خورشید هشتم و هنر هفتم
آرش فهیم
تاریخ و فرهنگ ایرانزمین، گنجینهای بیبدیل از معنویت، حکمت و معرفت است که ریشههایی عمیق در آموزههای انسانساز اسلامی دارد. در پهنه این جغرافیا و تمدن دیرپا، نام مبارک و نورانی حضرت ثامنالحجج، علی بن موسی الرضا(ع)، چون نگینی درخشان و بیهمتا بر تارک فرهنگ ایرانی میدرخشد. آن امام همام، تنها یک شخصیت بزرگ تاریخ معنوی یا پیشوای مذهبی شیعیان نیستند؛ بلکه نقطهعطفی هویتساز و ستونی استوار در ساختار فرهنگی، اجتماعی و حیاتیِ ما ایرانیان به شمار میروند. حضور پربرکت ایشان در خطه تاریخی خراسان، پیوندی عمیق، لایهلایه و گسستناپذیر میان آموزههای رضوی و روح جمعی ایرانیان ایجاد کرد؛ پیوندی که از بستر قرنها گذشته و تا به امروز، سرچشمه اصلی بس یاری از فضائل اخلاقی، باورهای معرفتی، تجلیات هنری و خلق آثار ادبی در این دیار بوده است. حرم مطهر رضوی در مشهد مقدس، امروز نه فقط یک کانون زیارتی، بلکه قلب تپنده ایران اسلامی است که سالانه میلیونها عاشق دلباخته و تشنهکام حقیقت را از سراسر جهان به سوی خود میخواند و بزرگترین مرکز اشاعه و تکثیر فرهنگ غنی رضوی محسوب میشود.
با این وجود، هنگامی که از حوزه زیارت و باورهای عمومی فاصله میگیریم و به بازتاب این جایگاه رفیع و اهمیت والا در عرصه رسانههای دیداری و شنیداری- بهویژه هنر سینما و صنعت تصویر- نگاه میکنیم، با نقیصهای دردناک و خلأیی اسفبار روبهرو میشویم. به نظر میرسد که جامعه هنری و متولیان رسانهای کشور، آنگونه که شایسته و سزاوار این مقام قدسی و آستان متعالی است، در معرفی، تبیین و روایت هنرمندانه ابعاد گوناگون شخصیت، سیره و کلام آن حضرت توفیق جامع نیافتهاند. در حافظه تصویری و جمعی چند نسل از مردم ما، مجموعه تلویزیونی ارزشمند و فاخر «ولایت عشق» به کارگردانی مهدی فخیمزاده، همچون اثری درخشان، ماندگار و متعهدانه میدرخشد که توانست تصویری باابهت و پرکشش از دوران حیات و امامت حضرت رضا(ع) را به نمایش بگذارد. اما پرسش بنیادین و جدی این است: آیا برای شخصیت عظیمی که تمام ابعاد زیست، سیاست، مناظرات علمی، رفتار خانوادگی و کراماتش میتواند منبع الهام دهها اثر اثرگذار باشد، وجود یک سریال ماندگار پس از چندین دهه کافی است؟ واقعیت تلخ این است که جز این مجموعه و چند اثر سینمایی انگشتشمار-که غالباً نیز با نگاهی سطحی، شعارزده و کیفیت فنی نادور از استانداردهای روز ساخته شدهاند-کار جدی، عمیق و ماندگاری در این حوزه صورت نگرفته است.
این غفلت و کمکاری در حالی رخ میدهد که سینما و تلویزیون به عنوان قدرتمندترین، فراگیرترین و ابزارهای اصلی فرهنگسازی در دنیای مدرن، میتوانند نقشی بیبدیل و ایفاگری استثنائی در معرفی سیره، اندیشه و کرامات امام رضا(ع) به جهان داشته باشند. پرداختن به ابعاد علمی، مناظرات بینادیانی، سلوک اخلاقی، درایت سیاسی و ویژگیهای اجتماعی زندگی حضرت رضا(ع)، نه تنها موجب غنای روحی و ارتقای سطح معرفت فرهنگی جامعه میشود، بلکه میتواند دکترین و الگویی عملی، زنده و شایسته برای نسل جوان فراهم آورد.
تصور کنید چه آثار سینمایی بزرگ و سینمای استراتژیکی میتوان خلق کرد اگر سینماگران و متولیان فرهنگی ما به جای غرق شدن در سوژههای تکراری، آپارتمانی و کماهمیت، از گنجینه داستانهای پربار و آموزنده زندگی امام رضا(ع) الهام بگیرند؛ روایتهایی که در آنها حکمت، بردباری، علمورزی، گفتوگوی عقلانی و عدالتخواهی در بالاترین سطح تجلی یافتهاند. در عصر پیچیده امروزی که هجوم رسانهای غرب و بحران هویت، نسل جوان را نشانه رفته است، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند الگوهای معنویِ ملموس و نجاتبخش است؛ الگوهایی که باید با زبان روز، تکنیک مدرن سینمایی و در قالب روایتهای جذاب، پرکشش و اثرگذار به آنان ارائه شوند.
رسالت سینما صرفاً بازگویی خشک تاریخ نیست؛ بلکه هنر هفتم این توانایی را دارد که اتمسفر معنوی، کرامت انسانی و راهکارهای معرفتی خورشید هشتم را به زندگی امروز مردم پیوند زند. انتظاری که از هنرمندان متعهد، سینماگران دغدغهمند و سیاستگذاران فرهنگی کشور میرود این است که با درک این مسئولیت خطیر و تاریخی، گامهایی عملی، بلند و شجاعانه در این مسیر بردارند. لازم است که تهیهکنندگان، کارگردانان، فیلمنامهنویسان و بازیگران، با نگاهی عمیقتر، پژوهشی جامعتر و دلی شیفتهتر به سراغ این معرفت بیکران بروند و با خلق آثاری فاخر در سطوح بینالمللی، دین خود را به آستان مقدس حضرت شمسالشموس ادا کنند. امیدواریم در سایه مدیریت هوشمند و همت هنرمندان، در آیندهای نزدیک شاهد تولد دهها اثر ماندگار، عمیق و سینمایی درباره امام رئوف باشیم تا چراغ عشق و معرفت به ایشان، همواره در دلهای عاشقان، روشنتر و فروزانتر از همیشه بدرخشد.