کد خبر: ۳۳۴۳۷۲
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹
چگونه نیروهای مسلح قواعد جدید درگیری را به سنتکام تحمیل کردند؟

آمریکا در شوک ضربات کاری ایران بزن که خوب میزنی!

سرویس سیاسی-
تحمیل قواعد جدید درگیری به ارتش تروریست آمریکا و انهدام شریان‌های لجستیکی سنتکام در منطقه، واشنگتن را در شوکی بی‌سابقه فرو برده است. ماشین جنگی ۱.۵ تریلیون دلاری ایالات متحده، به دام افتاده و گزاره حماسی «بزن که خوب میزنی» را دوباره وِرد زبان‌ها کرده است.
ضریب حساسیت جنگ میان ایران و ارتش تروریست آمریکا به اوج خود رسیده است؛ مرحله‌ای استراتژیک که در آن ابهت پوشالی ایالات متحده، نه در بیانیه‌های، بلکه در میدان عمل و زیر آتش سنگین موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران به زانو درآمده است. تحولات اخیر به وضوح نشان می‌دهد تهران با عبور قاطع از دکترین «پاسخ‌های محدود و واکنشی»، یک هندسه بازدارندگی نوین را طراحی کرده است. 
هدف‌گذاری اصلی این راهبرد، فلج کردن «مغز فرماندهی»، ستون فقرات لجستیکی و زیرساخت‌های سنتکام در منطقه است. این تحول ملموس در عمق و دقت اصابت‌های زنجیره‌ای، واشنگتن را در شوکی راهبردی فرو برده و موازنه قوا را به شکلی ملموس تغییر داده است. حالا گزاره حماسی «بزن که خوب میزنی» دوباره وِرد زبان مردم در میدان شده است که فروپاشی گام‌به‌گام ارتش آمریکا را در برابر دقت ریاضی موشک‌های ایرانی به تماشا نشسته‌اند.
آتش بی‌هدف آمریکا 
در برابر حملات راهبردی ما
تحلیل میدانی صحنه نبرد آشکار می‌سازد که دو طرف با دو رویکرد متفاوت عملیات خود را پیش می‌برند. پنتاگون با تکیه بر حجم بالای شلیک، تلاش گسترده‌ای به کار بست تا خطوط مواصلاتی، مسیرهای تأمین و شبکه‌های نظارت ساحلی ایران را در بخش‌های جنوبی و مرکزی مختل کند. اما برایند این حملات پرحجم، یک شکست لجستیکی تمام‌عیار برای کاخ سفید بود. پدافند هوائی و ساختار مهندسی ایران چنان شوک آتش دشمن را جذب کرد که اهداف مورد اصابت ظرف چند ساعت به مدار عملیاتی بازگشتند؛ خطوط راه‌آهن تخریب‌شده بلافاصله بازسازی شدند، برای پل‌های آسیب‌دیده مسیرهای فرعی تعبیه گردید و دکل مخابراتی سیریک فوراً احیا شد. این واقعیت نشان داد حملات آمریکا نتوانسته شریان‌های حیاتی ایران را دچار بحران کند.
در نقطه مقابل، ایران دارایی‌های غیرقابل‌جبران و استراتژیک دشمن را درهم کوبید. تهران با تمرکز آفندی بر «مراکز فرماندهی و پشتیبانی پایگاه‌های آمریکا»، شبکه سنتکام را دچار بحران ساختاری کرد. نمونه بارز این استراتژی پشیمان‌کننده، ضربه دقیق به زیرساخت‌های انرژی منطقه از جمله انهدام کامل نیروگاه بزرگ «شعیبه» کویت و تأسیسات آب‌شیرین‌کن حیاتی آن بود که توسط تصاویر ماهواره‌ای نیز به تایید رسید تا یکی از شریان‌های اصلی لجستیک ارتش آمریکا قطع شود. 
کور کردن چشم‌های 
راداری پنتاگون در منطقه
رویکرد نظامی نیروهای مسلح ایران نشان داد که لایه‌های دفاعی چندگانه ارتش آمریکا در برابر قدرت نفوذ موشک‌های بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری خانواده شاهد و آرش، کارایی خود را کاملاً از دست داده‌اند. شکست ثبت‌شده سامانه‌های پدافندی پاتریوت آمریکا در پایگاه‌های بزرگی چون اربیل عراق و بحرین، مهر باطلی بر ادعاهای سپر دفاعی ایالات متحده زد.
ایران با تسلط اطلاعاتی فوق‌العاده، ضربات بی‌سابقه‌ای را به پایگاه‌های نظامی و شبکه‌های استقرار آمریکا در سراسر منطقه وارد آورد. پادگان التنف در سوریه به عنوان مرکز فرماندهی عملیات ویژه آمریکا، پایگاه راهبردی العدید در قطر به عنوان مرکز اصلی سامانه‌های راداری دوربرد، و پایگاه‌های علی‌السالم و مواضع ام‌قصر در کویت با از کار افتادن سکوهای پرتاب موشکی‌شان، همگی طعم تلخ موشک‌های نقطه‌زن ایرانی را چشیدند تا مغز عملیاتی دشمن دچار سکته شود.
