راهحل مشکلات اقتصادی تلاش و تدبیر است نه اظهار ضعف
سرویس سیاسی-
در شرایطی که دشمن آمریکایی پس از شکست در میدان به نسخه نخنما و تکراری جنگ اقتصادی متوسل شده، راه عبور از مشکلات معیشتی، اظهار ضعف و تسلیم نیست؛ بلکه تکیه بر «تلاش، تدبیر، درونزایی و واکسینه کردن اقتصاد» برای عبور عزتمندانه از این مقطع تاریخی است.
وقتی صفحات اول برخی روزنامهها را ورق میزنید، با یک «سازه شناختی» مواجه میشوید؛ سازهای که قطعات آن به شکلی کاملاً حساب شده کنار هم قرار گرفتهاند تا در نهایت تصویر کشوری تاریک، بیافق و ناچار از پذیرش شروط متجاوز را در ذهن مخاطب حک کنند. این ادبیات، مولد نوعی بیحسی عمومی و القای ناامیدی است. در چنین فضائی، تیترها و تحلیلها نه برای باز کردن گرهای از معیشت مردم، بلکه برای تزریق احساس اضطرار و بازسازی ادبیات «سازش به هر قیمت» تنظیم میشوند. سؤال اصلی این است که چرا درست در برههای که موازنه قدرت به نفع ملت ایران تغییر کرده، یک خط رسانهای مشخص تلاش میکند با ارائه روایتهای تحریفآلود، دست برتر کشور در میدان را به نقطهضعف تبدیل کند؟!
پازل سازش در ویترین رسانهای
و همپوشانی با خواست دشمن
در چند روز گذشته روزنامههایی زنجیرهای مدعی اصلاحات نظیر سازندگی، در حال تکمیل پازلی هستند که برآیند نهائی آن، تداعی تصویر تسلیم و القای ضرورت عقبنشینی است. این جریان با تکرار ترجیعبندهای آشنا، بار دیگر نسخه «مذاکره و سازش» را پیچیده است؛ نسخهای که همیشه به نام ملت و سفره مردم تزیین میشود، اما در عمل تنها به کام کاسبان سازش و تحمیلکنندگان جنگ تمام میشود.
با نگاهی به صفحه اول این جراید، به روشنی میتوان مشاهده کرد که چگونه منفیبافیها و دادههای یکطرفه در کنار هم صف کشیدهاند. تیترهایی چون «صادرات نفتی ایران صفر شده است»، «بهتر است در اوج قدرت و عزت به جنگ پایان دهیم» یا نقلقولهایی با این مضمون که «اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم.»، همگی در یک نقطه تقاطع دارند.
این روزنامه زنجیرهای با بازتاب پررنگ ادعاهای اثباتنشده و غیرواقعی- مانند صفر شدن درآمد نفتی کشور-گل به خودی صریحی را به نفع اتاق جنگ اقتصادی غرب ثبت میکند. این روزنامه از تمامی این مواضع و اظهارات، یک مخرج مشترک میگیرد و مینویسد: «دوام کشور فقط با قدرت نظامی یا شعارهای سیاسی تضمین نمیشود؛ قدرت زمانی ماندگار است که بتواند، اقتصاد و زندگی مردم را نیز سرپا نگه دارد.»
در ظاهر، این عبارت شاید موجه و منطقی به نظر برسد، اما مغالطه اصلی درست در همین نقطه رخ میدهد؛ تضعیف و مخدوش کردن اقتدار نظامی به بهانه مشکلات اقتصادی، قطع کردن همان شاخهای است که امنیت اقتصادی کشور بر روی آن بنا نهاده شده است. این جریان قصد دارد اینگونه القا کند که اقتدار منطقهای و دفاعی ایران، بار سنگینی بر دوش معیشت است، در حالی که در واقعیت، این قدرت نظامی است که تا به امروز مانع از تحقق سناریوهای ویرانگر علیه زیرساختهای اقتصادی کشور شده است.
اظهارات تأملبرانگیز برخی مسئولان
در کنار فضاسازی جریان غربگرا و طیف مدعی اصلاحات، متاسفانه شاهد اظهارات تأملبرانگیز برخی مسئولان کشور نیز هستیم. اظهارنظرهایی که پالس ضعف و انفعال به دشمن مخابره میکند.
در همین رابطه ساخت دوگانههای کاذب و غیرواقعی از جمله «جنگ-مذاکره» و «معیشت-موشک» دقیقا پازل دشمن را تکمیل کرده و به عبارتی برای دشمن کوچه باز میکند.
