کد خبر: ۳۳۶۶۰۴
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۵
چرخه شوم «مذاکره، جنگ، آتش‌بس» و لزوم خروج از آن-بخش پایانی

تمایل دولت محترم به ساخت مکرر عبرت‌های تاریخی!

حسن رضایی

مسئله مذاکره با آمریکا و نتایج حاصل از آن، امر پیچیده و مبهمی نیست. هم تاریخ روشن کشور خود ما در قبل و بعد از انقلاب و هم تاریخ دیروز و امروز دنیا، نمایشگاه زنده نوع برخورد آمریکا با دیگران در جریان مذاکرات و تعاملات سیاسی و هدف این دولت تروریست از مفهوم مذاکره است. با این‌ حال، برخی با وجود دادن هزینه‌های سنگینی از جمله شهادت رهبر عظیم‌القدر انقلاب، باز هم اصرار دارند که بگویند مذاکره با آمریکا می‌تواند به نتایج مثبتی برسد و حتی رسیده است. ریاست محترم جمهور در همین زمینه، طی گفت‌وگوی تلویزیونی اخیر خود با مردم، منتقدین تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را تلویحاً جنگ‌طلب و همصدا با اسرائیل خطاب کرده و گفته‌ است: «در همین تفاهم‌نامه‌ای که انجام دادیم، توانستیم جنگ لبنان را متوقف کنیم. توانستیم محاصره را برداریم، می‌خواستند پول‌هایمان را بازگردانیم و بخشی از ویورها و تحریم‌ها را رفع و حذف کنند!... ما به آمریکا چه دادیم؟ کلی دستاورد داشتیم. چرا به مردم اطلاعات نادرست می‌دهید؟»
ایشان در بخشی دیگر از همین گفت‌وگو می‌گوید: «بزرگ‌ترین دشمن آمریکا، چین است، چرا دعوا نمی‌کنند؟ چین کار خودش را انجام می‌دهد و روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود، وقتی ما می‌توانیم از طریق گفت‌وگو حق و حقوقمان را بگیریم، چرا این کار را نکنیم؟» 
با کمال احترام به جناب رئیس‌جمهور، باید گفت: این نوع نگرش جناب ایشان از روابط بین قدرت‌هایی مثل چین و آمریکا، مایه شگفتی بسیار است. گویا که جناب رئیس‌جمهور کشورمان در این فقره از بحث، اولاً به‌صورت غیرمستقیم خود ما را مقصر اختلاف بین ایران و آمریکا معرفی می‌کند! و همزمان، چنان از روابط و اختلافات بین قدرت‌های بزرگ سخن می‌گویند که گویی دعوای بین دو بچه‌مدرسه‌ای است که می‌شود با یک گفت‌وگوی دوستانه آن را فیصله داد. هرچند چین و آمریکا همین اکنون اختلافات و تنش‌های بسیاری دارند و روزانه تحریم‌هایی را علیه یکدیگر وضع می‌کنند، بحث احتمال برخورد نظامی آنها هم چند سال است که از مباحث داغ فضای رسانه‌ای و سیاسی دنیاست!
 تفاهمی که نابود شده 
قرار است مرکز ثقل روابط خارجی باشد!
علاوه ‌بر این، روشن است که اگر آمریکا گمان می‌کرد که می‌تواند مثل ویتنام، عراق، لیبی، ونزوئلا، اروگوئه، السالوادور، اندونزی، آنگولا، برزیل، بنگلادش، هندوراس، سودان، شیلی، کامبوج، پاناما، افغانستان و ده‌ها کشور دیگر، به چینِ امروز هم حمله نظامی کند یا در آن کودتا کند، لحظه‌ای در انجام آن تردید نمی‌کرد؛ لذا آنچه مانع برخورد نظامی آمریکا با چین شده، قدرت درونی چین است نه اخلاق خوب این دو یا روابط خوب چین و آمریکا آقای رئیس‌جمهور!
آقای پزشکیان پیش‌ازاین گفت‌وگوی تلویزیونی نیز، طی توئیتی جداگانه، در تمجید از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نوشته بودند: «این یادداشت تفاهم حاصل خرد جمعی شورای‌عالی است و همه اعضا با آن همدل هستند. معتقدم این یادداشت تفاهم، مرکز ثقل روابط خارجی ما در آینده خواهد بود و امنیت کشور، منطقه و متحدان ما را ارتقا خواهد داد.» این در حالی است که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌ازاین رسماً تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را پایان‌یافته معرفی کرده و کاظم غریب‌آبادی معاون وزیر امور خارجه کشورمان نیز گفته بود: آمریکا، تفاهم‌نامه را تنها نقض نکرد، بلکه آن را متلاشی کرد!
