کد خبر: ۳۳۴۹۴۱
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۶

مأموریت تازه عروسک خیمه‌شب‌بازی در دریای خزر(یادداشت روز)

بامداد شنبه سوم مرداد ماه بود که در لابه‌لای اخبار مربوط به جنگ، خبری متفاوت منتشر شد. خبر، «جنگی» بود اما کمی با سایر خبرهای مربوط به جنگ فرق داشت: حمله اوکراین به یک شناور تجاری ایرانی حامل آهن! در دریای خزر. عجیب‌تر این بود که، بلافاصله بالاترین مقام اجرائی اوکراین یعنی زلنسکی رسماً مسئولیت این تجاوز را برعهده گرفت و مدعی شد، کشتی‌هایی را هدف قرار داده است که «محموله‌های مرتبط با تأمین تسلیحات ایران برای روسیه» را حمل می‌کردند! این در حالی است که منطقی به نظر نمی‌رسد ایران در این جنگ که وجودی و تمام عیار است، برای کشور دیگری سلاح یا مواد لازم برای ساخت سلاح ارسال کند! در این اتفاق بی‌سابقه یک ملوان ایرانی به شهادت رسید و چند نفر دیگر زخمی شدند. حمله اوکراین به کشتی تجاری ایران در دریای خزر، یک هشدار راهبردی است. این اقدام که با پذیرش رسمی زلنسکی همراه شد، نشان می‌دهد دامنه منازعه از شرق اروپا به منطقه قفقاز و داخلی ایران کشیده شده است. اما چرا اوکراین کشتی ما را هدف قرار داد؟ پاسخ ایران باید چگونه باشد؟ آیا جنگ بین ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال گسترش و جهانی شدن است؟ با دو مقدمه کوتاه، سراغ پاسخ این سؤال‌ها می‌رویم. 
یک- این روزها تا دلتان بخواهد در رسانه‌ها و اندیشکده‌های غربی و آمریکایی-چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه- اذعان می‌کنند، ترامپ در این جنگ قافیه را باخته و به قول ستون‌نویس «نیویورک تایمز»، «در دام جنگ ایران گرفتار شده و برای نجات دست و پا می‌زند.» می‌توانیم در این سطور نام ده‌ها روزنامه و کارشناس متبحر و معتبر غربی و از طیف‌های مختلف را نام ببریم که ترامپ و آمریکا را «بازنده بزرگ جنگ با ایران» می‌دانند و برای این ادعای خود دلایل اقناع‌کننده می‌آورند. 
دو- رژیم صهیونیستی با بهره‌برداری از فرصت شخصیت احمق و خودشیفته‌ای مثل ترامپ، آمریکا و کل منطقه را وارد جنگ کرده و خود مدتی است کنار کشیده و در حال تماشای این جنگ است! این رژیم نشان داده است که، نابودی کشورهای عربی و غیر عربی و حتی تضعیف آمریکا و کشته شدن نظامیان این کشور، ذره‌ای برایش اهمیت ندارد. شما فکر می‌کنید چنانچه نتانیاهو گزارش دیروز «وال استریت ژورنال» را که در آن به «تخریب گسترده پایگاه‌های آمریکا در منطقه» و 
«ته کشیدن ذخایر تسلیحاتی» این کشور در نتیجه جنگ با ایران اشاره شده بخواند و متوجه شود که «بازسازی ذخایر موشکی آمریکا حداقل 3 تا 6 سال زمان خواهد برد»، برایش اهمیتی خواهد داشت؟! یا اظهارات نماینده جمهوری‌خواه و هم‌حزبی ترامپ یعنی «توماس مسی» را بخواند که یکشنبه هشدار داده است که آمریکا «به خاطر اسرائیل زرادخانه موشکی خود را از دست داده، ذخایر نفتی خود را خالی کرده و بر بدهی‌های خود افزوده است... آمریکا در اثر جنگ با ایران به شدت تضعیف شده است.» خم به ابرو خواهد آورد؟! یا خبر موثق کشته شدن دست‌کم 200 نظامی آمریکایی در حملات ایران را اگر بشنود، برایش اهمیتی دارد؟!
سه- از ترکیب دو نکته بالا، می‌توان پاسخ یکی از سؤال‌های این یادداشت یعنی، چرایی ورود اوکراین به جنگ با ایران را فهمید. رژیم صهیونیستی برای رسیدن به اهداف خود حاضر است، تمام دنیا را وارد این جنگ کند. وقتی کشوری در 
