کد خبر: ۳۳۶۸۷۰
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۷

مشورت‌گیری و عمل به آن

 
یکی از مهم‌ترین آموزه‌های سیاسی– اجتماعی اسلام، مشورت است که نوعی مشارکت فعال اجتماعی از سوی امت و رهایی از هر گونه استبداد رای است. از نظر قرآن، مشورت در میان مؤمنان یکی از ویژگی‌های امت اسلام است.
 هر چند که این مشورت الزامی نیست، بلکه مستحب است: وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ؛ کارشان در میانشان با مشورت است.
(شوری، آیه 38) 
اما آنچه مهم و اساسی است ضرورت مشورت از سوی اولیای امور اجتماعی و سیاسی و صاحبان امر ولایت با امت اسلام در مسائل مهم اجتماعی و سیاسی است. خدا بصراحت فرمان می‌دهد: وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ؛ با مؤمنان در امور مشورت بگیر!
(آل عمران، آیه 159)
بی گمان یک حکم الهی بر رهبران امت اسلام حتی معصوم(ع) این است که با مسلمانان در امور اجتماعی و سیاسی مشورت کند. 
البته از نظر قرآن، مشورت با مسلمانان حتی آنانی که پیامبر (ص) نسبت به آنها به سبب گناه و خطا، باید گذشت و غفران داشته باشد، امری لازم است؛ اما آیا رهبران امت می‌بایست بر اساس مفاد مشورت عمل کنند؟ به نظر می‌رسد که مشورت لازم است، اما عمل بر اساس مفاد مشورت در همه شرایط و حالات الزام آور نیست؛ زیرا موارد مشورت 
متفاوت است. 
توضیح اینکه مشورت رهبر جامعه ولایی ممکن است در امور سه گانه‌ای انجام شود:
1.مسائل عمومی: در این‌گونه مباحث باید به عرف عموم مراجعه شود و عرف عام که معروف پیش همگان است ملاک و معیار قرار گیرد. از این رو، عمل بر اساس عقل جمعی و اکثریت عقلایی‌، امری لازم است و رهبر جامعه باید بر اساس آن عمل کند، چنان‌که پیامبر(ص) در مشورت‌های جنگ احد و جنگ احزاب بر اساس مشورت‌های عمومی عمل کرد.
2.مسائل تخصصی: در مسائل تخصصی باید به عرف خاص و متخصص مراجعه و براساس آن عمل شود. مثلا در کشاورزی یا صنعتی باید به متخصص آن مراجعه کرد.
3.مسائل تخصصی فقهی: در این‌گونه مسائل مراجعه به متخصصان دیگر مفید و سازنده است، اما اگر از نظر مبانی یا فتوا فرق داشت، باید به نظر فقهی خود بسنده کند؛ زیرا مخالفت با علم نادرست است. به سخن دیگر، نظر رهبری در این موارد مقدم بر رای و نظر شورا 
خواهد بود.
از نظر قرآن، مراجعه به شورا برای مشورت‌گیری لازم است؛ اما لزومی ندارد که رهبر جامعه بر اساس مفاد مشورت عمل کند، بلکه می‌تواند رای و نظری را انتخاب کند که خود به آن ایمان دارد و به مصلحت 
می‌بیند. 
از همین رو خدا می‌فرماید: در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى، بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مىدارد. (آل عمران، آیه 159) 
پس با آنکه ولی امر مشورت می‌گیرد، ولی اوست که حکم نهائی را صادر می‌کند و عزم بر انجام می‌گیرد. توکل بر خدا در این شرایط به ویژه هنگامی که رای و نظر با شورا مخالف است، اعتماد به خدایی است که زمام همه امور ملک و ملکوت به دست اوست. 
(یس، آیه 83؛ نگاه کنید: مؤمنون، آیه 88)
در حدیث آمده: وَقال علی(ع) لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَشَارَ إِلَیْهِ فِی شَیْءٍ لَمْ یُوَافِقْ رَأْیَهُ: لَکَ أَنْ تُشیرَ عَلَیَّ وَأَرَی، فَإِنْ عَصَیْتُکَ فَأَطِعْنی؛ حضرت امیرمؤمنان(ع) درباره مشورت‌گیری و شرایط آن به عبدالله بن عباس فرمود: تو حق داری نظر مشورتی خود را به من بگویی و من روی آن بیندیشم و تصمیم بگیرم؛ اما اگر با تو مخالفت کردم (و نظر تو را نپذیرفتم) باید از من اطاعت کنی.
(نهج‌البلاغه، حکمت 321)
بنابراین، لزوم مشورت‌گیری از سوی رهبری به معنای این نیست که حتما به مفاد مشورت مشاوران باید عمل کند، بلکه باید خود بسنجد و بر اساس مبانی و نظریات خویش به مقام عزم و عمل در آورد.
* حسن عبدی

captcha