فوتبال ایران قربانی تفرقهسازان همیشگی! (نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
در روزهایی که فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به انسجام و تمرکز بر منافع ملی نیاز دارد، سخنان امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی بیش از آنکه یک گلایه شخصی باشد، هشداری درباره یک بیماری قدیمی در فوتبال کشور بود. بیماریای که هر بار در آستانه موفقیت یا در بزنگاههای مهم، سر بر میآورد و فضای فوتبال را به سمت دوقطبی، تخریب و دعوا میکشاند.
سرمربی تیم ملی در تازهترین صحبتهایش با اشاره به برخی چهرههایی که در دوران سخت و حساس حضور مؤثری نداشتند اما پس از عبور از بحرانها ناگهان به صحنه بازگشتهاند، در واقع به یک واقعیت تلخ اشاره کرد، اینکه در فوتبال ایران همواره گروهی وجود داشتهاند که از اختلاف و جنجال ارتزاق میکنند. این افراد نه امروز، بلکه سالهاست که در مقاطع مختلف با ایجاد فضای بیاعتمادی، حمله به ارکان و سرمایههای فوتبال و دامن زدن به درگیریهای لفظی، انرژی فوتبال را از مسیر اصلی منحرف کردهاند.
نقد فنی و کارشناسی، حق طبیعی رسانهها و اهالی فوتبال است؛ اما آنچه قلعهنویی نسبت به آن هشدار داد، عبور از مرز نقد و ورود به حوزه تخریب سازمان یافته است. وقتی هر موفقیت با تردید مواجه میشود، هر تصمیم فنی بهانهای برای نزاع میشود و هر اختلاف شخصی به میدان عمومی کشیده میشود، در نهایت بازنده اصلی فوتبال ایران خواهد بود.
در این میان نباید فراموش کرد که عملکرد تیم ملی در جام جهانی اخیر، با وجود همه محدودیتها و فشارهای بیرونی، قابل دفاع بود. تیم ملی در شرایطی وارد مسابقات شد که فوتبال ما از نظر زیر ساخت، بازیهای تدارکاتی، ثبات مدیریتی و حتی فضای روانی، فاصله زیادی با استانداردهای بینالمللی داشت.
با این حال، تیم ملی توانست در جام جهانی چهرهای جنگنده، منظم و قابل احترام از فوتبال ایران ارائه دهد. انتظار داشتن نتایجی فراتر از ظرفیت واقعی فوتبال کشور، بدون توجه به امکانات و شرایط، بیشتر شبیه قضاوت احساسی است تا تحلیل حرفهای.
متأسفانه برخی جریانها به جای آنکه از فرصت جام جهانی برای تقویت سرمایه اجتماعی فوتبال استفاده کنند، از همان ابتدا به دنبال یافتن سوژهای برای تشدید اختلافات بودند. این همان رویکردی است که در سالهای گذشته نیز بارها دیدهایم، رویکردی که از اختلاف میان سرمایهها، ستارهها، مربیان و مدیران تغذیه میکند و هر آتش کوچکی را به بحران تبدیل میکند.
نمونه اخیر آن را میتوان در جدالهای لفظی میان برخی چهرههای شناختهشده فوتبال هم مشاهده کرد، جدالهایی که به عرصه عمومی کشیده شد و روزها خوراک رسانهای به ویژه برای رسانههای معاند تولید کرد، بیآنکه کوچکترین سودی برای فوتبال ایران داشته باشد. وقتی سرمایههای فوتبال به جای گفتوگوی محترمانه، درگیر جنجالهای رسانهای میشوند، نتیجه چیزی جز فرسایش اعتبار فوتبال نیست.
فوتبال ایران امروز بیش از هر چیز به همدلی و اولویت دادن به منافع ملی نیاز دارد. اختلاف نظر طبیعی است، اما تبدیل کردن فوتبال به میدان تسویه حسابهای شخصی، همان «تیشه به ریشه فوتبال زدن» است که قلعهنویی هم به آن اشاره کرد. کسانی که سالها از این روش استفاده کردهاند، باید بدانند که تاریخ فوتبال افراد موفق را به یاد میسپارد نه حاشیهسازان را.