از شکست ایوان مدائن تا شکست جهان کفر
1- کتب تاریخ اسلام مشحون از ذکر حوادث خارقالعادهای است که در شب میلاد رسول خاتم صلیالله علیه و آله اتفاق افتاد. سرنگونی بتها، خشکیدن ناگهانی آب دریاچه ساوه، خاموش شدن آتشکده فارس پس از هزار سال، واژگونی تخت شاهان و گُنگی و تحیّر آنان، بیاثر شدن سحر ساحران و نیز شکاف برداشتن ایوان کسری و فرو ریختن ۱۴ کنگره از آن و شگفت اینکه مهمترین این رویدادها در خطّه ایران به وقوع پیوسته است.
امام خمینی که خود مدقّق معارف و علوم و سرشار از ذوق عرفانی بود، فروریختن ۱۴ کنگره از طاق کسری را رمزی دانست از این که در قرن چهاردهم، بنای ظلم شاهان فرو خواهد ریخت و به رو افتادن بتها را به نابودی بتهای سنگی و انسانی تعبیر نمود.
امام راحل چنین سخنی را در آذرماه ۱۳۶۴ بر زبان راند. در آن زمان اگر چه حکومت پهلوی نابود شده و نظام سلطنتی در ایران فروپاشیده بود، اما جمهوری نوپای اسلامی تنها و با دست خالی، درگیر جنگی تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق بود. رژیم متجاوزی که در چتر حمایتی مالی، نظامی و تسلیحاتی دو ابرقدرت شرق و غرب و بسیاری از کشورهای جهان قرار داشت.
سخن امام خمینی در آن شرایط خطیر و بحرانی، یادآور گفتار رسول خدا صلیالله علیه و آله در جنگ خندق است. آن زمان که احزاب کفر و شرک برای نابود کردن مدینه نوبنیان نبوی(ص) با هم متحد شده و لشکرکشی کرده بودند. به پیشنهاد سلمان فارسی بنا شد خندقی به دور شهر حفر شود تا مانع ورود دشمن به مدینه گردد.
هنگام حفر خندق، تخته سنگ بزرگی پدیدار شد که هیچ کلنگی در آن اثر نمیکرد. چون خبر به پیامبر رسید، در محل تشریف آورد و با سه ضربت کلنگ، سنگ را متلاشی کرد. در هر ضربتی از برخورد فولاد و سنگ، برقی میجهید و حضرتش با صدای بلند تکبیر میگفت و مسلمانان نیز به پیروی از پیامبر رحمت فریاد تکبیر سرمیدادند. آنگاه رسول خدا(ص) فرمود در برق اول، سرزمین حیره و قصرهای پادشاهان ایران را دیدم و در برق دوم قصرهای سرخ شام و روم نمایان شد و در آخرین برق، قصرهای یمن و صنعا بر من پدیدار گردید و هر بار جبرئیل به من بشارت داد که امتم این سرزمینها را فتح خواهند کرد.
عدهای از منافقان با شنیدن سخنان پیامبر(ص) به تمسخر پرداختند و گفتند در چنین وضعیتی که مسلمانان تحت محاصره دشمنان قرار گرفته و از ترس آنان به دور خود خندق میکَنند، از فتح کشورها سخن میگویند.
در زمان جنگ تحمیلی صدام و شرایط دشوار آن روزها نیز به ظاهر چنین مینمود که جمهوری اسلامی اوج هنرش باید این باشد که گلیم خویش از موج به در بَرَد نه آنکه وعده نابودی بتها و طاغوتهای جهانی را دهد. اما امامین انقلاب بارها به حق چنین بشارتهایی به مؤمنان داده بودند:
«اسلام سنگرهای کلیدی جهان را یکی پس از دیگری فتح خواهد کرد» و نیز «این قرن به خواست خداوند قادر قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است.» امام شهید خامنهای عزیز نیز وعده فرمود «بشریت در آینده نه چندان دوری، شاهد خواهد بود که حاکمیت غرب و حاکمیت فرهنگ سلطه و حاکمیت ضد ارزشهای حاکم بر بشر متلاشی خواهد شد.»
و تحقق این بشارتها به خواست خداوند آغاز شده است.
۲. رسول گرامی اسلام فرمود: إنّی بُعِثتُ بَينَ جاهِلِيّتَينِ لَأُُخراهُما شَرّ مِن أُولاهُما؛ من در فاصله دو جاهلیت برانگیخته شدم که جاهلیت واپسین، بسی تباهتر و فاسدتر از جاهلیت نخست خواهد بود. (امالی شجری ۲۷۷/۲)
واژه جاهلیت که تعبیری قرآنی است، اشاره به سنن و آدابی دارد که در تقابل و ضدیت با ارزشهای انسانی و الهی قرار دارند و خاتم پیامبران(ص) برای مبارزه و ریشهکن کردن چنین آدابی، جانکاهترین مجاهدتها را در منحطترین جوامع بشری به کار برد تا اعجازگونه آنان را به اوج مدنیت و فرهنگ رسانید.
