ایران از بقا عبور کرده و دنبال انتقام است
- ایران از بقا عبور کرده و به دنبال انتقام است. اوضاع برای ترامپ وخیمتر شده است.
- اگر جنگ امروز تمام شود، ایران پیروز است و آمریکا شکستخورده.
- علت اصلی رفتارهای شتابزده و آشفته ترامپ در سیاست داخلی آمریکا، تحقیر مستمری است که او در ششمین ماه از جنگ بینتیجه با ایران تجربه میکند
- آمریکا نمیتواند نفتکشها را از تنگه هرمز اسکورت کند.
- دیگر حرف از کنترل تنگه هرمز نیست؛ ایران تمام خلیجفارس را کنترل میکند.
- آمریکا دربرابر ناتوانی نظامی ایران به بنبست رسیده است.
- نگرانی آمریکا از اتحاد بیشتر مردم ایران است.
- رهبران ایران پیروزی را در دسترس میبینند و معتقدند زمان به سود آنهاست.
- هژمونی آمریکا در خلیجفارس به پایان رسیده و ایران سیطره کامل تهران بر شاهرگ انرژی جهان پیدا کرده است.
- ترامپ در حال فرو رفتن و غرق شدن در شنهای روان مشکلات خودساخته از جمله جنگ علیه ایران است.
آنچه در بالا خواندید، گزیدهای از دهها ارزیابی مشابه در محافل سیاسی و رسانهای معتبر آمریکا درباره سرانجام جنگ احمقانه ترامپ علیه ایران است. در حالی که جنگ ششمین ماه را سپری میکند، ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش در محافل خصوصی دولت ترامپ هشدار داده آمریکا باید دنبال راه فرار از جنگ باشد. او قبل از آغاز جنگ هم هشدار داده بود که ارتش قادر به پیروزی در جنگ فرسایشی نیست.
اوضاع برای ترامپ بد و بدتر شده است
پروفسور رابرت پِیپ استاد دانشگاه شیکاگو در ارزیابی روند جنگ گفت: ایران از بقا عبور کرده و به دنبال انتقام است. ایرانیها به دنبال قدرت هستند. من آن را عبور ایران از بقا به انتقام مینامم. احتمال زیادی وجود دارد که ایران جاهطلبیهای خود را کاملاً تهاجمی پیش ببرد تا انتخابات میاندورهای آمریکا، حتی تا ژانویه. اوضاع برای رئیسجمهور ترامپ بدتر و بدتر شده است؛ او اکنون باید میراثی را به دوش بکشد که بسیار فاجعهبارتر از توافقی است که اگر درآوریل میبست، داشت.
آمریکا در آستانه شکست راهبردی است
شبکه سیانان گزارش داد: ترامپ بارها تهدید کرده که تأسیسات انرژی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ اما منابع آگاه میگویند چنین اقدامی بعید است ایران را به تسلیم وادارد. به گفته این منابع تقریباً قطعی است که حمله به تأسیسات انرژی حملات تلافیجویانه ایران به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی را در پی خواهد داشت. علاوه بر این، چندین منبع به سیانان تأکید کردهاند که چنین حملاتی به جای برانگیختن خشم مردم علیه حکومت، مردم را بیشتر با نظام متحد خواهد کرد.
در همین حال، آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین آمریکا در امور خاورمیانه تأکید کرد: اگر جنگ امروز تمام شود، ایران پیروز است و آمریکا شکستخورده. آمریکا در آستانه متحمل شدن چیزی قرار دارد که شاید بتوانم آن را یک شکست راهبردی قابلتوجه بنامم. صادقانه بگویم، فکر میکنم حق با آنهاست که اگر جنگ همین امروز پایان یابد این یک پیروزی برای ایران و شکست برای آمریکا خواهد بود. ایرانیها نقاط ضعف را شناسایی کردهاند: کشورهای حاشیه خلیجفارس و تنگه هرمز و همین موضوع به آنها مزیت داده است.
