ضرورت بازنگری در سیاست ارزی دولت
«مسعود پزشکیان» رئیسجمهور اخیرا در مصاحبهای گفت: اگر این اقدام (افزایش نرخ ارز) انجام نمیشد و جنگ آغاز میشد، قحطی در بازار قطعی بود؛ چون دیگر ارز ۲۸ تومانی نداشتیم که پرداخت کنیم و با ارز آزاد هم کسی کالا وارد نمیکرد تا در بازار بفروشد.
در این زمینه باید گفت چرا اقتصاد داخلی را به ارز گره زدید که در صورت گران نشدن موجب قحطی شود؟ مگر بارها امام شهید نفرمودند آقایی دلار را بشکنید، اما همواره لیبرالهای غربگرا نسخههای نئولیبرالیسم اقتصادی را برای حکمرانی اقتصادی ما تجویز و عملیاتی کردند و زمانی که آثار تورمی آن محقق شد؛ همواره نظام اسلامی را متهم کردند که مشکلات اقتصادی به خاطر جنگ با دنیا است!
عربستان با اجرای سیاست تثبیت نرخ ارز بیش از سه دهه نرخ تورم را در سطح کمتر از پنج درصد ثابت نگه داشته است. در امارات نیز در مدت مشابه با همان الگوی سیاستی؛ از سال ۱۹۸۰ هر دلار برابر با سه و شش دهم دینار ثابت مانده است.
روسیه در بازه زمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در مواجهه با جنگ اقتصادی و تحریمهای بیسابقه، به جای رهاسازی قیمت، با اجرای فرمان اجرائی ۷۷۱ (پیمانسپاری اجباری) و استقرار یک سامانه نظارت دقیق و لحظهای و بدون حراج کردن ارز (که متاسفانه در ایران در این سالها بارها اتفاق افتاد)، موفق شد بازگشت ارز صادراتی را به ۹۰ درصد برساند و ارزش روبل را حفظ کند.
همین الگو در ایران دهه هفتاد هم جواب داد. با اجرای سیاست تثبیت نرخ ارز در سال ۱۳۷۴ تورم حدودا ۵۰ درصدی به ۲۳ درصد کاهش یافت و نرخ رشد اقتصادی دو برابر شد و از سه درصد به شش درصد رسید. یعنی تثبیت نرخ ارز رابطه مستقیم با کاهشی شدن روند تورم دارد.
از طرف دیگر باید پرسید: معنی نداشتن ارز 28 هزار تومانی چیست؟ مگر ارز 28 هزار تومانی را از جایی تهیه میکنید که الان تمام شده باشد؟ اگر ارز نداشتید ارزهای 128 هزار تومانی را از کجا آوردید؟ تعیین نرخ ارز توسط خود دولت انجام میگیرد که میتوانست همان روال ارز 28 هزار تومانی را ادامه دهد و ارز کالاهای اساسی را با همان قیمت تامین کند.
متاسفانه دولت علیرغم هشدار منتقدان، بر حذف ارز ترجیحی اصرار و در نتیجه اتفاقات دی ماه 1404 رقم خورد و به حمله ددمنشانه خوکهای جزیره اپستین و خسارتهای جبرانناپذیر آن منجر شد.
آقای پزشکیان شما به کدامین دستاورد و برونداد آن تصمیم غیرکارشناسی میبالید! شما اگر یک آمایش سرانگشتی درباره کشور ایران از نظر ژئوپلیتیک و نیروی انسانی داشته باشید، دیگرهیچ وقت ادعای قحطی را تکرار نمیکنید.
این سخن فارغ از آثار منفی امنیتی و سیاسی در سطح بینالملل آن هم در موقعیت فعلی؛ بیاساس است. کشوری که جزو پنج کشور ثروتمند دنیا است و بیش از ۸۰ درصد مواد غذائی خودش را در داخل تأمین میکند، کشوری که ۵۵۰۰ کیلومتر مرز زمینی و ۱۵ کشور همسایه دارد؛ دارای زیرساختهای تولید و توزیع مدرن و کافی و... است، چطور امکان قحطی برایش قابل تصور است.
