یک فیلم فقط دو بلیت در هفته فروخت!
یک فیلم با وجود استفاده از چهرههای مشهور سینمایی، در انتهای جدول فروش امسال سینما قرار گرفته است.
عصر ایران گزارش داد: واقعا حیرتانگیز است این همه بازیگر مطرح در یک فیلم باشد و در یک هفته 2 بلیت فروخته باشد. بازیگرانی چون: امیر آقایی، مصطفی زمانی، پگاه آهنگرانی، لادن مستوفی، آرمین رحیمیان، مجید مظفری و...
این عدد را میشد نادیده گرفت، اگر تنها یک اتفاق منفرد بود. اما نیست. نگاهی به کارنامه موسائیان، تصویر آشنایی را پیش چشم میآورد: سه فیلم، در فاصلهای نزدیک به پانزده سال، با یک الگوی مشترک: بودجهای از جیب عمومی، از نهادهایی چون بنیاد سینمایی فارابی؛ فیلمنامهای رمانتیک یا اجتماعی با پرداختی سنتی و بیخطر؛ بازیگرانی شناختهشده که قرار است تضمین فروش باشند؛ و در پایان، سالنهایی خالی. این الگو تصادف نیست.
پرسش اینجاست: چرا؟ چرا فیلمی که با پول بیتالمال ساخته میشود، باید هر بار همین مسیر شکست را تکرار کند؟ پاسخ را باید در جایی جست که کمتر به آن پرداخته میشود: در نبود سازوکار پاسخگویی. در بخش خصوصی، یک تهیهکننده که دو یا سه بار پیاپی سرمایهاش را در گیشه از دست بدهد، دیگر سرمایهگذار پیدا نمیکند. منطق بازار، بیرحم اما صادق است. اما در ساختاری که بودجه از محل عمومی و بدون معیار شفاف ارزیابی تخصیص مییابد، این انتخاب طبیعی هرگز رخ نمیدهد.
مسئله، تنها یک کارگردان نیست. مسئله، ساختاری است که تولید را از منطق مخاطب جدا کرده است. وقتی فیلمی نه برای جلب تماشاگر، که برای عبور از یک فرآیند اداری ساخته میشود، نتیجهاش همین میشود که در جدول فروش این هفته دیدیم: میان دویست و هشتاد و سه هزار مخاطبی که به سینما رفتهاند، سهم چنین آثاری به دو نفر در یک سانس میرسد. این، اتلاف منابعی است که در شرایط اقتصادی امروز کشور، هیچ توجیهی ندارد.