اینکه بگوییم «بهتر است امروز جنگ را پایان دهیم.» و یا اینکه بگوییم «هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اما اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم» در همین راستا قابل تعریف است. آیا اگر ما جنگ را پایان دهیم، دشمن آمریکایی- صهیونی نیز به جنگ پایان میدهد؟! یا با این پیام ما گستاختر شده و جنگ دیگری را به ما تحمیل میکند؟
چرا باید با ادعاهای بدون سند از جمله فقدان گردش مالی و گرسنگی در مردم، علت این موارد را قدرت نظامی کشورمان جا بزنیم؟
آیا مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، به دلیل قدرت نظامی ایران است؟! یا ناشی از قصور و تقصیرهای دستگاههای ذیربط و از جمله دولت و مجلس؟! آیا خباثت دشمن و جنگ اقتصادی که بر ایران تحمیل شده، بر معیشت و اقتصاد تأثیری نداشته است؟
استیصال واشنگتن در میدان
و بازگشت به نسخه نخنمای تحریم
این حجم از ناامیدسازی و اظهار ضعف در رسانههای داخلی در حالی رخ میدهد که در واقعیت میدان، طرف آمریکایی به دلیل شکستهای متوالی، دچار استیصال شده است. در معادلات فعلی منطقه و بهویژه حوزه راهبردی تنگه هرمز، دست بالا کاملاً با جمهوری اسلامی ایران است. پس از آنکه محاسبات واشنگتن در میدان نظامی به سنگ خورد و نتوانست تهران را به پذیرش خواستههای زیادهخواهانه خود وادار کند، بار دیگر به نسخه تکراری، ناکارآمد و نخنمای فشار اقتصادی و تحریم روی آورده است.
این روزها ترامپ قمارباز و مقامات آمریکایی بار دیگر همان ادبیات تکراری نظیر «سختترین»، «کوبندهترین»، «خردکنندهترین» و «بیسابقهترین» فشار اقتصادی سالهای گذشته را به کار میبرند؛ رئیسجمهور آمریکا در تازهترین مواضع خود وعده داده است که جنگ اقتصادی و انزوای بینالمللی را در ابعادی بیسابقه علیه ایران راه خواهد انداخت و حتی کشورهای طرف معامله با تهران را به مجازاتهای سنگین اقتصادی تهدید کرده است. رسانههای بینالمللی از جمله خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز صراحتاً این چرخش ناگهانی را بازگشت ترامپ به ابزار تحریم، پس از ناکامی و ناکارآمدی سایر گزینههای واشنگتن در قبال ایران توصیف کردهاند.
اما واقعیت این است که مواضع تند، خطونشان کشیدنها و پارسهای تبلیغاتی واشنگتن، نشانه اقتدار و داشتن دست برتر نیست؛ بلکه بازتاب شکستهای پیدرپی و یک بحران عمیق داخلی در ساختار سیاسی و نظامی آمریکاست. با گذشت شش ماه از آغاز درگیریها، مسئله اصلی برای کاخ سفید دیگر فقط این نیست که ایران تا چه اندازه تحت فشار قرار دارد، بلکه پرسش سهمگینتر برای استراتژیستهای آمریکایی این است که خود ایالات متحده تا چه اندازه توان و ظرفیت ادامه این جنگ پرهزینه را دارد؟
هزینههای سرسامآور درگیری، مصرف بیسابقه ذخایر تسلیحاتی و اختلال شدید در بازار انرژی، فشار را مستقیماً به داخل جامعه آمریکا منتقل کرده است. بر اساس گزارش رویترز، طی جنگ چندماهه اخیر، ذخایر موشکهای دوربرد و دقیق آمریکا بهشدت کاهش یافته است؛ برآوردهای مطرحشده نشان میدهد حدود ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت، ۳۸ درصد رهگیرهای سامانه تاد و نزدیک به نیمی از موشکهای کروز تاماهاوک آمریکا مصرف شده و به سطح نگرانکنندهای رسیده است.
از سوی دیگر، مهمترین ضربهای که کاخ سفید دیگر توان پنهان ساختن آن را ندارد، فشار مستقیم بر معیشت شهروندان آمریکایی است. متوسط قیمت بنزین در آمریکا از مرز چهار دلار در هر گالن عبور کرده و بر اساس برآورد والاستریت ژورنال، آمریکاییها در طول این مدت حدود ۴۵ میلیارد دلار بیشتر از دوره مشابه سال قبل برای بنزین و گازوئیل پرداخت کردهاند. این هزینه اضافه که مستقیماً از بودجه خانوارها خرج شده، طبقه متوسط و کمدرآمد آمریکا را به شدت تحت فشار قرار داده و ترامپ را در آستانه انتخابات با یک بحران جدی رایدهندگان روبهرو کرده است. وقتی ابزار نظامی به دلیل هزینههای کمرشکن فلج میشود، طبیعی است که دولت آمریکا به سمت ابزار اقتصادی کوچ کند تا از طریق متقاضیان داخلی سازش، امتیازات بادآورده کسب کند.