قد و قواره آمریکا با فشار صهیونیست‌ها وارد جنگ شده است، چرا اوکراین را وارد نکند؟! مگر اوکراین تحت حاکمیت زلنسکی، از خود استقلال دارد؟! زلنسکی را به هیچ وجه نباید دارای شخصیت و حکومت مستقل دید. او اختیاری از خود ندارد و یک عروسک خیمه شب بازی است؛ به شدت وابسته به حمایت‌های آمریکا و اروپاست و بدون کمک آنها، یک هفته دوام نمی‎‌آورد. برای غرب «اوکراین» همان کارکردی را دارد که برای رژیم صهیونیستی «آمریکا، اعراب و...» کارکرد دارند. اوکراین گوشت دم توپِ ناتو برای مقابله با روسیه است. اینکه زیرساختی برای اوکراین باقی نمانده و تاکنون بر اساس برخی گزارش‌ها چیزی بالغ بر 600 هزار اوکراینی کشته و حدود 
450 هزار نفر نیز زخمی شده‌اند، برای ناتو همان قدر اهمیت دارد که شهادت نزدیک به 80 هزار نفر در غزه (که برخی برآوردها آن را تا 800 هزار نفر هم اعلام کرده‌اند چون ساختار غزه چنان از هم فروپاشیده که بررسی عدد و رقم واقعی تقریباً غیر ممکن است). در یک جمع‌بندی می‌توان گفت، ورود اوکراین به جنگ با ایران می‌تواند همان دلایلی را داشته باشد که ورود آمریکا، ناتو و برخی مرتجعین عرب وارد جنگ با ایران شده‌اند. حمله اوکراین به کشتی ایرانی می‌تواند یک اقدام تاکتیکی برای گسترش دامنه فشار بر محور ایران-روسیه باشد و بی‌تردید با هماهنگی ناتو و رژیم صهیونیستی انجام شده است. 
چهار- شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که اوکراین را وارد این جنگ کرده، گرفتن تمرکز ایران از تنگه هرمز، رژیم صهیونیستی و آمریکاست. امروز بزرگ‌ترین نقطه قوت ایران اسلامی-پس از عنایات خدای مهربان- تسلط بر تنگه هرمزی است که بسیاری معتقدند، از بمب اتم موثرتر است و ترامپ و اقتصاد آمریکا را به شدت تحت فشار قرار داده است. لذا ضمن حفظ کنترل این سلاح استراتژیک، زدن صاحبان این دلقک نیز به شدت توصیه می‌شود. فراموش نکنیم در این جنگ وجودی، جایی که هرگز نباید امن بماند، آغازگر این جنگ یعنی سرزمین‌های اشغالی است. دوباره تأکید می‌کنیم، رژیم اسرائیل به هیچ عنوان نباید در حاشیه امن قرار بگیرد! این رژیم به قول سردار شهید سلیمانی، «سگ ‌هار است» و چنانچه ضعف و ترس و عقب‌نشینی ببیند، تعقیب می‌کند. نتانیاهو دیروز در حالی برای هشتمین بار به دیدار «سگ زرد» رفت که اعلام کرده بود، موضوع ایران در صدر این دیدار قرار دارد و... ایران را رها نخواهد کرد! مبادا چنین دشمنی را رها کنید! بنابراین ایران باید با هوشمندی، ضمن پاسخ ‌دادن متناسب به تجاوز اوکراین، از افتادن در دام ناتو و رژیم صهیونیستی پرهیز کند و ابتکار عمل را در دست گیرد.
پنج- هیچ بعید نیست با ورود جدی اوکراین به این معرکه، «جنگ جهانی» دیگری کلید بخورد؛ چرا که تمام علائم یک جنگ جهانی مشهود است. به ترکیب کشورها و جنگ نگاه کنید: روسیه، اوکراین، 32 کشور عضو ناتو، رژیم صهیونیستی، کشورهای مرتجع عربی، ایران، متحدان ایران و... ضمن اینکه وزارت خارجه ایران نیز حملات به کشتی‌ها در دریای خزر را به «تحریکاتِ پیش از آغاز جنگ جهانی اول» تشبیه کرده و روسیه نیز در واکنش به روند تحرکات نظامی کی‌یف، «توسعه جغرافیای عملیات جنگی از سوی اوکراین» را «غیر قابل انکار» و «کاملاً مشهود» دانسته است. گویا امروز روح «ویلهلم دوم» و «آدولف هیتلر» در کالبد ترامپ و نتانیاهو حلول کرده و هیچ بعید نیست اهداف توسعه‌طلبانه این دو بیمار روانی نیز آتش جنگ جهانی سوم را روشن کند. در چنین فضائی، صحبت از «مذاکره» و «حل بحران از طریق گفت‌و‌گو» آن هم با روان‌پریش خودشیفته‌ای مثل ترامپ، اگر خوش‌خیالی نباشد، ساده‌اندیشی محض است. آیا با دشمنی که هدفش را خیلی واضح و عیان اعلام کرده و گفته «به دنبال براندازی، تضعیف و تجزیه ایران» است، می‌توان با مذاکره به نتیجه رسید؟! پیش از این گفته‌ایم این‌جا نیز تکرار می‌کنیم، قبل از شروع جنگ، باید با «تمام قوا» برای روشن نشدن آتش جنگ تلاش کرد اما وقتی جنگی تحمیل شد، با همان «تمام قوا» باید وارد میدان شد و دشمن را سرجایش نشاند و چنین دشمنی را نمی‌توان با گفت‌و‌گو سر جایش نشاند.

جعفر بلوری