روایتی از شبهای انتظار و روزهای انتقام
این روزها همچنان که رخت عزا بر تن داریم، رخت انتقام نیز به تن میکنیم. باید به پا خاست. باید حرکت کرد. بار تکلیف بزرگی بر دوشمان گذارده شده است. باید عمل کنیم. انتقام و خونخواهی را به گونهای تفسیر کنیم که در لحظه لحظههای حیاتمان انجامش دهیم. از تربیت فرزندانمان، تا تبیین مواضع نورانی رهبر شهید، تا اشداء علی الکفارمان، تا رحماء بینهممان، تا شبیه او شدن، تا...
ایران این روزها رنگ و بوی دیگری دارد. نه از زخمِ کهنه گرمای تابستان، بلکه از جنسِ آتش و فریاد؛ فریادهایی که از گلوهایِ خسته اما مصممِ مردمی برمیخیزد که باور کردهاند زمانِ حسابکشی فرا رسیده است. میدانهایِ شهرها مملو از جمعیتهایی است که زیرِ پرچمهایِ سیاه و سرخ، یکصدا شعار میدهند: «خونخواهی، انتقام، مرگ بر آمریکا». این روزها، نفسِ شهرها بویِ باروت اشک میدهد؛ بویِ وداع با رهبری که ناگهان از میانِ ما رفت و بویِ عزمی که برای گرفتنِ خونِ او، از کوچهپسکوچههایِ جنوبِ کشور تا دروازههایِ شمال، موج میزند.
خیزشِ عاطفی
ریشه در عمیقترین لایههایِ باورِ جمعیِ
یک ملت دارد فریاد میزند. خونِ رهبرِ شهید، برای مردمِ ایران تنها یک فقدانِ بزرگ نیست؛ او نمادِ ایستادگیِ چهلوچندسالهِ یک نظام در برابرِ قلدریِ جهانِ غرب بود. حالا که او در میدانِ نبردِ با دشمن به شهادت رسیده، خونِ پاکش چون امضائی بر پیشانیِ تاریخ، تکلیفی سنگین بر دوشِ همه گذاشته است: «وای به حالِ کسی که این خون را پایمال کند.» از پیرمردهایِ مسجدی که با چشمانی خیس، سوره «والعاديات» زمزمه میکنند تا نوجوانانی که با رنگی سرخ، رویِ دیوارهایِ شهر، چهره رهبر را نقاشی میکنند، همه و همه در یک نقطه همدل شدهاند: قصاصِ قاتلان، تنها پاسخِ ممکن است.
در میانِ این خیزش دوچندان، سخنرانیِ سیدعلی خمینی، این میراثدار اندیشه و کردار امام خمینی کبیر، به نقطه اوجِ این احساسات تبدیل شد. او با لحنی که نه از سرِ سیاست، که از عمقِ دلسوختگی و غیرتِ دینی برمیخاست، در جمعِ انبوهِ مردم، بار دیگر بر وجوبِ خونخواهی و لزومِ «تغییرِ معادلاتِ قدرت» تأکید کرد. او گفت: که رهبرِ شهید، همراهِ گلوله و موشک، با «کینه دشمنانِ اسلام» به شهادت رسیده و باید به دنیا فهماند که اسلامِ ناب، اهلِ واکنشِ سخت و کوبنده است. حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی تحرکاتِ اخیرِ آمریکا در منطقه را «بازیِ نهائیِ ترامپِ قمارباز» توصیف کرد که تنها با «کشته شدنِ همین قمارباز و جریانِ جنایتکارِ پشتِ پردهاش» پایان خواهد یافت.
سخنانِ سید علی خمینی، نه یک بیانیه سیاسیِ معمولی، بلکه شعلهورکردنِ دوباره کوره مبارزه حقطلبان بود. او از جوانان خواست که این شبها را «شبهایِ قدرِ تاریخی» بدانند؛ شبهایی که تقدیرِ یک ملت برای قرنها تغییر میکند و با قاطعیت اعلام کرد که نظامِ جمهوری اسلامی، در غیابِ رهبرِ شهید، هرگز راهِ او را رها نخواهد کرد و در اولین فرصتِ میدانی، پاسخِ کوبندهای به متجاوزان خواهد داد که «خاکِ منطقه را برای همیشه به لرزه درخواهد آورد.» شورِ حاضران در پایانِ این سخنرانی، آنچنان بود که «خیابان» برای ساعتها در طنینِ «اللهاکبر» و «مرگ بر آمریکا» غرق شد.
