کد خبر: ۳۳۴۴۵۱
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۱

تبعات اقتصادی بسته شدن باب‌المندب برای آمریکا و متحدانش

آمریکا و متحدانش که همچنان تحت تاثیر بحران‌های ژئوپلیتیکی تنگه هرمز قرار دارند اکنون با نگرانی تازه‌ای به نام «اختلال در تنگه باب‌المندب» رو‌به‌رو هستند.
به گزارش ایرنا، سرگئی لاوروف؛ وزیر امور خارجه روسیه روز شنبه، با اشاره به احتمال بسته شدن باب‌المندب تأکید کرد: «چنین اقدامی می‌تواند تجارت جهانی، به‌ویژه بازار نفت، را با مشکلات جدی مواجه کند.» اهمیت این اظهارات از آن جهت است که موضوع باب‌المندب دیگر صرفاً یک مسئله مربوط به حمل‌ونقل دریایی نیست، بلکه به یکی از متغیرهای اثرگذار بر ثبات اقتصادی جهان تبدیل شده است. چرا که این تنگه یکی از مهم‌ترین مسیرهای عبور انرژی و کالا میان شرق و غرب جهان است.
تنگه باب‌المندب در محل اتصال دریای سرخ به خلیج عدن قرار دارد و یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان برای انتقال کالا و انرژی محسوب می‌شود. این آبراهه در کنار کانال سوئز، مسیر ارتباطی میان تولیدکنندگان بزرگ آسیایی و بازارهای مصرفی اروپا را کوتاه‌تر می‌کند. بخش قابل توجهی از نفت، فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع که از منطقه خلیج‌فارس به سمت بازارهای جهانی می‌رود از این مسیر عبور می‌کند. علاوه ‌بر انرژی، حجم بزرگی از تجارت کانتینری جهان نیز از باب‌المندب عبور می‌کند؛ از کالاهای صنعتی و مواد اولیه گرفته تا محصولات مصرفی که مقصد آنها بازارهای اروپا و آمریکاست.
اهمیت اقتصادی این تنگه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم مسیر جایگزین برای عبور کشتی‌ها، یعنی دور زدن قاره آفریقا و عبور از دماغه امید نیک، فاصله و زمان حمل را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد. افزایش مسافت دریایی به معنای افزایش مصرف سوخت کشتی‌ها، رشد هزینه بیمه، افزایش دستمزدها و در نهایت افزایش قیمت کالاهایی است که به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد. به همین دلیل، حتی تهدید به ناامن شدن این مسیر می‌تواند پیش از وقوع هرگونه انسداد کامل، بازارها را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا شرکت‌های حمل‌ونقل، بیمه‌گران و فعالان اقتصادی براساس ریسک‌های احتمالی تصمیم‌گیری می‌کنند.
شوک به بازار انرژی
یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های اقتصادی درباره بسته شدن باب‌المندب، تأثیر آن بر بازار انرژی است. بازار جهانی نفت طی سال‌های اخیر به شدت تحت تأثیر عوامل سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. کوچک‌ترین نگرانی درباره کاهش عرضه یا دشوار شدن مسیر انتقال نفت می‌تواند باعث افزایش قیمت‌ها شود.
افزایش قیمت نفت تنها به معنای گران‌تر شدن سوخت نیست، بلکه اثر آن به تمام بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود. هزینه حمل‌ونقل افزایش پیدا می‌کند، هزینه تولید کالا بالا می‌رود و در نهایت مصرف‌کنندگان با قیمت‌های بالاتر مواجه می‌شوند. 
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی می‌تواند سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی بزرگ را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تجربه سال‌های اخیر نشان داد که افزایش قیمت انرژی یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری تورم جهانی بوده و بانک‌های مرکزی را مجبور کرد برای مهار افزایش قیمت‌ها نرخ بهره را بالا ببرند. بنابراین، اختلال در باب‌المندب می‌تواند یک زنجیره اقتصادی ایجاد کند؛ از افزایش قیمت نفت آغاز شود، به رشد هزینه تولید برسد و در نهایت تورم عمومی را افزایش دهد.