این سیاست به جای حل مسئله سفتهبازی، با تکرار تجربه تلخ و منسوخ گذشته به تعمیق و تشدید بحران دست زدید. کسانی که بر انفال خدادادی این مرز پرگهر چنبره و چنگ زدهاند و ارز حاصل از صادرات آنها را به جای برگرداندن به بیتالمال و چرخه تولید و ایجاد فرصت اشتغال؛ در بازار آزاد تصنعی و برساخت تلگرامی به آلاف و الوف نجومی آن هم به قیمت
تنگ کردن معیشت مردم میرسند، با افزایش نرخ ارز به سرمایههای چند برابری لحظهای رسیدند.
دلیل این ادعا این است که بیش از ۵۷ درصد از کل ارزهای صادراتی و ۴۴ درصد از مبلغ تعهد سررسید شدۀ اشخاص حقیقی/ حقوقی به چرخۀ رسمی کشور عرضه نشد.
نتیجه اینکه همین زالوهای خونخوار (و مزدوران داخلی دشمن) میتوانستند در صورت عدم افزایش نرخ ارز کشور را در شرایط جنگی با بحران معیشتی مواجه سازند. حال گرانسازی در شرایط جنگی به نفع مردم بوده یا مفتخورهای بیرحم؟
آقای پزشکیان این اطلاعات نادرست را خودتان راستیآزمایی کنید. حتی یک درصد هم احتمال دست داشتن دارندگان و دلالان ارز کافی است که برای تحقق بخشیدن به دغدغه عدالتطلبی به توصیه دلسوزان گوش دهید.
آقای پزشکیان اگر دغدغه عدالت دارید و در این مصاحبه هم بارها بر آن تاکید کردید، چند روزی درباره بازدهی نهادها و شرکتهایی مثل پالایشگاهها و پتروشیمیها و فولادیها و... که دلاری فروش هستند، مطالعه آماری داشته باشید. افزایش نرخ ارز راهکار مناسب و کارا برای لاپوشانی ناکارآمدی این ابرشرکتها و نیز بانکها و... است. در این مورد هم تاکید میشود بدون دخالت مشاوران و بر اساس آمار و ارقام مطالعه کنید.
آقای پزشکیان نیازی به آمار و ارقام ادعائی نیست. جبران مابهالتفاوت حذف ارز ترجیحی با کالابرگ را در واقعیت زندگی مردم ببینید. شما که مدعی حقوق مردم و عمل بر طبق مطالبات آنها در موضوعات فرهنگی مثل حجاب هستید، چرا در این مورد هم به مطالبات همان مردم گوش نمیکنید؟!
آقای پزشکیان به اعترافات «همتی» رئیس کل بانک مرکزی توجه کنید که در سال 98 گفت: «متاسفانه برخیها به بانک مرکزی فشار میآورند که اجازه دهید نرخ ارز بالا برود. این در حالی است که بانک مرکزی مسئول ۸۳ میلیون ایرانی است که اقتصاد و زندگی آنها با نرخ ارز مرتبط است. ما معتقدیم اگر چنین اتفاقی بیفتد طبقات پایین جامعه که روز به روز فشار بیشتری را متحمل میشوند وضعیت وخیمتری خواهند داشت و بانک مرکزی در قبال آنها وظیفه دارد.»
ریشه مشکل دقیقا همین است. آذر ۱۴۰۴ به دنبال هیاهوی رسانهای گرانسازی ارز رسمی، دلالان سرمایهدار برای دریافت ارز با ادعای واردات هجوم بردند. از طرف دیگر برخی صادرکنندگان فرصتطلب و سودگرا با هدف کسب سود بیشتر (بخوانید مکیدن خون مردم) ارزهای خود را به بانک مرکزی تحویل ندادند. زیرا با گران شدن ارز به سودهای هنگفت بیرنج و زحمت میرسیدند.
حال سؤال این است آیا بر اساس دلایل اقتصادی و تجربه حکمرانی اقتصادی؛ راهکار برون رفت از وضعیت فعلی و حل مشکلات معیشتی مردم مقاوم و مدافع ایران و اسلام؛ حذف ارز ترجیحی است یا ترجیحا باید ارز را از چرخه حکمرانی اقتصادی حذف کرد؟
مهدی جبرائیلی تبریزی