فروپاشی رویای فرعونی
نشریه آتلانتیک، تحلیلی دارد با عنوان «فروپاشی رویای فرعونی ترامپ: عقبنشینی در خلیجفارس، افتضاح هواپیمای قطری و انتقامجویی دیوانهوار در واشنگتن که مینویسد: قدرتی که زمانی به دونالد ترامپ اجازه میداد از میان سنگینترین رسواییهای سیاسی عبور کند، در هشتمین دهه زندگی و همزمان با سقوط در نظرسنجیها و هراس از شکست در انتخابات کنگره، به شدت رو به زوال نهاده است. ترامپ تمرکز خود را بر برپایی نمادهای فیزیکی برای جشن ۲۵۰سالگی آمریکا معطوف کرد؛ که به بازسازی عجولانه استخر یادبود لینکلن انجامید. با این حال، تزریق بودجه بدون مناقصه و شکست سیستمهای ضد جلبک، این نماد ملی را به رسوایی بزرگ تبدیل کرد.
تحقیر مستمر در ششمین ماه جنگ
آتلانتیک افزود: بیتابی ترامپ برای نمایش قدرت، او را به پذیرش یک جت مجلل ۴۰۰ میلیون دلاری از سوی قطر به عنوان هواپیمای اختصاصی کشاند؛ تصمیمی که با وجود هزینههای میلیارد دلاری جهت تجهیز، هشدارهای امنیتی شدیدی ایجاد کرد. اصرار ترامپ برای استفاده از این هواپیما در سفر به اجلاس ناتو با شکست مواجه شد. سرویس مخفی آمریکا به دلیل فقدان سامانههای دفاعی در برابر تهدیدات جنگ ایران، پرواز این بوئینگ را در مناطق بحرانی ممنوع کرد. این افشاگری ترامپ را به شدت خشمگین ساخت؛ او بلافاصله رئیس افبیآی، را مأمور کرد تا با صدور احضاریههای قضائی برای خبرنگاران نیویورک تایمز، منابع خبری را سرکوب کند.
علت اصلی رفتارهای شتابزده ترامپ، تحقیر مستمری است که او در ششمین ماه از جنگ بینتیجه با ایران تجربه میکند. ترامپ که تصور میکرد درگیری با تهران سریعاً پایان مییابد، در باتلاقی گیر افتاده که تهدیدهایش به طنز مبدل شده است. پس از انصراف از حملات جدید تحت فشار متحدان، ترامپ ادعا کرد مذاکرات بازگشایی تنگه هرمز پیشرفت داشته، اما تهران بلافاصله گفتوگوها را انکار و با حمله به یک کشتی دیگر، ادعاهای او را پوچ ساخت.
کنترل خلیجفارس، نه فقط تنگه هرمز
متیو هو و مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا اذعان کرد: از نظر واقعیت موجود، ما دیگر درباره تحت کنترل بودن «تنگه هرمز» توسط ایران صحبت نمیکنیم. بلکه درباره تحت کنترل بودن تمام خلیجفارس توسط ایران صحبت میکنیم. این توافق اگر درست متوجه شده باشیم خلیجفارس را به دریاچه اختصاصی ایران تبدیل میکند. اگر روزی ادوارد گیبون میخواست تاریخ افول امپراتوری آمریکا را بنویسد، این موقعیت یک فصل کلیدی آن میبود؛ فکر میکنم موضوع همین است.
در همین حال، بث سانر، مقام اطلاعاتی ارشد سابق آمریکایی با اعتراف به ناتوانی نظامی در برابر ایران گفت: مشکل اصلی اینجاست که ایران بسیار سختگیرانه و با تمام توان بازی میکند و به نظر میرسد آستانه پذیرش ریسک آنها از ما بالاتر است. فکر میکنم ایران درک نسبتاً خوبی از وضعیت ذخایر مهمات ما، بهویژه ذخایر سامانههای پدافند هوایی، دارد فقط یک مجموعه از این سامانههای پدافندی وجود دارد و ذخایر آنها بهشدت در حال کاهش است. رویکرد نظامی به این جنگ به نقطهای رسیده که دیگر پیشرفت بیشتری از این مسیر حاصل نخواهد شد. من این را یک بنبست برای رویکرد نظامی میدانم.
