پیامهای نهفته در احکام فرماندهان نظامی(یادداشت میهمان)
دکتر داود منظور*
احکام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی برای انتصاب فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح، بهویژه حکم رئیس سازمان بسیج مستضعفین، حاوی نشانههایی از حکمرانی نوین در کشور در شرایط جدید است که جهتگیری اصلی آن تمرکز فرماندهی و اقتدار در رأس، شبکهسازی اجتماعی در قاعده و پیوندزدن امنیت، اطلاعات، بسیج عمومی، فناوری و خدمات اجتماعی در سطح میانی است. حاصل این ترکیب، الگویی است که میتوان آن را «حکمرانی قرارگاهی در مرکز و حکمرانی شبکهای- بسیجی در جامعه» نامید.
نخستین مؤلفه این رویکرد، تلقی شرایط کشور بهعنوان وضعیتی مبتنی بر مواجهه راهبردی و مستمر است. در حکم فرمانده کل سپاه، از مواجههای سرنوشتساز سخن گفته شده و در حکم رئیس ستاد کل نیز تهدیدات نظامی متعارف در کنار تهدیدات نوین، شناختی و ترکیبی قرار گرفتهاند. بر این اساس، امنیت دیگر حوزهای جدای از اقتصاد، جامعه، رسانه و فناوری نیست؛ بلکه به اصل سازماندهنده حکمرانی تبدیل میشود. در چنین چارچوبی، زیرساختهای اقتصادی، فضای مجازی، رسانه، محله، مسجد، سرمایه اجتماعی و حتی خدمات عمومی، اجزای قدرت و تابآوری ملی محسوب میشوند. این همان منطق «دفاع همهجانبه» است که مرز میان جبهه و پشت جبهه و میان عرصه نظامی و مدنی را کمرنگ میکند.
دومین مؤلفه، حرکت به سوی تمرکز بیشتر اقتدار و وحدت فرماندهی است. دستور تکمیل ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا از مهمترین عبارات این احکام به شمار میرود. معنای نهادی چنین تصمیمی، نزدیککردن سطوح طراحی راهبردی و فرماندهی عملیاتی، کوتاهکردن زنجیره تصمیمگیری و کاهش تعدد مراکز مسئولیت است. تجربه جنگ و بحرانهای متراکم ظاهراً این جمعبندی را تقویت کرده است که نظام تصمیمگیری کشور از پراکندگی اقتدار، کندی تصمیم و فاصله میان تصمیم و اجرا آسیب میبیند. پاسخ مورد نظر، تقویت یک مرکز فرماندهی منسجم، مأموریتمحور و برخوردار از امکان واکنش سریع است. مزیت این الگو، افزایش سرعت و هماهنگی است.
مؤلفه سوم، عبور از بازدارندگی عمدتاً دفاعی به سوی بازدارندگی فعال و تهاجمی است. تصریح به آمادگی برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت، نشان میدهد که بازدارندگی در نگاه جدید صرفاً توان پاسخگویی پس از حمله نیست، بلکه باید ابتکار عمل، سرعت واکنش و قابلیت انتقال فشار به دشمن را نیز دربرگیرد. تأکید همزمان بر اشراف اطلاعاتی، فناوریهای نوین، آموزش، مهارت و آمادگی رزمی نیز نشان میدهد که این رویکرد به دنبال نیروی نظامی صرفاً بزرگتر نیست، بلکه سازمانی اطلاعاتمحور، فناورانه و برخوردار از قدرت تصمیم و اقدام سریع را طلب میکند.
مهمترین نشانه تحول در الگوی حکمرانی را باید در حکم رئیس سازمان بسیج جستوجو کرد. در این حکم، بسیج تنها نیرویی برای دفاع نظامی یا ترویج فرهنگی نیست؛ بلکه بهصورت شبکهای فراگیر برای سازماندهی مردم، گردآوری اطلاعات، مقابله با تهدیدات ترکیبی و ارائه خدمات اجتماعی بازتعریف شده است. شعار «هر ایرانی، یک بسیجی» نیز بیانگر حرکت از بسیج عضومحور به بسیج جامعهمحور است. هدف اعلامشده آن است که ظرفیت همه مردم در خدمت ایران قوی، متحد و مقاوم قرار گیرد. کاربرد همزمان مفاهیم ایران، وحدت ملی، انقلاب اسلامی و مقاومت را میتوان تلاشی برای پیوند زدن هویت ملی و هویت انقلابی دانست.
تأکید بر تقویت شبکه اطلاعات مردمی، همراه با آموزش، بصیرتافزایی و استفاده از فناوریهای نوین، از برجستهترین و در عین حال حساسترین اجزای حکم جدید است. انتخاب مدیری با سابقه طولانی اطلاعاتی برای ریاست سازمان بسیج نیز نشان میدهد که مأموریت اطلاعاتی بسیج امری فرعی نیست. در این الگو، جامعه به شبکهای توزیعشده برای تشخیص زودهنگام تهدید، مقابله با نفوذ، جنگ شناختی، خرابکاری و بحران تبدیل میشود. این شبکه میتواند در شرایط جنگ و بحران، ظرفیت هشدار سریع و تابآوری کشور را افزایش دهد.
