کد خبر: ۳۳۶۹۰۹
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳
گزارش روز صد و هشتاد و دوم جنگ

آمریکا نگران است که فشار اقتصادی به سمت خودش کمانه کند

«هیچ نشانه‌ای از روز پیروزی که ترامپ برای ایران برنامه‌ریزی کرده، دیده نمی‌شود». این ارزیابی را روزنامه وال استریت ژورنال در آغاز هفتمین ماه جنگ و در حالی منتشر کرد که تحلیلگران بسیاری در آمریکا و غرب می‌گویند آمریکا شش ماه پس از جنگ نتوانسته از شکست سهمگین سربلند کند و به دوره ابرقدرتی 
برگردد.
خاورمیانه تغییر کرد اما خلاف نظر آمریکا
 خبرگزاری آسوشیتدپرس در این زمینه معتقد است: شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خاورمیانه تغییر کرده است، اما نه به شکلی که طراحان جنگ انتظار داشتند. ایران با وجود جنگ پابرجا ماند اما اعتبار آمریکا نزد متحدانش از بین رفت. کشورهای حوزه خلیج‌فارس نسبت به شکاف‌های ایجادشده در چتر امنیتی آمریکا که دهه‌ها به آن متکی بوده‌اند، نگران شده‌اند و برخی از آنها به دنبال گزینه‌های امنیتی جایگزین هستند.
این خبرگزاری می‌افزاید: ارتش آمریکا به دنبال جنگ علیه ایران، با کمبود «فرا بحرانی» موشک‌های رهگیر پیشرفته در اروپا مواجه شده است. نگران‌‌کننده‌ترین کمبود مربوط به موشک‌های رهگیر پاتریوت است؛ زیرا ۱۵۰۰ عدد از مجموع ۲۳۳۰ فروند آن‌ها استفاده شده.
پنهان کردن شکست نظامی با جنگ اقتصادی
نشریه آتلانتیک از زاویه دیگری به ماجرا پرداخته و می‌نویسد: ترامپ از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی روی آورده تا از خشم افکار عمومی نجات پیدا کند و به پیروزی نمادین دست پیدا کند پس از ماه‌ها شکست در جنگ نظامی و دیپلماتیک با ایران، دونالد ترامپ به کارزار فشار اقتصادی روی آورده؛ استراتژی که هدف اصلی آن، فراتر از مهار تهران، مدیریت افکار عمومی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای است. با کاهش ذخایر مهمات و بی‌اثر شدن بمباران‌ها، و در حالی که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد، کاخ سفید به دنبال راهی برای خاموش‌ کردن صدای جنگ و تغییر فضای سیاسی به نفع جمهوری‌خواهان است. مشاوران ترامپ امیدوارند که با کاهش قیمت بنزین و به حاشیه‌ راندن موضوع ایران، بتوانند حداقل یکی از دو مجلس کنگره را نجات دهند.
تکذیب ادعای سنتکام:
 مسیر جدید صادرات نفت ایران باز شد
فرمانده سازمان تروریستی سنتکام دیروز مدعی شد که ایالات متحده موفق شده مین‌های کار گذاشته شده در تنگه هرمز را پاکسازی کند. ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در حال اجرای محاصره دریایی ایران هستند و همزمان تلاش می‌کنند تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز ادامه داشته باشد. ایران از زمان از سرگیری محاصره دریایی در اواسط ماه گذشته، هیچ نفتی صادر نکرده است.
