از سراب ۳۰۰ میلیارد دلاری تا دلار ۲۰۰ هزار تومانی!
این روزها جریان تسلیمطلب خط عملیات روانی جدیدی را کلید زدهاست؛ پروپاگاندایی ناشیانه برای گره زدن دلار ۲۰۰ هزار تومانی به پیامدهای جنگ و بستن تنگه هرمز. سناریویی تکراری برای تطهیر خود و آدرس غلط دادن به مردم.
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا جهش ارزی، واقعاً محصول بستن تنگه هرمز است یا ریشه در سیاستهای غلطِ پاستور و میرداماد دارد؟
اگر امروز قرار باشد کسی در مقام طلبکار بنشیند، جریان انقلاب و مردم مبعوث ایرانند، نه دستاندرکاران «پروژه بنبستنمایی». آقایان یادشان رفته است که با چه شوق و ذوقی از تفاهم میگفتند؟ همانهایی که تصور میکردند با امضای تفاهم، آمریکا تحریمها را لغو میکند، پولهای بلوکهشده آزاد میشود و سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری به کشور سرازیر خواهد شد! نتیجه چه شد؟ ترامپ رسمی مرده بودن تفاهمنامه را اعلام کرد و زیرساختهای کشور هدف قرار گرفت؛ اما برخی مسئولان و رسانههای همسو همچنان ولکن داستان نیستند و بر طبل سیاهنمایی میکوبند.
نگاهی به ارقام واقعی، پرده از این فریب بزرگ برمیدارد. نرخ دلار پیش از آغاز درگیریها، رشد ۱۸۴ درصدی را نسبت به روز نخست آغاز به کار دولت ثبت کرده بود. اگر همان شیب صعودی و نمودار خطی را بدون هیچ متغیر خارجی ادامه میدادیم، دقیقاً به همین ایستگاه دلار ۲۰۰ هزار تومانی امروز میرسیدیم! بازار ارز بیش از آنکه تابع شیپور جنگ باشد، معلول مستقیم سیاستهای غلط ارزی و شانه خالی کردن از انضباط مالی است.
بنابراین، ادعای اینکه «جنگ عامل تورم ۳ رقمی شد»، یک دروغ بزرگ و فرار به جلو است. سونامی تورم را حذف بیضابطه ارز ترجیحی کلید زد، نه جنگ. تورم ۱۵۰ درصدی مواد غذایی در بهمنماه سال گذشته رخ داد؛ آیا در بهمنماه جنگی در کار بود؟ آقایان آن روزها ادعا میکردند حذف ارز ۲۸,۵۰۰ تومانی فقط اثر تورمی «محدود و چند درصدی» دارد!
اما حذف همان ارز از دیماه، سفره مردم را کوچک کرد و زنجیرهای از گرانی کالاهای اساسی را رقم زد.
دولت نباید و نمیتواند با بهانهجویی و سنگر گرفتن پشت جنگ و تنگه هرمز، اشتباهات فاحش سیاستی خود را پنهان کند. اتفاقا بستن تنگه هرمز بهترین راهبرد برای فشردن گلوگاه انرژی جهان و هزینهزایی برای آمریکای تروریست و متحدانش در منطقه بود و هست.