آمریکا و اروپا؛ نگران‌تر از دیگران
اگرچه آمریکا طی سال‌های اخیر با افزایش تولید نفت و گاز داخلی، وابستگی مستقیم خود به واردات انرژی از خاورمیانه را کاهش داده ‌اما این موضوع به معنای مصونیت اقتصاد این کشور از پیامدهای اختلال در مسیرهای انتقال انرژی نیست. اقتصاد آمریکا همچنان بخشی جدایی‌ناپذیر از اقتصاد جهانی است و هرگونه افزایش قیمت انرژی در بازارهای بین‌المللی، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر این کشور اثر می‌گذارد.
افزایش قیمت نفت، هزینه تولید در صنایع مختلف آمریکا و مخصوصاً قیمت بنزین را بالا می‌برد و فشار تورمی را افزایش می‌دهد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اقتصاد آمریکا طی سال‌های اخیر یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مقابله با تورم را تجربه کرده و بانک مرکزی این کشور برای کنترل افزایش قیمت‌ها، سیاست پولی سخت‌گیرانه‌ای را در پیش گرفته است. 
هر شوک جدید در بازار انرژی، در چنین شرایطی، می‌تواند روند کاهش تورم را با چالش مواجه کند و فدرال رزرو را برای مدت طولانی‌تری در مسیر حفظ نرخ‌های بهره بالا قرار دهد. تداوم نرخ بهره بالا نیز به معنای افزایش هزینه تأمین مالی برای شرکت‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری و کند شدن رشد اقتصادی خواهد بود.
از سوی دیگر، آمریکا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان کالا در جهان، از افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی نیز آسیب خواهد دید. بسیاری از کالاهای صنعتی و مصرفی بازار آمریکا از مسیرهای دریایی آسیا و اروپا تأمین می‌شوند و افزایش هزینه انتقال کالا در نهایت به قیمت نهائی محصولات منتقل خواهد شد. بنابراین، حتی اگر آمریکا به صورت مستقیم وابسته به نفت عبوری از باب‌المندب نباشد، از مسیرهای دیگر اقتصادی مانند تورم، تجارت، بازارهای مالی و هزینه تولید، تحت تأثیر این بحران قرار خواهد گرفت. در میان اقتصادهای بزرگ جهان، اروپا یکی از آسیب‌پذیرترین مناطق در برابر اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت دریایی محسوب می‌شود. هرگونه افزایش هزینه حمل‌ونقل یا رشد قیمت انرژی می‌تواند فشار مضاعفی بر صنایع اروپایی وارد کند؛ صنایعی که هم‌اکنون نیز با چالش افزایش هزینه تولید و کاهش قدرت رقابت در بازارهای جهانی مواجه هستند. رشد هزینه انرژی می‌تواند فشار تورمی را در این منطقه تشدید کند.
برندگان و بازندگان بحران باب‌المندب
یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی بسته شدن یا ناامن شدن باب‌المندب، تأثیر احتمالی آن بر زنجیره تأمین جهانی است. تجربه بحران دریای سرخ نشان داد که حتی تغییر مسیر محدود کشتی‌ها می‌تواند هزینه حمل کانتینری را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد. حال اگر این وضعیت به انسداد کامل یک مسیر حیاتی تبدیل شود، آثار اقتصادی آن بسیار گسترده‌تر خواهد بود. در چنین شرایطی، مشکل تنها کمبود کالا نیست، بلکه افزایش هزینه تولید است؛ موضوعی که می‌تواند به افزایش قیمت محصولات در آمریکا، اروپای غربی، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و اغلب کشورهای عربی منجر شود.
گفتنی است، بسته شدن باب‌المندب، به زیان آمریکا و متحدانش است و کشورهای عضو بریکس مخصوصاً چین، روسیه و برزیل از تبعات مسدود شدن آن در امان خواهند بود و حتی در رقابت‌های جهانی با غرب، این مسئله به نفعشان خواهد بود.