اما مؤسسه تحقیقاتی و تحلیلی متخصص در بخش نفت‌وگاز، «اچ‌اف‌آر» با رد ادعای کوپر تاکید کرد: سنتکام متوجه نیست که آمار نفتی‌ای که دارد اعلام می‌کند، شامل نفت ایران هم می‌شود. سنتکام اعلام کرد که ۷۵۰ میلیون بشکه نفت برای عبور از تنگه هرمز اسکورت کرده که هیچ بشکه نفتی از ایران در میان آن نبوده است؛ چند ساعت بعد، شرکت کمک‌کننده به رهیابی محموله‌های نفتی ایران به آمریکا، تنکرترکرز محاسبه کرد که این رقم یعنی روزانه ۶.۵ میلیون بشکه نفت. اما اکانت ردیابی‌های دریایی منچ اوسینت می‌گوید که پایش‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد که یک نفتکش مرتبط با ایران در حال ترک منطقه انتقال کشتی‌به‌کشتی است و این اولین بار نیست که نفتکش‌های نفت یا LPG ایرانی در این منطقه یا در یکی از بنادر امارات یا عمان دیده می‌شوند اما تنکرترکرز ترجیح می‌دهد «به دلایلی این موضوع را نادیده بگیرد»
خسارات جنگ برای مردم آمریکا
روزنامه یو اس‌ای تودی درباره سرنوشت جنگ پس از شش ماه می‌نویسد: شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، وعده اولیه دونالد ترامپ برای یک درگیری کوتاه‌مدت و نتیجه سریع محقق نشده است. جنگ اکنون به یک رویارویی فرسایشی بر سر تنگه هرمز و بازار انرژی تبدیل شده و هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن برای دولت آمریکا افزایش یافته است. ترامپ در ابتدا از دستیابی سریع به اهداف نظامی سخن می‌گفت، اما با ادامه مقاومت ایران، دولت او به‌تدریج از گزینه نظامی به سمت تحریم‌های گسترده‌تر و فشار اقتصادی حرکت کرده است. 
یکی از مهم‌ترین مشکلات ترامپ، تنگه هرمز است. واشنگتن مدعی تلاش برای بازگرداندن جریان نفت و امنیت کشتیرانی در این مسیر است، اما داده‌های شرکت‌های ردیابی کشتی‌ها با برخی ادعاهای دولت آمریکا درباره حجم عبور نفت از تنگه هرمز همخوانی ندارد. از سوی دیگر، طولانی شدن جنگ به اقتصاد آمریکا نیز فشار وارد کرده است. افزایش قیمت انرژی و نگرانی از تورم، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، به یک مشکل سیاسی برای ترامپ تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجی اخیر Reuters/Ipsos، تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران حمایت می‌کنند. 
 شش ماه جنگ با ایران، هزینه‌های زیر را برای آمریکایی‌ها به همراه داشته است: قیمت مواد غذایی در خانه و بیرون از خانه افزایش یافته است. شاخص قیمت مصرف‌کننده برای غذای خانگی و غذای بیرون از خانه، پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، روند صعودی داشته است. میانگین قیمت روزانه هر گالن بنزین معمولی در ایالات متحده از حدود ۳ دلار در ۲۸ فوریه (آغاز جنگ) به نزدیک ۵ دلار در ۲۶ اوت رسیده است. شاخص احساسات مصرف‌کننده که میزان خوش‌بینی یا نگرانی مردم درباره وضعیت مالی و اقتصاد را می‌سنجد، در دوره مورد بررسی کاهش یافته است. جنگی که قرار بود کوتاه و تعیین‌کننده باشد، به بحرانی شش‌ماهه تبدیل شده است؛ بحرانی که نه‌تنها پایان روشنی ندارد، بلکه قیمت انرژی، محبوبیت ترامپ و اعتبار سیاست خارجی دولت او را نیز تحت فشار قرار داده است. این وضعیت، یکی از جدی‌ترین چالش‌های سیاسی ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ محسوب می‌شود.