سند درماندگی در پنتاگون
کلمنس فیشر دیپلمات بازنشسته و استاد دانشگاه کلن هم اذعان کرد: این بیسابقه است که پنتاگون برای پیشبرد یک جنگ دنبال پیشنهاد راهکار از سوی سربازان ارتش باشد، گویی اینگونه میخواهند بر استیصال خود در مواجهه با ایران سرپوش بگذارند. اشاره تحلیلگر آلمانی، به گزارش چند روز قبل شبکه سیانان است که فاش کرد: پنتاگون از تحلیلگران و افسران خود خواسته پیشنهادهایی «خلاقانه و غیرمتعارف» برای افزایش فشار بر ایران ارائه کنند. این اقدام در ساختار فرماندهی ارتش آمریکا غیرمعمول محسوب میشود. یکی از افسران ارشد شاخه اطلاعات سنتکام در ایمیلی خطاب به گروهی از کارشناسان نظامی نوشت: «ما به دنبال راههای خلاقانه و غیرمتعارف جدید برای تحت فشار گذاشتن و تنبیه ایران هستیم. ما به ایده نیاز داریم.
ایرانیها پیروزی را در دسترس میبینند
خبرگزاری آسوشیتدپرس میگوید: رهبران ایران، پیروزی را در دسترس میبینند و معتقدند زمان به سود آنهاست. مقامات ایران بر این باورند که ادامه فشار نظامی و بسته ماندن تنگه هرمز، سرانجام آمریکا را وادار خواهد کرد کنترل ایران بر این آبراه حیاتی برای انرژی جهان را بپذیرد. این راهبرد در کنار فرصتها، خطرهای بزرگی نیز برای تهران دارد.
بر اساس برخی روایتها، نام تنگه هرمز از نام یک ایزد زرتشتی گرفته شده که مقدر بود پس از ۹ هزار سال رویارویی با دشمن خود، سرانجام پیروز شود. مقامات ایران نیز اکنون احساس میکنند پیروزی خودشان نزدیک است و برای رسیدن به آن، به چنین صبر حماسی و طولانیای نیاز ندارند. محاسبه تهران این است که فشار نظامی در نهایت ایالات متحده را وادار خواهد کرد کنترل ایران بر این آبراه مهم برای انتقال انرژی جهان را بپذیرد و در این رویارویی، گذشت زمان به سود جمهوری اسلامی است.
دست آمریکا پیش ایران رو شده است
آسوشیتدپرس میافزاید: مقامات ایران از کاهش ذخایر برخی تسلیحات کلیدی آمریکا، از جمله موشکهای پیشرفته رهگیر، آگاه هستند. آنها میدانند جنگ در میان مردم آمریکا بهشدت نامحبوب است و تا زمانی که تنگه هرمز عمدتا بسته بماند، قیمت بنزین و سایر کالاها در آستانه انتخابات کنگره آمریکا در ماه نوامبر بالا خواهد ماند. آنها همچنین میدانند تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با توسل به زور، پرهزینه خواهد بود. حوثیها، متحدان جمهوری اسلامی در یمن، نیز میتوانند دامنه جنگ را گسترش دهند و مسیر مهم دیگری در تجارت جهانی را مختل کنند. بر این اساس، رئیسجمهوری آمریکا گزینهای جز تسلیم شدن در برابر خواستههای تهران ندارد. هنوز مشخص نیست آیا این توافق به تهران اجازه خواهد داد برای عبور کشتیها از تنگه هرمز عوارض دریافت کند یا خیر. با این حال، توافق احتمالی میتواند کنترل ایران را بر آبراهی که پیش از جنگ یک مسیر بینالمللی باز بود، رسمیت ببخشد؛ تنگهای که حدود یکپنجم نفت و گاز معاملهشده در جهان از آن عبور میکرد.
