پختن زباله در آشپزخانه کاسبان ابتذال!
مهدی امیدی
وقتی دوربینها به جای هنر و خلاقیت، روی ابتذال زوم میکنند و فرمول سرگرمی به حرکت روی لبه پرتگاه شوخیهای هنجارشکن تقلیل مییابد، رسیدن بنبست رسانهای دور از انتظار نیست. دنیای پرزرقوبرق نمایش خانگی سالهاست به حیاطخلوتی برای بازتولید چهرههای تکراری و مسابقه بر سر ساختن ویدیوهای وایرال زرد تبدیل شده است؛ جایی که هنر جای خود را به ابتذال کاسبکارانه داده تا مخاطب را به هر قیمتی نگه دارد.
رئالیتیشوی «شفرونی» جدیدترین زباله تولیدشده طبق همین فرمول اشتباه است؛ برنامهای که به نام آشپزی و نشاط، خطوط قرمز اخلاق جامعه را نشانه رفت و سرانجام با دیوار محکم قانون و ایستادگی در برابر ابتذال مواجه شد.
توقف نمایش واقعنما (رئالیتیشو) «شفرونی» پس از پخش تنها سه قسمت از فصل جدیدش با دستور قضائی، بار دیگر پرونده چالشبرانگیز کیفیت و حدود اخلاقی تولیدات شبکه نمایش خانگی را گشود. برنامهای که با اجرای نیما شعباننژاد و کارگردانی رضا مهرانفر در پلتفرم فیلیمو تولید میشد و ساختاری متکی بر فرمول ساده و تکراری رقابت آشپزی- طنز داشت، در نهایت به علت اتهامات مرتبط با شوخیهای هنجارشکن و مغایرت با موازین قانونی و اخلاقی متوقف شد. بررسی مسیر زیست این برنامه نشان میدهد که سرنوشت تلخ آن نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه طبیعی فرآیندی است که در آن «ابتذال» جایگزین «خلاقیت» میشود. «شفرونی» از همان ابتدای راه و فصل نخست خود که به غذاهای ملل اختصاص داشت، ساختار فرمی مشخصی را دنبال میکرد؛ دو چهره شناختهشده در دو آشپزخانه مجزا به رقابت میپرداختند، مهمان مخفی چالشهایی طراحی میکرد و در نهایت همه دور یک میز گرد هم میآمدند. با این حال، حتی تغییر رویکرد برنامه در فصل دوم به سمت غذاهای محلی و استانی ایران نیز نتوانست ضعف بنیادین آن را بپوشاند. برنامه به جای تکیه بر آموزش اصیل یا ارائه یک سرگرمی جاندار و باکیفیت، مدام به سمت شوخیهای کلامی سطحی، چالشهای فیزیکی بیمایه و رفتارهای حاشیهای لغزید. «شفرونی» از نظر فنی و محتوایی فاقد جذابیت پایدار بود و بیشتر به یک آگهی بازرگانی طولانیمدت با چاشنی شوخیهای نخنما شباهت داشت تا یک اثر سرگرمکننده هوشمندانه.
حضور مداوم چهرههای تکراری و پرکار رئالیتیشوها که از این برنامه به آن برنامه میروند، حس یکنواختی و خستگی را به مخاطب تزریق میکرد. این مجموعه برخلاف نمونههای موفقتر این حوزه، هرگز نتوانست سرمایه اجتماعی، مخاطب وفادار یا جریانسازی مثبتی ایجاد کند. در غیاب ساختار دراماتیک قوی و ایده خلاقانه، سازندگان برنامه تصمیم گرفتند ضعفهای اساسی کار خود را با حرکت روی خطوط قرمز اخلاقی، شوخیهای دوپهلو، رفتارهای جنجالی و ایجاد لحظات وایرال در شبکههای اجتماعی جبران کنند. هشدارهای رسانهای درباره سقوط این فرمت به وادی ابتذال از همان ابتدا مطرح بود، اما اصرار بر این رویکرد حاشیهساز، برنامه را به بنبست کشاند.
توقیف سریع این اثر براساس مواد قانونی مرتبط با جرائم رایانهای و عفت عمومی، نشاندهنده تغییر فضای نظارتی و پایان عصر تساهل در برابر عبور از خطوط قرمز اخلاقی است. برخلاف دورههای گذشته، مراجع نظارتی و قضائی پیام روشنی به تولیدکنندگان صادر کردهاند مبنی بر اینکه داشتن مجوز اولیه یا پخش در فضای مجازی به معنای مصونیت در برابر هنجارشکنی نیست. «شفرونی» نمونهای دقیق از برنامههایی است که سعی داشتند کمبود ساختار، بیمایگی محتوایی و نداشتن پشتوانه اجتماعی را پشت شوخیهای جنسی و جنجالهای زرد پنهان کنند؛ برنامهای که نشان داد تکیه بر حاشیه به جای کیفیت، فرجامی جز شکست و توقیف نخواهد داشت.