نتیجه معکوس جنگ اقتصادی برای آمریکا
«همه از نتیجه معکوس اقدامات ترامپ می‌ترسند!». این عنوان یادداشت نشریه «پولیتیکو» است که طی آن می‌نویسد: طرح‌، وزیر خزانه‌داری آمریکا، علیه ایران قرار است همزمان دو هدف را دنبال کند: پایان دادن به جنگ و آرام کردن بازارهای نفت. با این حال، از همان ابتدا، تحلیلگران انرژی و حتی برخی چهره‌های نزدیک به ترامپ نسبت به موفقیت این طرح تردید داشته‌اند. نگرانی این است که فشار اقتصادی، به‌جای کشاندن تهران به پای میز مذاکره، به بی‌ثباتی بیشتر بازار انرژی منجر شود و دقیقاً نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، فشار اقتصادی تازه نه به پایان جنگ، بلکه به ادامه یافتن و فرسایشی‌تر شدن درگیری منجر خواهد شد. در بدبینانه‌ترین سناریو نیز فشار برای قطع کامل ارتباط ایران با اقتصاد جهانی می‌تواند تهران را به واکنشی تهاجمی‌تر سوق دهد؛ واکنشی که دامنه حملات را از میدان‌های فعلی فراتر ببرد و پایگاه‌های آمریکا، متحدان منطقه‌ای واشنگتن و تأسیسات حیاتی انرژی را هدف قرار دهد.
در هر دو حالت، بازارهای انرژی که ماه‌هاست زیر فشار جنگ و نااطمینانی ژئوپلیتیکی قرار دارند، احتمالاً همچنان بی‌ثبات خواهند ماند؛ آن هم در شرایطی که اسکات بسنت خواستار آرام شدن بازارها شده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند اگر ایران در واکنش به تشدید فشارهای اقتصادی، دامنه حملات خود را گسترش دهد و زیرساخت‌های انرژی بیشتری را در منطقه هدف قرار دهد، اختلال در عرضه و بازار نفت می‌تواند برای مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کند.
ایران تلافی می‌کند، آمریکا ضربه می‌خورد
پولیتیکو می‌افزاید: هرچه فشار اقتصادی شدیدتر شود، باید انتظار واکنشی شدیدتر را نیز داشت. مسئله فقط محاسبه اثر تحریم‌ها بر بازار نیست، بلکه پرسش مهم‌تر این است که ایران برای جبران فشار اقتصادی چه اقداماتی انجام خواهد داد. رأی‌دهندگان آمریکایی از افزایش هزینه زندگی، قیمت مواد غذایی و بهای بنزین خسته‌اند و ادامه بی‌ثباتی در بازار انرژی می‌تواند نارضایتی عمومی را افزایش دهد. قیمت بنزین در ایالات متحده در حدود ۴ دلار و ۱۰ سنت به ازای هر گالن قرار دارد؛ بالاترین سطح ثبت‌شده در این مقطع از سال، بدون تعدیل بر مبنای تورم. محدودیت ظرفیت پالایشگاهی نیز به افزایش قیمت گازوئیل منجر شده است. ایران احتمالاً اجازه نخواهد داد آمریکا به این سادگی از این معادله عبور کند.  در همین حال، راجر دیوان، معاون شرکت «اس‌اندپی گلوبال انرژی»، یادآور شد که جمهوری اسلامی تجربه‌ای طولانی در مقابله با تحریم‌های دولت‌های مختلف آمریکا و حفظ ساختار سیاسی خود دارد. در نتیجه، سیاستی که با هدف منزوی کردن اقتصادی ایران و کاهش فشار بر بازار انرژی طراحی شده است، ممکن است به افزایش ریسک حمله پیشدستانه و طولانی‌تر شدن بی‌ثباتی در بازار نفت منجر شود.
موضع بسنت، اعتراف به ضعف آمریکاست
وبسایت رادیو فرانسه، ضعف را دلیل متوسل شدن آمریکا به تحریم برشمرد و نوشت: وزیر خزانه‌داری آمریکا، از بستۀ جدیدی از تحریم‌ها علیه ایران خبر داد که برخلاف تحریم‌های معمول، شرکای تجاری ایران را در بخش‌هایی همچون طلا، فناوری، دارایی‌های دیجیتال، هوانوردی و کشتیرانی هدف قرار می‌دهد.