پایان هژمونی آمریکا و آغاز سیطره کامل ایران
«هژمونی آمریکا در خلیجفارس به پایان رسیده و ایران سیطره کامل بر شاهرگ انرژی جهان پیدا کرده است». فارین پالیسی در شرح و بسط این ارزیابی مینویسد: توافق حیاتی برای بازگشایی تنگه استراتژیک هرمز در حالی مراحل سرنوشتساز خود را طی میکند که میانجیگران منطقهای با جدیت در تلاش برای ایجاد اجماع نهائی میان واشنگتن و تهران بر سر کنترل این گلوگاه کلیدی هستند. بر اساس طرح پیشنهادی، نظارت مطلق بر تمام ترافیک ورودی به خلیجفارس به ایران واگذار خواهد شد؛ رویدادی که یک تغییر ژئوپلیتیک بیسابقه و عظیم به نفع تهران محسوب میشود.
پیش از آغاز جنگ، کشتیهای تجاری آزادانه و بدون پرداخت عوارض عبور میکردند، اما امروز تهران قاطعانه خواهان حق بازرسی و دریافت حقعبور است. انتشار پیشنویس اولیه توافق، ابعاد پیچیدهتری از این بنبست را نمایان ساخت. بر اساس این اسناد، شناورهای آمریکایی و اسرائیلی از تردد در این آبراه کاملاًً محروم شده و سایر کشورهای متخاصم نیز موظف به پرداخت غرامت سنگین به تهران خواهند بود؛ شروطی که بیتردید برای آمریکا غیرقابلاجراست.
همزمان، کاخ سفید با رد گزارشهای مرتبط با اتمام ذخایر استراتژیک نظامی، ادعا میکند که واشنگتن عظیمترین زرادخانه جهان را در اختیار دارد. با این وجود، دادههای متقن مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی این ادعاها را به شدت نقض میکند. از زمان آغاز رویارویی مستقیم با ایران، ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا به میزان دو سوم و موجودی موشکهای تاد به نصف کاهش یافته است که این امر دلیل اصلی ناتوانی واشنگتن در تأمین سیستمهای پدافندی اوکراین و تمرکز اجباری منابع نظامی بر جبهه ایران محسوب میشود.
شنِ روانِ ترامپ
وبسایت آمریکایی اکسیوس در گزارشی با عنوان «پشت پرده: شن روان ترامپ» نوشت: نظرسنجیها را بخوانید، شاخصهای اقتصادی را مشاهده کنید و در خلوت با حلقه نزدیک رئیسجمهور ترامپ صحبت کنید، و نتیجه درباره دوره دوم او واضح به نظر میرسد. حتی برخی از افراد مطلع قدیمی هم میترسند که او گرفتار جنگی شده که نباید به راه میانداخت، تعرفههایی که نباید وضع میکرد، یادبودهایی که نباید به آنها وسواس داشته باشد. این سه موضوع بخش زیادی از وقت و توجه ترامپ را میبلعد. هر سه در نظرسنجیها بسیار نامحبوب هستند. و تقریباً غیرممکن است که مردم ناگهان به جنگ، تعرفهها یا قوانین بیشتر علاقهمند شوند.
میزان محبوبیت ترامپ در یک نظرسنجی کوینیپیاک هفته گذشته به پایینترین حد خود یعنی ۳۲درصد رسید. حتی بدتر از آن: ۶۸درصد رأیدهندگان گفتند که او به اندازه کافی روی مشکلاتی که اکثر آمریکاییها با آن مواجهند، تمرکز نکرده است.