در مورد دستاوردهای ادعایی آقای رئیس‌جمهور از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اما باید گفت که مطابق داده‌های میدانی و بر خلاف تصور آقای پزشکیان، پس از انعقاد تفاهم‌نامه مذکور، نزدیک ۲۵ درصد خاک لبنان توسط اسرائیل اشغال شده و همین حالا هم حملات روزانه این رژیم پلید به لبنان و حزب‌الله ادامه دارد! یک‌سنت از پول‌های بلوکه‌شده کشورمان آزاد نشده و پس از انعقاد تفاهم‌نامه کذایی، آمریکا چندین تحریم جدید علیه کشورمان وضع کرده، در چند نوبت جداگانه نیز به بخش‌هایی از کشور عزیزمان حمله نظامی کرده است. 
با این وجود، چطور می‌توان معتقد بود که تفاهم‌نامه مذکور امنیت کشور، منطقه و متحدان ما را ارتقا خواهد داد؟! شگفتی دیگر در مورد این سخن آقای رئیس‌جمهور این است که ایشان توئیت مورد بحث را در دومین سالروز شهادت شهید اسماعیل هنیه مهمان ویژه مراسم تحلیف خود به عنوان رئیس‌جمهور ایران اسلامی منتشر کرده‌اند.
 هر بار فریب دادند؛
 ولی این بار امنیت ما و منطقه را تأمین می‌کنند!
حال، شگفتی این تقارن تاریخی در کجاست؟ در آنجا که ایشان بعدها و پس از شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله، با تسلیت این شهادت در جلسه هیئت دولت، گفته بودند: «ادعاهای سران آمریکا و کشورهای اروپایی نیز که در ازای عدم پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعده آتش‌بس می‌دادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایت‌کارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایات بیشتر جری‌تر خواهد کرد!» براین‌اساس، ظاهراً ما هر چند وقت یک‌بار باید به‌صورت چرخه‌ای، عبرت‌های تاریخی را زندگی کنیم و چنان‌که پیداست، آقای پزشکیان و دولت محترمشان اکنون مجدداً به روزهای اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۴ بازگشته‌اند. در دوره تاریخی مذکور، عباس عراقچی وزیر امور خارجه طی یادداشتی در روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست نوشت که «توافق جدید هسته‌ای می‌تواند دسترسی شرکت‌های آمریکایی به فرصت اقتصادی هزار میلیارد دلاری در کشوری با جمعیت ۹۰ میلیونی و ذخایر عظیم نفت و گاز را فراهم کند!»
حالا هم تفاهم‌نامه‌ای که به گفته خود دولتمردان محترم «نابود شده است»، قرار است امنیت ما، منطقه و متحدانمان را تأمین کرده، مرکز ثقل سیاست خارجی ما در آینده باشد. علاوه ‌بر این، به گفته آقای رئیس‌جمهور هر کس چیزی جز این بگوید، جنگ‌طلب و در خط اسرائیل است! به‌راستی با این دست‌فرمان و این نوع برداشت از روابط بین‌الملل از سوی دولت محترم، چرا باید به خروج از چرخه شوم «مذاکره، جنگ، آتش‌بس» امید داشت؟ چرا اگر کسی به شما بگوید این‌قدر هر بار خانه بر باد نسازید و این کار بیهوده را تکرار نکنید که اگر تا ابد هم این چرخه بیهوده را تکرار کنید، خانه‌دار نمی‌شوید، باید متهم به هم‌صدایی با اسرائیل شود؟ به‌راستی، دلیل اصرار دولت محترم بر این راهبرد اشتباه و خسارت‌بار چیست؟ آن هم درحالی‌که قاطبه گزارش‌های رسمی و غیررسمی رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی از در مخمصه بودن آمریکا به لحاظ قیمت نفت و ذخایر نظامی می‌گویند؟!
 دشمن در مخمصه، دوستان در تدارک راه خروج!