بسنت گفت: «همه را مسئول خواهیم دانست. هیچ‌کس نباید ارادۀ ما را در این زمینه امتحان کند.» این در حالی است که روموالد سیورا، پژوهشگر مؤسسه روابط بین‌الملل و راهبردی (IRIS) و مدیر مطالعات سیاسی و ژئواستراتژیک ایالات متحده، این اظهارات را نشان‌دهنده «اعتراف به ضعف» آمریکا خوانده است. او اظهار داشت: واقعیت را همان‌گونه که هست ببینیم. ماه‌ها بمباران به نتیجه نرسیده. ایران پابرجاست. تنگۀ هرمز هنوز بسته است. آمریکا با کمبود مهمات مواجه است و ترامپ راه دیگری برای دست یافتن به اهداف خود پیدا نکرده است. اما او دقیقاً دنبال چیست؟ تنگۀ هرمز پیش از آنکه ترامپ آمریکا را وارد این جنگ کند، کاملاً باز بود. بنابراین تردیدهای زیادی وجود دارد که تحریم‌های جدید بتوانند مؤثر واقع شوند؛ به‌ویژه وقتی کشورهایی مانند هند و چین را تهدید می‌کند.»
چین که یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان نفت ایران است، از هم‌اکنون اعلام کرده که «قاطعانه از منافع خود دفاع خواهد کرد.»
روموالد اسکیورا در پاسخ به این پرسش که آیا ترامپ واقعاً می‌تواند کشورهایی مانند هند یا چین را تحریم کند، می‌گوید: «از نظر فنی چنین کاری امکان‌پذیر است، اما پیامدهای اقتصادی آن برای خود آمریکا بسیار سنگین خواهد بود. ایران سال‌هاست با چنین تحریم‌هایی زندگی کرده است. اگر این تحریم‌ها واقعاً می‌توانستند برای آمریکا مؤثر باشند، از همان ابتدا به سراغ آن‌ها می‌رفتند. به نظر می‌رسد ترامپ این اظهارت را عمدتاً برای جلب رضایت افکار عمومی آمریکا و در آستانۀ انتخابات میان‌دوره‌ای مطرح کرده و بعید است که تا انتهای مسیر پیش برود، زیرا تمایلی ندارد چین را رودرروی خود قرار دهد و بحران تازه‌ای ایجاد کند که اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.
دست آمریکا خالی است
برگ‌های برنده دست ایران است
جان مرشایمر تحلیلگر آمریکایی روابط بین‌الملل گفت: مقامات آمریکایی درمانده شده‌ و ناامیدند. آنها از تمام ترفندهای ممکن استفاده کرده‌اند. با یک عملیات هوائی بزرگ شروع کردند. به سمت محاصره رفتند و هیچ‌کدام از اینها کارساز نبود. ایرانی‌ها همچنان پابرجا بودند. ما دیگر هیچ کارت نظامی برای بازی کردن نداریم. این ایرانی‌ها هستند که کارت نظامی را در دست دارند. به نظر من، تعادل اجبار نظامی تقریباً قاطعانه به نفع آنها تغییر کرده است. این واقعاً قابل توجه است. تحریم‌های آمریکا علیه ایران تاثیری نخواهد داشت. در تاریخ معاصر، حتی یک مورد هم سراغ ندارم که چنین محاصره، واقعاً کشوری را وادار به تسلیم کرده باشد. وقتی فشار شدیدی وارد می‌کنید، معمولاً اتفاقی که می‌افتد این است که آن کشور دست به واکنش تهاجمی و حمله می‌زند. من گمان نمی‌کنم بتوانید ایرانی‌ها را به زانو درآورید. آنها تلافی خواهند کرد.
محاصره را فراموش کنید. اگر چینی، روس یا ترک باشید، آخرین چیزی که می‌خواهید در این‌جا ببینید، شکست دادن ایران توسط ایالات متحده است. بالعکس شما خواهان پیروزی ایران در جنگ هستید. نخبگان غربی، تقریباً همه می‌گویند: ایران پیروز شده و آمریکا شکست خورده است.
