کد خبر: ۳۳۶۲۱۲
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۲
مقاله وارده-بخش دوم

واکاوی نظام ارزیابی کمّی و سیاست‌های علمی کشور

دکتر کاظم پوستینی*

1- غروب IF و بازگشت به ارزیابی کیفی:
در بخش اول گفتیم بند وتویی آئین‌نامه ارتقاء در زمان شروع یعنی سال ۱۳۸۰، به تبعیت از روش جاری در خارج، ارزیابی کمی مبتنی بر شمارش تعداد ارجاع (IF) را برگزید ولیکن با بروز معایب این روش و بازگشت جامعه جهانی به روش صحیح کیفی در ۱۳ سال قبل، سیاست‌های علمی کشور ما با همان روش معیوب ادامه داد تا یک عقب‌ماندگی بزرگ را برای خود رقم بزند.
نقد IF در ادبیات جهانی ابتدا در شکل انتشار مقالات علمی ظاهر شد و سپس راه خود را به کنفرانس‌های بین‌المللی باز کرد. اولین مجمع جهانی که در مقابل نظام کمی ارزیابی مبتنی بر IF موضع گرفت، کنفرانس سان‌فرانسیسکو در آمریکا بود که در سال ۲۰۱۲ برگزار شده و به عنوان نقطه عطف چرخش از روش کمی به روش کیفی به شمار رفته و اعلامیه (۲) DORA را منتشر ساخت. این اعلامیه که به امضای بیش از دو هزار و ۵۰۰ سازمان علمی، از جمله دانشگاه‌هایی مثل کمبریج، استنفورد و ام‌آی‌تی و نهادهای علمی بین‌المللی مثل Nature، PLOS و NIH و تأیید ۲۰ هزار پژوهشگر از سراسر جهان رسیده، چهار توصیه مهم دارد. این اعلامیه در اولین توصیه خود با صراحت می‌گوید: «از معیارهای مبتنی بر مجله مثل ضریب تأثیر (IF) به عنوان جایگزین برای سنجش کیفیت مقالات پژوهشی استفاده نکنید». فکر بازگشت به روش کیفی ارزیابی محققین، سپس راه خود را به دیگر کشورها و مراکز علمی باز کرد. در سال ۲۰۱۵ در کشور هلند بیانیه لایدن (۳) صادر شد. در سال ۲۰۱۶ جنبش (۴) RM در بریتانیا، در سال ۲۰۲۱ برنامه (۵) HE در کل اروپا و سپس OS (۶) و یونسکو در ۱۹۹۸، هرکدام به نوعی بر نفی محوریت تعداد مقاله و روش ارزیابی کمی تأکید گذاشتند. در حال حاضر علاوه بر مراکز یادشده، بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز علمی و بین‌المللی جهان در ارزیابی اعضای هیئت علمی، محوریت IF، Q1، Q2 و ۱ درصد را کنار گذاشته و معیارهایی نظیر «کیفیت خروجی تحقیق»، «خدمات مؤثر در حوزه علمی مرتبط» و «شاگردپروری باکیفیت» را مبنای اصلی ارتقاء قرار داده‌اند.
2- اصرار بر عقب‌ماندگی و ضرورت اصلاح:
کشور ما حداقل بعد از توصیه مجامع بین‌المللی به بازگشت از محوریت روش کمی به روش کیفی (بند ۱)، می‌بایست تصحیح این سیاست‌ها را در دستور قرار می‌داد. متأسفانه نه فقط چنین پدیده‌ای رخ نداد و نه فقط اخبار حرکت صحیح جهانی در ایران منعکس نشده یا سانسور شد، بلکه با ادامه این روش ناکارآمد و با به‌کارگیری بعضی شیوه‌ها مثل تبلیغ ISI به طور گسترده، امتیازدهی بیشتر به IF و حمایت نابجای مالی از محصولات آن (Q1 و Q2)، بر عقب‌ماندگی از یک تحول مهم و ضروری اصرار شد. بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد یکی از نتایج این سیاست‌ها به حاشیه رفتن نیازهای پژوهشی کشور است. این مفهوم در اظهارات رئیس‌جمهور کشورمان به خوبی پیدا است که فرمود «۹۰درصد تحقیقات پایان‌نامه‌ای در قفسه‌ها خاک می‌خورد». این گونه نتایج همان دستاوردهایی است که جامعه علمی جهان را وادار به طی یک «دوربرگردان» ۱۸۰ درجه‌ای کرده است. وضعیت فعلی در ایران از مدت‌ها قبل مورد انتقاد صاحبنظران بوده و به ویژه از سوی رهبر حکیم و قائد شهید کشور بارها مورد هشدار قرار گرفته بود، تنها به یک مورد اشاره می‌شود که فرمودند: «محقق و پژوهشگر ما نباید به دنبال این باشد که مقاله‌ای را تهیه و تولید کند که برای کشور هیچ فایده‌ای ندارد و هیچ خلائی از خلأهای پژوهشی کشور را برطرف نمی‌کند، صرفاً برای این است که رتبه علمی به دست آورد. این نظام باید به هم بخورد». 
اکنون زمانی است که نظام ارزیابی پژوهشی کشور ما با بیشترین مطالبه برای یک تحول اساسی مواجه است، تا بتواند تلاش سالم ده‌ها هزار عضو هیئت علمی و محقق را به ثمر رساند.
3- زیرساخت‌های لازم برای اصلاح:
تردیدی وجود ندارد که در کشور ما روش «کمی مبتنی بر IF» در ارزیابی پژوهشی می‌بایست جای خود را به روش کیفی بسپارد. ولیکن با گذشت ۲۵ سال از حاکمیت روش کمی، سازوکارها برای روش کیفی فراهم نیست. اگر الزام وتویی با یک ابلاغ ساده اداری کلید خورده و اجرایی شد، تغییر یا اصلاح آن به هیچ رو آسان نبوده و سریع انجام نمی‌شود، فراهم‌سازی زیرساخت‌های لازم از قبیل تعیین اصولی اولویت‌های پژوهشی، تدوین شاخص‌های کیفی جایگزین، احیای علم‌سنجی ملی، اصلاح هدف‌های دانشگاه‌ها و هدفمندسازی اعتبارات مالی، از ضرورت‌های قطعی به شمار می‌روند. 
این ضرورت‌ها نشان می‌دهد مسئله تنها با ابلاغ بخشنامه‌ای حذف «وتویی»، یا با افزودن کلماتی به آئین‌نامه ارتقاء از نوع «نیازمحور» و «ماموریت‌گرا» حل‌شدنی نیست. حال، علی‌رغم این که تمهید این زیرساخت‌ها ساده و سریع نیست، ولی موضوعی نیست که وابسته به بیگانگان معاند یا به تحریم‌های آنان باشد.
چشم‌انداز درخشان نتایج این تحول مهم بسیار فراتر از آن است که دشواری‌های پیش رو بتواند بازدارنده باشد. آنچه در این عرصه مورد نیاز اساسی است، توجه به اطلاع‌رسانی بدون سانسور تحولات جهانی، تبیین و توسعه گفتمانی و سپس وجدان شغلی، انگیزه‌های قوی ملی و حرکت جهادی است که در ملت، دانشگاهیان و مسئولین شایسته کشور فراوان
 است.
* استاد تمام دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
____________________________
فهرست منابع:   
برگرفته از اطلاعات هوش مصنوعی (ChatGPT, DeepSeek, Copilot)   
Declaration on Research Assessment
Leiden Manifesto
Responsible Metrics
Horizon Europe
Open Science Movement

captcha