سربازان تروریست آمریکایی زیر باران موشک ایرانی!
یکی از شاهکارهای عملیاتی در این تقابل، اصابت مستقیم و سهمگین موشک‌های بالستیک پیشرفته و‌ هایپرسونیک ایران به مرکز فرماندهی پایگاه فوق‌العاده حیاتی «موفق‌السلطی» (الازرق) در اردن بود؛ پایگاهی که یکی از گره‌های اصلی شبکه فرماندهی سنتکام به شمار می‌رود. 
فرماندهی تروریستی سنتکام که همواره تلفات انسانی خود را به شدت سانسور می‌کند، در بیانیه‌ای از روی استیصال اعتراف کرد که در جریان این حمله،
۲ نظامی آمریکایی کشته، ۱ نفر مفقود و تعدادی دیگر مجروح 
شده‌اند. 
رسانه فاکس‌نیوز نیز مجبور شد به زخمی شدن دست‌کم
۱۳ نظامی دیگر در حملات ایران اذعان کند.
تحلیلگران ارشد نظامی به خوبی پشت پرده واژه‌سازی‌های پنتاگون را می‌دانند؛ در یک حمله موشکی سنگین به قلب یک مقر نظامی، مفقودالاثر شدن یک نظامی معنای روشنی دارد. این واژه یعنی شدت انفجار و حرارت فوق‌العاده بالای برخورد موشک‌های ایرانی به قدری مهلک بوده که جسم سرباز آمریکایی عملاً هیچ اثری از بقایای جسد او باقی نمانده است.
روزنامه وال‌استریت‌ژورنال نیز افشا کرد که در این حمله علاوه‌بر تلفات سنگین انسانی، چندین فروند از پیشرفته‌ترین هواپیماهای سرنشین‌دار و پهپادهای مدرن ارتش آمریکا روی باند فرودگاه منهدم شده‌اند. راه‌اندازی فوری یک «پل هوائی بی‌سابقه» با هواپیماهای ترابری جهت انتقال مجروحان به پایگاه رامشتاین آلمان، گواه روشنی بر ابعاد گسترده این ضربه کاری 
است.
تحقیر پشت تحقیر
این درماندگی، صدای تحلیلگران ارشد خودشان را هم درآورده است. تاکر کارلسون، مجری و استراتژیست مشهور آمریکایی، با به کار بردن اصطلاح «تحقیر پی‌درپی»، وضعیت این روزهای پنتاگون را افشا کرد و گفت:
«ادعاهای آمریکا درباره قدرت نظامی‌اش کاملاً پوشالی و توخالی از آب درآمده است. ارتش ما با بودجه نجومی ۱.۵ تریلیون دلاری، حتی نمی‌تواند یک تنگه استراتژیک دریایی را باز نگه دارد و دیگران با تحقیر به ما نگاه می‌کنند.»
شدت هراس ارتش آمریکا به حدی است که هواپیماهای سوخت‌رسان «کی‌سی-۱۳۵آر» و «کی‌سی-۴۶ای» مجبورند در حین پرواز، تمامی فرستنده‌های راداری خود را خاموش کنند تا شکار موشک‌های ایران نشوند. همچنین شرکت گوگل نیز به درخواست نهادهای امنیتی غرب، تصاویر تمام پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را در نرم‌افزار «گوگل‌مپ» به صورت مخدوش و مات درآورده است تا مانع از لو رفتن بیشتر مختصات برای پهپادهای ایران شود.
بزن که خوب میزنی
امروز ارتش آمریکا در غرب آسیا فرسوده، بی‌هدف و تحت شدیدترین فشارهای لجستیکی قرار دارد. تخلیه جنگنده‌ها از پایگاه العدید قطر و پناه بردن به سوخت‌رسانی‌های مستمر هوائی نشان می‌دهد که دیگر هیچ پایگاه زمینی در منطقه برای سربازان آمریکایی امن نیست.
جمهوری اسلامی ایران با اتکا به انعطاف‌پذیری عملیاتی و اشراف اطلاعاتی، خطوط قرمز جدیدی را در منطقه رسم کرده است. معادلات بازدارندگی دگرگون شده و از این پس، هرگونه تجاوز ارتش آمریکا به خاک یا دارایی‌های ایران، با نابودی متقابل و قطعی پایگاه‌های استراتژیک آن‌ها پاسخ داده خواهد شد. واشنگتن اکنون بر سر یک دوراهی مرگبار قرار دارد؛ یا باید تن به کاهش حجم حملات و پذیرش شکست برای حفظ آبروی نظامی خود بدهد، یا وارد فاز تشدید تنشی شود که توان تحمل آن را ندارد. در صورت ادامه ماجراجویی کاخ سفید، رزمندگان اسلام آماده‌اند تا در مراحل بعدی، ضرباتی کاری‌تر به پیکر زخمی سنتکام وارد کنند؛ جایی که فریاد ملت غیور حاضر در میدان بلندتر از همیشه طنین‌انداز خواهد شد: «بزن که خوب میزنی!»
