کد خبر: ۳۳۴۹۰۲
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۵
کیهان بررسی کرده است

نگاهی به تلاش‌های ترامپ و نتانیاهو برای کشاندن سوریه به جنگ لبنان

سرویس خارجی-
دولت ترامپ پس از ناکامی رژیم اسرائیل در تحقق هدف خلع‌سلاح حزب‌الله، می‌کوشد با گشودن جبهه‌ای تازه از خاک سوریه فشار بر مقاومت لبنان را افزایش دهد، شواهد نشان می‌دهد رژیم جولانی تاکنون از ورود مستقیم به این سناریوی پرهزینه خودداری کرده و ترجیح داده است با جنگ روانی و فضاسازی رسانه‌ای، میان خواسته‌های واشنگتن و واقعیت‌های شکننده میدانی سوریه تعادل برقرار کند.
پس از روی کار آمدن دولت خودخوانده احمد الشرع (یا همان ابومحمد جولانی تروریست) در دمشق، دولت دونالد ترامپ تلاش کرد از تغییرات سیاسی سوریه به ‌عنوان فرصتی برای تکمیل پروژه مهار محور مقاومت بهره ببرد. واشنگتن که رژیم آپارتاید اسرائیل را پس از ماه‌ها جنگ ویرانگر علیه لبنان در تحقق هدف خلع‌سلاح حزب‌الله ناکام می‌دید، به‌دنبال آن بود تا این‌بار از خاک سوریه جبهه‌ای تازه علیه مقاومت بگشاید. در این چارچوب، فشارهای سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای بر دولت جدید سوریه افزایش یافت تا این حکومت، به‌جای تمرکز بر بحران‌های داخلی، در خدمت استراتژی آمریکا و اسرائیل برای تضعیف حزب‌الله قرار گیرد. در واقع، آن‌چه واشنگتن دنبال می‌کرد نه تأمین امنیت سوریه، بلکه استفاده ابزاری از حکومت جدید دمشق برای جبران شکست‌های میدانی تل‌آویو در لبنان بود.
جولانی؛ میان خواست واشنگتن و واقعیت‌های میدانی
با وجود این فشارها، احمد الشرع- که پیشینه او به گروه‌های تندرو و سازمان‌های تروریستی بازمی‌گردد اما به ظاهر قواعد بازی را کمابیش یاد گرفته- تاکنون از ورود مستقیم به جنگ با حزب‌الله خودداری کرده است. این خودداری البته نه از سر تغییر ماهوی در رویکرد یا فاصله گرفتن از گذشته، بلکه بیش از هر چیز ناشی از محاسبات واقع‌بینانه درباره توان محدود حکومتش است. دولت تحت رهبری او هنوز حتی بر سراسر خاک سوریه تسلط کامل ندارد و با بحران‌های امنیتی، شکاف‌های قومی و مذهبی و حضور گروه‌های مسلح متعدد دست‌وپنجه نرم می‌کند. ورود به جنگ با بازیگری دیرینه و قدرتمند مانند حزب‌الله می‌تواند همین ساختار شکننده را نیز با فروپاشی مواجه کند. از این‌رو، جولانی به‌خوبی می‌داند که اجرای کامل خواسته واشنگتن ممکن است بهای سنگینی برای بقای حکومتش داشته باشد.
از جنگ روانی تا باج‌ سیاسی؛ «یکی به نعل و یکی به میخ»
در نتیجه، حکومت دمشق تاکنون کوشیده است میان رضایت آمریکا و پرهیز از جنگ مستقیم تعادل برقرار کند. انتشار اخبار تأییدنشده درباره کشف محموله‌های تسلیحاتی، طرح اتهام علیه حزب‌الله، تشدید فضاسازی رسانه‌ای و برجسته‌سازی برخی تحرکات مرزی را می‌توان در همین چارچوب ارزیابی کرد. این اقدامات بیش از آن‌که مقدمه یک عملیات نظامی باشد، تلاشی برای ارسال این پیام به واشنگتن است که دولت جولانی در مسیر مهار مقاومت حرکت می‌کند، اما فعلاً توان یا آمادگی ورود به رویارویی مستقیم را ندارد. به بیان دیگر، رژیمی که ریشه‌های آن در جریان‌های افراطی و مسلح شکل گرفته، اکنون می‌کوشد با جنگ روانی و امتیازدهی سیاسی، فشارهای آمریکا را مدیریت کند و همزمان از گرفتار شدن در جنگی که توان تحمل آن را ندارد، بگریزد.
سناریویی که می‌تواند سوریه را میدان جنگ دیگری کند
اگر فشارهای آمریکا سرانجام به ورود مستقیم دولت دمشق به تقابل نظامی با حزب‌الله بینجامد، پیامدهای آن تنها محدود به لبنان نخواهد بود. چنین سناریویی می‌تواند سوریه را بار دیگر به کانون یک جنگ منطقه‌ای بزرگ تبدیل کند، مرزهای دو کشور را به صحنه درگیری‌های فرسایشی بکشاند و زمینه فعال‌شدن دوباره گروه‌های افراطی و آشوب‌های امنیتی را فراهم آورد. افزون بر این، رژیم جولانی با پذیرش چنین نقشی، بیش از پیش در جایگاه نیرویی ظاهر خواهد شد که مأموریت خود را نه براساس منافع ملی سوریه، بلکه در چارچوب اولویت‌های واشنگتن و تل‌آویو تعریف می‌کند، مسئله‌ای که می‌تواند شکاف‌های داخلی سوریه را عمیق‌تر و مشروعیت سیاسی این حکومت را بیش از گذشته زیر سؤال ببرد.
تردید دمشق؛ نشانه هزینه سنگین پروژه آمریکا
مجموع تحولات نشان می‌دهد که اصرار دولت ترامپ برای کشاندن جولانی به جنگ با حزب‌الله، بخشی از تلاش آمریکا برای تحقق هدفی است که رژیم صهیونیستی در میدان نبرد از دستیابی به آن ناکام مانده است. با این حال، خودداری دمشق از ورود مستقیم به این تقابل نیز بیانگر آن است که حتی حاکمانی با پیشینه افراط‌گرایی و وابستگی به گروه‌های تروریستی نیز از هزینه‌های سنگین چنین ماجراجویی‌ای آگاه هستند. از همین‌رو، رژیم جولانی تاکنون ترجیح داده است با اتخاذ سیاست «یکی به نعل و یکی به میخ»، از یک‌سو با فضاسازی رسانه‌ای و برخی اقدامات محدود رضایت نسبی آمریکا را جلب کند و از سوی دیگر، از ورود به جنگی که می‌تواند بقای سیاسی و امنیتی آن را با تهدیدی جدی روبه‌رو سازد، پرهیز کند. این واقعیت نشان می‌دهد پروژه‌ای که واشنگتن برای گشودن جبهه‌ای جدید علیه مقاومت طراحی کرده، دست‌کم تا امروز حتی برای نزدیک‌ترین شرکای منطقه‌ای آن نیز پرریسک و پرهزینه ارزیابی شده است. افزون بر این، ورود احتمالی رژیم جولانی به یک تقابل مستقیم با حزب‌الله، نه‌‌تنها معادلات امنیتی منطقه را دستخوش تحول خواهد کرد، بلکه جایگاه سیاسی خود این رژیم را نیز با مشکلاتی جدی مواجه می‌سازد.