نسخه، تکراری است 
و آمریکا هم توان گذشته را ندارد
روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که پروژه جدید ترامپ علیه ایران تا حد زیادی همان نسخه تکراری سال ۲۰۱۸ است که در زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و اعمال صدها تحریم سخت علیه ایران با امید تسلیم شدن این کشور و مذاکره از موضع ضعف، مطرح شد.
همچنین روزنامه تلگراف، با طرح این سؤال که چرا تحریم‌های جدید ایران، اشتباه محاسباتی است؟، نوشت: دولت ترامپ بار دیگر در محاسبات خود دچار خطا شده است. جنگ اقتصادی، پیش از آنکه ایران را به تسلیم وادارد، حمایت سیاسی در واشنگتن از این جنگ را فرسوده خواهد کرد و بحران بازارهای جهانی انرژی، غذا و کالا را تشدید می‌کند.
اجرای این کارزار مالی به همراهی چین، روسیه، هند، ترکیه و اروپا نیاز دارد؛ در حالی که ایران با بیش از ۲۲۰۰ تحریم آمریکا سازگار شده و چین نیز دیگر در برابر فشار واشنگتن عقب‌نشینی نمی‌کند. آمریکا برخلاف ۱۰ تا ۱۵ سال پیش، از آن برتری مالی و ائتلاف متحدانی که امکان محاصره اقتصادی کشورها را فراهم می‌کرد، برخوردار نیست. واشنگتن، خود برای تأمین کسری‌هایش به ورود سرمایه خارجی وابسته است و خزانه‌داری باید تقریباً هر سه ماه ۶ تریلیون دلار بدهی را تأمین یا تجدید کند؛ کسری بودجه ژوئیه نیز به ۴۳۲ میلیارد دلار رسید، یعنی ۴۸ درصد بیشتر از سال قبل.
ایران، ابزارهای لازم 
برای دور زدن محاصره را دارد
تلگراف خاطر نشان کرد: ایران نیز ابزارهای لازم برای دور زدن محاصره را در اختیار دارد. مرز ۵۹۰۰ کیلومتری با هفت کشور، مسیر حمل ‌و نقل 
شمال- جنوب و تجارت فزاینده با روسیه و چین، امکان تداوم جریان کالا را فراهم می‌کند. چین حدود ۹۰ درصد نفت ایران را می‌خرد و در مقابل تجهیزات و قطعات مختلف صادر می‌کند. تحریم بانک‌های چینی می‌تواند پکن را به اقدامات تلافی‌جویانه، از محدودیت مواد معدنی حیاتی تا استفاده از حدود ۴ تریلیون دلار دارایی دلاری، سوق دهد و آمریکا را با اروپا نیز وارد تقابل کند. همزمان ایران همچنان بر تنگه هرمز کنترل دارد و از طریق حوثی‌ها بر بخشی از دریای سرخ نفوذ می‌کند. قیمت فرآورده‌های نفتی اکنون معادل نفت خام ۱۴۰ تا ۱۶۰ دلار در هر بشکه است و قیمت گاز اروپا به ۶۹ یورو در هر مگاوات‌ساعت رسیده؛ فشارهایی که به‌زودی در تورم و هزینه زندگی نمایان‌تر خواهد شد. ترامپ اکنون میان پذیرش شکست با شروط فزاینده ایران و ورود به جنگی طولانی و پرهزینه گرفتار است؛ جنگی که می‌تواند ریاست‌جمهوری او را فرسوده و حتی به شکست دیگری منجر شود. 