ترامپ پایدارترین مزیت سیاسی حزب جمهوریخواه را هدر داده است: نظرسنجی رویترز/ایپسوس این هفته (و نظرسنجی پیو ماه گذشته) نشان داد که رأی دهندگان در مورد اینکه کدام حزب برای اقتصاد بهتر است، اختلاف نظر دارند- در حالی که جمهوری خواهان به مدت نه سال، از دوره اول ترامپ، در این موضوع پیشتاز بودند.
پشت صحنه: خبرنگار نیویورک تایمز، مگی هابرمن، تخمین میزند که ۷۰درصد از ذهن رئیسجمهور صرف بازسازیها و بناهای یادبود میشود. او به همکارش ازرا کلاین گفت: «این یک چیز میراثی است.»
حاشیه سازی
برای کتمان پایگاه سیاسی از دست رفته
اکسیوس در ادامه نوشت: یک منبع داخلی ترامپ به ما گفت: «او روی سرگرمیهایی تمرکز میکند که حواسها را از آمار وحشتناک نظرسنجیهایش پرت میکند. جنگ، تعرفهها و بناهای یادبود، پایگاه اجتماعی و رأی را تضعیف میکنند.» در سیاست ضرب المثلی هست که میگوید کمپینها در تابستان برده و باخته میشوند. برای جمهوریخواهان، این تابستان نارضایتی ناشی از ترامپ بود. جمهوریخواهان ارشد کنگره به ما میگویند عدم محبوبیت ترامپ، به احتمال شکست مجلس نمایندگان و شاید سنا اشاره دارد. اما مرد ۸۰ سالهای که بزرگترین بازگشت را در تاریخ سیاسی آمریکا داشت، به نظر میرسد بیش از حد مغرور، سرسخت و بیانضباط است که تغییر کند، جمهوریخواهان بهطور خصوصی اعتراف میکنند. پس به جای مواجهه با مسائل، ترامپ اغلب به نمایش تصاویر سالن رقص جدید کاخ سفید یا مدل طاق پیروزی برنامهریزی شده به بازدیدکنندگان روی میآورد. او هواپیمای جدید ایر فورس وان خود را به نمایش میگذارد، نقشههایش برای دالس را تبلیغ میکند و به ساخت هلی پد در چمن جنوبی وسواس دارد. نتیجه نهائی: یک منبع مطلع گفت «تابستانهای سال ششم برای رؤسای جمهور به طور تاریخی وحشتناک بودهاند».
آمریکا قادر به اسکورت نفتکشها نیست
نشنال اینترست در یادداشتی به بررسی این پرسش پرداخت که چرا آمریکا نمیتواند نفتکشها را در تنگه هرمز مانند چهار دهه قبل اسکورت کند؟ نویسنده پاسخ میدهد: نیروی دریایی آمریکا به دلایل مختلف نمیتواند اسکورت تانکرهای دهه ۱۹۸۰ خود را علیه ایران تکرار کند. یک جنبه گیجکننده در جنگ ایران وجود دارد: نیروی دریایی آمریکا استراتژی کاروانهای خود را از «جنگ نفتکشها» ۴۰ سال پیش در تنگه هرمز بازنگری نکرده است. در جنگ ایران و عراق، دولت ریگان ترتیبی داد تا تانکرهای کویت مورد اسکورت قرار بگیرند. اما چند تفاوت بین دهه ۱۹۸۰ و اکنون برجسته است. ۱: آمریکا آن زمان با ایران در جنگ نبود، اکنون در جنگ است. ایالات متحده در جنگ ایران و عراق شرکت نداشت. این بار، ایالات متحده شرکتکننده مستقیم و در واقع مبارز اصلی است. ارتش آمریکا همراه با اسرائیل به حمله پرداخته و ایران را در جایی قرار داده که میدان نبرد برای بقا است. از این رو ایران موضع سرسختانهای اتخاذ کرده است. 2: ایران امروز برای جنگ در خلیجفارس بسیار بهتر آماده است. ایران امروز یک کشور متفاوت