اسلام زمانی ظهور کرد که جزیره العرب، غرق در خرافهگرایی و شرک و بتپرستی بود و جنگ و قتل و تجاوز، شیوه معمول اعراب به شمار میرفت. آنها از هیچ فساد و منکری رویگردان نبودند از روابط نامشروع تا شرب خمر و قماربازی و رباخواری. آنان به مال و فرزند و حسب و نسب خود در مقابل یکدیگر تفاخر میکردند، مردار میخوردند، فرزندان خویش را از ترس فقر میکشتند و دختران را زنده به گور میکردند. این سنتهای به غایت ننگین که در قرآن «جاهلیت اُولی» نامیده شده با ظهور اسلام و بر اثر مبارزه و استقامت رسول مهربانی(ص) از بین رفت و به دست فراموشی سپرده شد.
اما آن حضرت در روایت شریف، به جاهلیت دیگری نیز اشاره فرمودهاند که در آخرالزمان به مراتب فاجعهبارتر گریبان جوامع بشریت را خواهد
گرفت.
پدیده نگاه مادی به جهان و ظهور مکاتب
اومانیسم و انسان محوری به جای خدامحوری، سکولاریسم، لیبرالیسم و نسبی شدن اخلاق به بهانه کرامت انسان، اندک اندک غرب را از معنویت و خداباوری جدا ساخت و پیشرفتهای علمی، سرمایهداری و فردگرایی در پرتو مدرنیته، فرهنگ و جامعه غرب را دگرگون ساخت تا کار به جایی رسید که از درون نامهای زیبایی مثل لغو بردهداری، آزادی مذهب، دموکراسی و حقوق بشر، پدیدههای وحشتناک و پلیدی ظهور یافت که در باور هیچ مخیلهای نمیگنجید: قانونی شدن جنایاتی مانند سقط جنین، همجنسگرایی، هویت جنسیتی و فروپاشی ساختار خانواده.
چارچوب باورهای دینی و ارزشهای ثابت اخلاقی و انسانی کنار گذاشته شد و از بشریت جز نامی درون تهی چیزی باقی نماند. پرده انحطاط غرب زمانی کنار رفت و شجره خبیثهشان آنگاه به بار نشست که طی دو جنگ جهانی، بزرگترین و خونبارترین فجایع تاریخ انسان را رقم زدند. آنان بر اثر باور اصالت قدرت و منفعتطلبی و در سایه غرور استعمارگری و امپریالیسم، وحشیانه به جان هم افتادند و آن قدر از کشتهها پشته ساختند که آمار قربانیان این دو جنگ جهانی از مرز یک صد میلیون نفر گذشت.
چنین فضیحتهایی محصول دور شدن تمدن غرب از خدا و ارزشهای دینی و انسان محوری افراطی بوده و هست. همچنانکه اندیشمندان بزرگی از شرق و غرب بر این مطلب اذعان کردهاند که نگاه صرفا مادی به جهان آفرینش، نتیجهای جز تبدیل انسان به ابزار ندارد و این خود سرمنشأ بحران معنوی و اخلاقی میباشد. این اندیشمندان معتقدند اگر پیشرفت علمی، با اخلاق و ایمان همراه نباشد همان تمدنی که پزشکی و فناوری را پیش میبرد، سلاحهای مرگباری نیز تولید میکند که جان میلیونها انسان را بگیرد.
شاید عدهای گمان کنند که غرب پس از فجایع جنگهای جهانی اول و دوم، نادم و پشیمان شد و به جبران برخاست و در نتیجه در حمایت از حقوق بشر به تأسیس نهادهای بینالمللی روی آورد. اما واقعیت این است که غرب هیچ گاه از روش خود دست نمیکشد و تنها تغییر شگرد(تاکتیک) میدهد. همان گونه که طی هشت دهه پس از جنگ جهانی دوم، بر اثر زیادهطلبی و جنگافروزی غرب به رهبری یا مباشرت آمریکا، میلیونها نفر از ملتهای بیپناه در سراسر جهان کشته شدهاند و این جنایات هیچگاه متوقف نشده است
با انتشار اسناد جزیره فحشا، پروندهای به روی جهانیان گشوده شد که در تاریخ شرارت و خباثت بیهمتا است و معلوم شد وحشیترین و جنایتکارترین موجود دو پا که هیکل نتراشیده و دوزخیاش از گوشت کودکان روییده و در توحش و درندهخویی گوی سَبُعیّت را از تمام سفاکان تاریخ ربوده، ریاست دولت تروریست آمریکا را برعهده دارد و چنین بیخرد آدمخواری اینک پرچمدار جاهلیت آخرالزمان است.
چون خدا خواهد که پرده کس دَرَد / میلش اندر طعنه پاکان بَرَد
او هم اینک در ذهن حماقتپرور و کودکانه خود به میدان هماوردی با ایران این دیار پاکان و شیران قدم نهاده و چه زیباست که باز هم شاهدی از جنگ احزاب بیاوریم. آنگاه که حیدر کرار در مقابل عمرو بن عبدود قرار گرفت، رسول خدا(ص) دهان وحیپرور خود را گشود و فرمود: بَرَزَ الإیمانُ کُلُّهُ إلی الکُفرِ کُلِّهِ؛ تمام ایمان در برابر همه جهان کفر قرار گرفته است.
سید ابوالحسن موسوی طباطبایی