پادزهر تحریم چیست؟
واقعیت انکارناپذیر این است که اقتصاد ایران استاد تمام مقابله با تحریمهاست. ساختار تجاری، شبکه بانکی، بنگاههای تولیدی و تصمیمگیران اقتصادی ایران بیش از چهاردهه است که در فضای تحریمی زیست کردهاند و مفهوم تحریم دیگر یک شوک ناشناخته و فلجکننده برای کشور نیست. در جریان تحولات اخیر نیز تجربه نشان داد که جامعه و بازار ایران توان بالایی در سازگاری و مدیریت تکانهها دارد. دشمن روی شکنندگیهای ساختاری، تورم، فرار سرمایه و وابستگی به درآمدهای نفتی حساب ویژهای باز کرده است، اما راه مقابله با این دشمنیها، زانو زدن و قطاری از «نمیتوانیم» به راه انداختن نیست.
اظهار ضعف و بیان حرفهای خلاف واقع مانند صفر شدن فروش نفت و دوام نمیآوریم، تنها دشمن را در ادامه مسیر فشار جریتر میکند. طرف غربی وقتی ببیند که فشار اقتصادی در داخل ایران تبدیل به سیگنالهای تسلیم میشود، نه تنها تحریمها را برنمیدارد، بلکه بر شدت آن میافزاید. راهکار واقعی، نه آه و ناله رسانهای، بلکه تغییر پارادایم اقتصادی و واکسینه کردن اقتصاد از درون است.
برای عبور عزتمندانه از این مقطع، باید خنثیسازی تحریمها در قالب یک نقشه راه عملیاتی و یکپارچه دنبال شود. در گام نخست، باید با عملیاتیسازی ظرفیت پیمانهای نوظهوری نظیر بریکس و شانگهای و بهرهگیری از بستر پیمانهای پولی چندجانبه، تهاتر مدرن و ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی، وابستگی ساختاری به دلار و آسیبپذیری از خزانهداری آمریکا را به حداقل رساند. در کنار این اقدام، تغییر استراتژی صادراتی از خامفروشی به سمت تولید و صادرات فرآوردههای پتروشیمی و پالایشگاهی با مشتریان متنوع منطقهای، شریان درآمدی کشور را تحریمناپذیر میکند.
همزمان در بعد داخلی، ترمیم زنجیره تامین و جراحی اصلاحی در ساختار بانکی و حذف رانت، اقتصاد را از درون در برابر تکانهها ضدضربه خواهد کرد. در نهایت، پیشبرد یک پدافند رسانهای فعال و روایتگری پیشدستانه در جنگ شناختی، ضمن افشای برنامههای دشمن، انسجام ملی را تقویت کرده و مانع از شکلگیری دوقطبیهای کاذب حول معیشت مردم میشود.
حفظ اقتدار میدان ضامن امنیت ملی
هیچکس منکر مشکلات اقتصادی، فشار تورمی و سختی معیشت مردم نیست. اتفاقاً سخن اصلی بر سر این است که واقعیت را باید کامل و همهجانبه دید. واقعیت فقط کسری بودجه یا ناترازی سوخت نیست؛ واقعیت شامل سفره مردم، امنیت ملی، اعتماد عمومی و ابعاد متجاوزانه دشمن نیز میشود. میتوان و باید اقتصاد را اصلاح کرد، با قاچاق سازمانیافته مبارزه نمود، الگوی مصرف سوخت را تدبیر کرد و تصمیمهای شجاعانه گرفت؛ اما شرط اصلی این اصلاحات، وجود درایت، زمانشناسی، پیوست اجتماعی و ملاحظه امنیت ملی است.
ایران در سالهای اخیر ثابت کرده است که قدرتمندتر از آن است که در سختترین میدانهای نظامی و امنیتی زمینگیر شود. حالا هنر حکمرانی و مدیریت کشور این است که همان درایت، ظرافت و اقتداری را که برای عبور از میدانهای سخت نظامی به کار گرفته شد، در عرصه اقتصاد و ترمیم زخمهای معیشتی جامعه نیز به کار بندد. مخدوش کردن پیروزیهای بزرگ میدان و القای بنبست در کشور، بزرگترین جفا به پایداری مردم و پشتوانه دفاعی ایران است. اقتدار نظامی و دست برتر منطقهای، بزرگترین برگ برنده کشور چه در سنگر مدیریت داخلی و چه بر سر میز هرگونه دیپلماسی احتمالی است. اگر پیروزیهای میدان را حفظ کنیم و به جای اظهار ضعف، بر تدبیر، تلاش داخلی و ظرفیتهای بومی تکیه زنیم، نه تنها از این پیچ تاریخی عبور خواهیم کرد، بلکه دشمن را برای همیشه از کارآمدی ابزار تحریم و جنگ ناامید میسازیم. عبور از شرایط فعلی ممکن است، اما این عبور حتماً از مسیر عزت و تدبیر میگذرد، نه از مسیر انفعال و سازش.