است. فرماندهان نظامی آن دههها پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ را صرف مطالعه ایالات متحده کردند. نیروهای مسلح ایران زرادخانهای قدرتمند از موشکها و با پیشرفت فناوری، پهپادها را گردآوری کردند. آنها با حفاری در زمینهای ناهموار ایران و ذخیره سلاحها در پناهگاههای زیرزمینی، سایتهای نظامی را مستحکم کردند. ایرانیها فهمیدند که نیازی نیست هر کشتی تجاری عبوری که از تنگه هرمز عبور میکند را غرق کنند. آنها فقط نیاز داشتند گهگاه حملهای انجام دهند. بازداشتن در ذهن مردم اتفاق میافتد؛ ترساندن مالکان کشتی و بیمهگران دریایی برای امتناع از ریسک فرستادن کشتیها از طریق تنگه، به اندازه غرق کردن کشتیها بود. ۳: همراهان تانکر خطرناک هستند. فرماندهان ممکن است از به خطر انداختن داراییهای ارزشمندی مانند ناوشکنهای کلاس آرلی برک ایجیس در آبهای پر از مین نزدیک سواحل ایران ناامید شوند.
ناتوانیهای نیروی دریایی پنتاگون
نشنال اینترست ادامه داد: ۴: نیروی دریایی ایالات متحده کشتیهای زیادی برای از دست دادن ندارد. طراحی ناوگان همچنین به محاسبات ریسک مربوط میشود. نیروی دریایی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ ناوگان عظیم دهه ۱۹۸۰ نیست. نیروی نیروی دریایی امروز ۲۹۳ کشتی جنگی دارد، در حالی که تقریباً ۶۰۰ کشتی در اواخر جنگ سرد داشت. در آن زمان، فرماندهان میتوانستند ریسک را به گونهای بپذیرند که امروز ممکن است از آن اجتناب کنند. رهبری نیروی دریایی آمریکا باید برای محاصره سواحل ایران یا اسکورت کشتیهای تجاری از طریق تنگه باریک هرمز، کشتیهای بزرگ در اطراف ایران را به خطر بیندازد. محاسبه ریسک مربوط به کاروانها اکنون ترسناکتر از قبل است. ۵: نیروی دریایی در مینروبی چندان خوب نیست. قابلیتهای تخصصی مانند جنگ مین مورد نگرانی است. ۶: همه از کاروانها متنفرند. شرکتهای بیمه از پرداخت خسارت زمانی که کشتی آسیب میبیند متنفرند. کاروانها تا حدی شبیه ضدشورش هستند که چندان جذاب نیستند. نهادهای نظامی آنها را به عنوان حواسپرتی از هدف اصلی میدانند. رهبران ارشد از به خطر انداختن ناوگان در آبهای محدود مانند تنگه هرمز خودداری میکنند.
ایرانیها عاقلانه در حال اهرمسازی هستند
متیو گولد، دیپلمات سابق انگلیس در تهران و تلآویو در نشنال امارات نوشت: برخلاف تصور غرب از رفتارهای بیپروا، اقدامات تهاجمی ایران بر پایهای از یک عقلانیت محاسبهشده و دکترین «تنشافزایی افقی» استوار است. در قلب استراتژی ایران، «دکترین تنشافزایی افقی» قرار دارد که دقیقاً نقطه مقابل شتاب به سوی یک جنگ تمامعیار است. این راهبرد به ایران اجازه میدهد بدون درگیری مستقیم و پیشبینینشده با نیروهای آمریکایی، گستره جغرافیایی و دامنههای درگیری را وسیعتر کند. از نقاط قوت خود در منطقه بهره ببرد. صورت خود و اعتبارش را در برابر دشمنی قدرتمندتر حفظ کند. و از همه مهمتر، اهرمهای فشار برای مذاکرات ایجاد کند.