بازدارندگی و ایجاد نظم توسط نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی را ضمن به چالش کشیدن به عنوان ضعف برای مردم و کسانی که در آتی باید ایفای نقش جدی در آشوب‌ها بکنند نشان دهند.
به هر نحو، آنچه مسلم و معین و معلوم است، آمریکا بیشترین تمرکز خود را چه با فشار اقتصادی حداکثری و چه با ایجاد فضای روانی به واسطه انواع رسانه در جامعه، حالا روی مردم دست گذاشته است تا به وسیله خود مردم، ایران را وادار به تسلیم و شکست بنماید...! تا باد، چنین مباد.

captcha