پیام رهبری؛ ضربالاجلی برای دشمنِ متکبر
اما برگِ مهمتر دفترِ امروزِ ایران، با انتشارِ پیام رهبری معظمِ انقلاب ورق خورد. در این پیام، به صراحت اعلام شد «انتقامِ خونِ رهبرِ شهید، خطِّ قرمزِ نظام است و هیچگونه مماشاتی با عاملانِ این جنایت، به ویژه رژیمِ آمریکا و رئیسجمهورِ جنایتکارِ آن، ترامپ، پذیرفتنی نیست.»
ایشان با اشاره به «ترامپِ قمارباز» به عنوانِ محورِ اصلیِ توطئهها، نوید دادند که «پاسخِ ایران، فراتر از مرزها خواهد بود و در جایی به او خواهد رسید که کمترین انتظارِ آن را داشته باشد.» جالبِ توجه این است که این پیام، از هرگونه ابهام در موردِ نحوه انتقام پرهیز کرده و آن را به تنبیهِ شخصِ ترامپ و نابودیِ پایگاههایِ تدارکاتیِ او در منطقه تعبیر کرده است. در حقیقت ولی امر مسلمین، پایانِ دورانِ صبرِ استراتژیکِ ایران را اعلام کرده و مردم را به «آمادگیِ کامل برای رویاروییِ نهائی» فرا میخواند.
از شعارِ خیابان تا تدبیرِ نظام
همسوییِ یکپارچه برای سرنگونیِ سلطه
آنچه این روزها بیش از هر چیز خودنمایی میکند، همسوییِ میانِ خواستِ مردمِ خیابان و موضعگیری مسئولان و نهادهای نظام است. شعارِ «مرگ بر آمریکا» حالا به یک راهبردِ عملیاتیِ جدی تبدیل شده است. مردم نه تنها خواهانِ قصاصِ قاتلانِ رهبرِ خود هستند، بلکه با شعورِ تاریخیِ خود، میدانند که تا ریشه این فساد، یعنی «جریانِ ترامپ و همفکرانِ صهیونیستش» در جهانِ سیاست نابود نشود، این جنایتها ادامه خواهد یافت. به همین دلیل، در میانِ جمعیت، شعارهایِ جدیدی مثل «ترامپ باید بمیرد» و «انتقامِ ما، کاخِ سفید را میسوزاند» همآوا با تکبیرها، آسمان مقدس وطن را پرکرده
است.
این فضایِ پرشور، اما تنها به انتقامِ فیزیکی خلاصه نمیشود. آنچه در لایههایِ پنهانِ این حماسه جریان دارد، یک «تغییرِ گفتمانی» است. ایرانِ امروز، در حالِ عبور از مرحله بازدارندگیِ دفاعی به سمتِ اقتدارِ تهاجمی است. رزمندگان اسلام با الهام از این فضایِ پرشور، از آمادگیِ خود برای انجامِ عملیاتهایِ فراگیر و غافلگیرکننده در سراسرِ جبهه مقاومت خبر میدهند و کارشناسانِ نظامی نیز معتقدند که ساعتِ صفرِ پاسخِ ایران بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که دشمنان تصور میکنند.
حقیقت این است که ایرانِ امروز، در میانِ سوگِ سنگینِ رهبر شهید و خشمِ فروخورده چندین ساله خود، به بالاترین پله یک تصمیمِ تاریخی رسیده است. خیابانهایِ ایران، دیگر تنها جایِ عزاداری نیست؛ آنجا میعادگاه مردمان مقاومی است که لحظهشماری میکنند تا «انتقامِ سخت» وعده داده شده را به ظهور برسانند.
سیده یاسمن رودباری