کد خبر: ۳۳۶۷۱۸
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۸

ویژگی‌های زهراگونه شهیده «سیده بشری خامنه‌ای» به روایت همسر داغدارش

مراسم بزرگداشت شهیده «سیده بشری خامنه‌ای»، دختر رهبر شهید انقلاب که در تجاوز نظامی آمریکایی- صهیونی به بیت رهبری در جریان جنگ رمضان به شهادت رسید، عصر دوشنبه در دانشگاه شریف برگزار شد.
سخنران این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین «محمدجواد محمدی گلپایگانی» همسر شهیده «سیده بشری خامنه‌ای» و پدر نوزاد شهید «زهرا محمدی گلپایگانی» بود.
بخش عمده این سخنرانی مربوط به ویژگی‌های اخلاقی، اعتقادی و شخصیتی شهیده «سیده بشری خامنه‌ای» بود، که به صورت تیتروار می‌توان به خصوصیات ذیل از زبان همسر این شهیده بزرگوار اشاره کرد:
حدود الهی را رعایت می‌کرد.
 اهل حلال و حرام بود.
هرگز دروغ نمی‌گفت. 
اهل غیبت نبود.
بدگویی نمی‌کرد. 
اگر درددلی می‌کرد اسم شخص را نمی‌گفت.
در موازین شرعی حساسیت داشت.
به اسراف حساس بود. 
ما دور ریز نداشتیم از غذا و خوراکی.
اهل عوض کردن تند تند وسایل نبود. 
چند مدل غذا برای مهمان درست نمی‌کرد. 
میوه‌های نوبرانه گران نمی‌خرید. صبر می‌کرد وقتی همه توانستند بخرند می‌خریدیم.
حق‌الناس را مهم می‌دانست. در ورقه صحیح کردن دوبار صحیح می‌کرد تا حق‌الناس به گردنش نباشد.
از میوه درخت‌های داخل بیت که می‌آوردند نمی‌خورد تا وزن کنیم و پولش را حساب کنیم.
اهل نماز شب و نمازهای مستحبی بود.
به دوستش گفته بود اگر می‌خواهی خدا به تو نگاه کند نماز شب بخوان.
خیلی در طول سال روزه مستحبی می‌گرفت.
فضای خانه را فضای مذهبی می‌کرد.
اعمال مناسبت‌ها را بلد بود. از چند روز قبل از مناسبت‌ها در خانه تذکر می‌داد که فلان عمل را دارد.
در شهادت‌ها و ولادت‌ها زیارت آن معصوم را می‌خواند.
فضای خانه را هم تغییر می‌داد.
در محرم و صفر پرچم و سیاهی و کتیبه می‌زد به خانه.
به تربیت دینی فرزندانش بسیار حساس بود و توجه داشت.
ماه رجب و شعبان و رمضان عبادتش مضاعف می‌شد. 
موقع تمام شدن ماه رمضان از رفتنش ناراحت می‌شد. 
نسبت به قرآن انس خیلی زیادی داشت.
به طوری که آقا به فرزندان ما می‌گفتند مثل مادرتان قرآن بخوانید.
در ماه رمضان سه دور قرآن را ختم می‌کرد.
روز شهادتش نزدیک اولین ختم قرآن ماه رمضانش بود.
کمتر آیه‌ای بود که ادامه‌اش را نتواند ادامه بدهد.
بعضی سوره‌ها را حفظ بود.
وقتی بحث قرآنی در خانه ما شکل می‌گرفت مخاطب آقا، بشری خانم می‌شد.
وقت دعا و قرآن با حضور قلب بود.
معانی قرآن را متوجه می‌شد‌. 
کتاب‌هایی که به ایشان هدیه می‌دادند بیشتر کتاب‌های تفسیر بود. دوستانش علاقه به قرآنش را می‌دانستند.
به صلوات خیلی علاقه‌مند بود.
به یکی از دوستانش گفته بود من اگه نبودم روزی یک تسبیح از طرف من صلوات بفرست.
اهمیت و اولویتش خانواده بود.
بسیار باهوش و بااستعداد بود.
بهترین موقعیت را می‌توانست داشته باشد ولی اکتفا کرده بود به یک تدریس مختصر در مدرسه که با وجود بچه‌ها کمتر شد و به خاطر زهرا قطع شده بود.
یکی از بهترین رتبه‌های کنکور سراسری را آورده بود ولی به خاطر زندگی ما که در قم بود انتخاب اولش را نزد و دانشگاه قم را اولویت داد و هیچ وقت هم اعتراض نکرد.
هیچ وقت از نظر مالی روی درآمد بنده حساسیتی نداشت.
سازگار و اهل مدارا بود.
عقلانیت زیادی داشت و زوج‌های جوان را به زندگی کردن و ساختن دعوت می‌کرد.
در خانه اهل کار و زحمت بود. 
۱۱ سال آخر در منزل آقا زندگی می‌کردیم. از خودگذشتگی‌اش خیلی زیاد بود. در ۱۱ سال اخیر به خاطر آقا همه چیز را کنار گذاشت. به ادبیات مسلط بود. تدریس را فوق‌العاده دوست داشت ولی به معنای واقعی کلمه خودش را وقف پدر و مادرش کرد.
آقا همیشه تحسینش می‌کرد و دلسوزی‌اش را می‌کرد و می‌گفت «چقدر تو زحمت می‌کشی»، می‌گفت نه من کاری نمی‌کنم. 
بی ادعا بود.
امکان نداشت جایی خودش را معرفی کند. 
در حرم امام رضا خادم کفشداری بود. 
با اخلاص بود.
نداشتن موبایل را آسان پذیرفت.
اینکه دیگر نمی‌توانست دیدارهای دوستانه‌اش را داشته باشد ناراحتش نکرد.
آقا را تنها نمی‌گذاشت.
رسیدگی مادرانه داشت نسبت به آقا.
به معنای واقعی کلمه ‌ام‌ ابیها بود.
جز به خاطر ضرورت از خانه خارج نمی‌شد مگر اینکه هماهنگ می‌کرد خواهرشان بیاید پیش آقا که آقا تنها نباشد.
این سبک زندگی پاداشی جز شهادت نداشت.
حتی زهرا هم پاداش خدمات خالصانه و بی‌توقعش بود. 
از طرف آقا هم یک علاقه فوق‌العاده‌ای نسبت به بشری خانم وجود داشت.
آقا سر سفره تا بشری نمی‌آمد غذا را شروع نمی‌کرد.
دوست داشت بشری غذا را برایش بکشد. 
البته واقعا همه فرزندان آقا خوب بودند.
آقا به دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای خوب شدن فرزندانشان التزام داشتند.
خدا هم دعایشان را مستجاب کرده بود.
...

captcha