در همین زمینه، اخیراً مؤسسه اچ‌اف‌ای ریسرچ که در حوزه انرژی فعال است، طی گزارشی نوشته است که «حتی اگر آمریکا بار دیگر از ذخایر راهبردی نفت برداشت کند، به دلیل محدود بودن نرخ آزادسازی حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز، این اقدام تأثیر کافی برای کاهش قیمت نفت را ندارد. ازسوی‌دیگر، نفت‌هایی که پیش‌تر در خاورمیانه به دلیل اختلالات عرضه متوقف شده بودند، اکنون وارد بازار شده‌اند و منبع فوری دیگری برای افزایش عرضه و فشار بر قیمت‌ها وجود ندارد.» علاوه ‌بر این، بر اساس داده‌های بانک سرمایه‌گذاری آمریکا، ذخیره استراتژیک نفت ایالات متحده به کمترین میزان از سال ۱۹۸۳ رسیده است. این ذخیره هم‌اکنون تنها معادل ۴۳ روز مصرف نفت خام این کشور است و اگر نفت جدیدی به آمریکا نرسد این کشور با کمبود نفت مواجه خواهد شد. در این شرایط ما چرا باید تداوم تفاهم‌نامه نابود شده‌ای که یکی از اهدافش، باز شدن تنگه‌هرمز و برداشته‌شدن فشار از روی آمریکا است را، مرکز ثقل سیاست خارجی خود بدانیم و حداقل در مقام حرف، بیشتر به آمریکا فشار وارد نکنیم؟ برت اریکسون، کارشناس آمریکایی جرایم مالی و ژئوپلیتیک اخیراً طی توئیتی در همین زمینه نوشته است: «یک چیزی که در طول این درگیری برای من خیلی عجیب بوده این است که ایرانی‌ها چطور حاضر شده‌اند به ترامپ اجازه بدهند این‌قدر راحت با حرف‌هایش بازارها را تحت‌تأثیر قرار دهد. چرا؟! وقتی ترامپ می‌گوید یک توافق نزدیک است، چرا ایران بلافاصله نمی‌گوید: «ما تا حداقل ماه فوریه هیچ توافقی را قبول نخواهیم کرد؟» روشن است که برداشتن فشار از روی دشمن باهدف فراهم‌کردن راه خروج برای او، هزینه و ریسک جنگ آینده را برایش کمتر و اشتیاق او برای واردآوردن ضربات بعدی به ما را بیشتر خواهد کرد. برخی عزیزان اما ظاهراً عادت دارند همیشه مسائل را معکوس
 بفهمند! دکتر محمدحسین قدیری ابیانه کارشناس مسائل سیاسی در همین زمینه به گزارشگر کیهان می‌گوید: «مذاکرات فعلی هم تداوم همان خط فکری آقای ظریف است منتهی برخی افرادی که سابقه انقلابی داشتند، درگیر این کار شدند.»
حرف‌زدن از توافق در این شرایط 
فقط به نفع آمریکاست
وی می‌افزاید: «هر بار که صحبت از مذاکره می‌شود – حتی اگر مذاکره نشود – این منافعی برای آمریکا دارد و قیمت نفت را پایین می‌آورد. چه کسی در ایران بگوید ما آماده مذاکره هستیم چه هیئت‌هایی از قطر، پاکستان، عمان و.... به کشور ما بیایند، نفس آمدن آنها حتی اگر پیشنهادهایی بدهند که ما نپذیریم، یک علامت غلط به بازار جهانی می‌دهد و قیمت نفت را پایین می‌آورد که به ضرر ما و به نفع آمریکاست، بدون اینکه هیچ نتیجه‌ای داشته باشد. تنها نتیجه‌اش ضرر مالی هنگفت برای ما و سود هنگفت برای غربی‌ها است. گاهی وزیر خارجه ما یک توئیت می‌زند و به فاصله کوتاهی، قیمت نفت ۳۰ الی ۴۰ دلار پایین می‌آید. انگار هر وقت آمریکا در مخمصه قیمت نفت گیر می‌کند، این توئیت آقایان به کمک‌شان می‌آید. حالا با هر نیتی که این توئیت را زده باشند یا این موضع را اتخاذ کرده باشند، فرقی در نتیجه موضوع نمی‌کند.»
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه وسط جنگ که جای صلح‌طلبی نیست؛ ولی متأسفانه آقایان می‌خواهند بگویند ما صلح‌طلب هستیم! می‌گوید: «ما باید متوجه باشیم که چه می‌گوییم و گفتن آنچه اثری دارد؛ ولی با وجود اینکه اثر این کنش‌های آقایان مشخص شده و بارها هم تکرار شده، باز بعضی‌ها از این قضیه دست‌بردار نیستند. گویی وزارت خارجه وظیفه خود می‌داند که به آمریکا کمک کند تا قیمت نفت را پایین بیاورد، بدون هیچ دستاوردی برای ایران! شاید برخی‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند آمریکا را منصرف کنند. نه، شاید فکر می‌کنند اگر این دولت دوره‌اش تمام شود، بعداً اوضاع بهتر می‌شود. این فکر را راجع به برجام هم می‌کردند. 
یعنی خیال می‌کردند اگر ترامپ برود و بایدن بیاید، اینها به برجام برمی‌گردند. برنگشت! فکر کردند تحریم‌ها را کم می‌کند، کم نکردند. در تمام دوره‌های دولت‌های آمریکا، تحریم‌های ما افزایش‌یافته است. بقیه هم همین اهداف و آرزوها را داشته‌اند. اینکه ما فکر کنیم که ترامپ در شرایطی است که الان حاضر خواهد شد امتیاز بدهد تا به یک تفاهمی برسد و به‌عنوان یک برگ برنده در انتخابات کنگره از آن استفاده کند، این تصور اشتباهی است. ترامپ برای پیروزی در انتخابات نیاز به یک پیروزی بزرگ در جنگ دارد که از نظر او، با عملیات گسترده نظامی هوایی، دریایی و زمینی انجام خواهد شد.»

captcha