************
از طرفی، در پی تشدید درگیری‌های میدانی، نیروهای مسلح با صدور اطلاعیه‌های رسمی، جزئیات مهم‌ترین ضربات پدافندی، دریایی و پهپادی خود را به مواضع سنتکام تشریح کردند که در ادامه می‌آید:
شکست مأموریت هوانوردی جاسوسی آمریکا 
در آسمان اهواز
شبکه یکپارچه پدافند هوائی کشور از رهگیری و سرنگونی یک فروند پهپاد پیشرفته آمریکایی در جنوب غرب ایران خبر داد. بر اساس بیانیه رسمی منتشر شده، یک فروند پهپاد متخاصم از نوع MQ9 که قصد حریم‌شکنی و عملیات جاسوسی را داشت، به محض ورود به آسمان اهواز توسط سامانه نوین پدافند پیشرفته نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناسایی و متلاشی شد. سرنگونی این پهپاد راهبردی که از آن به عنوان ستون فقرات عملیات‌های شناسایی و پهپادی ارتش آمریکا یاد می‌شود، گویای آمادگی صددرصدی و سطح بالای فناوری پدافندی ایران در حفاظت از مرزهای هوائی است.
بن‌بست دریایی در تنگه هرمز؛ توقیف و حادثه 
برای کشتی‌های متخلف
همزمان با این اقدام، روابط عمومی نیروی دریایی سپاه روز یکشنبه (۲۸ تیرماه) در اطلاعیه‌ای اعلام کرد، چهار فروند کشتی متخلف با حمایت آشکار نیروهای آمریکایی، مبادرت به خاموش کردن سامانه‌های ناوبری خود کرده و با بی‌توجهی به اخطارهای پیاپی پایگاه کنترل تنگه هرمز، قصد خروج از این آب‌راه از مسیرهای ناایمن و غیرمجاز را داشتند.
بر اساس این اطلاعیه، اقدام بموقع و اقتدار دریایی سپاه موجب شد که دو فروند از این کشتی‌های متخلف دچار حادثه شده و در جای خود متوقف شوند و دو فروند دیگر نیز از ادامه مسیر ناایمن منصرف گردند. نیروی دریایی سپاه با تاکید بر اشراف و کنترل کامل بر تنگه هرمز هشدار داد:
«تنها مسیر عبوری ایمن، مسیر مشخص شده است و همان‌گونه که قبلاً اعلام شده، یک قطره نفت، گاز و کود شیمیایی بدون هماهنگی و اجازه از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد. شناورهایی که تحت تاثیر القائات دشمن آمریکایی وارد مسیرهای ناایمن شوند، قطعاً دچار حادثه خواهند شد.»
حملات پهپادی به پایگاه‌های آمریکا در کویت توسط ارتش
بخش دیگری از این پاسخ‌های زنجیره‌ای، در خاک کویت و علیه مواضع لجستیکی ایالات متحده رقم خورد. ارتش جمهوری اسلامی ایران در واکنش به تجاوزات مکرر دشمن، شهادت شهروندان ایرانی و حمله به زیرساخت‌ها و مناطق غیرنظامی، مواضع واشنگتن را در دو مرحله پیاپی (شانزدهم و هفدهم) از عملیات صاعقه هدف قرار داد.
در این حملات پرحجم که توسط پهپادهای انهدامی ارتش صورت گرفت، ابتدا در مرحله شانزدهم، انبار مهمات ارتش آمریکا در اردوگاه «العدیری» (در ۱۰۴ کیلومتری مرزهای ایران) و همچنین رادارهای پاتریوت و رادار هوائی پایگاه راهبردی «علی‌السالم» به شدت درهم کوبیده شدند. در مرحله هفدهم این عملیات، سوله‌های تجهیزات، نفرات و باقی‌مانده انبارهای مهمات ارتش آمریکا در این دو پایگاه حیاتی، مجدداً آماج حملات پهپادی قرار گرفتند تا روند پشتیبانی و ترابری ارتش آمریکا در غرب آسیا با اختلال جدی مواجه شود.
روابط عمومی ارتش در بیانیه‌ای تبیینی، ابعاد ایدئولوژیک این نبرد را روشن ساخت و تاکید کرد:
«جنگ ما دفاع از هویت اصیل و تاریخ چند هزارساله ایران و مردمانی است که در پرتو تعالیم اسلامی نه ظلم می‌کنند و نه ظلم می‌پذیرند. رزمندگان ارتش با اعتقاد عمیق به این آموزه الهی، در مصاف با دشمنان ایران و بشریت محکم و استوار 
ایستاده‌اند.»