مؤلفه دیگر، تبدیل بسیج به واسطهای میان حاکمیت و جامعه است. حکم جدید بر تعامل بسیج با نهادهای حاکمیتی، دولتی و عمومی و نیز گسترش گروههای جهادی، بسیج اقشار و محلات برای توسعه خدمات اجتماعی با محوریت مسجد تأکید دارد. بسیج در این صورت همزمان سه کارکرد پیدا میکند: سازماندهی امنیتی، بسیج اجتماعی و ارائه خدمات عمومی. مسجد نیز از محل عبادت و فعالیت فرهنگی به پایگاه حکمرانی محلهمحور، شناسایی مسائل، سازماندهی داوطلبان و خدمترسانی در بحران تبدیل میشود. چنین شبکهای میتواند ضعف دسترسی دولت در برخی مناطق را جبران کند.
در این احکام، تقوا، بصیرت، روحیه جهادی و فرهنگ مقاومت در کنار مدیریت علمی، مهارتهای نوین، آموزش تخصصی، اشراف اطلاعاتی و فناوری جدید قرار دارند. سازمان مطلوب در این الگو باید از نظر ارزشی منسجم و از نظر علمی، مدیریتی و فناورانه روزآمد باشد. ترکیب فرماندهان منصوبشده نیز نشاندهنده بازآرایی مدیران باسابقه برای اداره دورهای استثنائی است.
در الگوی منعکسشده در این احکام، مشارکت عمدتاً به معنای سازماندهی مردم برای اجرای مأموریتهای تعریف شده است. بنابراین، مردمپایگی مورد نظر را میتوان «مشارکت بسیجشده و هدایتشده» نامید. در شعار «هر ایرانی، یک بسیجی» تنوع سیاسی، فرهنگی، قومی و سبکهای متفاوت زندگی به رسمیت شناخته میشود و بسیج را به ظرفی برای همکاری همه ایرانیان تبدیل میکند.
در مجموع، احکام اخیر از ظهور الگویی حکایت دارند که در آن اقتدار در سطح راهبردی متمرکزتر، اجرا در سطح جامعه شبکهایتر و مرز میان امنیت، اطلاعات، فرهنگ و خدمات اجتماعی کمرنگتر میشود. این الگو از پراکندگی و کندی فرماندهی در بالا و آسیبپذیری اطلاعاتی و اجتماعی در پایین جلوگیری کرده و نقطه قوت آن، سرعت تصمیم، وحدت فرماندهی، بسیج منابع و افزایش تابآوری است. در این رویکرد «شبکه مردمی» به ابزاری برای افزایش اعتماد، همبستگی و خدمترسانی تبدیل میشود.
توصیهها و پیشنهادها برای تحقق الگوی حکمرانی نوین
۱. ساماندهی شبکهسازی مردمی با محوریت بسیج
بسیج بهعنوان «کانون راهبردی شبکههای مردمی» میتواند مسئولیت طراحی الگوهای تعامل، واسطگری میان مردم و نهادها، و نظارت بر اجرای مأموریتهای محوله را (بدون آنکه به تصدیگری عملیاتی در حوزههای تخصصی دستگاهها منجر شود) را بر عهده بگیرد.
۲. شتابدهی به تحول دیجیتال و هوشمندسازی در سطوح راهبردی و عملیاتی
با عنایت به تأکید بر فناوریهای نوین در احکام، راهاندازی «مرکز مدیریت دیجیتال یکپارچه» در ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان هسته پردازش و تصمیمسازی هوشمند پیشنهاد میشود. این مرکز باید با بهرهگیری از سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی، امکان تحلیل دادههای کلان، پیشبینی تهدیدات ترکیبی و کوتاهسازی چرخۀ تصمیمگیری- اجرا را فراهم کند. همزمان، توسعۀ زیرساختهای فناورانه در سطح محلات و مساجد مبتنی بر بسترهای امن و رمزنگاریشده، به منظور دریافت، پردازش و تبادل اطلاعات مردمی با حفظ حریم خصوصی الزامی است.
۳. تمرکز بر طرحهای راهبردی محلهمحور با رویکرد مشارکتمحوری فعال
برای تحقق عملی شعار «هر ایرانی، یک بسیجی»، گذار از رویکردهای دستوری و ابلاغی به سوی توانمندسازی پایگاههای محلی و واگذاری اختیار به کنشگران میانی اجتنابناپذیر است. پیشنهاد میشود در محلات، «مجمع توسعه و امنیت محله» با ترکیبی از معتمدان، جوانان، کارآفرینان محلی و روحانیون مساجد شکل گیرد تا خود مردم مبتنی بر روشهای مشارکتی، اولویتهای خدماتی، فرهنگی و امنیتی را احصاء کرده و در اجرا و نظارت نیز ایفای نقش نمایند. این سازوکار، بسیج را به «بازوی تسهیلگر و پیشران حکمرانی محلی» ارتقاء میدهد.