شش ماه پس از جنگ، ایران قوی‌تر شده است
روزنامه نیویورک تایمز، اذعان کرد: شش ماه بعد، ایران قوی‌تر به نظر می‌رسد، در حالی که اهداف آمریکا همچنان نامشخص است. بعید است واشنگتن با جایگزینی درگیری نظامی با جنگ اقتصادی، در تغییر استراتژی تهران موفق شود. دولت ترامپ، پس از محدودشدن گزینه‌های نظامی و بی‌نتیجه‌ماندن فشارهای پیشین، بار دیگر تحریم‌ها و محاصره اقتصادی را به ابزار اصلی خود علیه ایران تبدیل کرده است. درحالی‌که تهران با اتکا به صادرات نفت، شبکه‌های دور زدن تحریم و کنترل تنگه هرمز شرط بسته است که می‌تواند بیش از آمریکا و متحدانش هزینه‌های این تقابل را تحمل کند.
سوزان مالونی، مدیر سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز، معتقد است موفقیت فشار اقتصادی آمریکا در نهایت به این بستگی دارد که مقاومت واشنگتن و متحدانش از مقاومت حکومت ایران بیشتر باشد؛ فرضی که نمی‌توان از درستی آن مطمئن بود. ساختار اقتصادی ایران طی چند دهه دقیقاً تحت تأثیر فشارهای آمریکا شکل گرفته و برای بقا در چنین شرایطی خود را سازگار کرده است. ترامپ بار دیگر روی تأثیر فشار اقتصادی حساب باز کرده، زیرا روشن شده که حتی بمباران بیشتر نیز ایران را به عقب‌نشینی وادار نخواهد کرد. در مقابل، ایران تصور می‌کند که می‌تواند بیش از آمریکا و متحدانش فشار اقتصادی و سیاسی این تقابل را تحمل کند.
نیویورک تایمز تاکید کرد: سایه جنگ بر گلوگاه‌های انرژی آمریکا سنگینی می‌کند. بهای گازوئیل آمریکا با جهش ۵۳ درصدی به ۵.۶۲ دلار رسید. اختلال پالایشگاه‌های روسیه و انسداد هرمز، نفت را به ۸۶ دلار رساند و ظرفیت خاورمیانه را روزانه 
۱.۶ میلیون بشکه کاهش داد. در نتیجه، سود پالایشگاه‌ها تا ۹۰ دلار جهش یافت، اما هزینه سوخت کشاورزان تا ۴۰ هزار دلار دو برابر شد.
گفتنی است فشار قیمت بنزین بر دولت ترامپ موجب شد تا او با تولیدکنندگان بنزین دیدار کند. به گزارش رویترز، این دیدار در حالی صورت می‌گیرد که دولت ترامپ قصد دارد تا قبل از انتخابات میاندوره‌ای کنگره در ماه نوامبر فشار بر مصرف‌کنندگان آمریکایی را کاهش دهد.
جنگ با ایران، ارتش آمریکا را ورشکسته کرد
در همین حال، روزنامه انگلیسی گاردین از ورشکستگی ارتش آمریکا در جنگ با ایران خبر داد و نوشت: جنگ علیه ایران موجب بروز یک بحران مالی شدید برای ارتش آمریکا شده و نیروی دریایی آمریکا ناچار شده است برای تأمین هزینه‌های عملیات‌های رزمی، از محل حقوق کارکنان خود و منابع مالی دیگر، بودجه جابه‌جا کند. 
بر اساس اسناد و مصاحبه با مقامات آمریکایی، جنگ علیه ایران ذخایر مهمات آمریکا را خالی کرده است. حملات ایران به پایگاه‌های استراتژیک در سراسر خاورمیانه آسیب رساند و فشار بر بودجه نظامی را دوچندان کرد. حساب‌های حقوق و دستمزد ارتش آمریکا به دلیل برداشت پول از آنها برای تأمین مالی عملیات‌های رزمی با کسری مواجه است. نیروی دریایی آمریکا سلاح‌هایش را تمام کرده، کشتی‌هایش را خسته کرده و پولش تمام شده است.
گاردین به نقل از یک مقام و یک پیمانکار نیروی دریایی آمریکا خاطر نشان کرد: به دلیل این بحران مالی، انجام تعمیرات و نگهداری‌های غیرضروری و فوری در تأسیسات زمینی به تعویق افتاده است.

captcha