۴. ایجاد پل ارتباطی متقابل میان اطلاعات و خدمات به منظور افزایش سرمایه اجتماعی
حساسترین چالش این الگو، تلاقی کارکردهای اطلاعاتی و خدماتی است. برای جلوگیری از ادراک عمومی مبتنی بر نظارت امنیتی، هر شبکۀ اطلاعاتی مردمی باید به «شبکۀ پاسخگویی و خدمات رسانی سریع» متصل شود. بهگونهای که در قبال گزارش آسیبها یا ارائه اطلاعات محلی، بسیج و نهادهای همکار، حل مسئله (شامل محرومیتزدایی، اشتغال، مددکاری و همکاری نظاممند با دستگاههای متولی) را در کوتاهترین زمان ممکن در دستور کار قرار دهند. این «بازخورد عملیاتی» اعتمادساز، انگیزۀ مشارکت داوطلبانه و مستمر مردم را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
۵. بازطراحی نظام آموزش کاربردی با رویکرد ارتقای سواد ترکیبی و چندبعدی
با توجه به ماهیت چندلایه و ترکیبی تهدیدات (نظامی، شناختی، اقتصادی، زیستی و اجتماعی)، بازنگری بنیادین در سرفصلهای آموزشی مسئولان و مدیران میانی ضروری است. دورهها نباید صرفاً بر مهارتهای رزمی متمرکز باشند، بلکه باید حوزههایی چون «مدیریت بحرانهای مرکب»، «سواد رسانهای و جنگ روایتها»، «اقتصاد مقاومتی در مقیاس محله» و «مهارتهای تعاملی و گفتوگویی با اقشار متنوع جامعه» را پوشش دهند. این تحول، مدیران را از کارگزاران صرفاً نظامی به «مدیران حکمرانی جامعنگر و همهجانبه» ارتقاء خواهد داد.
۶. تقویت نظام ارزیابی مستمر و شفاف مبتنی بر شاخصهای عینی و کارکردی
به منظور پرهیز از تشکیلاتزدگی، کاهش سرعت عملیاتی یا دورشدن از اهداف اولیه، بهروزرسانی یک نظام ارزیابی مستقل با شاخصهای کمی و کیفی با تاکید بر شاخصهایی مانند «زمان واکنش به بحران»، «نرخ کشف زودهنگام تهدید»، «گستره پوشش خدمات محلهای»، «نرخ مشارکت مردمی» و «شاخص سرمایه اجتماعی» پیشنهاد میشود. گزارشهای ارزیابی باید بهصورت دورهای و در سطوح راهبردی بازخورد داده شود تا فرآیند اصلاحات و بهروزرسانی راهبردها با تکیه بر شواهد تجربی صورت پذیرد.
۷. ترویج گفتمان وحدتآفرین با اولویت «ایران قوی» بر هرگونه جناحبندی
موفقیت الگوی «حکمرانی شبکهای- بسیجی» در گرو استقرار گفتمانی مبتنی بر «همکاری ملی» و «منافع پایدار کشور» است. توصیه میشود با بهرهگیری نظاممند از ظرفیتهای هنرمندان، ورزشکاران، نخبگان علمی و اقوام مختلف، روایت «ایران متحد، مقاوم و پیشرو» تقویت شود تا بسیج به ظرفی برای همافزایی همۀ ایرانیان با هر سلیقه و گرایشی در چارچوب منافع ملی تبدیل گردد و از تقلیل آن به کارکردی صرفاً جناحی، امنیتی یا نهادی پرهیز شود.
جمعبندی
در پایان باید خاطرنشان ساخت که تحقق رویکردهای راهبردی و نوین مندرج در این احکام، در صورتی به الگویی بومی، کارآمد و پاسخگوی پیچیدگیهای روزافزون مدیریت ملی بدل خواهد شد که بر دو رکن اساسی یعنی «توسعۀ فرهنگ مشارکتپذیری فعال» و «سرمایهگذاری هدفمند و پایدار بر ظرفیتهای مردمی» استوار گردد. چنین الگویی، امنیت پایدار را نه بهمثابۀ تحمیلی از سوی حاکمیت، بلکه بهسان بروندادی برخاسته از ژرفای جامعۀ ایرانی تعریف میکند. این رویکرد، ضمن تقویت همبستگی افقی و اعتماد عمودی در نظام اجتماعی، زمینهساز اعتلای عزت ملی و اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی ایران در عرصههای داخلی و فراملی خواهد بود و میتواند به مثابه چارچوبی مرجع برای حکمرانی نوین در شرایط بحرانی و پیچیدۀ معاصر قرار گیرد.
* رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت شهید رئیسی